مشاور ازدواج و خانواده
سخنرانی مشاوران سایت در زمینه ازدواج و خانواده پنج شنبه ها ساعت نه شب.
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه هفتم فروردین 1394
سلام.13 سالم بود عاشق یه پسری شدم که در یکی از شهر های کوچک ایران برزگ شده و زندگی می کنه.و من خارج از ایران برزگ شدم. من عاشق اش شدم و به خاطرش خواستگارامو رد کردم.اما اون هیچ وقت نگفت دوستم داره.سال ها گذشت و من بازم از ایران رفتم و خبر رسید که با اصرار پدر و مادرش داره زن می گیره. با دختر عموش ازدواج کرد و گویا این دوسال همیشه دعوا داشتند باهم.تا این که من دوباره برگشتم ایران و اس ام اس زدم و از عشقم گفتم.در کمال ناباوری اون گفت که سالها عاشقم بوده اما پیش خودش فکر می کرده خانوانده ی من هرگز اونو قبول نمیکنند. کلی گریه کرد و گفت هیچ بهونه ای نداره از زنش جدا شه.الان دو ماهه من و اون در ارتباطیم و مثل تمام این سال ها عاشق هم.در ضمن با هم فامیلیم.دوست دارم باهاش بمونم چون عشق زندگی منه و من قصد ازدواج ندارم کلا.اما از طرفی سردرگمم
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: وقتی از عشقم گفتم استقبال کرد



برچسب ها: معشوقم ازدواج کرده، رابطه با پسری که زن داره، دوسش دارم ولی زن داره،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه هفتم فروردین 1394
من 31 سال و تحصیلاتم در حد کارشناسی ارشده دوسال با ی دختر 18 ساله اشنا شدم و رابطه خوبی  با هم داشتیم و بعد این قضایا یهویی مامانم اونو دید وازش خوشش اومد در مورد من با اون بحث ازدواجو پیش کشید و دختره قضیه رو خیلی جدی گرفت و همه خواستگاراشو بخاطر من رد کرد .البته اینو بگم که کسی از رابطمون متوجه نیس و اون دختریه که فهمو شعورش از سنش بالاتره سنشم 19 سالس و تحصیلات تا حد دیپلمو داره و بقول معروف کدبانوی خانوادس و دختریه که از نظر اخلاقی و طرز تفکر شبیه منه ولی من ملاکام اینه که ی دختر تحصیل کرده و از لحاظ طاهری زیبا وی خانم محترم باشه هستش و از طرف دیگه این دختره چون کدبانو و طرز تفکرو اخلاق شبیه منه رو نمیخوام از دست بدم بنطرتون من چیکار کنم تو موقعیت یلی بدی هستم ممنون میشم کمکم کنین
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: بعد از دوسال فکر کرد قصدم ازدواجه!!



برچسب ها: دوستی و ازدواج، ازدواج اشتباهی، اختلاف سنی، ملاک های انتخاب همسر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه ششم فروردین 1394

من یک جوونی هستم که چند سالی هسته اقدام کردم برای ازدواج اما وقتی که به خواستگاری دخترای مورد علاقه ام که مذهبی و باظاهری مناسب هستن میرم با جواب نه روبرو میشم فکر نکنید توقعاتم بالا گرفتم تحصیلات  وموقعیت خانوادگیمونم یکی بوده اما چون من شوفرم و به اعتقاد جامعه امروزی از نظر موقعیت اجتماعی وتحصیلات وشعلی وضعیته مناسبی ندارم با توجه به این شرایط دیگه اشتیاقی برا ازدواج ندارم . وتوی تنهایام با خودم این کلنجارو میرم که این اعمال مذهبی که انجام میدادم مثل نماز وروزه پایبندی به صداقت کسب روزی حلال مهربونی وخوش اخلاقی فقط یک صورت مذهبین نمیدونم شایدم اصلا این چیزا در من یک مقام نشده که باعث زییابی های سیرتم بشه و باعث جذب طرف مقابلم بشه وانقدر ارزش پیدا کنه که ازچندتا اجر یک خونه یا آهنای و دشکایی یک ماشین .

و الانم زیر سه تا فشارم ۱- از دست دادن اشتیاقی برای ازدواج ۲- قبول نبودن واحساس ناخالص بودن اعمال3۲ ساله زندگیم و۳-ترس از فشار جنسی و کشیده شدن به سمت گناه بخاطر ازدواج نکردن

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: دل نوشته یک راننده تریلی




برچسب ها: از دست دادن شوق ازدواج، انگیزه ای برای ازدواج ندارم،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه ششم فروردین 1394
با سلام. من بالاخره بعد از دو سال تونستم شرایط ازدواج با دختر مورد علاقه ام رو پیدا کنم. یک کار برای خودم پیدا کنم و تهران ساکن بشم. خودم اهل کردستان و این دختر اهل خوزستانه. یک مشکل فقطووجود داره که نمیتونم راحت از کنارش رد بشم، و اونم اینه که دختره فقط یک خواهر داره که اونم ایلام زندگی میکنه و در خونه شون یک مادر و پدر داره که پدرش نابیناس. در حال حاضر خود پدره به کمک همسرش زندگیش رو میچرخونه و دوست ها و همکار های حوزویش همیشه پیشش هستن و در طول روز مشکلی نداره. الانم ۶۰ سالش هست و کاملا سر حاله. جاهایی هم که کار داشته باشه همین دخترش کاراشون رو انجام میده. از طرفی هم عمو ها و عمه های این دختر مورد علاقه ی من همسایشونههستن و همیشه مواظب پدر و مادرش هستن. تمام اینها به کنار.من از این میترسم بعد ها پدر و مادرش دچار مشکل بشن و کسی نباشه ازشون نگهداری کنه و تو زندگی ما اثر منفی بزاره.هر چند که عمو ها و عمه های دختره همسایه های دیوار به دیوار اونا هستن، اما بازم شاید در آینده خیلی نتونن به اونها برسن. از طرفی هم رابطه ی عمه ها و عموها ی دختره با مادرش خیلی بده و اینم خودش مشکلیه.البته خواهر دختره گفته بعدا اونارو میبرم پیش خودم اما از اونجایی که شاید واسه ادامه تحصیل با شوهرش برن خارج، ی خرده این موضوع هم با شک همراهه. منم که تهران نمیتونم اونارو که کاملا وابسته با خوزستان هستن بیارم تهران. به شدت هم دختره رو دوست دارم و نمیخوام بعد از دو سال از دستش بدم. خواهشا یک راه حل و یا فکر برتر پیش راه من قرار بدید تا بدونم چه کاری انجام بدم تا بهترین کار باشه. اگر واقعا این خواهر دختره مواظبت از اوها رو قبول کنه و یا اینکه عمو ها و عمه های سن بالا و مجرد دختره بتونن در آینده هم از اونا مواظبت کنن و مادر دختره رو اذیت نکنن خیلی خوب میشد. شما چه چیزهایی به ذهنتون میرسه؟ چیکار منم؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: پدر و مادرم همسر آینده



برچسب ها: فراهم کردن شرایط ازدواج، مشکلات و موانع ازدواج، موانع ازدواج با دختر مورد علاقم،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه پنجم فروردین 1394

سلام خسته نباشید

دختری 20 ساله هستم حدود 3 سال با ی پسر دوستم که 29 سالش اولشم عاشق نبودم فقط کنجکاو بودم بعد برام شد دوست داشتن و عادت سال اول خوب بود یه هفته قبل قبولی دانشگاه تمومش کردم اما بعد اینکه رفتم شهر غریب نتونستم سخت بود وباره دوست شدیم در تمام این سه سال هر بار گفتم ازدواج یه بهانه آورد قبول نکرد ایشون در این سه سال گاهی به من پول میدادن که قبول نمیکردم  ایشونم به کارتم  پول میریختن که اونم یه بار شماره کارتمو از تو کیفم برداشته بود دوماه پیش که دعوامون شد تو حرفاش پول دادناشو کوبید تو سرم بهم گفت گدای ه*ر*ز*ه با این حرفش یهو از هرچی حس خالی شدم احساسم نابود شد بعدش کلی معذرت خواست قبلا هم بهم چندبار گفته بودن اما این بار خیلی بد بود باهاش تموم کردم اما اون دست برنمیداره میگه تاسه ماه دیگه میام خاستگاری همه چیزیو درست میکنم اما من دیگه دلم رضا نیست سردم چکار کنم ؟ ایشون 6 ماه هم مشکل عصبی داشتن که کم کم بهتر شدن اما مشکل من سرد شدنم بعد دواه هنوز بی احساسم ؟اجازه بدم بیاد خاستگاری ؟ چه تضمینی هست دوباره بهم سرکوفت نزنه ؟ چکار کنم کمکم کنید

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: عاقبت پول گرفتن از جنس مخالف!




برچسب ها: رابطه با جنس مخالف، پول گرفتن از دوست پسر، رابطه با دوست پسر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه پنجم فروردین 1394
سلام,۲۳ سالمه در شرف ازدواجم,ادم خیلی اروم و کم حرفیم,برام خواستگار اومده بود بیشتر اون داشت حرف میزد من نمیدونسم باید چی بگمو چه جوری حرف بزنم ک باعث ازار هر دومون شد,خواهش میکنم یه راهکاری جلوم بذارید,دارم دیوونه میشم,خستم از وضعیت خودم
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: بلد نیستم با خواستگارم حرف بزنم



برچسب ها: جلسات خواستگاری، شیوه صحبت کردن، روش صحبت با خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی ملک
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:575)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]