بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393
به گفته محققان دانشگاه پنسیلوانیا یکی از رایج‌ترین وضعیت‌هایی که در پی آن زنان دچار سندرم(شکستن قلب) می‌شوند، از دست دادن همسر یا مشاهده سردی همسر است. این سندرم برای اولین بار توسط پزشکان ژاپنی و در سال 1990 شناسایی شد...
برای مطالعه مطلب و ارسال نظر کلیک کنید



طبقه بندی: بحث و گفتگو : مشاوره خانواده، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: مهدیار
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

من یه دختر 26 ساله مجرد هستم که چهار سال پیش یه وبلاگ داشتم . در این وبلاگ اشعار مختلف و عرفانی رو می زاشتم و به کسی نگفته بودم که این وبلاگ مال من هست به غیر از دو سه تا از دوستای قدیمی در کلاس زبان. در وبلاگم هیچ اسم و نشونی از خودم نزاشته بودم. برای یه مدت یه نفر که کاملا منرا می شناخت در این وبلاگ در بخش پیام ها ابراز علاقه می کرد به نیت ازدواج (بدون معرفی خودش) ولی من جوابش رو نمی دادم . بعد چند ماه شروع کرد به ایمیل زدن.(آدرس ایمیلم روی وبلاگ بود) از نوع پیام ها و اطلاعاتی که میداد مطمئن بودم که از بچه های کلاس زبانی هست  که می رم.حدود 50 نفر در این کلاس شرکت میکردن. از این ماجرا 4 سال می گذره. ولی حالا  مجددا  6 ماهه داره به گوشی همراهم اس ام اس و زنگ می زنه ولی حرف نمیزنه. باز هم اول ابراز علاقه می کنه بعد شروع می کنه به توهین کردن به من و خانواده ام. توهین به قیافه و  سطح مالی خانواده و .... با توجه به اس ام اس هایی که می زنه کاملا مشخصه که خیلی به من نزدیک بوده. چون اسم تمام دوستام و محل کار و اسم همکارهای گذشته و الان من رو می دونه. من در کلاس زبان از همه درسم بهتر بود و اعتراف می کنم دختر خیلی مغروری بودم  و هیچ کسی رو تحویل نمی گرفتم. احتمال می دم این شخص هم از این رفتار من ضربه خورده باشه و ... از طرفی من اعتقادات خودم را دارم  و حتی حرف زدن با جنس مخالف رو (به هر دلیلی) نمی پسندم.هیچ پسری شماره من رو نداشت. این مزاحمت ها کم کم دارن من رو نگران می کنن تصمیم گرفتم برم از این خط ایرانسل شکایت کنم ولی خانواده ام  شدیدا مخالف هستن . میگن تو محلش نزار خودش خسته میشه.ولی اگر می خواست خسته بشه تا حالا شده بود . از طرفی من می ترسم 5 سال دیگه هم دوباره پیداش بشه و مزاحم بشه. اون زمان ممکن باعث به هم ریختن یه زندگی بشه. شاید همسر آینده من حرف های من را باور نکنه. به نظر شما من چی کار کنم؟؟؟؟؟؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : سایر موارد، 
برچسب ها: با مزاحم های تلفنی چه کنیم، آیا مزاحم تلفنی میتونه زندگی رو بهم بریزه، اگه شوهرم بفهمه مزاحم تلفنی دارم چی میشه، آیا مزاحمت های تلفنی رو به همسرم بگم، ایا مزاحمت های تلفنی رو به خونوادم بگم، مشاوره ازدواج و خانواده، مشاوره دینی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

 سلام

ده ماهی هست که عقدکردیم سرهرموضوعی کوتاه اومدم مهریه موهم خیلی پایین گرفتم امامیگه عروسی نمیگیرم تواین ده ماه کلی بحث کردیم خودش راضی شده پولشم داره اما خانوادش سرسختانه مخالفت میکنن.این موضوع خیلی برام مهمه خودش هم میدونه اماازخانوادش میترسه واین باعث میشه ازش بدم بیاد وسردبشم  حس میکنم هنوزمردنشده بچه است .هرکاری کردم اما فایده ای نداشت.فقط میگه لباس عروس بپوش خانواده من باخانواده خودت یه جشن مختصر.بدبختی اینه به همونم جاندارن.میترسم این موضوع باعث جداییمون بشه.خانواده منم چون سرمهرکوتاه اومدن قبول نمیکنن.موندم چه کنم؟میترسم یه عمرحسرت به دل بمونم؟میترسم هیچوقت نتونم ببخشمش

