مرتبه
تاریخ : چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393
باسلام.دختری23ساله هستم که مدت دوساله باپسری آشناشدم که قصدمون ازدواج بودمادرمن ومادرایشون هم درجریان هستند .ایشون به علت یه سری مشکلات فعلانتونستن برای خواستگاری اقدام کنن تااینکه سه روزپیش گفت من بدردت نمیخورم بهتره باهم درارتباط نباشیم بدون هیچگونه بحثی دراون لحظه.ویکباره نسبت به من سردشده انتظاراتش ازمن خیلی زیاده میگه من توروبه چشم همسرم میبینم انتظارداره هروقت که خودش دستورداد من به دیدارش برم یا یه سری نیازاشو درحدکم برطرف کنم برای هرچیزی واسه من حدومرز گذاشته وخیلی محدودم کرده وهمیشه هم ناراحتم کرده ومن گذشت کردم البته ناگفته نمونه ایشون پسربسیارخوب وسالمی هستن تحصیلکرده هم هستن فقط انتظاراتش ازمن زیاده که من تاحدزیاد به حرفاش گوش دادم الان3روزه هیچ خبری ازمن نمیگیره وجوابمونمیده آدمی که یک روزم بیخبر ازمن نمی موند دوستان راهنماییم کنید من بازبهشون زنگ بزنم یا منتظرباشم خودش اقدامی کنه؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: عاقبت دو سال دوستی




طبقه بندی: عشق قبل ازدواج،  فرار خواستگار ،  عقب نشینی پسر،  فرار از ازدواج،  بحث و گفتگو : رابطه دختر و پسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic