مشاور ازدواج و خانواده
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه چهارم آبان 1393
سلام
4 سال با خانمی در ارتباطم که مدعی این بود عاشقانه دوسم داره، البته که اثبات کرده بود. ما قصد ازدواج داشتیم آخر امسال تا اینکه از شانس بد ما توی شرکتی که کار میکرد با خانمی آشنا شد که قبلا با من در ارتباط بود. بعد از مدتی تماس گرفت که دیگه نمیتونه با من بمونه، و خطش رو عوض کرد البته بنده چند بار رفتم سراغش، میگه من دیگه دوست ندارم و مبخوام با یکی دیگه ازدواج کنم. اما اطرافیانش میگن کسی تو زندگیش نیست. هر چی هم بیشتر میرم دنبالش ، لجبازیش بد تر و بدتر میشه...همه میگن یه مدت بیخیال شو، سرد میشه، ولی میترسم به کس دیگه پناه ببره...
به نظر شما چه کار کنم
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: می ترسم به شخص دیگر پناه ببرد



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه سوم آبان 1393

با نام و یاد خدا

سلام خدمت همه ی شما هموطنان عزیزم ... داستانی كه مطالعه خواهید كرد ، بر می گردد به مورخه 26 خرداد ماه 1393 ! آشفتگی و سردرگمی منم از همون تاریخ رقم خورد! كه نیاز به راه نجات و به دنبال درمان علمی این مشكلم هستم ! هر چند كه میدانم دیگر كار از كار گذشته ، اما با این حال فراموش كردن این درد برایم دشوار و متاسفانه غیرممكن شده !

به همراه پدرم به بیمه آتیه سازان حافظ ، جهت دریافت هزینه ی بستری مادرم در بیمارستان، به این شركت رفتیم ! جایی كه رسیدیم ، به ما گفتند كه از این مكان جمع شده و به مكان دیگری در خیبان ؟ منتقل شده !

پدرم گفت كه برگردیم و امروز رو بی خیال شیم و دیره ! اما ...

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: حتماً مطالعه كنید و كمكم كنین!!!




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه دوم آبان 1393

سلام و عرض ادب.

تنها دختر باقی مانده در خانواده هستم و بقیه ازدواج کرده اند و رفته اند. دوران نوجوانی و مدرسه خیلی فعال، شاد، پر از آرزو و همیشه محبوب مدرسه و بچه ها بودم. درسم هم متوسط بود. دوران دانشجوییم با توسل به امامان عزیز چندبار موفق شدم یکی شون رو با چشممم ببینم و از اونموقع دل و دماغ هیچی چیزیو ندارم. الان خیلی ساکت شده ام و اصلا علاقه ایی به ارتباط با دیگران ندارم و دوست دارم فقط خودم باشم و خودم. با 2 بار کنکور دادن وارد دانشگاه آزاد و یک رشته معمولی شدم اما ...

برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: به نظرم ازدواج هم لابی می خواد!




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393
سلام...
متاسفانه یا خوشبختانه در حال متارکه هستم ...هم خوشبختانه چون دارم از یه رابطه ی خطرناک بیرون میام هم متاسفانه چون طلاق حواشی زیادی داره...
لطفا از دلایل طلاق نپرسید چون بازگو کردنش واقعا سخته برام.

مشکلاتی که الان دارم  و ازتون در موردشون راهنمایی و کمک میخوام:

1) برگشت به خونه ی پدریه و علی الرغم اینکه خانواده منو به خوبی پذیرفتن ولی تحمل امر و نهی های پدر و مادر برام خیلی سخته من استقلال رو تجربه کردم و حالا برگشت به این وضع برام سخته ... حتی مادر و پدرم  در مورد کثیفی اتاقم نظر میدن و با حالت دستور و طلب کاری تذکر میدن

2)اذیت های همسرم مبنی بر ندادن مهریه و در عین حال طلاق ندادن که آرامش منو به هم زده و اضطرابو وارد زندگیم کرده فکر به اینکه قراره چند سال طول بکشه تا ازش جدا بشم دیوونم میکنه سعی میکنم بهش فکر نکنم ولی بازم سخته

3)عذر میخوام بابت طرح این قسمتش ولی متاسفانه اینم یه بخش ماجراست: نگاه هرزه ی مردایی که یا از زندگیشون راضی نیستن یا با همسرشون صادق نیستن و این بدترین و سخت ترین و مشمئز کننده ترین بخش طلاقه

4)ترس از آینده ی مبهمی که تمام تلاشم برای روشن شدنش و پیشرفت شخصیمه ولی ازدواج بعدی برای من با کسی که قبلا ازدواج کرده اصلا یکی نیست من تمام راه هارو امتحان کردم رفتم و عاقبت ازدواجم شد این. از این میترسم که بازم دچار هچل بشم.

5)کنار اومدن با اصل واقعه یعنی طلاق که افسردگی اضطراب و سایر حالتای روحی منفی که برام ایجاد میکنه

 پیشاپیش مرسی


برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: با سختی های طلاق چطور کنار بیام؟




طبقه بندی: زنان و دختران طلاق گرفته،  احساس تنهایی بعد طلاق، 
برچسب ها: طلاق، متارکه، مشکلات پس از طلاق،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: سلوک
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393
با سلام.من یه دختر32ساله هستم .حدود یکسال هست که جدی به ازدواج فکر میکنم.(قبلا خواستگارهای زیادی داشتم و خیلی راحت رد میکردم)از طریق سایت همسریابی با آقایی آشنا شدم که در یه شهر دیگه هستن.و گفتن که برای ادامه زندگی به شهر ما میان.دوبار به شهر ما اومدن و ما همو دیدیم.دیدارها و گفتگوها خیلی رسمی بوده.مشکل اینجاست که هیچ علاقه ای در من ایجاد نشده.چه از ظاهر و چه صحبت کردنش خوشم نیومده.ولی ایشون تصمیمشون رو گرفتن ومنو پسندیدن.با این حال بهشون گفتم از طریق خانواده اقدام کنن.ظاهرا خانوداه ایشون روستایی هستن و ایشون از این مساله خجالت میکشن.هر چند من بهشون گفتم صداقت و پاکی مهمه.ایشون میگن من به تنهایی میام خواستگاری اگر خانوادت موافق بودن با خانواده میایم.حتی یه بار گفتن میشه اصلا شما خانواده منو نیبینین یا به جای اینکه اونا بیان شما بیاین ببینینشون؟که البته من مخالفت کردم و بعد حرفشون رو پس گرفتن.من جواب منفی دادم بهشون.دوباره پیام دادن و گفتن بازم فکر کن.منم قبلا خیلی از خواستگارام رو خاطر نداشتن علاقه رد کردم و پشیمونم.و الان واقعا دچار تردید شدم.ایشون از لحاظ شخصیتی آدم خوبی هستن و اهل دوست دختر و این رابطه ها نبودن.این از رفتارشونم معلومه.به نظر شما چیکار کنم؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: به جای اینکه ما بیاییم خواستگاری شما...



برچسب ها: ازدواج اینترنتی، آشنایی از طریق سایت همسریابی، عدم پسند ظاهر فرد مورد نظر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393
سلام،دختری هستم 24ساله،کارمندم ظاهرم خوبه اما خواستگار خوب ندارم و احساس میکنم ب خاطر وضعیت مالی خانواده ام هست که ضعیفه،با وجود این تازگیا فهمیدم کیستای ریز دارم و احتمال بارداریم کمه ایا لازمه که اگه خواستگار خوب اومد باهاش در میون بذارم،همش.نگرانم.که تا آخر عمر تنها بمونم یاازدواج کنمو بچه دار نشم،لطفا راهنماییم کنین

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: می ترسم تنها بمونم





طبقه بندی: بچه دار شدن،  نقص بدنی،  تجرد دائمی یا ازدواج بدون علاقه، 
برچسب ها: بیماری و ازدواج، ازدواج با دختر مریض، ازدواج یا تجرد دایمی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: سلوک
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:520)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]