مرتبه
تاریخ : چهارشنبه یازدهم اسفند 1389

سوال :

سلام

اینكه میگین ازدواج سنتی خیلی بهتره من عكس اینو خیلی دیدم.تمام پسرها و دخترهای فامیل با دوستی قبل از ازدواج به ازدواج رسیده اند و الان همشون از زندگی راضی هستند اما من كه از لحاظ سنی از همه آنها بزرگترم هنوز مجردم.چون هیچ موردی برای ازدواج ندارم.جاهایی كه می رم خواستگاری یا دختره میگه از كس دیگه ای خوشش میاد و فقط به اجبار خانواده حاضر شده با من حرف بزنه یا خواسته های بسیار بالایی دارند یا مهریه های نجومی میگن یا میگن بعد از 2 جلسه خواستگاری عقد دائم كنیم و حتی حاضر به مراجعه به مشاور قبل از ازدواج نمی شن یا ............تا حالا هم فكر كنم به اندازه هزینه یه مراسم عقد هزینه گل و شیرینی برای خواستگاری رفتن كردم. اما بقیه پسر دخترهای فامیل را می بینم كه با شناخت كامل و انجام مشاوره قبل از ازدواج و با شرایط و مهریه های معقولانه ای ازدواج های آسانی كرده اند چون قبل از ازدواج با هم دوست بوده اند.همچنین چون تجربه دوستی قبل از ازدواج را دارند می دونند با جنس مخالفشون چه رفتاری داشته باشن.نه مثل من بی تجربه كه نمی دونم كجا عاطفی برخورد كنم كجا محكم برخورد كنم؟؟؟ فكر نمی كنید اگر در زندگی نسل گذشته (والدین ما) اختلافاتی بروز کرده و تنش هایی وجود داشته ناشی از عدم شناخت آنان بوده و اگر آنها قبل از ازدواج با همسر آینده خود رابطه داشتند و بطور كامل همدیگر را می شناختند می توانستند جلوی بروز چنین مشکلاتی را بگیرند و به خوشبختی كامل می رسیدن؟؟؟ با این شرایط به نظرم نمیشه در فضای سنگین خانواده ها و زیر تعصب ها به شناخت کاملی رسید


 

جواب:

سلام

اگر قرار باشه مورد دلیل باشه کس دیگه می تونه خلافش رو ادعا کنه یعنی اینکه شما می گید تمام پسرها و دخترهای فامیل با دوستی قبل از ازدواج به ازدواج رسیده اند و الان همشون از زندگی راضی هستند دلیل بر درستی حرفتون نیست چون کلیت نداره بخاطر اینکه کس دیگه می تونه ادعا کنه من موارد زیادی رو دیده ام که دوستی قبل ازدواج باعث خراب شدن زندگی شده پس مورد دلیل نمی شه

در نتیجه باید مساله رو با دلیل منطقی بررسی کرد، ملاکی که مورد نظر من برای تایید ازدواج سنتی و رد کردن دوستی قبل ازدواجه همون مساله شناخته که شما روش تاکید دارید یعنی اگر شناخت خوب و مناسب از راه دوستی هم به دست بیاد بنده باهاش مخالف نیستم البته اگر دوستی در حدود شرعی باشه  

نقطه قوت ازدواج سنتی در زمینه شناخت، استفاده از مشورت خانواده ها است منتها جوونا بخاطر اینکه بعضا دو کلمه درس خونده اند فکر می کنند که پدر مادرا حالیشون نیست، در صورتی که اونا هرچی هم نفهمند تجربه یک عمر زندگی رو دارند و می فهمند که طرفین باید در چه موارد اصلی و کلیدی باید به هم بخورند و با هم تناسب داشته باشند

نقطه ضعف دوستی قبل ازدواج هم اینه که دلبستگی ایجاد می کنه و باعث می شه که اولا عیوب همو نبینند و ثانیا اگر ببینند توجیه کنند یا بگن که بعد ازدواج خوب می شه

پس اگر دوستی قبل ازدواج طوری باشه که دل بسته نشن به طوری که اگر اثبات شد مناسب هم نیستند، بتونن همو رها کنند دوستی از این جهت اشکال نداره اما اگر عاشق بشن و نتونن همو ول کنند در صورتی که مناسب هم نباشند بعد ازدواج بخاطر اختلافات فکری اخلاقی رفتاری از هم زده می شن و زندگیشون خراب می شه

البته در دوستی حد شرعی باید مراعات بشه بخاطر اینکه هم نامه عملشون رو از گناه پر نکنند و هم طرفشون بخاطر رابطه گناه الود بهشون بدبین نشه و بگه تو که با من رابطه داشتی پس پاک نیستی

من همون طوری که عرض کردم تعصبی بر تایید ازدواج سنتی و رد دوستی ندارم بلکه بخاطر اثری که هر کدوم داره تایید یا ردش می کنم در نتیجه درباره اون مواردی که شما گفتید در دوستان و فامیلتون با دوستی ازدواج خوب کرده اند، باید گفت که در اون موارد یا علاقه به حدی نبوده که جلوی شناخت رو بگیره و از مشورت خانواده هم استفاده کرده اند و یا اینکه اگر عشق بوده به طور اتفاقی مناسب هم بوده اند وگرنه ازدواج نامناسب هرچند همراه عشق باشه خراب می شه

اما در مورد دلایلی که از حرفای شما برداشت کردم مطالبی رو عرض می کنم

شما در تایید ازدواج از طریق دوستی گفتید: تجربه دوستی قبل از ازدواج به ادم قدرت می ده که بدونه با جنس مخالفش چه رفتاری باید داشته باشه و کجا عاطفی و کجا محکم برخورد کنه، جوابش اینه که این درسته که برخورد با افراد مختلف به انسان تجربه اعطا می کنه اما دونستن نحوه برخورد با طرف مقابل غیر انجام دادنشه چون انسان تا وقتی می تونه رفتارش رو مدیریت کنه که عقلش کار کنه و بهش فرمان بده اما وقتی دلش درگیر شد عشق عقل رو کنار می زنه و خودش مدیریت رو به عهده می گیره و در نتیجه اون جوری عمل می کنه که عشق می گه نه اون طوری که تجربه کسب کرده و یاد گرفته، به عبارت دیگه: اون طوری عمل می کنه که طرفش دوست داره نه اون طوری که باید رفتار کنه

شما در رد ازدواج سنتی گفتید در زندگی نسل گذشته (والدین ما) اختلافاتی بروز کرده و تنش هایی وجود داشته که ناشی از عدم شناخت آنان بوده و اگر آنها قبل از ازدواج با همسر آینده خود رابطه داشتند و بطور كامل همدیگر را می شناختند می توانستند جلوی بروز چنین مشکلاتی را بگیرند و به خوشبختی كامل می رسیدن

جوابش اینه که اولا تنش و اختلاف در معمول زندگی ها هست و ازش گریزی نیست و اگر بخواهید زندگی بدون اختلاف و تنش داشته باشید عملا امکان نداره بلکه باید دنبال زندگی باشید که گرچه اختلاف درش باشه اما خوشی در اون غالب باشه و بر اختلافات بچربه یعنی در مجموع احساس رضایتمندی از زندگی داشته باشید که اونم با شناخت تناسب و شایستگی های فکری اعتقادی اخلاقی رفتاری خانوادگی در طرفین به دست میاد

و ثانیا: باید بدونید که خیلی از موارد ریز اخلاقی و رفتاری و برخوردی که شما در نظرتونه قبل ازدواج حتی در رابطه دوستانه ممکن نیست معلوم بشه چون موقعیتش پیش نمیاد به همین خاطر به جای اینکه در پی شناخت اونا باشید باید هم شما و هم طرفتون با پذیرش وجود اختلافات احتمالی وارد زندگی بشید تا اگر نقاط ضعفی در طرفتون دیدید براتون غیر منتظره نباشه و طرف رو - بخاطر نقاط قوت دیگه اش- همین طوری که هست قبول کنید

بنا بر این اگر می خواید تنش کمتری در زندگی داشته باشید اولا سعی کنید موارد اصلی رو که تناسبهای طرفینی است با کمک بزرگترها و تحقیق و بررسی بشناسید و ثانیا بپذیرید که اختلاف نمک زندگی است که در معمول زندگیها هست و در نتیجه ایده ال گرایی رو از خود دور کنید و قبول کنید که ممکنه در مواردی با همسر اختلاف داشته باشید و باید اونو همین طور که هست قبولش کنید  

ایراد دیگر شما بر ازدواج سنتی اینه که گفتید : با این شرایط (در ازدواج سنتی) به نظرم نمیشه در فضای سنگین خانواده ها و زیر تعصب ها به شناخت کاملی رسید.

تصور من اینه که شما می خواید تمام افکار و اخلاقیات و رفتارهای ریز و درشت طرفتون رو بشناسید و فکر می کنید که شناخت این حجم وسیع از موارد در مدت کم و اونم بدون ارتباط دوستانه و دیدن طرف در حالات مختلف امکان نداره ، اگر این نظر شما اینه باید عرض کنم همون طوری که در بالا اشاره کردم اولا : شناخت ریز و دقیق لازم نیست چون اگر طرف در اصول کلی فکری و اخلاقی و  رفتاری خوب و مناسب شما باشه، در موارد ریز با پذیرش طرف و یا کوتاه اومدن می شه مشکل رو حل کرد و ثانیا: شناخت کامل اصلا ممکن نیست چون شناخت کامل فقط وقتی ممکنه شما با یه دختر یک مدت زندگی کنید تا افکار و برخوردها و علایق و سلایقش رو در همه عرصه ها مشاهده کنی و شناخت کامل پیدا کنی که در رابطه دوستانه عملا این مساله امکان نداره

پس بهتر اینه که فکرت رو بر اساس این مطلب که عرض کردم عوض کنی و به جای اینکه خانواده رو مقابل خود می بینی سعی کنی از مشورتشون استفاده کنی تا بتونی هرچه زودتر ازدواج کنی

موفق باشید




به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت