مرتبه
تاریخ : دوشنبه چهارم مهر 1390

سوال:

سلام

من تازه عروسی کرده ام دو مشکل دارم اول اینکه : شوهرم چند روزی یکبار می ره توی خودش بی دلیل میره تو خودش و دیگه حرف نمی زنه خیلی کم مهر میشه و من نمی دونم گناه من چیه؟ هر چند روز یک بار اینطور میشه و من طاقت این همه بی مهری رو اول زندگیم ندارم نمی دونم اخه چرا؟ براش کم نمی زارم بگید چه کنم دومین مشکل من اینه وقتی میخوام برای دیدن خونواده ام که تو شهر دیگه ای هستند برم می گه نمیام چون حوصله ام سر میره تو سفر از این حرفا؟ از اون طرف مادرم و خواهرم هم میگن داری خیلی مطابق میل اون عمل می کنی خودت بیا اون نیومد هم نیومد اخه من دلم برا مادرم تنگ شده میخوام ببینمشون ولی ایشون میگه تو برو من نمیام؟!!! اخه من چطور میتونم بدون اون برم؟ لطفا راهنماییم کنید


 

جواب:

سلام

اینکه ایشون بعض وقتها این طور می شه نشون می ده که احتمالا مشکلی وجود داره که فکرش رو مشغول و اذیتش می کنه و به همین خاطر توی خودش می ره و کم حرف و کم محبت می شه، در این مورد به نظر من شما در این شرایط به جای اینکه به فکر خود بوده و برای خودتون ناراحت باشید و بگید گناه من چیه؟ فکر همسرتون باشید که اگر نمی تونید توی حل مشکل بهش کمک کنید لا اقل سوهان روحش هم نباشید و با گیر دادن و اظهار ناراحتی کردن نمک به زخمش نپاشید، بخاطر اینکه محبت در زندگی زناشویی معامله گرانه نیست یعنی این طور نیست که ادم وقتی به طرفش محبت و توجه کنه که اونم بهش محبت کنه بلکه هر کدوم باید برای تحکیم و گرم کردن کانون خانواده تلاش کنند هرچند این تلاش یک طرفه باشه چون زن و شوهر همیشه در یک حالت نیستند و بعض اوقات از نظر روحی روانی به هم می ریزند و به دلایل مختلف ناراحت می شن در اینجا است که نقش طرف مقابل بسیار با اهمیته و باید نهایت تلاشش رو بکنه تا اینکه زندگی رو به روال عادیش برگردونه یعنی نه تنها از طرفش انتظار محبت و ناز کشیدن نداشته باشه بلکه حتی ناز طرف مقابل رو هم بکشه و بهش محبت کنه و سعی کنه محیط گرمی براش ایجاد کنه تا اون با اعصاب ارومتری بتونه مشکلش رو حل کنه و به زندگی عادی برگرده ، اگر این کار رو نکنه و بهش گیر بده اعصاب خوردی این برخوردها به مشکلاتش اضافه می شه و حتی ممکنه به محبت طرفینی اونا هم لطمه بزنه

بنابر این شما اولا به جای فکر کردن به خود به او فکر کنید و در زمانی که ناراحته راحتش بذارید که هرکاری می خواد انجام بده و ثانیا: سعی کنید مشکلش رو حل یا کم کنید مثلا اگر کاری رو دوست داره براش انجام بدید یا اینکه اگر احساس کردید تمایل داره باهاش صحبت کنید که حال و هواش عوض بشه یا اگر مایل بود باهاش بیرون برید ثالثا: زمانی که حالش عادیه، در مورد این وضعیتش باهاش صحبت کنید و بهش پیشنهاد بدید اگر مشکلی داره به متخصص مراجعه کنه

در مورد مشکل دومتون هم عرض می کنم اگر بر خلاف نظر خواهر و مادرتون مطابق میلش رفتار کنید خیلی بهتره بخاطر اینکه اگر شما وقتی اون حوصله نداره و دلش نمی خواد کاری رو انجام بده این کار رو بهش تحمیل نکنی اولا: محبتش به شما زیاد می شه چون احساس می کنه درکش می کنی و ثانیا: اونم وقتی حوصله نداری کاری رو بهت تحمیل نمی کنه پس شما در حقیقت با این کارت بهش خط می دی که روش حاکم بر زندگی اینه که کسی چیزی رو به دیگری تحمیل نکنه و این بهترین نتیجه ایه که می تونی از موافقت با او بگیری پس اگر اون تمایل به مسافرت به منزل مادرت رو نداره علی رغم میلت تنها برو تا بلکه وقتی نیستی ناراحتی نبودت رو بچشه و دفعه بعد که خواستی بری محض اینکه تنها نباشه همراهت بیاد

موفق باشید




طبقه بندی: کم توجهی همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات