مرتبه
تاریخ : دوشنبه پانزدهم فروردین 1390

سوال:

سلام

من یه  دختر 27 سالم  چند وقته با یه پسری حرف میزنم که بهم پیشنهاد ازدواج داده .اولش ازش خوشم نمی اومد چون زیاد مطابق معیار های من نبود  ولی به این خاطر که سنم داره میره بالا سعی کردم خودمو بهش علاقمند کنم و  از معیارام چشم پوشی کنم .قرار شده دوماه دیگه بیاد خاستگاریم ولی باهاش  خیلی  مشکل  دارم. بهم میگه حق ندارم فوق لیسانس بخونم چون اون حتی دیپلم هم نداره .یا نبایدحتی با پدر مادرم هم برم مسافرت چون اگه ازدواج کنم دیگه ماله اونا نیستم .باید دوره دوستامو خط بکشم  چون اون تشخیص داده من زندگی خودمو با دوستام مقایسه میکنم .نباید برم سره کار چون اجتماع خرابه و وظیفه مرده که بره سره کار و زن باید فقط باید خودشو واسه شوهرش خوشگل کنه و به شوهرش برسه .چون دوست نداره اگه از سره کار اومد خونه من نباشم یا غذای روزه قبلو بخوره یا اینکه حتی منو خسته و بی حوصله ببینه .  دوست نداره من برم میوه فروشی یا بقالی چون امکان داره موقعی که دارم میوه جدا میکنم هیکل منو ببینه یا امکان داره بقاله محله سر حرفو با من باز کنه .. فقط در صورتی که مربی گیتارم زن باشه میتونم برم ساز یاد بگیرم. در مورد استادای دانشگام که حرف میزنم مثلا میگم استاد خوبی بود دوستش  داشتم حسودی میکنه  در صورتی که استادای  من واسه من فقط حکم یه استاد رو دارند که باید بهشون احترام بزارم و حرمتشونو نگه دارم.غیر از اینا یه خورده بهش مشکوکم .من اصلا دوست ندارم دروغ بشنوم ولی این اقا اسمو سنشو اول به من دروغ گفت . بهم گفت با کسی شریک نیست ولی بعد فهمیدم که شریک داره. گفته که قبلا ماشینای خیلی مدل بالا داشته ولی فروخته و سرمایه کارش کرده و بعدا دوباره میخره .در صورتی خودم احساس کردم حتی رانندگی هم بلد نیست چون  ی بار قفل فرمون ماشینم گیر کرده بود و اون همینجور وایساده بود نگام میکرد و با اینکه ازش خاستم کمکم نکرد یا بلد نبود ساعت ماشینو تنظیم کنه یا حتی نمیدونست سنسور چیه من همیشه مستقل و ازاد بودم قبول دارم وقتی ادم ازدواج میکنه یه سری محدویت ها پیش میاد و منم اون محدودیت ها رو دوست دارم ولی شرایطی که این اقا واسه من گذاشته به نظرم با روحیه ی من سازگار نیست پدر مادرم  کلی واسم زحمت کشیدن تا من به یه جایی برسم و خوشبخت باشم . خودم  از خیلی چیزا گذشتم تا بتونم با معدل بالا فارق التحصیل شم و بتونم یه شغل داشته باشم .و بتونم به پدر مادرم کمک کنم .بتونم  چند سال دیگه که پیر شدند براشون یه پرستار بگیرم بهشون برسم یا حد اقل بتونم بهشون ثابت کنم که زحمتایی که برام کشیدن بی نتیجه نبوده واقعا نمیدونم باید چیکار کنم .از یه طرف از اینکه سنم داره میره بالا  حسابی میترسم و دوست ندارم بهم بگن ترشیده .و از یه طرف به نظرم طرز فکر این اقا منطقی نیست 


 

جواب:

سلام

یکی از مشکلات شما اختلاف تحصیل شما است که در این زمینه می تونید مطالب لینک زیر رو مطالعه کنید

http://moshaver41.ir/post/category/2

از مشکلات دیگه شما با خواستگارتون محدودیتهاییه که اون برای شما قائله که از دو جنبه قابل بررسی است: یه جنبه اش اینه که شما این محدودیتها رو قبول کنید یا نه که در این زمینه در صورتی که تناسبهای لازمه فکری اعتقادی اخلاقی رفتاری رو داشته باشید این موارد قابل گذشته یعنی گرچه برای شما محدودیت ایجاد می کنه اما زندگیتون رو خراب نمیکنه مگر اینکه برای شما قابل تحمل نباشه چون در این صورت خوشیهای زندگی رو تحت الشعاع قرار می ده و اب خوش از گلوی شما پایین نخواهد رفت

و جنبه دیگر این محدودیتها منطق و فکریه که پشت حرفاش هست یعنی حرفاش نشون می ده که برای هر محدودیت دلیل داره که منطقی بودنش رو نشون می ده (یعنی گرچه ممکنه فکرش غلط باشه اما ادمی نیست که بگه هرچی من می گم بدون دلیل قبول کن بلکه برای حرفاش دلیل میاره) و این یه نقطه مثبته چون وقتی به این معنی منطقی باشه امکان تغییر نظرش هست مثلا اگر براش اثبات بشه که ادامه تحصیل شما سبب بالاتر دیدن خود و درنتیجه دوری شما از او و لطمه به زندگی نمی شه یا متوجه بشه که مسافرت رفتن شما با پدر و مادر منافاتی با حق او نداره یا اینکه مسافرت با اجازه او باشه یا براش اثبات بشه که شما زندگی دوستاتون رو با زندگی خودتون مقایسه نمی کنید یا اگر محیط کار سالمی پیدا کنید و یا کار شما منافات با همسرداری نداشته باشه در این صورت قاعدتا نظرش تغییر می کنه و محدودیتهای شما کم می شه

یکی دیگه از مشکلات شما دروغ گویی او است که در این زمینه دو کار انجام بدید اولا در مواردی که شک دارید تحقیق کنید و حقیقت رو متوجه بشید و ثانیا: باهاش در این زمینه صحبت کنید و دلایل دروغ گوییش رو جویا بشید و صداقت رو شرط موافقت با ازدواج قرار بدید

در مورد اینکه گفتید قصد دارید با شاغل شدن در اینده به پدر مادرتون کمک کنید می تونید باهاش صحبت کنید و در نتیجه اون ممکنه اشتغال شما رو در اینده قبول کنه یا اینکه خودش تعهد بده که نیازهای مالی پدر مادر شما رو در اینده برطرف کنه البته اگر هیچ کدوم رو هم قبول نکرد بازم بهتره کوتاه بیایید بخاطر اینکه نه تنها اون بلکه خیلی از مردها دلشون نمی خواد همسرشون کار کنه و لذا اگر اونو رد کنید احتمال اینکه نفر بعدی هم با اشتغال شما مخالفت کنه کم نیست و در نتیجه ممکنه اصل ازدواجتون به خطر بیفته

موفق باشید




طبقه بندی: کوتاه اومدن از شرایط، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
نمایش نظرات 1 تا 30
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic