مشاور ازدواج و خانواده - مطالب یاسین مدیر محتوائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391

کارشناس پاسخگو: امین

سلام من دختری هستم 23 ساله از نظر وضع مالی در حد عالی قیافه ی دارم که همه مجذوبم میشن . لیسانس شیمی دارم. سطح فرهنگ خانواده ام بسیار بالاس پدرم بهترین شغل را دارا هستن. این احساس رو میکنم که میتونم بهترین زن برای شوهرم باشم خیلی مهربان و احساسی هستم. هر پسری به طرفم میاد به به چه چه میگه ولی میلی به ازدواج نشون نمیده فقط همه قصد سو استفاده دارن همین . با هرکی خواستم ازدواج کنم نشده نخواستن دارم به این نتیجه میرسم که مردا فقط به چشم یه فاحشه نگاه میکنن. مگه یه پسر از دختر چه انتظاراتی دارن؟ پول. خانواده خوب. قیافه. اخلاق. مهربونی.چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچ دختری به اندازه ی من جهیزیه نداره. طلا همه چی .......... ولی فایده نداره. باید بد باشی تا خوبا بیان سراغت. اره من زن زندگیم ولی کوووووووووووو مرد زندگی؟؟ هر چی مرد زن طلاق داده هس میاد سراغ من بدبخت. همه میگن خوشگلی ولی به چه دردم میخوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ کمکم کنین


ادامه مطلب


طبقه بندی: چرا خواستگار کمه، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391

سلام، من دختر 23 ساله ای هستم که تقریبا 8ساله که پدر و مادرم از هم جدا شدند.هر دوشون ازدواج کردند و من الان با مادرم زندگی میکنم.4سال پیش پسر دوست مامانم بهم ابراز علاقه کرد و از اون جایی که من اون موقع شهرم با ایشون متفاوت بود به دیدنم اومد.خانواده ها نمی دونستند.

رابطمون فقط اس ام اس بود.به محض اینکه خانواده ها از رفتار ما متوجه ارتباط پنهونی شدند ایشون رابطه رو با گفتن اینکه علاقه ای نداره و اینا تموم کرد.من سخت درگیر مشکلات روحی شدم اما ادامه تحصیل دادم ایشون رفت سربازی.بعد برگشتنش از سربازی چون ذهنم درگیرش بود بهش زنگ زدم و ایشون خوشحال شدند اما ارتباطی شکل نگرفت.

با اومدن ما به شهر ایشون رابطمون با اس ام اس از جانب اون شکل گرفت دقیقا 3 سال بعد از اولین رابطه مون.حدود یکسال ایمیل و اس ام اس تا اینکه متوجه شدم مادرشون میدونه.من مشکل درونی دارم نمی خوام الان ازدواج کنم به شدت دوستش دارم و از لحاظ طبقه و فکری به هم میخوریم.ولی مبهم بودن حرفام و ضد ونقیض بودنم ایشون رو آزار داد و رابطمون قطع شد.

تنها نگرانیم اینکه ایشون باز بعد مدتی برگردند.میخوام بدونم چیکار کنم.اونم الان از لحاظ مالی شرایط ازدواج نداره.من دوست دارم ایشون به زندگیش برسه و فقط نگران برگشتشم.

متشکرم

 

ادامه مطلب


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391

کارشناس پاسخ گو : رازی


من دختری 31 سالمه و طرف 27. از نظر ظاهری خیلی بالاترم. ظاهرم بسیار جذابه، طوری كه اصلا سنم رو نشون نمیده و اكثر خواستگارام که ازم كوچكترن، وقتی سنم رو میگم، باورشون نمیشه. من لیسانس دارم و شاغلم. خودمون كارآفرینی كردیم، با خونواده و تو یه شركت خصوصی مشغولم. درامد اوایل خوب نبود و الان بهتره. این آقا كه یكی از دوستان برادرم هست، پیشنهاد ازدواج بهم داد. من همون روز اول ازشون خواستم با خونوادشون مطرح كنن. با توجه به فاصله سنی كه برام مشكل بود، گفتم شاید خونواده اش ناراضی باشن. خونواده اش بیشتر از خودش بهم اهمیت میدن، خیلی دوستم دارن. من تا این مدت با احدی رابطه دوستی نداشتم، فقط میخواستم ارشدم رو هم بخونم بعد ازدواج كنم نشد. این آقا بعد از آشنایی با من، از دانشگاه آزاد كارشناسی ارشد قبول شد. شهریه دانشگاه آزاد میدونین كه بالاست. چون بهم گفته بود مشكل مالی دارم صبر كنم. الان ترم 4 هست و از این ماجرا 2 سال میگذره. مشكل اصلی من از اونجا شروع شد كه این آقا ازم خواست برای رفع مشكل مالیش تا حدودی بهش كمك كنم. منم قبول كردم. ایشون حسنشون با ایمان بودنشونه، كه سر ساعت نماز میخونن، قاری قران هستن و مربی قران. خلاصه بعد یه مدت متوجه شدم رابطه اش كمرنگ شده. كم میاد پیشم، تلفن نمیزنه كسی كه تا اون حد مشتاق بود. كنجكاو شدم. تو اموزشگاه كار میكرد، اتفاقی به محل كارش رفتم دیدم برای یكی از همكاراش تولد گرفته كیك خریدن و ،... دختره از ماجرای ما بی خبر بود، و منشی اون آموزشگاه بهم گفته كار رو میكنم منم حرفاشو باور كردم.بعد دو ماه، تو یكی از روزایی كه اومده بود(تقریبا دو روز در میون همدیگه رو میبینیم مییاد محیط كارم)، پیشم گوشیش زنگ زد. دیدم مشكوك میزنه. اینبار هم با یكی دیگه دوست شده بود. من آدرس آی دی شو داشتم و رمزشو ، هر از گاهی میرفتم بررسی میكردم. اونم مال منو داشت. تا اینكه من متوجه شدم به خانمی ابراز علاقه كرده و قرار گذاشتن. جالبش اینه اون خانم همكارشون بودن. بعد به خودش گفتم كه من متوجه شدم با خانمی به اسم فلانی رابطه داری، خجالت نمیكشی، من دیگه باهات كاری ندارم هر كاری دوست داری بكن. اینم بگم به خاطر ایشون من به خواستگارام تو این دو سال جواب رد دادم. دو تا از خواهرام كه كوچكتر ازم بودن ازدواج كردن، چون تو سن ازدواج بودن. اصلا ناراحت نشدم، خودم بهشون اجازه دادم، خیلی هم خوشحال شدم. اما مشكل اصلی من با ایشون رابطه بی اندازشون با خانم هاست. اوایل احساس میكردم غیر ممكنه كار ایشون باشه، اینقدر متدینن، ولی بعدا فهمیدم مقصر اصلی خودشونن. الان تو چند تا آموزشگاه مشغوله. تو آموزش و پرورش هم به عنوان مربی قران استخدام شده، 5 ماهی میشه، من ازشون تو این مدت چیزی نخواستم، چون بیكار بودن. توقعی نداشتم حتی كمك میكردم. زنگ میزد ازم شارژه 10تومنی میخواست. تقریبا هر چند روز یك بار. بعضی مواقع از كاراش خسته میشدم. تقریبا براش عادت شده. وقتی زنگ میزنه، حدس میزنم یا شارژ میخواد یا پول، از این دو حالت خارج نیست. من ازتون میخوام كمكم كنین. هیشكی باورش نمیشه اینكارا ازش سر بزنه، چون خیلی خیلی بهش علاقه دارم. اشتباهاتش رو بخشیدم، اما الان مشكلی كه دارم، احساس میكنم بازم بایكی رابطه داره، چون رفتاراش اینو میگه از طرفی بهم خیلی ابراز علاقه میكنه. نمیدونم، موندم، یعنی نمیخوام این رابطه رو بهم بزنم. فقط راهنمایی میخوام. چیكاركنم ایشون به این روابط افراطی شون خاتمه بدن، و چطور بهشون بگم دیگه تحمل ندارم و باید بیان خواستگاری رسمی.

ادامه مطلب


طبقه بندی: عقب نشینی پسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391
کارشناس پاسخگو : امین
سلام دختری ۲۰ ساله ام خواستگار کم ندارم البته تلفنی، تاالان سه نفرشون که مادراشون.. اومدن خونمون بعدش دیگه خبری ازشون نشده، درحالیکه من چهره ام متناسبه حداقلش معمولیم قدمم بلنده من نمیدونم چرااینجوری میشه؟من اصن به فکر ازدواج و..نبودم بااین خاستگار بازیا ذهنم مشغول شده ولی،اعصابمو ریختن ب هم،آخه اگه کسی مومن باشه اینکارو میکنه؟چرا مردا اینجوری شدن؟؟همشون شعار میدن ایمان ولی اولین کاری ک میکنن اینه ک مامانشونو میفرستن قیافه آدمو ببینه خب اول بیا صحبت کن اگه قدم اول مثبت بود بعد مامانتو بفرست...

یه راهکار واسه من بدین و اینکه اگه کسی باایمان باشه مگه خدا نگفته اگر مردی بخاطر ایمان زنی ازدواج کنه زیبایی هم بش داده میشه؟؟اگه ایناایمان داشتن ک اینکارو نمیکردن
قبول دارید؟اصن این روش(اومدن و دیدن قیافه قبل هر اقدام)کار درستیه؟؟

ادامه مطلب


طبقه بندی: فرار خواستگار ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391
با سلام.من با یک دختری آشنا شدم که بهم اظهار علاقه کرد و پیشنهاد ازدواج داد.ولی بعد مدتی گفت که وقتی 15 سالش بوده با یه رابطه بکارتش رو از دست داده و بعد با عمل باکره شده.دلیل این کار رو هم کم بودن سن و احساسات شدید بیان میکنه و میگه که چون عذاب وجدان داره این رو گفته و الا می تونست نگه.به نظر شما این حرف ایشون از روی صداقت هست یا میخاد خودش رو توجیه کنه.لازم بذکره که بنده مذهبی هستم و هیچ رابطه ای هم نداشتم.من 27 سالمه و دختر 25 سال.چطور میشه فهمید ایشون توبه کرده یا فقط قصدش توجیه هست؟با تشکر
ادامه مطلب


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
(تعداد کل صفحات:32)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]