مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392

سلام. من به خاطر مشکلی که دارم هر روز آرزوی مرگ می‌کنم، کمکم کنید. من دختری ۲۰ ساله هستم. تقریبا دو سال بود که با کسی دوست نمی‌شدم. از این رابطه‌های هیچ و پوچ خسته شده بودم، تا این که پسر عموی یکی از همسایه های دور ما به من درخواست دوستی داد.
من قبلا با پسر عمویش یک هفته دوست بودم، و دوستی مان را بنا به دلایلی قطع کرده بودم. خدا وکیلی من خیلی تلاش کردم او را منصرف کنم نشد که نشد. تازه کم کم دیدم دوستش دارم اوایل رابطه طوری با من حرف می‌زد، که انگار خیلی دوستم دارد. ناگفته نماند، که همیشه وقتی شب می‌شد تماس می‌گرفت.

این رابطه کم کم ادامه پیدا کرد، ولی مدتی بعد حرف زدنهایمان رفته رفته کم شد. حتی دیگر به من پیام هم نمی‌داد. من شک کردم، ولی وقتی با او در این باره حرف می‌زدم و یا قهرمی‌کردم سعی می‌کرد، مرا قانع کند. من هم چون دوستش داشتم خودم را به خنگی می‌زدم، و باور می‌کردم. تقریبا دو ماه گذشت، این رابطه دیگر خیلی سردتر شد. تا اینکه به او هشدار دادم که اگر همین طوری ادامه بدی قطع رابطه می‌کنم، چند روز بعد این کار را کردم. او چند روز پشت سرهم با من تماس می‌گرفت. ولی من دیگر تصمیم خود را گرفته بودم. دیگر جواب تلفن هایش را ندادم، و رابطه را تمام کردم. او هم دیگر زنگ نزد.

نمی‌خواهم بگویم، ولی می‌دانید چه شد؟ بعد از چند روز احساس دلبستگی شدید کردم. من که تصمیم گرفته بودم او را فراموش کنم، روز به روز عاشق تر می‌شدم. دیگر طوری شد که هر روز آرزو می‌کردم برگردد و از اینکه قهرکرده بودم به خودم نفرین می‌گفتم. هر روز گریه و زاری ادامه داشت، تا اینکه بعد دو ماه با هم بخاطر یک اس ام اس و احوال پرسی آشتی کردیم. این دفعه تلاش کردم او را درک کنم. قبلا تا تا ساعت ۲ بعد از ظهر اداره بود، بعد تا عصر دانشگاه، این مسایل را به خودم یاد آوری می‌کردم، تا او را درک کنم. و حرص نخورم ولی باز هم تا من اس ام اس ندهم، از طرف او حرکتی نمی‌شود. خودش هم فقط یک بار در طول روز به من زنگ می‌زند من هم دوباره به به او شک کردم.

ایشان از من دوسال بزرگ تر است. قبول دارم که سر کار می‌رود، و مشغله زیاد دارد. درک می‌کنم، ولی این دلیل نمی‌شود، به من توجه نکند. باز هم چند روزی است که مثل آدم های افسرده شدم. پای گوشی منتظر می‌مانم، تا تماس بگیرد. ولی  او فقط شب تماس می‌گیرد. دیوانه شدم. من کسی را ندارم، که با او درد و دل کنم. شما را به خدا، یک راهی جلو پایم بگذارید. قول می‌دهم گوش کنم از خدا هم خواستم راه راست را نشانم دهد. منتظر راهنمایی شما هستم. ممنونم. لطفا جواب من را زود تر بدهید احتیاج دارم.

ادامه مطلب




طبقه بندی: عشق قبل ازدواج، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: توسلی کارشناس پاسخگو
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic