مشاور ازدواج و خانواده - نکات کلی مشاوره ای - بخش اول
نکات مشاوره ای زیر خلاصه ای از سوال و جوابهای موجود در سایت است که استخراج گردیده و در چندین موضوع دسته بندی و برای مطالعه دوستان آماده شده است.

نیاز جنسی

1.خویشتن داری به جای ازدواج : درست نیست چون اولا: طبق قول قران در سوره نور ایه 32 و 33 اول ازدواج، بعد خویشتن داری، آن هم به صورت موقت تا زمان قدرت بر ازدواج 
شاید بگویید: وقتی تا سالها امکان ازدواج نیست در نتیجه عملا طبق قران خویشتن داری بر ازدواج مقدم است جواب: این حرف در مورد ازدواج ایرانی که با سختی فراوان همراه است درست است اما ازدواج دینی اصلا نیاز به پول و امکانات ندارد تا جوان بخاطر ان مجبور باشد سالها خویشتن داری کند
ثانیا: ممکن است بخاطر خویشتن داری اذیت شوی و قدرت مقاومتت کم شود و   حرف دیگران هم اثر گذارد و بگویی: کی گفته که دوست دختر داشتن بد است.
این را هم بدان اگر اولین ارتکاب گناه سخت است بعد برایت عادی می شود و وقتی هم لذتش را چشیدی بیشتر به وادی گناه کشیده می شوی
ثالثا: ممکن است کثرت خلافهای جنسی به ازدواجت لطمه بزند

2.خود ارضایی رفع نیاز است، چرا گناه است : جواب: نیاز شهوانی مثل نیاز به اب و غذا است اما مگر انسان هر اب و غذایی را می خورد که نیاز شهوانی را به هر صورت رفع کند؟ پس برای ارضای جنسی از راه صحیح -که ازدواج است- باید اقدام کرد
سوال: وقتی ازدواج ممکن نیست چرا خود ارضایی درست نباشد
جواب : خود ارضایی علاوه بر گناه بودن آن، مشکل چندانی را حل نمی کند چون اولا: مثل ازدواج ارامش جنسی نمی اورد و ثانیا: ممکن است استانه انزال را پایین بیاورد و فرد دچار انزال زودرس شود که پیامدهای زیر را به همراه دارد:
اول: همسرش ناراضی می شود چون نمی تواند همسر را به ارگاسم برساند
دوم: از لذت آمیزش جنسی کامل محروم می شود
سوم: به دلیل عدم لذت، میل او به امیزش با همسر کم می شود
چهارم اینکه: به ارامش جنسی نمی رسد و تحریک پذیری جنسی دارد و ممکن است سراغ چشم چرانی و رابطه های ناقص با غیر همسر، دیدن فیلم و عکس سکسی، برود
سوال:پس آنها که شرایط ازدواج را ندارند چه کنند؟
جواب : از نظر دینی ازدواج شرایط خاصی ندارد که افراد نیازمند بخاطر فراهم نبودن آن مجبور به خود ارضایی شوند البته از نظر اجتماعی شرایط متعددی لازم است که آن هم ربطی به دین ندارد 
سوال: دین مقصر نیست اما بالاخره برای کسانی که بخاطر شرایط فعلی نمی توانند ازدواج کنند راهی ارائه کند
جواب: از نظر دینی وجوب ازدواج ساقط است اما باید به هر صورت که می توانند خویشتن داری کنند
سوال:چه طور در شرایط فعلی خویشتن داری ممکن است؟
جواب: خود را از معرض اسباب تحریک جنسی دور کند تا بتواند خود را نگه دارد
سوال: در این صورت باید خیلی کارها را نکند یا خیلی جاها نرود و رنج فراوان بکشد و دین مسئول این رنج و زحمت او است
جواب: مسئول درد و رنج جوان افکار جامعه است که بر خلاف دین ازدواج را سخت کرده و بعد از خویشتن داری قرار داده است    
سوال: چرا دین در شرایطی که جوانها این قدر رنج می کشند کوتاه نمی اید
جواب: اگر قرار باشد بخاطر رنج جوانان اجازه کار خلاف را به آنها داده شود مثل این است که به مال باخته اجازه دزدی داده شود تا سختی کمتری بکشد 
پس به جای فکر عقب نشینی دین در زمینه خود ارضایی بهتر است به فکر اصلاح باورهای نادرست جامعه بود

3.دکتر گفت: کم خود ارضایی کردن ضرر ندارد: چون وسیله دفع شهوت مردان است جواب: اولا: با توجه به حرام بودن حتی یک بار خودارضایی، به صورت قطعی نمی شود گفت که خودارضایی کم ضرر ندارد چون شاید ضررهایی دارد که هنوز پزشکی کشفش نکرده است
ثانیا: برفرض که خودارضایی کم، ضرر نداشته باشد ولی باز نمی توان آن را تجویز نمود چون ممکن است به خودارضایی زیاد کشیده شده و به پیامدهای منفی آن گرفتار گردد، بخاطر اینکه بعد از چشیدن لذت آن ممکن است تصمیمش عوض شود و ادامه دهد و یا اینکه علی رغم عدم تصمیم به زیاده روی، از دستش در برود خصوصا با توجه به اینکه اولین گناه سخت است و وقتی کسی اولین گناه را انجام داد گناهان بعدی برایش اسان می شود
سوال: چرا باید بخاطر احتمال زیاده روی بعض افراد، خود ارضایی به طور کلی ممنوع باشد
جواب:در همه قوانین حتی قوانین بشری احتمال خطر سبب وضع قانون کلی می شود مثل قانون راهنمایی و رانندگی که رد شدن از چراغ قرمز و سبقت از روی خط ممتد را ممنوع می داند هرچند خطری هم نباشد

4.لزوم رابطه جنسی قبل از ازدواج: بعضی از مردان دختری را که قبل از ازدواج رابطه جنسی نداشته باشد امل و خرافه نگر می دانند 
جواب: بعید است این حرف را از روی اعتقاد بزنند وگرنه باید لازم بدانند خواهر و همسر اینده شان سکس قبل از ازدواج داشته باشد لذا این حرف بیشتر به دروغ شبیه است و غرض از آن احتمالا شکستن مقاومت دخترها است تا برای فرار از انگ خرافه نگری تن به رابطه بدهند

5.راه مقابله با تحریک جنسی : دو راه بیشتر نیست اگر کسی بخواهد تحریک نشود یا باید ازدواج کند و یا اینکه هیچ نگاه یا ارتباطی با زنها نداشته باشد البته راه سومی هست که حرام است یعنی خود را از راه حرام ارضا کند که در این صورت از نگاه به زنها تحریک نمی شود
پس تحریک شدن فرد نشانه پاکی او است یعنی اهل نگاه و رابطه حرام نبوده که تحریک کننده نباشد

6.کم شدن قدرت مقاومت: کسی که می خواهد به جای ازدواج خویشتن داری کند ممکن است تدریجا قدرت مقاومتش کم شود و حرفهای دیگران در او اثر گذارد که می گویند دوست دختر داشتن بد نیست و به سمت ارتباط رود نکته مهم اینکه انجام حرام در ابتدا سخت است اما تدریجا اسان می شود و از رابطه گفتاری به بدنی و جنسی کشیده می شود

7.امید افزاینده قدرت خویشتن داری: کسی که در مسیر ازدواج بیفتد مشغولیت فکری و امیدی که برای رسیدن به معشوق پیدا می کند قدرتش را بر خویشتن داری اضافه می نماید

8.راههای پیشگیری از خود ارضایی : موارد زیر به پیشگیری از خود ارضایی کمک می کند
- ازدواج: دلبستگی به همسر تمایل به حرام را کم یا نابود می کند 
- تقویت معنویت و ایمان به خدا و ترس از عذاب الهی با شرکت در مجالس مذهبی و حضور در اماکن زیارتی
- توجه به اثار منفی خود ارضایی مثل ناتوانی جنسی 
- پرهیز از خوابیدن با شکم پر 
- اجتناب از پوشیدن لباس های تنگ 
- خودداری از نگاه كردن به مناظر، فیلم ها و تصاویر تحریك كننده 
- اجتناب از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی های جنسی و تحریك كننده و فكر كردن در این امور 
- حتی المقدور پرهیز از خوردن مواد غذایی محرك مانند : خرما، پیاز، فلفل ، تخم مرغ ، گوشت قرمز، غذاهای پرچرب و استفاده از کافور در غذا و همچنین گشنیز و عدس برای کاهش میل جنسی
- تخلیه مثانه قبل از خواب
- پرهیز از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات به خصوص شب ها و قبل از خوابیدن
- خودداری از نگاه به بدن عریان خود را در آینه 
- عدم دست ورزی اندام جنسی خود خصوصا در رختخواب
- پرهیز از به رو خوابیدن
- منظم و زیاد ورزش کردن به منظور تخلیه انرژی زاید بدن
- اجتناب از بیكاری و پرکردن اوقات فراغت با مطالعه کتب علمی و... ، ورزش ، و تفریح غیر محرک جنسی و ... ، صحبت با دوستان در زمینه های غیر محرک جنسی
- اجتناب از بودن در مكان خلوت و تنها و دور از نظر دیگران خصوصا در صورت مورد هجوم افكار جنسی واقع شدن
- روزه مستحبی یا قضا گرفتن در هفته یك یا دو روز یا کم غذا خوردن به وسیله کاهش میزان غذا و افزایش فاصله هر وعده غذا وکاهش تعداد دفعات غذا
- رفتار متكبرانه با نامحرم و خود داری از سخنان ملایمت آمیز با آنها
- قرار نگرفتن با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه دیگران حتی برای آموزش و ...
- نرفتن به رختخواب بدون احساس خستگی
- خودداری از استحمام در زمان هجوم افکار جنسی
 
9.پیامدهای خویشتن داری: خویشتن داری بر دو نوع است ناقص و کامل، خویشتن داری ناقص این است که فرد فقط از مثل روابط بدنی با نامحرم دوری کند که در نتیجه ممکن است بخاطر خود ارضایی ناتوانی جنسی پیدا کند یا بخاطر فیلم و عکس دیدن تنوع طلب شود
خویشتن داری کامل هم این است که : از هرگونه تحریک شهوت پرهیز کند که پیامدهای زیر را دارد: محرومیت از لذت رابطه با همسر ، افسردگی و ناشادی، در ازار و اذیت دائمی قرار داشتن بخاطر مبارزه برای دوری از گناه، زودتر شکسته شدن دخترها نسبت به زنان هم سن خود، احتمال دچار شدن به خمودی جنسی بخاطر سالها خویشتن داری کامل در دخترها،

رابطه

1.رابطه داشتن خود فرد : کسانی که رابطه داشته اند و طرفشان می داند :
اولا: به طرف هم بفهمانند که کارهای سابق خود را نادرست می دانند و از آن توبه کرده اند
ثانیا: مطمئن شوند که تناسبهای لازمه را دارند وگرنه ممکن است اختلاف پیدا کنند و این مساله برای همسرشان زنده شود 
ثالثا: قبل ازدواج از هر گونه نگاه و صحبت شهوت الود یا رابطه بدنی پرهیز کنند
رابعا: از هرگونه رفتار و برخورد نامناسب با نامحرم در جلوی او پرهیز کنند
خامسا: بعد ازدواج رفتارشان شفاف باشد و از نامحرم حریم لازم را بگیرند
سادسا: از نظر انجام مسائل مذهبی خود را تقویت کنند 
سابعا: از طرف قول بگیرند که بعدا از این مساله حرفی نزند
ثامنا: خود را آماده کنند که اگر در اثر عصبانیت حرفی زد از او بگذرند

2.رابطه داشتن طرف مقابل با او یا دیگری:
ممکن است موجب شک به طرف شود مگر اینکه :
اولا: رابطه او گناه الود نبوده باشد یا اینکه طرف این مقدار رابطه را ناپاکی نداند
ثانیا: اگر رابطه گناه الود بوده هرزه نشده باشد و ارتباطش به قصد ازدواج بوده باشد
ثالثا: صرف نظر از عشق، او را به صورت مجموعی بخاطر نقاط قوت دیگرش قبول کند
رابعا: برایش ثابت شود که این کارها را ناپاکی می داند و توبه کرده و رفتارش نیز تایید پاک بودن او باشد مثل اینکه حریمها را در برابر نامحرم مراعات کند 
خامسا: رفتار و برخوردهایش در حال و اینده کاملا شفاف باشد که زمینه شک کردن را از بین ببرد

3.گذشته طرف چقدر مهم است: جواب: به مقداری که در آینده اثر بگذارد مثلا اگر رابطه زیادی داشته ممکن است در آینده دوباره سراغ آن برود یا اینکه اگر فیلم و عکس سکسی بسیاری دیده و عادت به چشم چرانی کرده ممکن است همسرش از چشمش بیفتد و اگر عادت به خودارضایی کرده ممکن است دچار ناتوانی جنسی در زناشویی شود که در چنین مواردی طرف مقابل می تواند او را رد کند
شاید بگویید: رابطه مهم تر از خود ارضایی و دیدن عکس و فیلم است جواب: وقتی همه آنها به زندگی اینده لطمه می زنند تفاوت چندانی بین آنها نیست
 
4.چگونه مطمئن شوم اهل رابطه نبوده است : اطمینان به گذشته لازم نیست شما باید مطمئن شوید که الان پاک است تا در زندگی اینده به مشکل نخورید

5.تفاوت دختر هرزه با آنکه کمی رابطه داشته است: دختر دوم بر خلاف اولی، حریم هایش کاملا شکسته نشده لذا بعد از ازدواج بخاطر رفع نیازهای عاطفی و جنسی احتمال خطایش بسیار کم می شود،
علاوه بر اینکه زمینه برقراری رابطه در او منتفی است چون دخترهای غیر هرزه - بر خلاف پسرها- در ارتباط، معمولا به ازدواج می اندیشند و رابطه را به عنوان همسر اینده برقرار می کنند

6.نحوه تمام کردن رابطه : اولا:سعی کنید او را با دلیل قانع کنید که ازدواج شما به صلاح نیست ثانیا: رابطه را یک دفعه و به طور کامل قطع کنید تا زودتر نا امید شود و شما را فراموش کند وگرنه ممکن است تا سالها ازدواج نکند البته اگر احتمال می دهید بلایی سر خودش بیاورد به صورت تدریجی از او فاصله بگیرید

7.اعتماد به قول ازدواج پسر: درست نیست چون اولا: شاید دروغ بگوید و ثانیا: اگر هم راست بگوید ممکن است بعدا نظرش عوض شود یا نتواند خانواده اش را راضی کند ثالثا: خانواده دختر راضی نشوند رابعا: سر مهریه و مراسمات و مسکن زوجین به هم بخورد خامسا: متوجه شوید که به درد همدیگر نمی خورید   

8.بیان قصد ازدواج از طرف دختر: اگر به صورت پیشنهاد ازدواج باشد نادرست است اما اگر به صورت کلی بگوید هدف من از ارتباط با تو ازدواج است نه دوستی، درست است البته اگر می ترسد طرف فکر کند تقاضای ازدواج می کند، ازدواج را مستقیما مطرح نکند بلکه فقط بگوید من اهل دوستی بی هدف نیستم و اگر نظر تو این است ادامه نمی دهم، اگر این طور بگوید پسر می فهمد که قصد دختر ازدواج است
 
9.اگر پسر قول ازدواج داده اما جلو نمی آید: به او بگویید: رابطه ما تا زمان خواستگاری قطع باشد اگر برای خواستگاری اقدام کرد یا با قطع رابطه موافقت کرد معلوم می شود راست می گوید اما اگر گفت بدون خواستگاری ادامه دهیم ممکن است شما را فقط برای دوستی می خواهد

10.وقتی پسر سرد برخورد می کند:
دختر - به جای محبت زیاد یا درخواست خواستگاری یا اظهار ناراحتی از نیامدن او - تدریجا عقب نشینی و رابطه را کم کند و وقتی که تماس گرفت سرد برخورد کند و جواب مختصر بدهد و اگر علت را پرسید بگوید که من اهل دوستی بی هدف نیستم یا جلو بیا یا تمام کنیم، اگر جلو امد که هیچ اما اگر گفت تمامش کنیم موافقت کند چون اگر پسر واقعا او را بخواهد، دلتنگ شده برمی گردد، اگر برگشت به غیر خواستگاری راضی نشود اما اگر برنگشت بداند که او را برای ازدواج نمی خواسته است
بعد از قطع رابطه، اگر خواستگار دارد به گوش او برساند تا اگر واقعا می خواهد جلو بیاید

11.تقاضای رابطه بدنی : را به هیچ وجه قبول نکن چون نهایتش این است که قطع رابطه می کند و اگر چنین کرد معلوم می شود که تو را برای لذت جنسی می خواسته نه ازدواج

12.رابطه بدنی قبل ازدواج : غیر از اینکه شرعا حرام است ممکن است سبب شود اولا: پسر به پاکی دختر شک و از ازدواج صرف نظر کند ثانیا: به هر دلیل نتوانند ازدواج کنند دختر احساس ناپاکی کند ثالثا: دختر در صورت نگفتن به همسر اینده گرفتار عذاب وجدان شود و اگر هم بگوید پسر عقب نشینی کند رابعا: وابستگی آنها بیشتر شود و در صورت عدم ازدواج رنج بیشتری را باید تحمل کنند خامسا: ممکن است به آمیزش جنسی کشیده شود

13.ترس محرومیت از لطف الهی بخاطر رابطه بدنی: جواب: خدا مثل ما بنده ها نیست که اگر عذر خواهی کردی قبول نکند، خدا از مادر هم مهربان تر است اگر بنده اش توبه کرد نامه عملش را پاک می کند انگار که اصلا گناه نکرده بلکه خدا او را دوست دارد چون طبق روایتی: خدا جوان توبه کار را دوست دارد

14.وقتی طرف من قبل از ازدواج رابطه دارد من چرا باید پاک بمانم: اولا: گناه هرکس به پای خودش نوشته می شود ثانیا: همه که رابطه ندارند پس اگر ناپاک شوی ممکن است نتوانی با فرد پاک ازدواج کنی ثالثا: اگر ناپاک شوی زندگی از طرف تو هم در معرض تزلزل است رابعا: با ناپاکی تو همسرت جری تر می شود اما اگر پاک بمانی علاوه بر اینکه جری تر نمی شود ممکن است او را به سمت پاکی بکشی

15.می گوید ما زن و شوهریم فقط رسمی نیست: لذا تقاضای رابطه بدنی می کند جواب: به او بگو اولا این کار از نظر شرعی حرام است و تصمیم به ازدواج آن را حلال نمی کند ثانیا: تا وقتی عقد نشده ایم تضمینی نیست چون ممکن است به هر دلیل مثل مخالفت خانواده به هم بخورد ثالثا: اگر کسی از خواهر خودت این تقاضا را بکند باز هم می گویی اشکال ندارد؟
 
16.دوری کردن خواستگار بخاطر عدم اجازه رابطه: اجازه رابطه نده و اگر دوری کرد باز هم اجازه نده و اخر به او بگو که خوب شناختمت تو مرا برای لذت جنسی می خواهی نه ازدواج

17.لزوم رابطه جنسی قبل از ازدواج: بعضی از مردان دختری را که قبل از ازدواج رابطه جنسی نداشته باشد امل و خرافه نگر می دانند 
جواب: بعید است این حرف را از روی اعتقاد بزنند وگرنه باید لازم بدانند خواهر و همسر اینده شان سکس قبل از ازدواج داشته باشد لذا این حرف بیشتر به دروغ شبیه است و غرض از آن احتمالا شکستن مقاومت دخترها است تا برای فرار از انگ خرافه نگری تن به رابطه بدهند

18.اثرات منفی رابطه بر ازدواج:
اول:امکان دارد رابطه گناه الود شود و بخاطر شک به پاکی طرف از ازدواج صرف نظر کنند،
دوم : ممکن است نظر یکی از طرفین عوض شود( از طرف زده شود یا فرد بهتری را پیدا کند یا بفهمد که مناسب هم نیستند)
سوم: شاید بخاطر مخالفت خانواده ها نتوانند ازدواج کنند و در نتیجه مجبور شوند رنج زیادی را برای فراموش کردن یکدیگر تحمل کنند
چهارم: ممکن است زمان خواستگاری متوجه شوند مناسب هم نیستند
پنجم: در بعض موارد بین طرفین اختلاف ایجاد می شود که یا مانع ازدواج می شود و یا بر زندگی اینده اثر منفی می گذارد
ششم: موقعیتهای ازدواج را در این مدت از دست می دهند
هفتم: گرفتار عشق یک طرفه می شوند که ممکن است مانع ازدواج بعدی آنها شود
هشتم: لو رفتن رابطه سبب لطمه به ابروی خانواده و ازدواج بعدی می شود
نهم: ممکن است نتوانند حتی بعد از ازدواج طرف از او دست بکشند که خیانت به همسر است
دهم:با دیدن صورتها و اندامهای زیبا سخت پسند می شوند
یازدهم:به علت شکسته شدن سد اولین گناه بعد از ازدواج بیشتر در معرض گناه هستند
دوازدهم: امکان دارد همسر را با کسانی که رابطه داشته اند مقایسه کنند
سیزدهم:ممکن است نتوانند همسر را مثل اولین عشق خود دوست بدارند
چهاردهم: از جنس مخالف زده می شوند چون سوء استفاده به بهانه ازدواج را در مورد خود یا دیگران می بینند
پانزدهم: به دلیل ارتباطات زیاد و ناپاک دیدن همه، نسبت به جنس مخالف بی اعتماد می شوند

19.ارتباط زن بیوه با مرد متاهل: من زنی هستم شوهر مرده به مردی متاهل علاقه مند شدم چه کنم؟
جواب: برای شما چند راه قابل تصور است
اول: بخاطر شما از همسر جدا و با شما ازدواج کند یا اینکه شما به طلاق همسرش کمک کنید که درست نیست
دوم : همسر دوم این فرد شوید به شرط اینکه به زندگی زن اول لطمه نخورد
سوم: ازدواج موقت طولانی مدت کنید در صورتی که اولا:سبب سرد شدن مرد نسبت به همسرش نشود و ثانیا: رنج بعد جدایی را قبول کنی
چهارم: رابطه را قطع کنید و اگر خواستگار نداری از مراکز و سایتهای همسریابی کمک بگیری

20.نوجوانان عاشق : اگر به حرام می افتند ازدواج برای انان واجب است و در صورت امکان با خانواده صحبت کنند که زمینه ازدواج انها در اینده فراهم شود و به هر حال باید رابطه را تمام کنند اما اگر ادامه دهند به پیامدهای منفی آن گرفتار می شوند

21.راحت برخورد کردن با مردان: در صورتی که محرک شهوت نباشد و ترس از به گناه افتادن هم در آن نباشد شرعا اشکال ندارد ، ولی خلاف احتیاط است بخاطر اینکه امکان دارد دل به صورت ناخواسته درگیر و صمیمیت و عشق ایجاد شود
شاید بگویید من از خودم مطمئن هستم جواب: اولا باتوجه به اینکه عشق مثل خواب است چنین اطمینانی نیست ثانیا: ممکن است طرف مقابل دلبسته شود و بعد شما را دلبسته کند
شاید بگویید اگر خوب باشد ازدواج می کنم جواب : اگر خوب نباشد یا شما را برای ازدواج نخواهد یا خانواده ها مخالفت کنند کلی باید رنج بکشید تا فراموشش کنید

22.رابطه برای رفع تنهایی: در ابتدا تنهایی را رفع می کند اما تدریجا عادی می شود و  تمایل به رابطه نزدیکتر پیدا می شود و کار به ارتباط گناه الود می کشد که پیامدهای خود را دارد
 
23.ترس از پخش کردن عکس: با آقایی برای ازدواج در ارتباط بودم که منتفی شد اما با ایشان چند عکس مشترک دارم به شدت میترسم برایم مشکل ساز شود جواب:بهترین راه این است که به او بگویید اگر می خواهد به خواستگاری شما بیاید و اگر نیامد قاعدتا اینها را منتشر نمی کند اما اگر آمد به بهانه مخالفت خانواده ردش کنید و در این صورت احتمال انتقام گیری از شما کمتر است و اگر هم عکسها به دیگران نشان بدهد می توانید طوری وانمود کنید که اینها در جریان خواستگاری بوده است
اگر نمی شود تهدیدش کنید که اگر عکس ها و پیامکهای شما را لو بدهد شما هم در صورتی که ازدواج کند عکسها را به همسرش نشان خواهید داد

ازدواج موقت

1.تفاوت صیغه و فحشا: صیغه یک ارتباط قانونمند و یک ازدواج زمان دار است اما فحشا یک رابطه هرکی هرکی و بی قانون است

2.ازدواج موقت دختر و پسر : اگر صحیح باشد رابطه را حلال می کند اما اولا : دلبستگی را زیاد می کند که موجب درد و رنج فراوان برای دختر و پسر در زمان جدایی می شود ثانیا: بخاطر عشق به همسر موقت شاید نتواند فرد دیگری را بعنوان همسر قبول کند ثالثا: اگر بکارت دختر از بین برود برای ازدواج دائم به مشکل می خورد رابعا: اگر دختر حامله شود برای او و خانواده اش فاجعه بار خواهد بود

3.ازدواج موقت در زمان تحصیل: دانشجو هستم و قصد رفتن به خارج کشور برای ادامه تحصیل دارم آیا ازدواج موقت نیاز مرا رفع می کند؟ جواب:اگر فقط ارضای جنسی را در نظر دارید ازدواج موقت خوب است ولی نیاز عاطفی را رفع نمی کند
راه بهتر این است که علی رغم نداشتن شرایط، با توکل به خدا با کسی ازدواج دائم کنید که حاضر باشد تا زمان اتمام تحصیل شما در عقد بماند و بعدا هم به همراه شما به خارج کشور بیاید،
وگرنه اگر به صورت مجردی بروید بخاطر محیط آنجا، خطر کشیده شدن شما به راههای حرام بسیار بیشتر خواهد شد مگر اینکه مشکل جنسی خود را بوسیله صیغه زنان اهل کتاب حل کنید ولی مشکل عاطفی شما باقی خواهد بود و با توجه به غم غربت از نظر عاطفی ضربه پذیر خواهید شد و در نتیجه ممکن است گرفتار عشق نادرست شوید

4.نکات ازدواج موقت :
اول: ازدواج موقت بخاط موقت بودن به درد رفع نیاز جنسی می خورد تا نیاز عاطفی و به همین دلیل بیشتر پسرانه است تا دخترانه چون نیاز عاطفی موقت بردار نیست
دوم: ازدواج موقت نباید جای ازدواج دائم را بگیرد که افراد به جای تشکیل زندگی ازدواج موقت کنند وگرنه ازدواج و تشکیل خانواده لطمه می خورد

5.گفته می شود ازدواج موقت قبل از ازدواج دائم لازم است : به دو دلیل:
اول اینکه: سبب کم شدن نیاز جنسی و در نتیجه جلوگیری از انتخاب هوس الود می گردد جواب: ازدواج موقت همیشه سبب کم شدن میل جنسی نیست چون اگر مدتش کم باشد فقط عطش را بیشتر می کند البته اگر مدتش زیاد باشد احساس جنسی را کم می کند اما کم شدن احساس جنسی خوب نیست چون کشش جنسی ضامن پایداری خانواده است و سبب می شود که زن و شوهر در اختلافات به راحتی کوتاه بیایند علاوه بر اینکه رابطه جنسی در ازدواج موقت اگر با جنبه عاطفی همراه باشد بعد از جدایی دردسر ساز است و اگرهم بدون جنبه عاطفی باشد یک رابطه مکانیکی صرف است و لذت کمتری دارد و ممکن است سبب زدگی پسر از ازدواج شود
ممکن است گفته شود به هر حال وقتی هیجان جنسی کم می شود انتخاب عاقلانه تر خواهد بود جواب: هیجان جنسی انگیزه ازدواج را زیاد می کند نه اینکه در ازدواج با فرد خاص عجله کند پس اگر دید مناسبش نیست می گردد دختری را پیدا می کند که از نظر افکار و اخلاق و رفتار مناسبش باشد
دلیل دوم اینکه: تجربه و مهارت ناشی از ازدواج موقت به پایداری زندگی زناشویی کمک می کند
جواب: کسب مهارت عملی در زمینه رابطه جنسی به اولا یادگیری شیوه های برقراری رابطه و ثانیا: به کار بستن دانسته ها بستگی دارد و ازدواج موقت در قسمت دوم می تواند موثر باشد که این هم چندان مهم نیست چون کسی که تازه ازدواج کرده بعد مدت کوتاهی می تواند دانسته های خودش را به کار ببندد

6.ازدواج موقت زن مطلقه به امید ازدواج دائم : اولا: تا وقتی ازدواج دائم حتمی نشده خود را برای دل کندن احتمالی اماده کند ثانیا: بیش از انکه عاشق شود طرف را عاشق خود کند ثالثا اظهار علاقه او پیش از طرف مقابل نباشد که او فکر نکند دل زن را مال خود کرده است رابعا: قول حتمی ازدواج به او ندهد تا عطشش بیشتر شود

انگیزه ازدواج

1.از دست دادن انگیزه ازدواج : اولا: شاید بخاطر این باشد که هدفی ندارید ولی باید بدانید که هدف خاصی برای ازدواج لازم نیست همین که سبب ارامش روحی و جسمی است کافی است، بلکه از اینکه همه مردم در طول تاریخ آن را به عنوان یک کار درست انجام داده اند معلوم می شود که خوب و لازم است 
ثانیا: شاید شما در صفات و شرایط همسر ایده ال گرا هستید اگر چنین است بدانید که انسان ایده ال وجود ندارد و اگر هم باشد شاید شما ایده الش نباشید
ثالثا: شاید می ترسی که طرف بد باشد و زندگی شما خراب شود، اگر چنین است باید در موردش تحقیق کنید البته تحقیق احتمال خطر را از بین نمی برد اما احتمال کم قابل اعتنا نیست چون احتمال خطر کم در همه موارد هست و اگر قرار باشد به آن اعتنا شود باید همه کارها تعطیل شود
رابعا: شاید بر خلاف انتظار خود عاشق نمی شوید، اگر این طور است بدانید که عشق قبل ازدواج نه تنها لازم نیست بلکه مضر است و جلوی شناخت را می گیرد ولی علاقه حد اقلی لازم و کافی است
خامسا: شاید از اختلاف و دعوای احتمالی می ترسید، در این زمینه عرض می کنم: زندگی بی اختلاف وجود ندارد دنبال زندگی باشید که رضایتمندی مجموعی در آن هست

2.عدم احساس نیاز دختر به ازدواج: ممکن است بخاطر آن باشد به ثمرات آن توجه ندارد که در این صورت باید به ثمرات دنیوی و اخروی آن توجه کند یا اینکه شاید علتش این باشد که احساس عاطفیش در این زمینه تحریک نشده است و لذا اگر کسی به دلش بنشیند تمایل به ازدواج با او پیدا خواهد کرد بنابر این علی رغم عدم تمایل اجازه دهد که خواستگارها بیایند و وقتی کسی به دلش نشست مشکل حل است

3.ازدواج بخاطر دلسوزی : درست نیست چون اگر الان با جواب "نه" طرف را ناراحت نکنند بعدا که زندگیشان خراب شد ناراحتی بسیار نصیب شان خواهد شد

4.ازدواج برای نیاز جنسی : سوال: ازدواج بخاطر نیاز جنسی بد است یا خوب؟ جواب: اگر تمام علت ازدواج، جنبه جنسی باشد و تناسبهای لازمه را در نظر نگیرد بد است اما اگر در کنار مساله جنسی تناسبها را هم در نظر بگیرد اشکال ندارد
لازم به ذکر است که قسم اول معمولا در دوستی اتفاق می افتد نه ازدواج چون در دوستی تناسبهای طرفینی مطرح نیست و فقط جذابیتهای ظاهری ملاک است 

5.ازدواج هوسبازی است : این فکر درست نیست هوسبازی بودن یا نبودن ازدواج به نگاه ازدواج کننده بستگی دارد اگر نگاه هدفی به ازدواج داشته باشد خوب نیست اما اگر ان را وسیله ای برای کسب ارامش روحی و جسمی ببیند خوب است چون اولا: در سایه ان ارامش پیدا می کند و بهتر به کارهایش می رسد ثانیا: تربیت می شود مثل اینکه خودخواهی او به دیگر خواهی مبدل می شود ثالثا: سختی های زندگی، ظرفیتش را بالا می برود رابعا: می تواند نسلی را تربیت کند که آینده جامعه اش را بسازد

6.می ترسم مرا برای پول پدرم بخواهد: پول پدر شما اگر تمام انگیزه او برای ازدواج باشد بد است اما اگر شما را بخواهد اما این مساله انگیزه اش را تقویت کند اشکال ندارد شما برای اینکه بفهمی از کدام قسم است به او بگو روی کمک پدرم به ازدواج و تشکیل زندگی حساب نکن

7.جلوگیری از انگیزه نادرست : پسر بخاطر اینکه دختر برای پول او بله نگوید همه توانایی مالی خود را بیان نکند
 
8.احتیاط در ازدواج: تا جایی درست است که جلوی اصل اقدام را نگیرد ولی باید طوری عمل کند که احتمال خطر به حد اقل برسد یعنی اولا: عاقلانه پیش برود ثانیا: ملاکهای درستی داشته باشد و ثالثا: در مورد طرف از دیگران هم تحقیق کند
شاید بگویید: من از احتمال خطر کم هم می ترسم جواب: احتمال خطر کم، قابل رفع نیست لذا اگر بخواهد اصلا ریسک نکند نباید غذا بخورد چون ممکن است به راه نفسش وارد شود و او را خفه کند و نباید مسافرت کند چون احتمال دارد تصادف کند همچنین نباید ازدواج کند چون ممکن است زندگیش خراب شود

9.ترس از پشیمانی بعد ازدواج با دیدن مورد بهتر: جواب: اولا: صبر کردن بخاطر احتمال پیدا کردن مورد بهتر، مانع ازدواج می شود چون هرکس را در نظر بگیرید امکان دارد بعدا فرد بهتر از او را ببینید ثانیا:مقایسه در مرحله انتخاب است که قبل ازدواج است اما بعد از ازدواج فرد متاهل نگاه انتخاب گرانه ندارد که فردی را  از همسرش بهتر ببیند و گرنه باید همه مردها وقتی زن بهتر می بینند پشیمان شوند
البته اگر فردی از نظر عاطفی و جنسی تامین نشود یا اینکه ادم چشم پاکی نباشد ممکن است همسرش از چشمش بیفتد

10.از ازدواج می ترسم: جواب:اولا: علت اصلی ترس را یافته و رفع کنید(ترس از نظر مالی یا مناسب نبودن مورد یا کنار نیامدن با اخلاق و رفتار و افکار شما)
ثانیا:به ثمرات ازدواج مثل سرو سامان گرفتن زندگی، ارضای روحی و عاطفی، ورود به اجتماع و پیدا کردن شخصیت اجتماعی فکر کنید تا انگیزه شما زیاد شود.
ثالثا عملا خود را مجبور کنید مثل اینکه به پدر و مادر بگویید مورد مناسب برای شما پیدا کنند و حتی با بی میلی هم که شده حرکت کنید تا تدریجا برای شما اسان شود

11.شکست در ازدواج: شکست و عدم شکست در انتخاب همسر به نحوه عمل انسان بستگی دارد یعنی اگر از راه درست اقدام نکند انتخابش ریسک دارد اما اگر با عقل پیش برود و شناخت مناسب پیدا کند معمولا شکستی در کار نیست البته احتمال شکست منتفی نیست اما قابل اعتنا نیست چون تمام زندگی همراه احتمال خطر یا ضرر یا شکست است

12.بخاطر عدم رضایت دیگران، از ازدواج می ترسم: جواب: مردم معمولا خوشی های خود توجه ندارند و در قبال ان ناراحتی ها را می بینند ثانیا: رضایت مردم از زندگی صرف نظر از ازدواج هم زیاد نیست پس وقتی در جاهای دیگر رضایت کامل نیست از ازدواج نباید چنین انتظاری داشت لذا رضایتمندی مجموعی از زندگی کافی است ثالثا: سختی های زندگی سازنده است و دیگر خواهی و توانمندی های انسان را رشد می دهد رابعا: ارامش ناشی از ازدواج، سختی های ان را قابل قبول می کند

13.مشکل تنهایی را با دوست پسر حل می کنم : از دردسرهای زندگی مشترک فراری هستم و مشکل تنهاییم را هم با دوست پسر حل می کنم لذا تمایل به ازدواج ندارم جواب: وقتی سنت بالاتر رفت دیگر رابطه موقت تو را راضی نمی کند و یک عشق دائمی می خواهی 
شاید بگویی : در آن زمان با یکی از آنها ازدواج می کنم جوابش این است تضمینی ندارد که حاضر باشند با تو ازدواج کنند چون بسیاری از پسرها با دوست دخترشان ازدواج نمی کنند و لذا یا باید مجرد بمانی یا به ازدواج نامناسب تن بدهی
غیر از اینکه با این رابطه کلی گناه در نامه عملت پر می کنی که اگر توبه نکنی سبب می شود در اخرت گرفتار شوی

سن مناسب ازدواج

1.سن ازدواج : سوال: ایا یک دختر 16 ساله سنش برای ازدواج کم است؟ جواب: ازدواج دو صلاحیت می خواهد یکی صلاحیت ذاتی که با بلوغ جنسی به دست میاید و دیگر صلاحیت مهارتی که می شود در دوران عقد به وسیله اموزش خانواده ها به دست اورد

2.دانشگاه دختر را عوض می کند : چون با دیدن پسرهای دیگر احساس می کند اشتباه کرده است جواب: احساس اشتباه بخاطر مقایسه است که در دخترهای مجرد بخاطر اینکه در مرحله انتخاب هستند وجود دارد اما در متاهلان نیست چون هم از مرحله انتخاب گذشته اند و هم عشق به همسر سبب می شود کس دیگری را نبینند تا چه رسد به اینکه او را با همسر مقایسه کنند
البته اگر زن متاهل از نامحرم حریم نگیرد و صمیمی شود ممکن است از همسر زده شود ولی این در همه هست و مختص دختر دانشجو نیست
3.فواید ازدواج دانشجویی برای دخترها:
-احساس ارامش روحی و روانی که در نتیجه بهتر درس می خوانند
-از مزاحمت احتمالی در امانند
-سالها از ثواب و ثمرات معنوی ازدواج بهره مند می شوند
-شادابی از ارتباط عاشقانه با همسر نصیب شان می شود
-مهارت های زندگی را برای بعد عروسی یاد می گیرند

4.تاخیر ازدواج جهت پخته شدن: درست نیست چون اولا: سالها لذت و ارامش از دست می رود که بسیار با ارزش تر است ثانیا: گرچه در سن پایین بخاطر نپختگی شاید دعوا از سن بالا بیشتر باشد اما در برابر آثار مثبت آن - مثل قابلیت تغییر- قابل گذشت است ثالثا: اگر دختر و پسر مناسب هم باشند به دلیل مشترکات زیادی که دارند زمینه اختلافشان کم می شود رابعا: در سن کمتر حرف شنو ترند و لذا دعواها کمتر خطرساز است

5.نیاز عاطفی جنسی پسر 16 ساله : این یک احساس طبیعی مثل نیاز به اب و غذا است و اصلا هم بد نیست منتها رفعش از طریق رابطه درست نیست چون این راه نه تنها خلاف قانون جامعه است و شرعی هم نیست بلکه خود تو هم قبولش نداری وگرنه اجازه می دادی پسرها با خواهرت رابطه عاطفی و عاشقانه برقرار کنند
علاوه بر اینکه این نوع دوستی مشکلی را حل نمی کند چون ممکن است بخاطر عدم تناسب یا مخالفت خانواده به ازدواج نرسد
شاید بگویی : پس تنها راه، ازدواج است که من صلاحیتش را ندارم جوابش این است چاره ای جز خویشتن داری نداری
شاید بگویی : این هم درست نیست چون مثل این است که غذا جلوی ادم گرسنه بگذاری و بگویی حق خوردنش را نداری
جوابش این است که حق با شما است، این درست نیست که کسی نیازی داشته باشد و بعد به او بگویند تا سالها باید نیازت را سرکوب کنی پس تنها راه همان ازدواج است که به گفته دیگران برای تو زود است
شاید بگویی: با ازدواج موقت هم می شود نیاز را رفع کرد، جوابش این است که در ازدواج موقت اولا: که به فتوای اکثر علما اجازه پدر دختر لازم است و ثانیا: از این گذشته ازدواج موقت، موقت است و نیاز عاطفی را که دائمی است رفع نمی کند
پس تنها راه همان خویشتن داری است که عملا انجام نمی شود در نتیجه چاره ای نیست که یا رابطه را تجویز کنیم یا اینکه راهی برای ازدواج نوجوانان باز کنیم یعنی همان راهی را که دین برای نوجوانان درست می داند چون از نظر دینی ازدواج برای هرکس به حرام بیفتد واجب است
شاید بگویی : کسی حرف دین را گوش نمی دهد پس این حرفها به چه درد من خورد؟ جوابش این است که لا اقل شما می فهمی که خدا در محرومیت تو مقصر نیست
شاید بگویی: مگر من که 16 سال دارم می توانم ازدواج کنم و تشکیل زندگی بدهم؟ جوابش این است ازدواج مساوی تشکیل زندگی نیست شما الان می توانی ازدواج کنی و بعد از گذراندن چند سال دوران عقد، وارد زندگی شوی  و در این فاصله مهارتهای زندگی را هم یاد بگیرید،

6.خواهرم می گوید سن تو کم است: جواب : همین که احساس نیاز به عشق ورزی داری معلوم می شود صلاحیت ازدواج داری والا مگر می شود خدا احساس نیازی را بدهد و بعد بگوید تو سالها صلاحیت رفعش را نداری چون در این صورت خدا سبب رنج کشیدن تو است و این ظلم است،
شاید کسی بگوید: مقاومت در برابر نیاز غریزی سبب رشد معنوی انسان می شود، جوابش این است که اولا: خدا نگفته است که شما به جای ازدواج خویشتن داری کنید
ثانیا: اگر خدا گفته باشد به جای ازدواج خویشتن داری کنند با این دستورش اکثر نوجوانها را به گناه انداخته است

7.عشق دختر و پسر 14 ساله: اگر ممکن باشد مساله را با خانواده ها مطرح کنند و آنها هم بررسی کنند و اگر دیدند که دختر و پسر مناسب هم هستند برای ازدواج آنها در آینده برنامه ریزی کنند یعنی با موافقت خانواده ها نامزد شوند و در کنار هم درس بخوانند و بعد از فراهم شدن شرایط ازدواج کنند

8.فواید ازدواج نوجوانی: اولا: احساس نیاز دختر و پسر به به دوستی با جنس مخالف برطرف می شود و از خطر انحرافات اخلاقی مصون می شوند، ثانیا: خونواده ها زود به فكر اموزش دادن انها در زمینه مهارتهای زندگی می افتند، ثالثا: خود انها هم احساس نیاز در این زمینه می كنند و از راه مطالعه و پرسش از دیگران سعی می كنند كه مهارتهای لازمه را در مورد اداره زندگی به دست بیاورند، رابعا: خونواده ها برای فراهم كردن امكانات مالی كه در اینده لازمه، برنامه ریزی و اقدام می كنند و از خرجهای غیر ضروری پرهیز می كنند، خامسا: خود نوجوان در كنار تحصیل سعی می كند مهارتی را یاد بگیرد كه هرچه زودتر بتواند وارد زندگی شود سادسا: دختران با همفکری همسر در در زمینه تحصیلات دانشگاهی و شغل تصمیم می گیرند و در نتیجه مشکل تحصیل و اشتغال دختران در رشته های منافی با خانواده نیز حل می شود

شناخت

1.مقدار ارتباط جهت شناخت: در حد یکی دو جلسه صحبت و یک شناخت اجمالی کافی است

2.ممکن است خانواده اجازه چند جلسه صحبت ندهد : جواب: اولا: بسیاری از خانواده ها در حد چند جلسه صحبت را اجازه می دهند ثانیا: اگر هم اجازه ندهند می توان از راه صحبت با واسطه یا کتبی و گفتگوی بزرگترها و تحقیق شناخت را کامل کرد ثالثا: جلسات صحبت طولانی و ارتباط با نظارت خانواده هم می تواند مشکل ساز شود چون خانواده ها توان نظارت بر دل ایشان را ندارند

3.اثرات منفی رابطه بر شناخت: اولا: به دلیل زیاد شدن دلبستگی، شناخت کم می شود ثانیا: به دلیل جذابیت ظاهری و خوب جلوه دادن خود، امکان به خطا رفتن شناخت هست،

4.شناخت مقدار عمق اعتقادات مذهبی : از چند راه، اول: سوال در مورد انجام وظایف دینی و اخلاقی، البته در صورتی که ظاهر سازی نکند دوم سوال در مورد مقدار التزام عملی او به دین و اخلاق از دیگران سوم حدس زدن مقدار التزام عملی او از رفتار خود و خانواده اش

5.شناخت درک و فهم و شعور طرف : از دو راه ممکن است اول صحبت بزرگترها و دوم طرح سوالاتی در مورد هدف از زندگی و ایده الهای اینده و وظایف زن و مرد و نحوه خرج در زندگی و بعد بررسی اینکه ایا جوابها عاقلانه است یا نه

6.انحصار شناخت به دختر و پسر: درست نیست چون اولا دلبستگی جلوی شناخت آنها را می گیرد ثانیا: راستی ازمایی در مورد ادعاهای طرف ممکن نیست

7.راههای شناخت از طریق غیر رابطه: صحبت دختر و پسر در خواستگاری تحقیق از دوستان و اشنایان در محل کار و تحصیل و منزل و همچنین صحبت بزرگترها با همدیگر و با پسر و دختر،

8.موارد لازم برای شناخت : اصلی و فرعی موارد اصلی آنها است که قابل گذشت نیست مثل ایمان و اخلاق خوب اما موارد فرعی آنهایی است که اگر باشد بهتر است مثل تناسب در سن و تحصیلات،
نکته مهم اینکه: اصلی و فرعی بودن موارد نسبت به افراد مختلف ممکن است متفاوت باشد یعنی ممکن است موردی برای یک نفر اصلی و برای دیگری فرعی باشد پس هرکس باید فکر کند و ملاکهای اصلی و فرعی خودش را مشخص کند و بعد سوالاتی را در مورد ملاکهای اصلی و فرعی مورد نظرش اماده کند که از طرف بپرسد

9.روش تشخیص ملاکهای اصلی و فرعی : برای تشخیص ملاکهای اصلی از فرعی فرد می تواند خود را در یک زندگی فرضی در حالات مختلف با همسرش تصور کند و بر اساس خصوصیات خود، همسر مناسبش را تصویر نماید یعنی با توجه به شناختی که از افکار و اخلاقیات و صفات و انتظارات خود دارد فرد مناسب خود را به همراه افکار و اخلاقیات و صفات و علایق و سلایقش تصور نماید به این صورت که خود و او را در یک زندگی مشترک در حالات مختلف - مثل صحبت کردن، غذا خوردن، انجام کارهای منزل، اختلاف نظر، ارتباط با خانواده همسر و...- ببیند و با توجه به انتظاری که از طرف مقابل دارد ویژگی های اصلی و فرعی وی را مشخص نماید

10.مقایسه ازدواج سنتی با مدرن: ازدواج با دوستی بهتر است چون اولا: خانواده های پایدار زیادی از این طریق تشکیل شده است ثانیا: با دوستی نحوه رفتار با جنس مخالف را می شناسد، ثالثا: اختلافات نسل گذشته ناشی از عدم شناخت بوده که اگر دوست بودند به وجود نمی امد رابعا: خانواده ها اجازه شناخت نمی دهند
جواب: اولا: ملاک مقایسه، شناخت است که نقطه قوت ازدواج سنتی است چون تجربه خانواده به شناخت کمک می کند اما جوانها فکر می کنند آنها نمی فهمند در صورتی که تجربه  یک عمر زندگی را دارند که از علم جوانها بالاتر است اما دوستی قبل ازدواج بخاطر ایجاد دلبستگی امکان شناخت را کم می کند
ثانیا: در مورد تشکیل خانواده پایدار با دوستی، باید گفت : اگر مورد دلیل باشد موارد مقابل، دلیل رد آن است
ثالثا: در مورد شناخت نحوه رفتار طرف با دوستی، جواب اینکه : گرچه این حرف درست باشد اما دانستن نحوه برخورد با طرف مقابل غیر انجام دادن آن است چون وقتی دل درگیر شد آن طوری عمل می کند که طرفش دوست دارد نه آن طوری که باید رفتار کند
رابعا: در مورد اینکه اختلافات نسل گذشته بخاطر عدم شناخت بوده باید توجه کرد : بعض اختلافات خانواده ها ممکن است به خاطر عدم شناخت بوده باشد اما راهش این نیست که با دوستی ازدواج کنند بلکه راهش این است که شناخت را از طریق ازدواج سنتی بیشتر کنند 
خامسا: اینکه خانواده ها اجازه شناخت نمی دهند، در صورتی صحیح است که بخواهید تمام افکار و اخلاقیات و رفتارهای ریز و درشت طرف را بشناسید در صورتی که شناخت ریز و دقیق لازم نیست چون در موارد ریز با پذیرش طرف و یا کوتاه اومدن می شود و بلکه اصلا ممکن نیست چون بعض موارد بعد ازدواج پیش می اید

11.اهمیت حرفهای دیگران: در صورتی است که اولا: به حدی مهم باشد که به پایداری زندگی اینده لطمه بزند و ثانیا: صحتش ثابت شود یا اینکه گمان قوی به درستی آن باشد که در زمینه صحت آن باید معلوم شود که گوینده کیست و ایا غرض دارد یا خیر  و در صورت لزوم آنها را روبرو کند

12.شناخت صرف نظر از عشق : به این صورت است که تصور کند اگر طرف او فرد دیگری بود ایا او را با این نقاط ضعف قبول می کرد یا نه؟

13.تقاضای رابطه چند ماهه برای شناخت: اگر دختر می ترسد موقعیت خوبی را از دست بدهد رد نکند اما بگوید مگر کار ما خلاف است که بدون اطلاع خانواده باشد
اگر گفت: من باید اول خودم بپسندم دختر بگوید اگر مخالفت کنند شناخت ما فایده ای می شود پس بهتر است هر دو با هم باشد
اگر گفت خانواده ها با چند ماه رابطه مخالفت می کنند در جواب بگوید من هم مخالفم چون دلبستگی میاورد که جلوی شناخت را می گیرد
علاوه بر اینکه فرضا اگر یک طرف عاشق شد و دیگر نپسندید باید کلی رنج بکشد تا فراموشش کند
اگر گفت این مقدار زمان لازم است چون غیر افکار باید با رفتارهای همدیگر اشنا شویم، بگوید اولا: اگر  افکار مورد پسند باشد رفتارها هم معمولا مورد پسند خواهد بود و ثانیا: در مورد رفتارها هم می شود صحبت کرد و ثالثا: دیدن رفتارهای خوب دلبستگی می اورد و در نتیجه عیوب رفتاری را نمی بیند
بعد ادامه دهد که از اینها گذشته، بدون اطلاع خانواده من نمی فهمم که طرفم قصد ازدواج دارد یا نه
اگر با تمام این حرفها طرف قبول نکرد می تواند رابطه بدون ابراز احساسات را برای شناخت افکار و اخلاق و رفتار طرفینی، قبول کند و این هم زیاد طول نمی کشد چون حرفهای مربوط به شناخت زیاد نیست
البته اگر احساس شروع دلبستگی کرد در صورتی که قبول نکرد به سمت خواستگاری رود رابطه را قطع کند

عشق

1.علاقه پسر نشانه قصد ازدواج نیست: بلکه ممکن است بخاطر این باشد که از ظاهرش خوشش میاید یا اینکه علاقه اش آن قدر نباشد که به او انگیزه ازدواج بدهد یا اینکه ممکن است دوست داشته باشد با او ازدواج کند اما فعلا نه، لذا دختر نباید تا رسما خواستگاری نکرده به او علاقه مند شود 

2.نگاه مداوم پسر نشانه چیست: نگاه، نشان دهنده توجه است اما الزاما نشان دهنده قصد ازدواج نیست چون ممکن است جذب ظاهر دختر شده باشد یا اینکه تمایلش به اندازه ای نباشد که او را برای ازدواج بخواهد البته ممکن است قصدش ازدواج باشد ولی به هر دلیل جلو نیاید بنا بر این دختر نباید فکر کند او حتما قصد ازدواج دارد و تدریجا علاقه مند شود

3.اظهار علاقه دختر، پسر را از او دور می کند: چون دختر مطلوب است و پسر طالب، اگر دختر خود را عرضه کند پسر او را دم پا می اندازد و حتی ممکن است از دختر زده شود و از ازدواج صرف نظر کند یا بخاطر سو استفاده به بهانه ازدواج تا مدتها دختر را بازی دهد

4.اولین عشق : عشق اول عمیق ترین و ماندگارترین عشق است و به سختی از دل بیرون می رود و قدرت تحمل یا کوتاه امدن در برابر ناملایمات زندگی را بالا می برد لذا بهترین حالت ان است که همسر اولین عشق فرد باشد

5.عشق قبل از ازدواج: مفید نیست بلکه مضر است چون جلوی شناخت را می گیرد،

6.پسند قلبی قبل از ازدواج: لازم است به این معنا که دلشان بخواهد طرف همسرشان شود و او را به عنوان همسر قبول کنند اما اگر این مقدار علاقه و دلبستگی هم نباشد ممکن است بعد ازدواج ایجاد نشود

7.نحوه ایجاد عشق پایدار : دو عامل سبب جذب و زیاد شدن علاقه اولیه زن و شوهر به یکدیگر و ایجاد عشق پایدار بین آنها است اول: نقاط مثبت فکری اخلاقی رفتاری که عملا در طرف می بینند و علاقه شان را به طرف بیشتر می کند و دوم: رابطه عاطفی و جنسی که جذابیت زیادی در طرفین ایجاد می کند

8.کوتاه امدن بخاطر عشق : آنهایی که بخاطر عشق کوتاه میایند و شرایط طرف را قبول می کنند احتمال اینکه بعد ازدواج نتوانند تحمل کنند هست

9.عشق مثل خواب است: و ادم همان طور که نمی فهمد چه زمانی خوابش می برد همان طور هم اگر حواسش نباشد یک دفعه متوجه می شود که عاشق شده است

10.فراموش کردن عشق بی سر انجام:
-کلید فراموشی این است که دل شما از رسیدن به او ناامید شود
-توجه کنید که این عشق مثل اعتیاد روح و جسم شما را نابود خواهد کرد و سعی کنید از آن متنفر شوید
-خود را برای مدتی سختی کشیدن آماده کنید
-فکر نکنید که فراموش کردن محال  است چون عده زیادی از دخترها توانسته اند پس شما هم می توانید 
-هر وقت به یادش می افتید سعی کنید بیشتر به عیوب و نقصها و کارهای بدی که احیانا انجام داده فکر کنید
-هر گونه نشانه ی او را از بین ببرید یا از خود دور کنید و جایی که شما را یاد او می اندازد نروید
-خود را به حدی مشغول کنید تا وقت فکر کردن به او را نداشته باشید و همچنین اوقات فراغت را با تفریح و بازی و مطالعه و ... پر کنید
-در نشست های دوستانه و فامیلی و سفرهای جمعی و کلاسهای مختلف بیشتر شرکت کنید 
-از تنهایی بپرهیزید
-فعالیتهای ورزشی فکر شما را مشغول و انرژی شما را تخلیه می کند 
-ارتباط محبت امیز با مادر و اعضای دیگر خانواده و یا دوستان صمیمی را تقویت کنید
-ارتباط عاشقانه قلبی با خدا و اهل بیت علیهم السلام برقرار کنید
-از دعا و گریه در درگاه خدا غافل نشوید چون هم سبک می شوید و هم ممکن است که خدا دل شما را از این علاقه خالی کند
-هرچه زودتر ازدواج کنید چون اولا: محبت جدید محبت قبلی را کم رنگ می کند ثانیا: نیاز شما را به عشق و محبت جنس مخالف رفع می کند

11.عشق یک طرفه : می گوید : اگر با من ازدواج نکنی خودم را می کشم: به او بگو اولا : خودت اگر کسی را دوست نداشته باشی حاضری یک عمر با او بدون عشق زندگی کنی؟ ثانیا: من اگر ازدواج را قبول کنم زندگی تو هم را خراب کرده ام چون زندگی با عشق یک طرفه خراب می شود
اگر اینها را گفتی و قبول نکرد شروط غیر قابل قبول بگذار مثل اینکه مهریه و تشکیل زندگی نخواهد یا تعهد کتبی بدهد اگر نتوانستی به او علاقه مند شوی زن دوم بگیری اگر این طور بگوید حتی اگر خودش قبول کند خانواده اش نمی پذیرند

12.عشق چه اختلافاتی را حل می کند: عشق اختلاف زیاد مثل عدم تناسب فکری اعتقادی اخلاقی رفتاری را حل نمی کند بلکه خودش از بین می رود اما می تواند اختلافات کم را از از بین ببرد

13.آیا عشق سابق ازدواج بعدی را خراب می کند: جواب: اگر با فرد دوم تناسب داشته باشد و علاقه قلبی به او داشته باشد مشکلی ایجاد نمی شود چون علاقه در دل زن به صورت جایگزینی است و معمولا دو علاقه همسرانه در دلش جا نمی گیرد لذا علاقه دوم جای اولی را می گیرد

14.شک در توان پاسخ گویی به نیازهای عاطفی طرف مقابل: طرفم به مسائل عاطفی حساس است نمی دانم از پسش بر می ایم یا نه جواب: این حرف نشان می دهد که او احتمالا از نظر عاطفی قوی است یا اینکه تو در ابراز احساسات ضعیف هستی یا اینکه علاقه او به تو بیشتر است که این موارد با ارتباطات بعد از ازدواج و یا درک متقابل قابل حل است 

15.هیچ کس به دلم نمی نشیند: جواب: شاید انگیزه ازدواج نداری و و اگر هم انگیزه داری شاید در زمینه قیافه ایده ال گرا هستی یا اینکه به جنس مخالف بدبین هستی یا شاید موقعیت خوبی داری و خودت را دست بالا می گیری و کسی را در حد خودت نمی بینی

16.راههای ایجاد علاقه نسبت به خواستگار: اول: با دید همسرانه به او نگاه کنید دوم: جلسات ملاقات و نشست و صحبت با او داشته باشید(اگر این کار را با صیغه محرمیت انجام بدهید خیلی بهتر است چون هم احساس ناراحتی از گناه ندارید و هم نوعی احساس همسری را تجربه می کنید) سوم : به محسنات و نقاط مثبتش توجه کنید چهارم : اگر فرد دیگری را قبلا دوست داشته اید به نقاط مثبت او فکر نکنید
اگر این کارها را کردید و بعد مدتی احساس کردید که دل شما تا حدی نسبت به او متمایل شده ادامه بدهید تا اینکه به جایی برسید که قلبا بخواهید همسرش شوید

17.آیا رد خواستگار بخاطر عدم علاقه گناه است: جواب: خیر چون اولا: خوشبختی اینده شما مهم تر است و ثانیا: رد کردن فرد نامناسب گناه نیست چون بدون علاقه زندگی به هم می خورد و اگر گناهی باشد این گناهش بیشتر است

18.فکر خودکشی بخاطر عشق بی سر انجام : درست نیست چون کسی که خودکشی کند در تا ابد در جهنم خواهد ماند چون گناهش قتل نفس است که از آن توبه هم نکرده است