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : دوران عقد، 
برچسب ها: مشاوره خانواده، مشکلات دوران عقد، شیوه های مدیریتی دوران عقد، چرا باید عروسی گرفت، ایا بین عقد و عروسی فرقی هیت، فاصله بین عقد و عروسی چقد باید باشه، تربیت فرزند،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

سلام

دوستان راستش من دوستی دارم که مذهبیه خب این جور که میدونم عاشق کارشه و هدفای مادی و معنویه  زیادی داره که میگه باید تلاش کنم بهشون برسم راستش برای برنامه ریزی  کارش با شخصی که هم رشته هستن یه مدت توی فضایی(مجازی) مشغول گفتگو شدن ، مدتی که گذشت فهمیدم پسری هم که بهش مشورت میداده مذهبیه چون حرفایی که بهش می زده با کسایی که با دوستم حرف میزدن متفاوت مثلا یه مدت دغدغه یه کاری براش پیش میاد که براش عذاب وجدان میاره.  همه بهش میگن  باید این کار را انجام بدی تا موفق بشی اما اون اقا مخالفت میکنه و توی صحبتاش میفهمه که میگه خدا با این کارت مخالفه ونباید این کار را انجام بدی وخیلی از صحبتایه دیگه ای که به قول خودش یه جورایی انگار اون واسطه ای از طرف خدا برای دوستم... حالا ایشون(دوستم) تقریبا  1 ماهی است که عاشق این اقا شده و دوس نداره احساسی به این قضیه نگاه کنه .... برای این کارش با خانومی که این اقا را میشناسه پیام میزاره و اون خانم را واسطه قرار میده و دوستم را به این اقا معرفی میکنه و این اقا که با دوستم صحبتاشونا میکنند هر دو موافق این هستن این روش باید رسم ورسومات خودش را طی کنه و به دوستم گفتن کمی صبر کنه  خب تقریبا 1 هفته ای هست که میگذره ودوستم حال چندان خوشی نداره ، دوست نداره بلا تکلیف باشه  چون احساس میکنه به  برنامه ی کاریش لطمه خورده و یکمی برنامه زندگیشو بهم ریخته ..... ممنون که به دوستم کمک میکنید...   

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : عشق، 
برچسب ها: مشاوره خانواده، مشاوره ازدواج، مشاوره جنسی، مشاوره زناشویی، چطوری به عشقم برسم، راه های رسیدن به عشق، چطوری به کسی که علاقه دارم بگم،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

سلام

پس از چند ماه آشنایی خانواده ها در طی جلسه ای تصمیم بر این گرفتند که درباره مهریه صحبت کنند.

خانواده دختر اعتقاد محکمی به مهریه دارند اما خانواده پسر مهریه پایینی رو در نظر دارند و خود پسر معتقد هست از آنجاییکه توان پرداخت مهریه زیاد رو ندارم,زیر بار دین این موضوع نمی رم. حتی اگه موضوع بهم بخوره!

من هم برای اینکه به ایشون به سبب نزدیکی افکار و علایق و فرهنگ علاقه داشتم,برای اینکه بار مهریه روی دوش ایشون نباشم,با رضایت خانواده گفتم,بندی رو می نویسیم که شرط گذاشته شه,این مهر تا زمان طلاق توسط آقا از طرف خانم بخشیده میشه!

مهریه مد نظر خانواده ... 

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : سایر موارد، 
برچسب ها: بحث و گفتگو در مورد ازدواج، میزان مهریه ای باید پرداخت بشه، بهتره میزان مهریه، شرط و شروط ضمن عقد، میشه مهریه رو تا زمان طلاق بخشید، میشه مهریه رو با شرط بخشید؟، مشاوره زناشویی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:521)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]