بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393

سلام...

به همه چیز دارم شك می كنم ! به ایمان - به تقوا- به پاك بودن - به راستگویی - به حتی متأسفانه دین !

اهل نماز و روزه و درستكاری هم كه باشی ، ولی دور و اطراف خود را كه مینگری می بینی كه خیلی ها ، چقدر ساده به خیلی چیزها دست یافتند ، بی هیچ دغدغه ای ! جالب اینجاست كه با خیلی هاشون هم صحبت كه شوی ، چقدر ناشُكر اند ! آنوقت هست كه آدم خودش را می بیند ، به خود می گوید كه :

فُلانی ، دو داری به آب و آتیش میزنی كه به كمترین چیزها برسی و نمیرسی ! اما در مقابل تو ، خیلی ها با خط و خط بازی ها و پارتی بازی ها ، به سركار رفته اند و تشكیل زندگی داده اند ( ازدواج ) و خیلی ساده در جامعه ای كه بیان می كنیم اسلامی ست ، جلوی ما جولان می دهند ! با كمترین سواد - با كمترین تلاش- ( فقط یك رابطه كه اینها را به نان و نوا رسانده ) ! اما همچو منی كه سالهاست كه به درگاهت توكل كرده ام ، حتی دخل و خرجی برای امر ازدواج خویش ندارم ! می خواهم تشكیل زندگی دهم - میخواهم ازدواج كنم ( كیست كه از ازدواج فراری باشد ، تا دچار گُناه نشود) ! اما حیف كه ، فقر كُفر را به همراه دارد و همچون منی كه ادعا ندارم كه معصوم هستم ، اما خیلی كم سعی در خطا و اشتباه می شوم ، باید امروز بیایم و از وضع موجود خویش گِلِه كنم !

چرا باید اینطور باشد ؟! واقعاً چرا؟!

به همه چیز بدبین و سخت بین و مشكوك شده ام متأسفانه ! به نمازهایم - به گناه نكردن هایم- به راست گفتن هایم - به اینكه چرا خیلی ها كه رنگ و بویی از تلاش و ایمان و دین نبرده اند ، امروز ، چقدر راحت . . .

واقعاً خسته شدم از اینكه نمی توانم ازدواج كنم - از اینكه دوست داری خوب باشی و خوب زندگی كنی و ، بخاطر بی پولی نتوانی !

نمیدانم چه بگویم ! فقط همینكه دلم هم پُر است و هم خون ! شبها خواب ندارم و افكارم دائم مرا به شك در اعتقاداتم می برند !

ولی ... در پایان باز می گویم كه ای خدای بزرگ ، توكل بر تو ، چون تویی ارحم الراحمین ...

یا حق . . .

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.




طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: شک، شک به همه چیز، بدبین، ازدواج، مشاوره، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393
من چن سال قبل یکی از خواستگار هامو رد کردم بعد از چند سال نمیدونم چی شد دوباره تو تماسی که با ایشون داشتم و با ایشون صحبت کردم بهشون امید واری دادم برای ازدواج - شاید از روی احساس و بچگی یا تنهایی بوده نمیدونم ولی ایشون هم خیلی خوشحال شدن ولی وقتی ایشون رو از نزدیک دیدم متوجه شدم از لحاظ ظاهری تغییر کردن طوری که دوباره نظرم عوض شد من واقعا نمیخواستم با احساس ایشون بازی کنم ولی نمیدونستم که تغییر کرده ظاهرشون وشکسته شدن  و من بیشتز از ناحیه خانواده ام میترسیدم به خاطر ظاهرش قبولش نکنن و برای همین برای بار دوم هم علیرغم امید واری که بهشون داده بودم جواب منفی دادم الان خیلی از من ناراحت هستند ولی من نمیخواستم اینجور بشه همش عذاب وجدان دارم و همه اشتباهم این بود که تصمیم گیری از روی بچگی و بدون در نظر گرفتن جوانب این کار داشتم من پشیمونم از رفتارم ولی ممکنه تاوانشو تو زندگیم ببینم؟؟؟؟ممکنه قستمت و سرنوشتم عوض شه ؟؟؟و دلش شکسته شده باشه ؟؟؟از ی طرف اگر ازش حلالیت بگیرم میدونم یه دعوا پیش میاد اصلا امکان دوباره صحبت کردن با ایشون نیس فقط باید دعا کنم ازم راضی باشه ممکنه تو زندگیم تاوانشو ببینم؟؟من نیخواستم اینجور شه شب و روز نگرانم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: عذاب وجدان، رد خواستگار، ازدواج، قسمت، سرنوشت، حلالیت، تاوان،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی ام تیر 1393

سلام به دوستان عزیزم(یکی از دوستام این اتفاق براش افتاده میخوام بدونم چطوری باید راهنماییش کنم.البته به عنوان یه دوست نه مشاور)

اگه یه خانم قبل از ازدواج با پسری که دوسش داره براش مشکلاتی پیش بیاد به نظر شما این خانم باید چیکار کنه؟با در نظر گرفتن حیا و ازین حرفا

مشکلی که براش پیش اومده اینه که خانواده ی دختر و خانواده ی پسر باهم به مشکل برخوردن یه چیزی تو مایه های جروبحث و اجازه ندن این دوتا باهم ازدواج کنن.

نگید که فرار کنن چون شدنی نیست(مزاح)smiley

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی ام تیر 1393
یکی از همکلاسی‌هایم را از نظر شخصیت و روحیه به خودم خیلی نزدیک احساس می‌کنم. برداشت من این است که ما برای ازدواج هم کفو هستیم. آیا مناسب است که به ایشان پیشنهاد ازدواج بدهم؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.




طبقه بندی: بحث و گفتگو : پیدا کردن همسر مناسب، 
برچسب ها: شخصیت، روحی، همکلاسی، هم کفو، پیشنهاد ازدواج، ازدواج، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی ام تیر 1393
سلام من دختری20ساله هستم الان یکماهه که عقدکردم شوهرم ازهمه نظرعالیه خوش اخلاقه باخداست وضعیت مالی متوسطی داره خوش قیافه هم هست خانواده خیلی خوبی هم داره فقط پاهاش مشکل داره میلنگه اماخیلی کم جوری نیست که مشکل داشته باشه یا کند راه بره مثل خودم راه میره. منم چون که ازهمه نظرهیچ ایرادی ازش نمیتونستم بگیرم برام ظاهرمهم نبودوجواب مثبت دادم الانم پشیمون نیستم اماطعنه ای دیگران اذیتم میکنه حتی خانوادم پیش خودشون راجبش حرف میزنن من اتفاقی میشنوم خیلی دلم میشکنه کارم شده گریه گاهی اوقات حتی پشیمون میشم.توروخدابگیدچیکارکنم؟اگه مطمعن شم واقعا دوست داره دیگه حرف دیگران برام مهم نیست بنظرتون ازکجابفهمم واقعادوستم داره؟رفتارش جوریه که میفهمم دوسم داره امادودلم میخوام مطمعن شم.شمابااین وضعیت اگه جای من بودین چیکارمیکردین؟ممنون



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و هشتم تیر 1393
سلام ممنون میشم بانظراتتون کمکم کنید
برادری دارم۲۸ساله که مجرده واعتقاداتش خیلی من وخانوادم رواذیت میکنه,نمازنمیخونه ولی روزه میگیره ازاسلام فقط بعضی چیزاروقبول داره اگرخطایی ازش سربزنه وقتی بهش تذکرمیدیم میگه این چیزاکه گناه نیست,
مازیادبهش گیرنمیدیم یعنی اصلانمیدیم بعضی اوقاتم چیزی بگیم میگه بامن بحث دینی نکنید,ازعربهابشدت متنفره ومیدونم این تنفربه همینجاختم نمیشه ومیترسم که به دوری ازامامان منجربشه احساس میکنم اینهانظرات خودش به تنهایی نیست وخیلی دوست داره که نشون بده ادم عاقل وعالمیه اوایل خیلی مطالعه میکردتایه وقت کم نیاره شایدم همش برای جلب توجه باشه,من پنج سال ازش کوچیکترم وخیلی نگرانشم
ازوقتی تهران رفت سرکاراینجوری شد



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و هشتم تیر 1393
سلام بچه ها خواستم براتون دردودل کنم. به نظرتون شکستن دل یک دختر چقدر میتونه آسون باشه ؟ بعد از اینکه صبح رفتیم آزمایش نامزدی دادیم و اونجا باهم صحبت کردیم گفت نظرتون چیه باهم محرم شیم؟ گفتم خانوادم با صیغه مخالفند گفت من اینجوری راحت نیستم به نظرم بعدازجواب آزمایش زودتر محرم بشیم .اگه اینجوری باشه زیاد طول نکشه. گفت ارتباط تلفنی داشته باشیم من موبایلم رو بدم شماهم بدید قبلا هم مامانش گفته بود که پدرم اجازه نداد وگفت دوباره مطرح کنید . قراربود شب بریم خونشون گفت درمورد این مسایل فکرکنید و مطرح کنید شب بهم بگید . قراربود شب قبلش بریم خونشون که احیا بود ومامانم قرارروعوض کردند ولی اصرار داشت قبلش صحبت کنه مامانم هم گفتن یک شنبه بریم آزمایش ولی دوباره تماس گرفتند گفتند زودتر بریم همون دیروز صبح بعدش تلفنی میخواست باهام صحبت کنه گفت شماهم نظرتون مثبته که سریع تر بریم آزمایش و سریع تر این فرایند طی بشه؟ گفتم چندتاموضوع هست که حضوری میگم گفت اگه میخوای الان بگید تلفنی راحت نبودم وگفتم همدیگه رو که دیدیم. قبلش تردید داشتم که انگار خودش مطمین نیست ولی ...



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و هشتم تیر 1393

با سلام

از کارشناسان سایت تقاضا دارم تا اینجانب را راهنمایی فرمایند

به نظر شما ازدواج با دختری که مادرش دچار بیماریه سرطان است مشکل ایجا میکند یا خیر....

من هنوز این خانم را ندیده ام، ایشان به عنوان یک گزینه به من معرفی شده اند نمیدانم پا پیش بذارم یا خیر؟؟

نکته دوم اینکه خانواده ام حرفایی میزنند که نمیدانم درست است یا خیر گرچه خدامیداند خودم اصلا با حرفشون موافق نیستم ، حرف خانوادم این است که پدر این دختر خانم تمام دار و ندارش را خرج مادر این دخترخانم کرده است و خانوادم میگن که از جهزیه خبری نیست خودت میتونی با این مشکل کنار بیای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به نظر شما حرف خانوادم راسته یا نه؟یعنی نداشتن جهزیه واقعا مشکله؟

واقعا نمیتونم قانعشون کنم.

ممنون از کمکتون.........

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: امین کارشناس پاسخگو
(تعداد کل صفحات:354)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]