مرتبه
تاریخ : یکشنبه هفدهم دی 1391


رسام۶۷

سلام دوستان عزیز

من متولد خرداد67 هستم و دقیقا 11 ماه پیش با دختری که متولد فروردین 67 هست آشنا شدم و ایشون اولین دختری بودند که باهاش آشنا می شدم.

آشنایی ما به این شکل شروع شد که یه روز که من خونه بودم از یه شرکت خدمات پزشکی که به صورت رندوم به خونه ها زنگ میزنن، به خونه ی ما زنگ زده شد و این خانم شروع کرد به توضیح خدمات شرکتشون و در آخر که من گفتم مرسی لازم نداریم، بحث رو عوض کرد و با ختده گفت شما با عادل فردوسی پور نسبتی دارین؟ گفتم نه باز خندید گفت آخه خیلی شبیه اون حرف میزنی، خلاصه 20 دقیقه حرف زدیم و در آخر به سرم زد که شمارشونو بگیرم، شمارش رو نداد، گفت "شمارتو بگو تا خودم بهت اس بدم"

بلافاصله بعد از قطع کردن اس داد و از قد و وزن و تیپ و لباسم سوال کرد و 1 ماه بعد که میشه 28 دی ماه اولین بار همدیگرو دیدیم، با ماشین رفتم دنبالش از شرکت با یکی از همکاراش که یه خانم شوهردار بود اومده بود، وقتی توی ماشین نشستن من بهش دست دادم اونم زود بهم دست داد ، یادم نمیاد چطور تونستم دست بدم آخه من یه پسر خجالتی، ساده،کمرو و ساکت هستم.

خلاصه رفتیم آبمیوه خوردیم و رسوندمش نزدیک خونشون و موقع پیاده شدن گفت "رفتارت با دوستم خوب بود ممنون" و گفت "رانندگیت هم خیلی بود"

خدافظی کردیم.

تا 2-3 روز من بهش اس ندادم چون از صورتش خوشم نیومده بود، اما با خودم گفتم "حالا که باهاش آشنا شدم باهاش میمونم حداقل واسه تجربه و یاد گرفتن حرف زدن با دختر" این بود که بهش زنگ زدم و قرار بعدی رو گذاشتم اونم با خوشحالی قبول کرد...

دیگه از اون به بعد من هفته ای یه بار پنجشنبه ها ساعت 14 میرفتم دنبالش تا 18 باهم بودیم و میرسوندمش سر خیابون خونشون و میرفت ( هنوز هم آدرس و شماره تلفن خونشون رو ندارم، سی متری جی میشینن ، ما هم اون روزا پونک بودیم ، الان تهراپارس هستیم )

از همون هفته های اول از این موضوع حرف میزد که " تو 24 سالته ، تا حالا سر کار نرفتی ، باید بری سر کار حتی شده کار نیمه وقت "

یواش یواش که گذشت بهم میگفت " تو لاغری اما مثل دخترا شیکم داری، برو باشگاه یکم تپل تر بشی و چارشونه بشی"

مادرم هم با تلفتی باهاش صحبت کرده بود  و خبر داشت از دوستیمون و میدونست هم که من اون دختر رو برای ازدواج میخوام.

( مادرم بهش گفته بود من شمارو ندیدم از همین که از پسرم خواستی بره سرکار ازت خوشم اومده )

( راستی وقتی بهش میگفتم عکس بده، نمیداد و میگفت "من عکس به نامحرم نمیدم"

یه شب حرف از عشق دو طرفه شد،

 

اما 2 ماه بعد از عید قطع رابطه کرد و دلیلش هم این بود که میگفت تو سرکار نرفتی ، چهار ماه وقت داشتی خودتو نشون بدی اما ندادی ، مردم 1 هفته بعد آشنایی میرن خواستگاری اما تو...

روزی که خواستیم کات کنیم، به اصرار من به بار دیگه برای آخرین بار رفتیم بیرون که شاید بتونم نظرشو عوض کنم گل خریدم رفتم دنبالش اما دیگه بهم دست نداد... میگفت "من تا الان یک بار نشده وقتی با پسری بهم میزنم، کار به اس دوم بکشه اما برای تو انقد احترام قایلم که اومدم ببینمت"


 بهش گفتم "هنوز باورم نمیشه که تموم شدی" اونم میخندید میگفت میخوای عکسای نامزدی رو بیارم؟" گفتم نه ، دوباره گفت برام آرزوی خوشبختی کن خدافط ، منم خدافظی نکردمو قطع کردمو شروع کردم به گریه........

برج 2 همه چیز تموم شد .........................

 

 

برج 7 نمیدونم چرا به سرم زد که بهش زنگ بزنم، 2-3 هفته نصف شبا که هیچکس شرکتشون نیست ..

من 1 ماه بعدش امتحان مهدنسی پرواز داشتم تا مدرک بگیرم برم سرکار و این دختر منتظر بود امتحان بدم مدرک بگیرم و دوباره باهم بریم بیرون، حتی اینبار از اینکه اسم بچمون رو چی بزاریم و اینکه خونه کجا بگیریم هم حرف زدیم...

اما وقتی امتحان رو قبول نشدم بهم اس داد "دیگه نمیخوام جوابتو بدم لطفا تماس نگیر"

منم اس دادم چرا

جواب نداد

 

ایا میشه روی "عشق بعد از ازدواج" با این خانم حساب کرد؟

آیا اصلا من که خجالتی و کم حرف هستم ، در زندگی با خانمی که پرحرف و شوخ هستن به شکل برنمیخورم ؟

( البته من پرحرفی و شوخ بودن و حاضر جوابیشون رو هم دوس دارم )

 

در کل راهنماییم کنین...


توجه: این سوال خلاصه شده

 

 

جواب
سلام

قبل از جواب خدمت تان عرض کنم که بنده کل نامه های شما را با دقت خوندم ولی به خاطر اینکه حجم شان زیاد بود خلاصه اش کردم.

 اینکه ایشون از شما خواسته سر کار برید و بعد نسبت به خواستگاری اقدام کنید نکته مثبتیه و این باعث میشه شما نسبت به کار و تحصیل علاقه مند شید کما اینکه طبق نامه بعدی که برام ارسال کردی موفق شدی کار مناسبی پیدا کنی لذا شما نباید ارتباط را بیشتر از این ادامه بدی(ادامه اش تا حالا هم اشتباه بوده) و سریعتر باید نسبت به خواستگاری و تحقیق در مورد دختر اقدام کنی اما قبل از خواستگاری به این نکات باید توجه کنی
1-آشنایی شما متعارف نبوده لذا به تحقیق و بررسی بیشتری نیاز دارد.
2-باید مطمئن بشی که دختر خانم توبه کرده و بعد از ازدواج با کس دیگر ارتباط نخواهد داشت و اگر تا به حال با کسی هم ارتباط داشته صرف ازدواج بوده نه تنوع طلبی .
3-باید ببینی اگر به این دختر وابسته نبودی و عاشقش نبودی آیا گذشته اش را می پذیرفتی یا نه توضیح اینکه اگر همین حالا ازت بخواهند با دختری غیر از ایشون ازدواج کنی که با چند نفر قبلا ارتباط داشته ولی اکنون پشیمون شده و توبه کرده این مسئله را می پذیری یا خیر اگر بپذیری معلوم میشود که تصمیم شما از روی احساس نیست ولی اگر نپذیری و فقط در مورد همین دختر چنین فکری را داشته باشی معلوم می شود تصمیمت از روی احساس می باشد.
4- قیافه ایشون باید به دلت بشینه و در حال حاضر دوسش داشته باشی نه اینکه منتظر باشی بعد از ازدواج عشق به وجود بیاد اینکه میگند بعد از ازدواج عشق ایجاد میشه زمانی است که طرفین زمینه عشق را داشته باشند و همو بپذیرند لکن عاشق آنچنانی نباشند در این صورت احتمال به وجود اومدن عشق هست ولی اگر طرفین هیچ سنخیتی با هم نداشته باشند علاوه بر اینکه عشق به وجود نمیاد بلکه ممکنه روز به روز از هم بیشتر فاصله بگیرند.

5-مطمئن باشی بعد از ازدواج بد بینی سراغتان نخواهد اومد و به ایشون بد بین نخواهید شد .

در صورت داشتن شرایط فوق می تونی با تحقیقات بیشتر و شناخت خانواده ش پا پیش بذاری باز هم تأکید می کنم قبل از هر اقدامی  تحقیق کنی و از بزرگترها هم کمک بگیر.

موفق باشید



طبقه بندی: قبلا با کس دیگه رابطه داشته،  رابطه برای رفع تنهایی،  یکی پرشور دیگری کم حرف، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
نمایش نظرات 1 تا 30
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات