مشاور ازدواج و خانواده - مطالب اختلاف فرهنگی مذهبی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393
سلام ممنون میشم سوال منو پست کنید
دختری هستم 33ساله شاغل, خرداد امسال از طریق سایت همسریابی با پسری اشنا شدم که 2سال از خودم کوچیکتره و هم استانی و شاغل در شهر منه.ابتدای صحبتمون بهش گفتم که2هفته بیشتر صحبت نمیکنم و اگر سر کلیات به توافق رسیدیم از طریق خانواده باید اقدام کنن که ایشونم موافقت کرد
ابتدای اشنایی پرسیدم ایا اهل دود یا مشروب هستن که ایشون گفتن مشروب قبلا تفریحی با دوستان میخوردن اما از عید به اینور نخوردن و گفتم که الان گرونه نمیشه خرید! و سیگار گاهی اوقات میکشن اما قلیون متنفرن من و خانوادم که نسبت به این موارد حساسم گفتم نمیتونم با این مسایل کنار بیام اما ایشون گفتن الان کسی رو پیدا نمیکنی که اهل اینا نباشه که گفتم چرا هنوزم هستن کسایی که اهل این مسایل نباشن مثل داداشای خودم ایشون ناراحت شد و گفت من قسم میخورم که داداشاتم میخورن خلاصه اینکه من گفتم ادامه نمیدم ایشون با ناراحتی گفت پس بگرد تا پیدا کنی این دنیا که گیرت نمیاد شاید اون دنیا پیدا کنی

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: شنیدی میگن کافر همه را به کیش خود پندارد؟





طبقه بندی: ازدواج اینترنتی،  اختلاف فرهنگی مذهبی،  خواستگار اینترنتی، 
برچسب ها: خواستگاری، ازدواج اینترنتی، خواستگار اینترنتی، دردسرهای سایت همسریابی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه شانزدهم آبان 1393
سلام
چندی پیش خواستگاری داشتم که ازاقوام یکی از دوستانم خوبم دانشگاهیم بود واز طرف او معرفی شده بود ازنظر اجتماعی ،درسی، فرهنگی ، فکری متناسب بودیم . تنها موردی که اختلاف نظر داشتیم اعتقاد های خانواده هایمان بود من خانواده مذهبی دارم اما خانواده ایشان اینگونه نبود. نکته ای که هست من روحیات خودم را به خانواده آنها نزدیک تر میدیدم و دلم به این ازدواج راضی بود ولی تحت تاثیر حرف های خانواده به خصوص خواهرانم والبته با یک جلسه مشاوره ای که رفتم جواب منفی دادم مشاوره که خود شخصی بسیار مذهبی بود به من گفت چطور میتوانی به کسی که به خدا اعتماد نداردونماز نمیخواند اعتماد کنی ؟
وهمین حرف موجب شد جواب منفی بدم از طرفی پدر و مادرم با اینکه خود بسیار مذهبی هستند بسیار راضی به این ازدواج بودند وحتی مرا به خاطر تصمیمم سرزنش کردند پدرم میگوید مرد خوبی بود تو به نماز اوچه کار داری و............
از طرفی من کلا از ازدواج میترسم بین تمام خواستگاران متفاوتی که داشتم اورا پسندیده بودم اما میترسیدم جواب مثبت بدهم این بود که اشتباه کردم وبه نظرمنفی دیگران اهمیت دادم
حالا پشیمانم واز خواهرانم سخت دلگیرم چراکه با خود میگویم شاید به خاطر موقعیت خوب او بود که این حرف ها پیش آمد
اما چه سود؟
دوباره ترس دیگری دارم . اینکه وقت بگذرد ومن مجبور به انتخاب که دیگر نه فراراز تنهایی شوم.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: بخاطر فشار دیگران، خواستگارم را رد کردم





طبقه بندی: اختلاف فرهنگی مذهبی،  کوتاه اومدن از شرایط، 
برچسب ها: اختلاف مذهبی در ازدواج، خواستگاری، انتخاب همسر، ملاک انتخاب همسر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه دهم آبان 1393
سلام خدمت مشاور محترم و دوستای گلم
چشم امیدم بعد خدا به راهنمایی شماست
من دختری 23 ساله دانشجوی ارشد و کارمند از نظر ظاهری جذاب خانواده فرهنگی و وضع مالی متوسط هدف از گفتن بیوگرافی برا راهنمایی لازمه.من جدیدا با پسری 25 ساله که ابشونم  کارمند هستن آشنا شدم و رابطه دارم بی اطلاع خانواده البته دلیل اصلیم از پنهانکاری تردید خودمه چون خانواده این آقا ساکن روستان و برخلاف ما فوق العاده پرجمیعت هستن و از لحاظ قیافه و فرهنگی  از ما پایین ترند اما من پسندیدم و دوسش دارم.احتمال مخالفت خانوادم زیاده.به نظرتون انتخابم درسته؟چیکار کنم؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: آیا انتخابم درسته؟




طبقه بندی: اختلاف فرهنگی مذهبی،  مخالفت خانواده طرف،  راضی کردن خانواده، 
برچسب ها: اختلاف فرهنگی در ازدواج، انتخاب خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393
سلام متاسفانه طرز تفکر من با خانوادم زمین تا آسمون فرق داره و این باعث شده همش تو خونه ازشون به اتاق خودم پناه میبرم و تنها تو اتاق سر میکنم که با طرز تفکرشون روبرو نشم. مخصوصا طرز تفکر در مورد ازدواج و ترس من از آینده م. بلایی سرم اومده بابت این موضوع که افسرده شدم واقعا. مثلا در مورد ازدواج برای خواهرم که 19ساله هست فکر میکنن الان شوهرش ندن میمونه رو دستشون دیگه براش شوهر پیدا نمیشه و....!!!نهایتا تا 22-23فکر میکنن باید رفته باشه!! این برای من مشکل ایجاد میکنه چون دختری که خودم انتخاب کردم نزدیک 28 سال داره میشه (ولی قسم میخورم مامانم هم با کل فامیل دست بدن به دست هم نمیتونن بگردن همچین دختری پیدا کنن) اینجوری اینا قطعا میگن این دختر سنش بالاس تو باید دختر جوون بگیری در حالی که من خودم اینجوری فکر نمیکنن من حتی خیلیا رو میبینم 32-33سال دارن ولی هنوز خواستگارای خوب دارن اما چون برنامه هایی برای زندگیشون داشتن هنوز ازدواج نکردن اما خانوادم به این دخترا میگن پیردختر و ....!!!میترسم به این دختر خانوم هم به گوشش برسه سنش زیاد بود خواستگار نداشت کور شدی پسره ی بی عقل!!! قسم میخورم خواستگارای خیلی زیادی دارن این خانوم که همه سطح بالا در حد مدیر و معاون و مهندس و ... هتن اما فعلا خانوم چون درس خوندن و با ازدواجی که شناخت کمی توش باشه و به دلیل اعتقادات پایین خواستگارها ردشون کردن. اما طی صحبتی که من باهاشون داشتم از اخلاقیات و ... من خیلی خوششون اومده چون 1ساله همکلاسیم و شناخت خیلی خیلی خیلی کافی از همه چی هم داریم. چون صحبت کردیم در مورد همه چی. ولی من میترسم از خانواده م چون نمونه ی خانواده ی سنتی هستن ولی من خیلی طرز تفکرم فرق داره. مثلا یکی از اشناهای دختر که 32 ساله بود به یه پسر 3سال کوچکتر از خودش که اقا پسر خیلی هم خوشگل و خوشتیپ بودن شغل خوبی داشتن و خوش اخلاق بودن و خانوادشونم خوب بود ازدواج کردن اما چون این خانوم خواستگارای قبلیی زیادی داشتن که از این اقا موقعیت مالی و شغلی بالاتری داشتن و اینا رو خانوادشون برای دختر انتخاب میکردن و حالا این پسر رو دختر خانوم پسندیدن همه میگن دختره اشتباه کرد موقعیتاشو از دست داد سنش بالا رفت پیر شد خواستگار سطح پایین انتخاب کرد! میگن خانواده میدونه برای بچه ش چی انتخاب کنه بچه نمیفهمه عقل نداره کور میشه!!!1ماهه از ازدواج ای خانوم گذشته هنوز بحث این چیزاس تو خونه ی ما طوری که عصبانی شدم که چرا تو کار مردم کار دارین چرا اسم مردمو هی تو این خونه میارین. چرا دخالت میکنین همش...

برای دیدن ادامه مطلب و نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: خانمی که انتخاب کردم فوق العاده است



طبقه بندی: اختلاف فرهنگی مذهبی، 
برچسب ها: ازدواج، مشاوره ازدواج، اختلاف با خانواده در ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه پانزدهم بهمن 1392

سلام.

من چند ماهیه با یه پسر آشنا شدم که ۲۷سالشه. از اولِ باهم بودنمونم از تمام افکارمون واسه آینده و اعتقادات و هدفامون صحبت میکردیم. فهمیدیم که تفاهم داریم و بهم میایم. تصمیم گرفتیم به خانوادهامون بگیم؛ گفتیم. اما خانواده من مخالفت میکنن چون یه خاهر بزرگتر از خودم تو خونه دارم که یه سال و نه ماه ازم بزرگتره. به زور راضیشون کردم با خانواده اون آشنا بشن. حالام میگن اونا شمالین و ما ترک و به هم نمیایم. اصلا آخه چه ربطی داره. حالام با تفکرات منفیشون که اصلا شناختی نسبت به اون ندارن رفتن استخاره گرفتن میگن بد اومده. دارم داغون میشم.

تو رو خدا کمکم کنید. من اونو باعقلم انتخاب کردم. کاملا عاقلانه. خودمم ۲۱ سالمه. هر دومونم مهندسی داریم. من ترم آخرم اما اون تموم کرده. حالم خیلییی بده. کمکم کنید...

ادامه مطلب


طبقه بندی: راضی کردن خانواده،  اختلاف فرهنگی مذهبی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
(تعداد کل صفحات:11)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]