مشاور ازدواج و خانواده - نکات کلی مشاوره ای - بخش دوم

تناسب ها و تفاوتها


1.بالاتر بودن تحصیل و سن دختر: مدرک تحصیلی در زمینه مثل اشتغال کاربرد دارد و در مورد رشته های غیر مربوط به خانواده، تاثیر منفی در زندگی زناشویی ندارد همچنین بیشتر بودن سن به خودی خود مشکل ساز نیست البته به شرط اینکه اولا: به اختلاف زیاد درک و فهم و علم مربوط به مهارتهای زندگی منجر نشود ثانیا: دختر، پسر را بچه نبیند و ثالثا: اختلاف زیادی در علایق و سلایق نداشته باشند و رابعا: دختر خود را بالاتر نبیند و فخر فروشی نکند خامسا: خانواده دختر و پسر، طرف مقابل را بپذیرند

2.اختلاف مالی : اختلاف کم مالی مشکل ساز نیست و اختلاف زیاد در زمینه مالی در صورتی مشکل ساز است که یک طرف خودش را بالاتر بداند و بخواهد به دیگری فخر بفروشد اما اگر هر دو طرف به همدیگر احترام بگذارند و یکدیگر را قبول کنند مشکلی درست نمی شود

3.اختلاف فرهنگی : در اختلاف زیاد فرهنگی اگر منظور، اختلاف در اداب و رسوم باشد در این زمینه صحبت و تفاهم بین خانواده ها و توافق در موارد اختلاف قبل از ازدواج می تواند از مشکلات بعدی جلوگیری کند

4.ازدواج طلبه معمم با دکتر : در صورتی اشکال ندارد که خانواده های شما کاملا هم را قبول کنند و تصمیم به مراعات طرف مقابل داشته باشند و خود شما هم اولا ببینید ایا می توانید در همه جا مثل منزل و محل کار و بیرون از منزل، پوشش و رفتار مناسب یک روحانی معمم را داشته باشید ثانیا: هرکدام شما می توانید در جمع خانوادگی و مجالس فامیلی طرف مقابل بدون مشکل حضور پیدا کنید ثالثا: ایا طرف می تواند ارتباطات علمی و شغلی شما را قبول کند و با ان کنار بیاید یا نه


5.ناراحتی از نگاه دیگران بخاطر اختلاف قد: جواب: اگر اختلاف زیاد نباشد ناراحتی شما خیالی است البته این احتمال هم هست که نگاه انها بخاطر اختلاف قد شما نباشد لذا از دیگران سوال کنید که اختلاف شما به چشم می اید یا نه پس اگر به نتیجه رسیدید که اگر اختلاف شما زیاد است می توانید اختلاف را کم کنید مثل اینکه همسر شما کفش پاشنه بلند بپوشد علاوه بر اینکه سعی کنید از راههای زیر تدریجا به نگاهها بی تفاوت شوید اول: توجه کنید که اختلاف شما عیب نیست بلکه نگاه مردم اشتباه است دوم : در حین راه رفتن خود را مشغول کنید مثلا با همسر صحبت کنید یا به فروشگاهها نگاه کنید تا نگاه مردم را نبینید سوم: به جای خانه نشینی از منزل زیاد بیرون روید تا نگاه مردم برایتان عادی شود

6.کوچکتر بودن دختر: یک ملاک ترجیحی در انتخاب همسر این است که دختر چند سالی کوچکتر باشد چون زن ها زودتر شکسته می شوند و از نظر جنسی زودتر سرد می شوند و همچنین رشد عقلی دخترها زودتر است اما این ملاک ترجیحی قابل گذشت است یعنی در موارد مشاوره ای از ازدواج هم سن ها منع نمی شود چون شکسته شدن زنها با لوازم ارایش قابل اصلاح است و مشکل سردی انها با کمک تقویت کننده های جنسی قابل حل است در زمینه رشد عقلی هم باید گفت که اختلاف رشد عقلی دختر و پسر در سنین کم بیشتر است اما اگر سن بالا باشد اختلاف چندانی نیست


7.زیاد کوچکتر بودن دختر: در صورتی اشکال ندارد که اولا: در زمینه افکار و رفتار و علایق و سلایق و حساسیتها و تمایلات و خواستها تفاوت زیادی نداشته باشند ثانیا: مرد بتواند از نظر جنسی زن را ارضا کند


8.اختلاف در زمینه حجاب : باید بین طرفین و خانواده ها حل شود و همه ان را قبول کنند و پذیرش دختر باید اعتقادی باشد وگرنه با پذیرش بخاطر عشق مشکلی را حل نمی کند چون حجاب همیشه ظاهر است و بخاطر ناموسی بودنش نیز حساسیت فوق العاده دارد لذا اگر پذیرش قلبی واقعی نباشد بعدا ممکن است مشکل ایجاد شود

علاوه بر اینکه از موقع توافق قبل از عقد دختر باید خود را تغییر دهد تا معلوم شود که این کار را ادامه خواهد داد یا نه  

9.اختلاف در زمینه ولایت فقیه: اگر طرفین همدیگر را همین طور که هستند قبول کنند معمولا مشکلی ایجاد نمی شود مگر اینکه اختلافشان زیاد باشد مثل اینکه یک طرف ضدیت و طرف دیگر عشق شدید داشته باشد یا یکی از طرفین نتواند از طرح این مساله در خانه خودداری کند


10.اختلاف مذهبی : مساله چند صورت دارد اول: اختلاف اعتقادی و مذهبی است و طرف مقابل دید بدی نسبت به مذهب دارد و قصد تغییر اعتقادات طرف را نیز دارد که در این صورت ازدواج به صلاح نیست دوم: صورت اول منتها قصد تغییر طرف را ندارد در این صورت نیز ازدواج به صلاح نیست چون اثر پذیری ناخود اگاه محتمل است سوم : صورت دوم دید بد به مذهب ندارد و قصد تغییر هم ندارد در این صورت خطر کمتر است چهارم معتقد است و مسائل دینی را ارزشی می داند اما از نظر عملی مشکل دارد که در این صورت با توافق طرفین و اطمینان از اثر نپذیرفتن از طرف مقابل می توانند ازدواج کنند  


11.ترس از اثر پذیری منفی در امور مذهبی : راه جلوگیری ان است اولا از اول طوری خود را مقید نشان دهد که نه تنها تصمیم به تغییر او نداشته باشند بلکه حتی مراعاتش را  هم بکنند و ثانیا: حالت انفعالی نداشته باشد بلکه پی فرصت بگردد که غیر مستقیم بر انها اثر مثبت بگذارد ثالثا: مواظب اثر پذیری غیر مستقیم - خصوصا در مقاطع خاص مثل عروسی ها و مهمانی های مهم- باشد ، رابعا: هرچند مدت یکبار رفتار خود را با رفتار سابقش مقایسه کند و ببیند عوض شده یا نه


12.ازدواج دختر مرفه با پسر فقیر : دختر مرفه برای اینکه بفهمد ایا بعدا کم می اورد یا نه اولا: زندگی اینده تصور کند و ببیند که اگر هیچ کدام از امکانات فعلی را نداشته باشد می تواند ادامه بدهد یا نه ثانیا: مدتی خودش را از امکاناتی که دارد محروم کند ثالثا: خانواده اش قبول کنند که اگر کم اورد امکانات مورد نیاز را تهیه کنند و پسر هم قبول کند که رد نکند

13.ازدواج پسر ساکت با دختر سر زبان دار: خود این حالت به تنهایی مشکل ساز نیست بلکه در صورتی مضر است که دختر برتری طلب بوده و با استفاده از این خصوصیت بخواهد حرفش را به کرسی بنشاند


موانع ازدواج

1.قابل توجه مشکل پسندها : اول: توافق و تفاهم صددرصدی پیدا نمی شود و چاره ای نیست جز اینکه موارد ریز اختلافی با کوتاه اومدن و پذیرش طرف مقابل حل شود تا زندگی لطمه نخورد و این همان راهکاری است که عمده متاهل ها انجامش می دهند و زندگی خوبی هم دارند و دوم : اگر سخت بگیرند اولا: موقعیتهای خوب را از دست می دهند که با بالاتر رفتن سن، دیگر گیرشان نمیاید و ثانیا: هرچه می گذرد سخت پسند تر می شوند بخاطر اینکه دخترهایی را که بعدا می بینند با قبلی ها مقایسه می کنند و کوتاه اومدن برایشان سخت تر می شود و ثالثا: در نهایت خسته می شوند و ادم خسته هم زود راضی می شود و لذا ممکن است  یکی از مواردی که اصلا فکرش را هم نمی کردند انتخاب کنند که شاید از خیلی از دخترهای قبلی پایین تر باشد

2.شکسته شدن دل دختر بزرگتر: می گویند با ازدواج دختر کوچکتر دل دختر بزرگتر می شکند جواب: اولا: شکسته شدن دل دختر بزرگتر بهتر از بی همسر ماندن کوچکتر است ثانیا:اگر این طور شود خواهر بزرگتر دچار عذاب وجدان خواهد شد


3.بزرگ جلوه کردن مسائل جزئی: سبب شده است که قدرت تصمیم گیری در انتخاب همسر را از دست دهم جواب: شما اگر ملاکهای صحیح انتخاب همسر را بشناسید خواهید فهمید که به هر نقطه منفی تا چه حد باید اهمیت دهید پس ملاکهای خود را به دو دسته تقسیم کنید اصلی و ترجیحی ملاکهای اصلی آنهایی است که نمی شود از آن گذشت مثل تناسبهای لازمه و ملاکهای ترجیحی انهاست که اگر باشد بهتر است مثل زیبایی زیاد طرف مقابل
بعد بنا بگذارید که با وجود ملاکهای اصلی در زمینه ملاکهای ترجیحی کوتاه بیایید
شاید بگویید : با کوتاه امدن چه تضمینی هست که زندگیم خراب نشود جواب: اگر در موارد اصلی با هم هماهنگ باشید و علاقه به هم داشته باشید از موارد ترجیحی به راحتی خواهید گذشت یعنی همان کاری که متاهلان موفق انجام می دهند

4.عدم اعتماد به مردها: بعد از ضربه خوردن از نامزدم به هیچ مردی حتی پدر و برادرم اعتماد ندارم باید چه کار کنم
جواب: احساسات منفی شدید قدرت عقل را کاهش می دهد شما مثل کسی هستید که مثلا از یک پلیس ضربه خورده اما از همه آنها متنفر است با اینکه می داند افراد بعدی به او بدی نکرده اند چون احساسش می گوید همه انها مثل همند ، مساله شما هم همین است احساس شما می گوید همه مردها مثل هم هستند
راه حل مشکل شما غلبه دادن عقل بر احساس است یعنی اولا: به این واقعیت توجه کنی که ادم خوب هم هست و بلکه زیاد هم هست ثانیا خوبی های مردانی را که می شناسی به یاد بیاوری و ثالثا: به این توجه کنی که مردان بد خیلی کم هستند وگرنه اگر مثل نامزد تو بودند میلیونها زندگی از هم پاشیده بود  

5.به دخترها نمی شود اعتماد کرد: جواب: به پسرها هم نمی شود اعتماد کرد چون بسیاری از پسرها حتی اگر اهل رابطه نباشند اهل گناهان جنسی مثل چشم چرانی یا دیدن فیلم و عکس یا خود ارضایی هستند، پس وقتی پسرها هم گرفتار گناه هستند نباید انتظار داشته باشند که طرف آنها پاک و معصوم باشد

شاید بگویید: رابطه با فیلم و عکس دیدن و خود ارضایی فرق دارد، چون در رابطه پای فرد سوم در میان است جواب: فرقی ندارد چون دخترها هم دل شان نمی خواهد با کسی که اهل خلافهای جنسی است ازدواج کنند و اگر دختری بفهمد که پسر اهل این خلافها بوده ردش خواهد کرد
البته گناهان جنسی از جهت اثری که بر زندگی اینده دارند می توانند با هم فرق داشته باشند یعنی هرکدام اثر منفی بیشتری دارد مهم تر است

6.تحصیل و شغل، از ازدواج مهم تر است: جواب: اولا: تحصیل و شغل برای بهتر شدن زندگی است اما ازدواج خود زندگی است که اگر نباشد تحصیل و اشتغال هم فایده چندانی ندارد

ثانیا: تحصیل و اشتغال زن هرچقدر هم که ارزش داشته باشد، به اندازه نقش همسرانه و مادرانه او لازم و ارزش مند نیست چون ایفای درست این دو نقش، اولا: از غیر زن مثل دایه و مربی و... بر نمی آید و ثانیا: سبب پایداری خانواده و تربیت فرزندان خوب برای جامعه اینده می شود
ثالثا: اینکه تحصیل و شغل مهم تر است نظر الان شما است اما بعد از چند سال که شور تحصیل و شغل خوابید و به شدت احساس تنهایی کردید ممکن است نظر شما عوض شود اما در عین حال خواستگار مناسب نداشته باشید و مجبور شوید خیلی کوتاه بیایید تا شوهر  کنید یا اینکه تجرد تا اخر عمر را انتخاب کنید

7.اشتغال سبب از دست دادن خواستگار: شاغل شدن دخترها سبب می شود عده ای از خواستگارهاشان از دست بدهند چون آنها دوست ندارند که همسر نیمه وقت داشته باشند یا اینکه همسرشان روزی چند ساعت در کنار مردان نامحرم باشد


8.ازدواج بهتر است یا ادامه تحصیل؟ جواب: تحصیل دو نوع است: اول: تحصیل برای تحصیل، دوم: تحصیل برای سود و فایده، اگر اولی باشد مثل اینکه برای مدرک یا علاقه شخصی درس بخواند، یا بداند که نخواهد توانست شاغل شود، در این صورت تاخیر ازدواج درست نیست اما اگر دومی باشد یعنی از تحصیلش مثلا برای اشتغال یا تربیت فرزند استفاده کند در این صورت اگر انجام هر دو ممکن نیست ازدواج به بعد اتمام تحصیل موکول شود مگر اینکه خسارت تاخیر ازدواج بیشتر از ضرر رها کردن تحصیل باشد مثل لطمه به معنویت و حیاء و عفت فرد یا از دست رفتن موقعیت خوب ازدواج


9.سن بالا و تحصیلات عالیه مانع ازدواج دختران: بالا رفتن سن و تحصیلات دخترها گرچه کیفیت خواستگار آنها را بالا می برد اما تعداد آن را کم می کند چون افراد دارای سن یا تحصیلات پایین تر به خواستگاری آنها نمی روند اگر هم بروند آنها قبول نمی کنند

از اینها گذشته عده ای از پسرهای سن بالا، دختر کم سن تر را به دختر دارای تحصیلات عالیه ترجیح می دهند
البته اگر هر دو دختر هم سن باشند ولی یکی تحصیلاتش بالاتر باشد پسرهایی که دوست دارند زنشان شاغل باشد به سمت آنها می روند ولی پسرهایی که با کار کردن زن مخالفند ممکن است سراغ دخترهای کم سوادتر بروند چون اگر زن تحصیلات عالیه داشته باشد قاعدتا می خواهد سر کار برود

10.تحصیل در کنار ازدواج: بهترین حالت برای اینکه دختر بتواند درس بخواند و ازدواج خوبی هم داشته باشد آن است که قبل از دانشگاه با کسی ازدواج کند که با ادامه تحصیل او مشکل نداشته باشد و با همفکری او رشته تحصیلی دانشگاه را انتخاب کند که بعدا در زمینه اشتغال به مشکل نخورد اما اگر این کار را نکند ممکن است بعدا مجبور شود از بین ازدواج و شغل یکی را انتخاب کند

شاید گفته شود: شرط کردن ادامه تحصیل خواستگارها را کم می کند جواب : دختر در سن کم معمولا خواستگار زیاد دارد و قدری کم شدن آن مشکلی ایجاد نمی کند

11.مشغولیت فکر ناشی از ازدواج، مانع تحصیل می شود: جواب:اولا: اگر ازدواج هم نکند مشغولیت فکری دارد ثانیا: بعد از ازدواج مشغولیت فکری کم می شود اما مشغولیت فکری تجرد همیشگی است، ثالثا: ازدواج را در مقطع زمانی تعطیل درس می توان انجام داد، رابعا: بر فرض مشغولیت فکری داشتن ازدواج، لطمه روحی و جسمی و اخلاقی و دینی، تجرد بیشتر است پس هرچند با ازدواج روند تحصیل را کند شود اما از تجرد بهتر است

12.اشتغال و همسر داری به درس لطمه می زند: جواب: اولا: می توانند ازدواج کنند و تا فارغ التحصیل شدن در عقد بمانند، ثانیا: می توانند با گرفتن واحد درسی کمتر، یا تحصیل نیمه وقت یا مجازی به وظایف دیگرشان برسند و ثالثا: در صورت امکان ادامه تحصیل را به سالهای بعد که در زندگی جا افتادند موکول کنند


13.ازدواج بعد از اتمام تحصیل: پسری دانشجو خواستگار من است می خواهیم بعد از اتمام تحصیل ازدواج کنیم جواب: این کار درست نیست چون ممکن است اولا : ان پسر عاشق دختر دیگری شود و با او ازدواج کند ثانیا: شما ناخواسته گرفتار عشق شوی و نتوانی به معشوق برسی یا ازدواج بد عاقبتی داشته باشی ثالثا: از ازدواج با او منصرف شوی و تحصیل را تا فوق لیسانس و دکترا ادامه دهی و خواستگارت به شدت کم شود رابعا: در رشته ای مثل مهندسی معدن تحصیل کنی که بسیاری از پسرها دوست ندارند همسرشان در آن شغل ها کار کند

14.ثمرات مثبت ازدواج در زمان تحصیل:  
اول: احساس امنیت و ارامش روحی و روانی که انرژی درس خواندن را چند برابر می کند
دوم: در امان ماندن از مزاحمت های احتمالی
سوم:چند سال بهره مند شدن از ثواب و ثمرات معنوی ازدواج
چهارم: شادابی و سر زندگی ناشی از ارتباط عاشقانه با همسر
پنجم: یادگیری مهارت های زندگی در دوران عقد  

15.خواهر بزرگتر مجرد: من خواهر مجرد بزرگتر از خودم دارم چه کنم تا مادرم اجازه ازدواج مرا بدهد؟

جواب: علاوه بر اظهار تمایل نسبت به ازدواج موارد زیر را به مادر بگویید:
اول: اگر خواستگارهایم را رد کنید سن من بالا می رود و ازدواجم سخت می شود   
دوم: اگر برای خواهرم خواستگار نیاید من مثل خیلی از دخترهای سن بالا از ازدواج محروم می شوم
سوم: هرچه سنم بالاتر رود موردهای بهتر را از دست می دهم
چهارم :شاید کلید ازدواج خواهرم در ازدواج من باشد یعنی شوهر خواهرم از فامیلها یا اشناهای همسر اینده من باشد

مسائل مالی

1.ازدواج با عدم تمکن مالی: یک راه آن است که سالها صبر کنند که درست نیست چون پیامدهای منفی زیادی دارد
راه دیگر ان است که تا بعد از اتمام تحصیل و سربازی صبر نکند و به طرف ازدواج برود و این به دو صورت ممکن است اول: اگر اهل توکل است و خانواده طرف هم قبول می کند بدون تمکن مالی برای ازدواج اقدام کند دوم : اگر اهل توکل نیست با برنامه ریزی اقدام کند یعنی اول اصل ازدواج را مسلم کند و یک عقد ساده انجام دهد و بعد تدریجا با فراهم شدن موارد مالی مراسمات ازدواج را انجام و وارد زندگی شود و زندگی را با قناعت و امکانات موجود شروع کند و تدریجا با تلاش مضاعف بهترش نماید
شاید گفته شود: هیچ خانواده ای به این امر راضی نمی شود جوابش این است که اولا: این طور هم نیست که هیچ خانواده ای راضی نشود، دلیلش هم دانشجوهایی هستند که ازدواج می کنند ثانیا: اگر هم به زودی موفق نشود بخاطر امیدی که دارد قدرت مقاومتش در برابر خلافهای جنسی بالا می رود اما اگر این کار را نکند مقاومتش کم می شود و حتی ممکن است در تصمیم به خویشتن داری تجدید نظر کند

2.تضمین آینده با مهریه: اگر منظور این است که شوهر به راحتی نتواند همسر را طلاق دهد باید گفت: مهریه تضمین کننده عدم طلاق نیست چون پایداری خانواده در گرو تناسب های لازمه است نه مهریه بالا چون با نبود تناسب ها زندگی تلخ است و مهریه بالا جلوی تلخی زندگی را نمی گیرد هرچند طلاقی نباشد و اگر تناسب داشته باشند مهریه کم  اسیبی نمی زند

اما اگر منظور از تضمین اینده ان است که در صورت طلاق، زندگی آینده تامین شود در این صورت مهریه بالا لازم نیست بلکه با حدود 50 میلیون تومان تامین می شود

3.(مهریه) مخالفت دختر با مهریه بالا: دختری که می بیند خانواده اش پافشاری بی جا بر مهریه بالا می کنند اولا:با توجه به اینکه مهریه حق او است اعلام کند که من این مهریه را قبول ندارم و بر مهریه مناسب پافشاری کند و به پدرش بگوید اگر مجبورم کنید قبول کنم زیادیش را خواهم بخشید و ثانیا: اگر مورد قبل ممکن نیست در صورتی که ممکن است دختر به پسر قول بدهد که مقدار زیادی را بعد از عقد ببخشد


4.دخترانی که توقع خواستگار پولدار دارند: بدانند که خواستگاری که همه چیز داشته باشد یا باید پدر پولداری داشته باشد و یا اینکه در تجارت ادم خوش شانسی باشد که در این صورت ممکن است به خواستگاری انها نیاید یا اینکه سنش بالا باشد که بتواند همه چیز را برای زندگی فراهم کرده باشد پس اگر می خواهند بی همسر نمانند و همسر انها هم پیر نباشد باید در زمینه توقعات مالی کوتاه بیایند


5.چرا بعضی علی رغم توکل زندگی سختی دارند : جواب ممکن است توقع آنها زیاد باشد و یا اینک بخاطر اسباب سلب روزی زندگی انها فلاکت بار شده باشد


نقائص و عیوب

1.نازیبا دیده شدن دخترهای مذهبی: شاید بخاطر این باشد که زیر ابرو بر نمی دارند و  ارایش نمی کنند و همچنین به جای لباسهای زیبا چادر به سر می کنند

2.پسند ظاهر دختر: باید صرف نظر از ارایش و لباس او باشد یعنی به ترکیب قیافه اش نگاه کند و ببیند که او را می پسندد یا نه؟

3.سابقه رابطه دختر : در صورتی ایراد است که پسر اهل هیچ گناه جنسی مثل خود ارضایی یا چشم چرانی یا دیدن فیلم و عکس سکسی نبوده باشد چون اگر احتمال دارد رابطه سابق دختر به زندگی اینده لطمه بزند گناهان جنسی پسر مثل چشم چرانی هم ممکن است سبب شود همسر را با آنها مقایسه کند یا در اثر خودارضایی دچار ناتوانی جنسی شود


4.ایا تغییر دادن همسر بعد ازدواج ممکن است: مساله صور مختلف دارد:

اول : رفتار ناشی از خلقیات ذاتی یا کاری که به ان عادت کرده و سالها انجامش داده به راحتی قابل تغییر نیست
دوم: رفتار ناشی از فکر و عقیده تنها با تغییر فکر قابل تغییر است
سوم: رفتار بدی که گاهی از فرد سر می زند و آن را نادرست می داند و ناشی از محیط بد یا دوستان ناباب است با تغییر محیط و دوستان قابل اصلاح است
البته باید احتمال عدم تغییر را منتفی نداند و خود را برای عدم تغییر یا برگشت او اماده کند

5.اطمینان به ایستادن سر قول: در مثل نماز خواندن و ترک سیگار در صورتی ایجاد می شود که اولا: قولش از روی اعتقاد باشد نه عشق ثانیا: طرفین مناسب هم باشند و گرنه اختلاف ممکن است سبب شود از قولش برگردد و ثالثا: از جو و فضایی که او را به سمت این کارها می برد دوری کند و رابعا: تغییر را قبل ازدواج شروع کند و یک مدت بگذرد تا معلوم شود که ادامه می دهد یا نه و همچنین در غیاب طرفش هم خطا نکند و خامسا: اگر ممکن است امتحانش کند و در یک مقطع زمانی کوتاه طوری وانمود کند که ممکن است نتوانند ازدواج کنند و اگر دید که به رفتار درستش ادامه می دهد مطمئن می شود تغییرش واقعی بوده است  
علاوه بر موارد فوق خود را برای خلف وعده احتمالی و برخورد مناسب با او اماده کند

6.از خطاهای گذشته پشیمان نیست: و آنها را تجربه می داند اما در عین حال قول داده که انجامش ندهد ایا قابل اعتماد است جواب: یکی از انگیزه های مهم ترک خطا نادرست دانستن آن است لذا اگر کاری را خطا نداند تضمینی برای وفای به قول وجود ندارد چون اولا انگیزه قوی برای ترک ندارد و ثانیا ممکن است در موقعیتی خاص تصمیم به تجربه دوباره آن بگیرد پس وقتی انگیزه درونی ندارد باید با اهرم قانونی این تضمین را ایجاد کرد

7.دروغ گویی طرف : در صورتی مانع است که عادت و رویه اش دروغ گویی باشد به طوری که نشود به او اعتماد کرد اما اگر به این حد نباشد گرچه کارش حرام است اما مانع ازدواج نیست مگر اینکه این مقدار هم برای طرف قابل تحمل نباشد
البته اگر اولا: از نظر ایمان و تقیدات دینی ضعیف نباشد و ثانیا: دروغ گوییش دلیل داشته باشد و ثالثا: اگر از دروغ خود اظهار ناراحتی و پشیمانی کند می شود گفت عادت به دروغ ندارد

8.می ترسم نقاط ضعفم ازدواجم را خراب کند: جواب: عیب دو نوع است اول غیر قابل تحمل دوم معمولی، اگر قسم اول است باید یا رفعش کنید و یا به طرف بگویید تا با چشم باز در مورد شما تصمیم بگیرد اگر از قسم دوم است بدانید که همه عیب دارند و در زندگی علاوه بر خوشی، اختلاف هم دارند لذا انسان نباید دنبال تشکیل زندگی بی اختلاف باشد بلکه در پی ازدواجی باشد که رضایتمندی مجموعی در آن هست البته باید سعی کند اثر منفی عیوب را کم یا خنثی کند یعنی اولا:سعی کند عیبش را کم یا رفع کند و ثانیا: اگر اشتباهی کرد معذرت خواهی کند یا رفتار عذر خواهانه داشته باشد و ثالثا: با کارهای مثبت، تلخی اشتباه را از ذهن همسر بزداید

9.خواستگارم بیش از حد منطقی است: جواب: تعامل زن و شوهر با همدیگر باید بر اساس عاطفه و محبت باشد لذا باید بر اساس انچه دلشان می خواهد حرکت کنند نه انچه الزاما منطقی است یعنی در مواردی باید دو دو تا چهار تای عقلی را کنار بگذارند و عاشقانه عمل کنند، مثل اینکه حرف بی منطق را بشنوند و به خاطر عشق هیچ نگویند
پس در صورتی با او ازدواج کنید که معیار عملش را در زندگی عشق و محبت قرار دهد

10.خانواده اش معتادند می ترسم معتاد شود: جواب: اگر از مواد مخدر بدش بیاید و با افراد معتاد معاشرت نداشته باشد احتمال اعتیادش کم است البته شما می توانید در ضمن عقد شرط كنید كه حتی اگر به صورت تفریحی هم به طرف مواد رفت شما حق طلاق داشته باشید

11.می ترسم خانواده همسر بر من اثر منفی بگذارند: جواب: اولا: از عقاید و رفتار صحیح غافل نشوید تا به صورت ناخود اگاه اثر نپذیرید ثانیا: از اول طوری خود را مقید نشان دهید که نه تنها تصمیم به تغییر شما نداشته باشند بلکه حتی مراعات شما را بکنند

ثالثا: در صدد اثرگذاری مثبت بر انها باشید رابعا: هرچند مدت یکبار عقاید و رفتارهای فعلی خود را با قبل مقایسه کنید

12.نداشتن حس جنسی به دختر: پسری که با دیدن ظاهر بی حجاب دختر از نظر جنسی تحریک نمی شود ممکن است اهل رابطه با دخترهای زیادی بوده است به همین خاطر به او احساسی ندارد


13.پرسیدن سوالات جنسی: به این دلیل که مشکلات جنسی یکی از مهمترین دلایل طلاق است جواب: مشکلات جنسی بعد از ازدواج ممکن است به یکی از دلایل زیر باشد 1. ناتوانی جنسی مرد به دلیل خود ارضایی زیاد زمان تجرد، که به دو صورت زود انزالی و عدم تمایل به امیزش جنسی دیده می شود
2. عدم پذیرش مشکل داشتن در زمینه جنسی و عدم اقدام برای درمان خود
در این دو مورد طرف مقابل می تواند در مورد زود انزالی و میزان تمایل به امیزش جنسی از طرف سوال کند و همچنین بپرسد که در صورت مشکل داشتن از نظر جنسی حاضر است به پزشک مراجعه کند یا خیر
البته اگر بخاطر شرم و حیا نتواند در مورد بند اول سوال کند همین مقدار که طرف در صورت مشکل داشتن حاضر باشد خود را درمان کند کافی است  
3. تنوع طلب شدن مرد از نظر دیداری و مقایسه قیافه و بدن همسر با زنهایی که دیده است
کسی که اهل رابطه با دختران بوده و یا اینکه فیلم و عکس جنسی زیاد دیده است ممکن است نیاز به سوال کردن در زمینه اندام جنسی دختر داشته باشد ولی ممکن است نیاز نباشد چون از نظر شرعی می تواند اندام و ظاهر دختر را بدون حجاب ببیند و اگر احساس کرد که از نظر جنسی به او کشش دارد او را بپذیرد
البته کسی که اهل این موارد نبوده است قاعدتا هر گونه اندام را می پسندد و برایش جذابیت دارد و نیاز به سوال جنسی نیست خصوصا که می تواند با استفاده از حق شرعی خود اندام و ظاهر دختر را بدون حجاب مشاهده کند
4. سرد مزاجی ذاتی به این معنی که فرد کلا تمایل چندانی به رابطه جنسی ندارد که
در این مورد می تواند سوال کند اما شاید چندان لازم نباشد چون اولا سرد مزاجی ذاتی خیلی کم است و ثانیا کسی که تمایل به جنس مخالف نداشته باشد کمتر تن به ازدواج می دهد
5. سردمزاجی عارضی، ذاتا تمایل هست اما به دلیل ناتوانی طرف مقابل سرد می شود یا اینکه از رابطه جنسی هراس دارد و لذا به ان تن نمی دهد
در آنجا که ناتوانی طرف مقابل علت است جای سوال نیست چون اگر ناتوان نباشد مشکلی ایجاد نمی شود اما اگر می ترسد طرف از رابطه جنسی هراس داشته باشد می تواند به صورت کلی نظرش را در مورد برقراری رابطه جنسی بپرسد
نتیجه اینکه سوال کردن در مورد مسائل و اندامهای جنسی فقط در بعض موارد ممکن است لازم باشد
شاید گفته شود یکی از علل، عدم تطابق مزاج زن و مرد است گرمی یعنی یکی بیشتر از دیگری باشد جواب: عدم تطابق اگر به سردی یک طرف منجر نشود معمولا مشکل ساز نیست چون فرد گرم تر می تواند با استفاده از مهارتهای ارتباطی همسر را همراه کند علاوه بر اینکه فرد سردتر می تواند از تقویت کننده های گیاهی و شیمیایی استفاده کند

14.شوق خواستگار در زمینه جنسی : نه تنها بد نیست بلکه خوب هم هست بخاطر اینکه وقتی احساس نیاز جنسی به همسر دارد ابراز احساسات عاطفیش زیاد خواهد بود و از نیاز زن به محبت را رفع خواهد کرد بلکه حتی زن قدری سرد باشد نیز با گرمی او سر ذوق خواهد امد علاوه بر اینکه این نشانه پاکی او نیز هست بخاطر اینکه اگر قبلا رابطه داشت شدت هیجانش در این زمینه کاهش پیدا می کرد

15.خواستگارم زیادی راحت است: جواب: اگر مسائل عاطفی و جنسی را قاطی صحبتها می کند به او بگو : طرح این مسائل اولا : موجب می شود مواردی که ربطی به شناخت ندارد مطرح شود و ثانیا: ممکن است دلبستگی و دل مشغولی ایجاد کند که مانع شناخت است اگر قبول نکرد جوابش را نده یا رابطه را موقتا قطع کن تا این کار را تکرار نکند

16.نگرانی از حرف زدن دیگران: در زمانی که طرف مقابل نقصی بدنی یا شغلی دارد جواب: کسانی که ممکن است حرف بزنند دو دسته اند اول: مردم و دوم : دوستان و فامیل
در مورد اول: اثر گذاری منفی حرف مردم به مقدار حساسیت شما بستگی دارد یعنی اگر با بی توجهی از کنارش رد شوید، بعد از مدتی برای شما عادی می شود
در مورد دوم: اثر گذاری منفی حرف دوستان و فامیل در صورتی است که شما و خانواده او را قبول نکرده باشید و خجالت زده باشید، اما اگر او را قبول کرده باشید و بلکه نقطه ضعفش را نقطه منفی ندانید در این صورت او را با افتخار به دیگران طوری معرفی خواهید کرد و اگر کسی احیانا چیزی گفت طوری قیافه را در هم می کشید که طرف به خودش اجازه ندهد دوباره از این حرفها بزند

17.پسر مورد علاقه ام سرطان گرفته: ایا با او ازدواج کنم جواب: این عاقلانه نیست که بخاطر خوشی کوتاه مدت، بقیه زندگی را در معرض خطر خراب شدن قرار دهی، درست مثل کسی که پایش سیاه شده و نمی گذارد پایش را قطع کنند اما تدریجا سیاهی پا به تمام بدنش سرایت می کند و از بینش می برد شما هم با این ازدواج اینده ات را خراب می کنی بخاطر اینکه بیوه گی و تجرد تا اخر عمر بسیار طاقت فرسا است

18.خواستگارم بچه دار نمی شود: اگر می خواهید در اینده به مشکل نخورید اولا پذیرش شما بخاطر عشق نباشد بلکه با فکر کردن به زندگی بدون بچه تا اخر عمر و پیامدهای آن تصمیم بگیرید ثانیا: علاقه شما به بچه خیلی زیاد نباشد وگرنه ممکن است علی رغم پذیرش، نتوانید تحمل کنید ثالثا:توافق کنید که اگر لازم شد بچه ای را به فرزندی قبول کنید

19.مطلوب نبودن بعض اوصاف طرف: در صورتی مشکل ساز نیست که طرف مقابل او را به همین صورت که هست با توجه به نقاط مثبتش به صورت مجموعی قلبا بتواند به عنوان همسر قبول کند که در این صورت تدریجا حساسیت او کم می شود
برای اینکه بفهمد که حساسیتش کم می شود یا نه مقدار صحبت را ادامه دهد اگر در جلسات بعدی برایش قابل قبول تر بود بداند که بهتر خواهد شد

20.ترس از زده شدن از قیافه دختر: در زمانی که قیافه دختر ایده ال نیست اما پسر او را بخاطر نقاط مثبت دیگر قبول می کند جواب: در صورتی که تناسبهای لازمه و رابطه عاطفی و زناشویی خوبی داشته باشند و پسر اهل دیدن صورتهای زیبا نباشد مشکلی ایجاد نمی شود اما اگر در موارد فوق اختلالی ایجاد شود ضعف قیافه دوباره زنده می شود

21.اضطراب ناشی از عجله مانع تصمیم گیری است : در زمانی که طرف نقصی دارد و او می خواهد در موردش تصمیم بگیرد اگر عجله شود طرف مضطرب می شود و شاید زدگیش بیشتر شود لذا باید از عجله دست بردارد و ارام شود تا بتواند تصمیم مناسب بگیرد

22.خساست طرف: در صورتی مشکل ساز است که برای طرف قابل تحمل نباشد و برای فهمیدن مقدار خساست می توان از او سوال کرد که نیازها و خواسته های مالی همسر را تا چه حد تامین می کند

23. خواستگارم از من زیباتر است: می ترسم بعد از ازدواج سراغ زن دیگر رود
جواب: اولا: همین که ایشان شما را زیبا بداند کافی است تا دیگری برایش جلوه نکند البته اگر فاصله قیافه شما زیاد باشد ممکن است دیگران به او حرفی بزنند که از شما زده شود
ثانیا: از کجا معلوم او از شما زیباتر باشد چون انسان در اکثر موارد، زیبایی خودش را نمی بیند خصوصا در صورتی که کسی به دلش افتاده باشد

24.خواستگار محدودیت زیادی قائل است : باید دید این محدودیتها برای طرف مقابل قابل پذیرش و تحمل است یا نه

25.لکنت زبان طرف: باید دید که ایا طرف می تواند منظورش را بفهماند و ایا مورد تمسخر یا نگاههای معنا دار دیگران قرار می گیرد یا خیر

26.گفتن سابقه ازدواج: اولا : لازم است چون طرف قاعدتا می فهمد و دچار اختلاف شدید یا جدایی می شوید ثانیا: این موضوع را همان اول باید گفت چون این مساله برای خیلی ها اهمیت اساسی دارد که اگر خلافش ثابت شود به هر صورت رد می کنند

27.عدم افشای سابقه ازدواج در محل کار: نادرست است چون اولا: با این کار مجبورید دائما خواستگارها را رد کنید و دچار ناراحتی می شوید ثانیا: کسانی که در شرایط شما هستند به خواستگاری شما نخواهند امد لذا بهتر است مساله را اشکار کنید و برای مصون ماندن از پیامدهای منفی این مساله کافی است که محکم باشید و به کسی اجازه ارتباط جهت غیر ازدواج را ندهید همچنین برای اشکار کردن سابقه ازدواج کافی است که این امر را به گوش معرف ها و خواستگارها برسانید چون با این کار تدریجا پخش خواهد شد که شما سابقه ازدواج دارید.

28.پسر مورد علاقه ام سرطان گرفته: با خدا قهر کردم که چرا چنین بلایی سرم اورد جواب: مگر بلاها تقصیر خداست که سرطان آن پسر هم تقصیر خدا باشد خلقت انسان طوری است که مریض می شود و بعض مریضی ها مثل سرطان هم صعب العلاج است مریض شدن یک چیز طبیعی است و به خدا ارتباط ندارد. پس خدا را مقصر ندان و با او قهر نکن چون بزرگترین تکیه گاهت را از دست می دهی و از ارامشی که -به قول قران- یاد خدا به انسان می دهد محروم می شوی غیر از اینکه با پشت کردن به خدا اخرتت را هم خراب می کنی

خانواده

1.برخورد صحیح با جوان عاشق: اگر جوان عاشق شد خانواده باید بدون برخورد احساسی و مالکانه، مساله ازدواج فرزندش را مدیریت کند و به جای مخالفت غیر منطقی، با بررسی طرف و حتی خواستگاری موافقت کند و اگر مناسب نبود با دلیل منطقی رد کند و اگر نتوانست فرزند را قانع کند از مشاور کمک بگیرد
اما اگر این کار را نکند ممکن است چند اتفاق بیفتد:
اول: این وضعیت تا سالها ادامه یابد و دل جوان گرفتار عشق بی سر انجام شود و سالها مجرد بماند علاوه بر اینکه ممکن است پیامدهای ناگواری هم مثل ادامه رابطه پنهانی و گناه الود شدن آن داشته باشد
دوم: خانواده خسته شود و با ازدواج نامناسب موافقت کند
سوم اینکه: جوان از روی خستگی رها کند و یا اصلا ازدواج نکند یا بدون علاقه ازدواج کند
چهارم: جوان علی رغم مخالفت خانواده ازدواج کند که پیامدهای منفی زیادی دارد
پنجم اینکه: با مخالفت خانواده ممکن است یک مورد خوب برای ازدواج از دست برود

2.احساس مالکیت خانواده نسبت به فرزندان: بسیاری از خانواده ها فکر می کنند مالک فرزندان خود هستند و هرچه می گویند آنها باید قبول کنند 

3.عدم توجه به حق وتوی خانواده: از اشتباهات جوانان ان است وقتی عاشق می شوند فکر می کنند ازدواج آنها حتمی است و توجه ندارند که خانواده ها حق وتو دارند و می توانند مانع ازدواج آنها شوند 

4.رضایت به شرط عدم کمک: پدرم به شرطی راضی می شود که هیچ کمکی نکند جواب: اگر امادگی سختی کشیدن در مسیر توکل را داری قبول کن بلکه حتی اگر اهل توکل هم نیستی باز هم قبول کن و با برنامه ریزی به سمت ازدواج حرکت کن مثل اینکه دوران عقد را طولانی کن تا از نظر مالی توانمندی پیدا کنی
این را هم بدان اگر اقدام کنی ممکن است پدرت بخاطر محبت پدرانه و یا لا اقل حرف مردم به تو کمک کند

5.چه کنم راضی شوند: جواب: اولا : در صورتی که مخالفت انها منطقی است به حرف انها گوش بده اما اگر منطقی نیست اولا: تلاش کن که برای خواستگاری رضایت دهند چون در این صورت احتمال رضایت انها بیشتر و همچنین درصد خطای تو در شناخت کمتر می شود
ثانیا: بدان که هیچ تضمینی برای موفقیت، جز تلاش تو نیست لذا تصمیم بگیر با استفاده از اصرار محترمانه این قدر ادامه دهی تا خسته شوند و رضایت دهند  
ثالثا: از هر فرصت کوچکی استفاده کن
رابعا: به وعده سر خرمن راضی نشو و زود به زود پیگیری کن   
خامسا: بگو که هرچه من گناه کنم گردن شما است و فردای قیامت باید جواب دهید
سادسا: اگر می توانی بگو شما سیر هستید و از گرسنه خبر ندارید یا اینکه شب جمعه مزاحمشان بشو
سابعا: کاری کن از انحراف تو بترسند مثلا از رابطه با جنس مخالف و یا مسائل خلاف جنسی حرف بزن

6.ازدواج با وجود مخالفت خانواده پسر: در این صورت پسر ممکن است کم بیاورد مگر اینکه اولا: خانواده دختر با حمایت خود جای خالی خانواده او را پر کند
ثانیا: پسر توانایی اداره زندگی مستقل و حل مشکلات را داشته باشد
ثالثا: تناسب خوبی از نظر فکری اعتقادی اخلاقی رفتاری بین دختر و پسر باشد تا مشکلات را راحت تر تحمل کنند

7.مخالفت خانواده با خواستگار اینترنتی: اگر خانواده با خواستگار اینترنتی مخالفند:
شماره و ادرس دادن می تواند موجب سوء استفاده شود یعنی دختر را با تهدید به افشای ارتباط به ادامه رابطه مجبور کند در صورت عدم اطمینان از یکی از طریق زیر اقدام کند
اول : فرد امین و راز داری را واسطه کند که با او ملاقات نماید
دوم: به او بگوید که مادر یا خواهر خود را به ملاقات او بفرستد
سوم: هر دو از طریق مرکز همسریابی اقدام کنند
چهارم: شماره تلفن منزل را در پروفایل خود در سایتی مثل کلوب بگذارد تا اگر طرف خواست سو استفاده کند وانمود کند که از سایت برداشته است البته به شرط اینکه طرف مواردی را از او نداند که بتواند ارتباط را ثابت کند
بهتر از موارد ذکر شده اطلاع دادن به خانواده در صورت امکان است چون هرچقدر خسارت داشته باشد بهتر از نگفتن ان است مگر اینکه یقین داشته باشد که جلوی اصل ازدواج را خواهند گرفت
البته با اطمینان از عدم سوء استفاده می توان شماره منزل را داد که مادرش تماس بگیرد و طوری وانمود کند که خواستگار از طریق دیگری اشنا شده است مثل معرفی توسط فرد سوم یا دیدن در محل تحصیل یا کار یا یک محل عمومی و شماره گرفتن (البته این کارها را انجام دهد تا حرفش دروغ نباشد)

8.مقدار لازم برای دخالت خانواده در ازدواج: در زمینه شناخت تناسبها و شایستگی طرفین در زمینه ازدواج است اما در زمینه علاقه قلبی و پسند طرفینی انها حق نظر دادن ندارند و جوان باید مستقلا تصمیم بگیرد

افراد دارای شرایط خاص

1.ازدواج فامیلی: اگر از نظر ازمایش ژنتیک مشکل نباشد ازدواج فامیلی از ازدواج با غیر فامیل بهتر است چون شناختی که نسبت به فامیل هست هم بیشتر و هم واقعی تر است ولی غیر فامیل ممکن است با ظاهر سازی حقیقت را بپوشاند علاوه بر اینکه بعض علما هم ازدواج فامیلی را مستحب می دانند

2.دختر سن بالای دارای نقص بدنی: به جای ازدواج موقت با فردی که نقص بدنی دارد ازدواج کند یا همسر دوم کسی شود که همسر اولش راضی است و می تواند دو زندگی را اداره کند


3.ازدواج با فرد فرزند دار: باید دید سن فرزند چقدر است و طرف را قبول می کند و همچنین طرف نیز او را می پذیرد یا نه پس هرچه پذیرش طرفینی بیشتر باشد ضمانت پایداری زندگی بیشتر است البته هرچه سن بچه کمتر باشد مشکلات کمتر خواهد بود چون پذیرش از طرف بچه راحت تر اتفاق می افتد

4.ازدواج با مرد زن دار: زنی که مجرد است و بعد از تلاشهای فراوان و کمک گرفتن از افراد و مراکز همسریاب خواستگار مناسب برایش نیامده است می تواند با مرد زن دار ازدواج کند البته به شرط اینکه ان مرد توان اداره دو زندگی را داشته باشد و به زندگی اول او نیز لطمه نخورد

5.ازدواج با غیر شیعه: در صورتی توصیه می شود که اولا: از نظر فتوای مرجع تقلید فرد این ازدواج درست باشد ثانیا: خانواده ها همدیگر را به همین صورت قبول کرده و به عقاید هم  احترام بگذارند ثالثا:طرفین همدیگر را به خاطر عشق قبول نکرده باشند و با شناخت عقلی پذیرفته باشند رابعا: ترجیحا در منطقه ای باشند که این نوع ازدواج رواج داشته باشد خامسا: زن و شوهر روی هم اثر دارند و فرد شیعه باید بداند که از طرف مقابل اثر نخواهد پذیرفت سادسا: در زمینه تربیت بچه ها هم بداند که بر مذهب شیعه خواهد بود

6.فرزند طلاق: در این زمینه بررسی شود که ایا طلاق اثر منفی تربیتی و روحی روانی بر فرد گذاشته است یا نه

یافتن فرد مناسب

1.خواستگار نداشتن بعض دخترها: چند علت دارد
اول: پسر اماده ازدواج که شرایط مورد نظر خانواده دختران را داشته باشد کم است
دوم اینکه عده زیادی بخاطر بالا رفتن سن و دیدن صورتهای زیبا بد پسند شده اند
سوم اینکه تحصیل و سن بالای دختران باعث کم شدن خواستگار می شود

2.چرا پسرها بعض دخترهای زیبا را نمی پسندند: جواب: اولا: ممکن است ظاهر شما طبق سلیقه ان پسرها نباشد ثانیا: ممکن است پسرها بخاطر مقایسه قیافه شما با دخترهای دیگر، شما را نپسندند ثالثا:ممکن است مشکل از قیافه شما نباشد و پسرها به علت شرایط بهتر دخترهای دیگر، سراغ آنها بروند


3.نبود خواستگار امتحان الهی نیست: بلکه بخاطر فرهنگ نادرست جامعه است که ازدواج را سخت کرده و موجب شده دخترهای خوب خواستگار نداشته باشند


4.اگر دختر نمی داند که قصد طرف ازدواج است یا نه: صحبتها را سمت شناخت افکار و اخلاق و رفتار و خصوصیات خودش و طرف ببرد و از هرگونه گفتار و رفتاری که زمینه تحریک شهوت در ان باشد پرهیز کند و نگذارد که طرفش هم به این سمت برود

5.آرایش کردن دخترهای مذهبی : ممکن است سبب شود اولا پسرهای مذهبی بخاطر ارایششان، و پسرهای غیر مذهبی بخاطر چادرشان طرفشان نیایند وثانیا افراد غیر مذهبی جذب ظاهرشان شوند ثالثا افراد نامناسب به قصد سوء استفاده به بهانه خواستگاری جلو بیایند

6.چرا خدا خواستگار خوب نمی فرستد: اگر خدا پسرهای بی پول را بفرستد که شما و خانواده قبول نمی کنید پس می خواهید پسرهای دارای امکانات مالی را بفرستد
پس باید خدا کاری کند که سراغ دخترهای بهتر نروند ولی این درست نیست چون
اولا ظلم به دختری است که قرار بود این پسر با او ازدواج کند
ثانیا: ظلم به ان پسر است چون فرد پایین تر به او تحمیل شده
ثالثا: خلاف قانون الهی در زمینه اختیار است چون اگر به اختیار خودش بود کس دیگر را انتخاب می کرد

7.قسمت در ازدواج : به این معنی که خدا یک نفر را برای ما انتخاب کرده که نمی توانیم با غیر او ازدواج کنیم درست نیست چون انسان با اختیار خود انتخاب می کند البته خدا می داند که در نهایت با چه کسی ازدواج می کنیم اما علم خدا ما را مجبور نمی کند چون تابع عمل ما است

8.تغییر سرنوشت: شما می گویید دعا وقتی که به صلاح باشد مستجاب می شود سوال این است که چرا وقتی به ضرر است خدا ان را مبدل به صلاح نمی کند جواب: چون باید خود همین تبدیل ضرر به صلاح، به مصلحت باشد یعنی ممکن است شما دعا کنید خدا فردی را برای ازدواج به طرف شما بیاورد اما شاید این ازدواج به ضرر او باشد
شاید بگویید خدا او را عوض کند تا ازدواج به صلاح او هم شود جواب آن است که عوض شدن طرف ممکن است تناسب او و اطرافیانش را به هم بزند پس لازم می شود خدا انها را هم عوض کند و همچنین اطرافیان آنها را ... در نتیجه باید خدا بسیاری از مردم را بخاطر شما عوض کند
علاوه بر اینکه ممکن است خدا تو را بخاطر دعای دیگری عوض کند و در نتیجه مجبور شوی با فرد نامناسب ازدواج کنی

9.به جای جذب کردن، جذب می شوند: بعض دخترها با رفتارشان سعی می کنند پسر را به سمت خودشان بکشند اما توجه ندارند که دل خودشان ممکن است گیر بیفتد و در نتیجه یا مجبور شوند به خواسته های نادرست پسر تن بدهند یا اینکه با عدم اقبال او روبرو شوند و مجبور شوند کلی رنج بکشند تا او را فراموش کنند

10.جذب غیر مستقیم پسر : جذب غیر مستقیم برخورد دو پهلویی است که تمایل به طرف مقابل از ان استشمام می شود اما آن قدر واضح نیست که بشود به ان استناد کرد یعنی طرف کمابیش متوجه تمایل شما می شود و اگر او هم تمایل داشته باشد جواب می دهد
کارهایی که می توانید بکنید به قرار زیر است :
اول : از طریق اس ام اس یا ایمیل مطالب و عکسهای جالب برایش بفرستید
دوم اگر طرف جواب داد و جلو امد تدریجا مطالب و عکسهایی بفرستید که بوی عشق میدهد
سوم : و اگر باز هم جواب داد ادامه دهید اما نباید بیشتر از آن که او جلو میاید جلو بروید و بلکه اگر بعض مواقع یک مقدار عقب بکشید بهتر است تا این طور جلوه کند که انگار او شروع کننده بوده نه شما،
چهارم : طوری برخورد کنید که فکر کند منت سرش می گذارید که جوابش را می دهید
اگر این طور حرکت کنید می توانید تدریجا او را به سمت خواستگاری بکشید

11.دنبال فرد بی عیب نباشید: چون اولا: ادم بی عیب پیدا نمی شود و ثانیا: عیب قابل تحمل هم زندگی را به هم نمی ریزد

12.حد کوتاه آمدن: دخترها برای پرهیز از تجرد یا تاخیر ازدواج فقط در صورت نبود ملاکهای اصلی که زندگی را غیر قابل تحمل می کند طرف را رد کنند و در غیر آن تا می شود از ملاکهای ترجیحی کوتاه بیایند چون عقل می گوید از دست دادن بعض منافع برای فرار از ضرر زیاد اشکال ندارد یا به عبارت دیگر از نظر عقل طرف مقابل باید بهترین گزینه موجود بر اساس شرایط فرد باشد، بر این اساس یک دختر سن بالا با توجه به احتمال تجرد تا اخر عمر، می تواند با فردی که تحصیلات یا شرایط ظاهری خوبی ندارد یا حتی سالم نیست یا سنش خیلی بالا است یا همسر دارد اما توانایی اداره دو زندگی را دارد ازدواج کند

13.صبر کن تا بهترش را پیدا کنی: اطرافیانم با این حرف مرا از ازدواج با دختری که دوستش دارم منع می کنند جواب: اگر نظرشان این است که این دختر خوب نیست ببین دلیلشان چیست اگر او را خوب می دانند اما می گویند دنبال بهتر باش در جوابشان بگو: اولا: اگر بهترش را سراغ دارید معرفی کنید ثانیا: صرف بهتر بودن کافی نیست بلکه طرفین باید به دل هم بنشینند و معلوم نیست دختران بهتر مورد پسند من باشند یا مرا بپسندند ثالثا: تا وقتی که قانع نشوم که این دختر خوب نیست نمی توانم به دختر دیگر فکر کنم رابعا: اگر تعلل کنم ممکن است خانواده دختر او را شوهر دهند و از این هم محروم شوم

14.همسریابی دختران: اول: حضور اراسته در مجالس زنانه دوم: حضور فعال و سنگین در محافل مردانه سوم: کمک گرفتن از سایتها و مراکز همسریابی چهارم: کوتاه امدن از ملاکهای ترجیحی پنجم : عمل به نسخه ایه الله بهجت : خواندن نماز جعفر طیار و بعد سر به سجده گذاشتن و با گریه از خدا خواستن

15.همسریابی پسران: اول کنار گذاشتن ایده ال گرایی دوم وسیع کردن دایره جستجو مثل خواستن از دوستان و آشنایان و رفقای آنها و کمک گرفتن از مراکز و سایتهای همسریابی

16.نکاتی در مورد سایتهای همسریابی:
-سایتهای همسریابی می تواند به عنوان یک امکان در جهت شناخت فرد مناسب مفید باشد منتها لازم است که دختران در این زمینه احتیاط کنند تا مورد سوء استفاده قرار نگیرند لذا دختر باید از این محیط فقط به اندازه اشنایی اولیه استفاده کند و اشنایی و ارتباط بیشتر را به خواستگاری موکول کند تا دلش گیر نیفتد و موجب سوء استفاده طرف شود
-مراجعه به سایتهای همسریابی باعث خفت و خواری دختر نیست چون به معنی عیب دار بودنش نیست بلکه شاید برای اینه که مورد مناسبش به خواستگاریش نیامده و می خواهد بیشتر شناخته شود تا فرد مناسبش به او مراجعه کند
-پسرانی هم که به سایتهای همسریابی مراجعه می کنند مشکل دار و بی عرضه نیستند چون گاهی وقت ها در دور و بر خود کسی را پیدا نکرده اند یا اینکه شاید خونواده آنها این کار را نکرده است یا سلیقه خونواده را قبول نداشته اند یا اینکه فکر می کنند ممکن است بتوانند از طریق اینترنت مورد بهتری پیدا کنند

خواستگاری

1.ضایع نمی شوند : پسرها فکر نکنند با جواب منفی خانواده دختر ضایع می شوند چون در عرف مردم ضایع شدن محسوب نمی شود

2.دروغ گفتن در مورد مشخصات: به خواستگار اینترنتی بخاطر عدم اعتماد در مورد مشخصاتم دروغ گفتم الان چه کنم

جواب: واقعیت را بگویید که علت، عدم اعتماد بوده چون اگر ایشان آدم معقولی باشد بی اعتماد نمی شود شود بخاطر اینکه رعایت احتیاط در اینترنت برای دختر کاملا لازم است وگرنه ممکن است کسی با دانستن مشخصات او با تهدید از وی سو استفاده کند

3.زود وابسته شدن به خواستگار: جواب: شاید علتش این است که وقتی تو او را می پسندی می گویی تمام است و ازدواج می کنیم پس تا وقتی حتمی نشده جلوی دلت را بگیر و به عنوان غریبه به او نگاه کن و نه تنها به خودت امید نده بلکه بگو: هنوز هیچی معلوم نیست

4.اشنایی همزمان با چند نفر : خواستگارم با غیر من هم در حال آشنا شدن است  ادامه بدهم یا نه جواب: اگر اشنایی او با آنها برای انتخاب همسر باشد و حدود شرعی را هم رعایت کند کارش بد نیست

5.خواستگارم چرا رفت و نیامد: جواب: خواستگاری زمان انتخاب است و هر کدام می تواند به هر دلیل ادامه ندهد یعنی ممکن است فرد دیگری را پسندیده باشد یا اینکه دیگران رای او را زده باشند
اگر بگویید چرا عذر خواهی و اعلام انصراف نکردند عرض می کنم بسیاری از مردم انصراف خود را با ادامه ندادن اعلام می کنند علاوه بر اینکه دلیلی برای عذر خواهی نیست چون خطا نکرده اند 

6.نقطه قوت خواستگاری: این است که سبب ایجاد عشق نمی شود بلکه به یک انتخاب عاقلانه با مشورت والدین کمک می کند و به همین دلیل ضریب پایداری خانواده را بالا می برد

7.بیان رابطه قبلی برای خواستگار: در صورتی که او بعدا نمی فهمد، گفتنش اشتباه است چون دل چرکین شده و می خواهد بداند که نحوه رابطه و مقدارش چقدر بوده و دلش آرام نیست و بدبینی او را بیشتر می کند یا ازدواج را به هم می زند علاوه بر اینکه اعتراف به گناه گناه است،

8.مخفی کردن ازدواج سابق از خواستگار: ممکن است منجر به جدایی شود منتها اگر دختر بخاطر علاقه نتواند دل بکند و ریسک جدایی را بپذیرد می تواند طوری خود را در دل او جا کند که طلاق برایش سخت شود اما در عین حال دختر باید بداند که این مساله ممکن است ضربه بزرگی به پسر بزند چون احساس عدم صداقت می کند و بخاطر علاقه دچار دو دلی شدید می شود و در صورت طلاق هم خسارت مالی زیادی نصیبش می گردد و شاید در ازدواج بعدی هم دچار مشکل شود
9.مخفی کردن عیوب اطرافیان: اگر او خواهد فهمید و برایش خیلی مهم است باید به او گفته شود اما اگر نخواهد فهمید و یا اهمیت چندانی برایش ندارد گفتنش لازم نیست