مرتبه
تاریخ : پنجشنبه دوم دی 1389

سوال:

سلام

تو رو قران هر چه زودتر کمکم کنین من 18 سالم حدود 3 سال با معلمم دوست بودم.اون متاهله و دو تا فرزند داره.حدود 1 سال هست که داره تلاش میکنه  با من بهم بزنه.من دانشجوی ترم اول مهندسی برق هستم. میگه زنش فهمیده ابروش میره اگه دانش اموزاش بفهمم.من بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنین بهش وابسته شدم.این علاقه من نه یه هوسه نه یه عادت.خواستگارای زیادی هم داشتم که هر کدومو به بهونه های الکی رد کردم.به امام زمان هر چه زودتر کمکم کنین.من با مشاورهای زیادی حرف زدم همه میگن کارم اشتباهست من می دونم اینارو شما یه را جدید جلوی پام بذارین.راستی زنشم تا حالا 2 بار تلفنی با من حرف زده و ازم خواسته که دست از این کارام بردارم.ای دفعه ی اخری گفت اگه ادامه بدم میاد در خونمون همه چی رو به مامانم میگه من تمایل به ازدواج با اونو دارم.اونم میگفت که براش مشکلی نیست ولی نمی دونم راست می گفت یا دروغ .ولی مطمئن هستم خانواده ی من مخالف ازدواج با اون هستن.نمی دونم کدوم راه بهتره ولی دوست دارم رابطمو با اون ادامه بدم هر چند می دونم جدا شدن از اون به نفع هر دومونه ولی فعلا اون اصلا به من توجهی نمیکنه و می خواد رابطمونو قطع کنیم.کمکم کنین.تو رو قران.دارم دیوونه می شم

 

جواب:

سلام

ازدواج با چنین مردی شرعا اشکال نداره اما در صورتی که اولا: صرف نظر از عشق تناسبهای لازمه فکری اعتقادی اخلاقی رفتاری خانوادگی رو با هم داشته باشید و خصوصیاتی که هر کدوم لازم می دونید در طرفتون وجود داشته باشه، که این در مورد شما بدون مشورت با خانواده یا مشاور قابل تشخیص نیست چون کسی که عاشقه نمی تونه عیبای طرفش رو خوب ببینه، یا اگرم ببینه فکر می کنه اشکال نداره، یا اینکه تصور می کنه بعد ازدواج برطرف می شه، لذا وقتی ازدواج می کنه تازه می فهمه که چه اشتباهی کرده و عشقش از بین می ره و زندگیش خراب می شه پس اگر شما بخواید ازدواج کنید باید به تشخیص بزرگترها یا مشاور به هم بخورید

ثانیا: بدونی که می تونی با چنین فردی به عنوان همسر دوم زندگی کنی و بعدا پشیمون نمی شی چون ممکنه همسرت همیشه نتونه پیشت باشه و فقط بعض اوقات بتونه بیاد و همچنین ممکنه اطرافیان و فامیل کلی بهت حرف بزنن

ثالثا: بدونی که زندگی همسر اولش لطمه نمی خوره یعنی دچار اختلاف شدید نمی شه یا به جدایی نمی رسه وگرنه خودت رو در این زمینه مقصر خواهی دونست و یک عمر باید عذاب وجدان رو تحمل کنی و یا اینکه از زندگیش خارج بشی که در اون صورت زن بیوه ای خواهی شد که ممکنه هرگز نتونی ازدواج کنی

رابعا: بتونی بر مخالفت خانواده غلبه کنی و اونا رو راضی کنی

خامسا: همسرش به ازدواج شما راضی بشه، شاید بگی: بدون اطلاع همسر اول ازدواج می کنیم جوابش اینه که مخفی کردن ازدواج دوم تنها در صورتی ممکنه که در شبانه روز تنها بعض اوقات از بعض روزها رو پیش شما بگذرونه چون اگه این کار رو نکنه همسرش متوجه می شه ، و معلومه که این طرز زندگی تقریبا با بی همسری فرق چندانی نداره

بنا بر این با توجه به موارد فوق فکر کن و ببین که ایا ازدواج تو اولا: بخاطر مخالفت خانواده و همسرش شدنی است یا نه؟ و ثانیا: اگر شد ایا به صلاحته یا نه؟ و ثالثا: برفرض که به صلاحت باشه ایا به ضرر زندگی همسر اولش هست یا نه؟ و رابعا: اگر بتونی همسرش بشی آیا بعد یه مدت بخاطر همسر پاره وقت بودن و حرف و حدیث اطرافیان احساس ضرر و پشیمونی می کنی یا نه؟

اگر با این واقعیات تونستی کنار بیایی ادامه بده و این قدر مقاومت کن که تا باهاش ازدواج کنی اما اگه می بینی تنها چیزی که داری یک عشق کوره اونم به کسی که اولا نمی دونی ازدواجتون به صلاحه یا نه؟ و ثانیا: می دونی بخاطر مخالفت خانواده و همسرش نمی تونی بهش برسی، در این صورت بهترین راه اینه که در طی یک عملیات عاقلانه دلت رو جراحی کن و عشقش رو از قلبت بیرون کن

برای اینکه بتونی فراموشش کنی از مطالب لینک زیر استفاده کن

 http://moshaver41.ir/post/category/69

موفق باشید




طبقه بندی: ازدواج بامرد زن دار، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت