مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و نهم بهمن 1396
من دختری 20ساله هستم وبا پسری که 6ماه شناخت روهم داشتیم تقریبابه مدت7ماه نامزد کردم با اختلاف سنی 12سال و کمی اختلاف فرهنگی خانواده.هنوز7ماه ازنامزدیمون میگذره که این اقا و خانوادش مصر هستن برای مراسم عقدو سعی داره منو متقاعد کنه باحرف هاش و مدام بحثو جدل داریم والان حس میکنم که کاملا یه ادم دیگه ای شده ونسبت به من و زندگیمون سردوبیخیال شده و حرمت منو حفظ نمیکنه.خانواده من به دلیل شرایط کاری ایشون دست نگه داشتن و مهلت دادن تا2ماه دیگه کارایشون اوکی شه مراسم عقدبرگزارمیشه ولی بازهم ایشون مصرهست که زودتر برگزارشه ازدست خانواده من گله مند هست و بامن دعوامیکنه میخواد حرف خودشو ثابت کنه و توقع داره من واس زندگیم تصمیم جداگانه بگیرم و به حرف خانوادم اعتنایی نکنم.به همین دلیل من هم خیلی از لحاظ روحی فشار اومده بهم وشرایط خوبی ندارم خواهش میکنم راهنماییم کنیدباتشکر

سلام خدمت شما کاربر محترم؛
جدای از خطا بودن روش آشنائی‌ و اختلاف سنّی که دارید؛ فرض را بر این می‌گیریم که شما و خانواده‌تان تحقیقی منطقی را انجام داده و به این نتیجه رسیدید که این شخص می‌تواند شما را خوشبخت کند؛ حال که چنین است عرض می‌کنم این مسئله‌ای که شما بیان کردید را می‌توان از زوایای دیگری نیز نگاه کرد! مثلا می‌توان گفت؛ نامزدتان به خاطر علاقه زیادی که به شما دارد و باتوجه به اینکه در این جامعه رنگارنگ احساس نیاز به شما را در وجود خود می‌بیند، می‌خواهد این زمان فراق هرچه سریعتر تمام شود و در این بین احساس می‌کند بعد از آنکه سینزده ماه از آشنایی با شما می‌گذرد، خانواده‌تان بهانه‌تراشی می‌کنند و از آن سو شما نیز هیچ اقدام مناسبی جهت اقناع آنها انجام نمی‌دهید و به جای آنکه به دنبال این باشید که هرچه سریعتر اسباب ازدواج‌تان فراهم شود مدام حرف خانواده‌تان را می‌خواهید ثابت و اجرایی کنید و به حرف او هیچ اعتنایی ندارید! از شما می‌پرسیم پاسخ شما به این زاویه از ماجرا چه خواهد بود؟! البته باید اقرار کرد که در این گونه ماجراها معمولا امثال شما قربانی خواهند بود چون از یک سو همسرتان احساس می‌کند شما به او اعتنایی ندارید و از سوی دیگر در صورت دفاع از همسرتان، خانواده شما احساس می‌کنند هنوز هیچی نشده، شما آنها را به همسرتان فروخته‌اید!

حال چه باید کرد:
آنچه معمولا مورد سفارش ما در این موارد است این می‌باشد که شما حالتی تعدیل کننده را در این بین داشته باشید و بدون اینکه صراحتا یکی از طرفین را صاحب حق بدانید، خودتان را بی‌طرف و دلسوز هردوطرف نشان دهید به این صورت که به والدین‌تان بگویید: «می‌دانم می‌خواهید من خوشبخت بشم و همسرم هم این را می‌داند، حالا که تحقیق کردید و دیدید این پسر، خوب هست و توانایی کار را دارد، تاخیر دو ماهه، دردی را دوا نخواهد کرد، چه بسا اگر تکلیف‌مان مشخص شود بیشتر برای زندگی تلاش کند...»
و از آن سو به همسرتان نیز بگوئید: «می‌دانی که چقدر دوست دارم سریعتر تکلیف‌مان مشخص شود؛ خانواده‌ام هم با تو هیچ مشکلی ندارند و اگر قبولت نداشتند اصلا اجازه ازدواج را نمی‌دادند؛ اما خودت را جای خانواده‌ام بگذار، آنها هم می‌خواهند خوشبختی ما را ببینند، حالا این همه صبر کردیم این چند روز هم صبر کنیم و شما هم در این مدّت هر چه سریعتر تکلیف کار رو مشخص کن...» و در پایان تاکید می‌کنم جوری رفتار نکنید که یکی از طرفین احساس کنند شما دارید طرف دیگری را بیشتر می‌گیرید چراکه در این صورت ضرر خواهید کرد.

امیدوارم در نهایت خوشبخت شوید.




طبقه بندی: مقدار شناختی که لازمه، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عبد الله ملکی