مرتبه
تاریخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393
چندین سال عاشق کسى بودم به کسى نگفتم تا تب کردم و همه فهمیدن بعد از همه طرق پیگیرى کردم تا اینکه بالاخره یک روز متوجه شدم که ایشون داره ازدواج میکنه و ... .حالا سوالم اینه که واقعا منشا عشق چیه . چرا من که این همه سال پاک زندگى کردم و فکر میکردم این یک حس الهیه این طورى باید دچار حسى بشم که هنوز هم داره درونم رو میسوزونه و هر پیشنهاد دیگه اى رو در این مدت رد کردم و وفادار بودم چرا باید حسى در انسان بوجود بیاد که سر انجام نداشته باشه؟
واقعا واقعا نمیفهمم. و چرا این حس بعد از تموم شدن این ماجرا ازبین نمیره واقعا تحملش هم برام غیر قابل تحمل شده. ممنون میشم از راهنمایى دوستان با ایمان.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: از شدت عشق تب کردم!




طبقه بندی: عشق قبل ازدواج،  بحث و گفتگو : عشق، 
برچسب ها: خواستگار، ازدواج، عشق به نامزد،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : شنبه هفدهم آبان 1393
با سلام.
ضمن خسته نباشید خدمت همه دوستان. خواهشا منو راهنمایی کنید که واقعا دارم دیوانه میشم و متاسفانه پولی ندارم تا پیش مشاور برم.
راستش من حدود بیش از 2 سال است با یک دختری خیلی اتفاقی آشنا شدم.الان بعد از این مدت تو ازدواج باهاش به شدت مردد هستم و مرتبا تصمیم من عوض میشه.
اول از خودم بگم که 27 سال سن دارم و لیسانس کامپیوتر دارم و ساکن یکی از شهر های کوچیک  قزوین هستم.متاسفانه کاری ندارم و دارم در به در دنبال کار می کردم اما کاری نیست.
دختره هم (با اسم مستعار فاطمه)ساکن اهواز هستش و هم سن خودم هستش و لیسانس کامپیوتر داره. فقط یک خواهر داره که تو ایلام دانشجوه و اونجا ازدواج کرده و از فاطمه دو سال کوچیکتره. فاطمه یک پدر نابینا و پیر داره و یک مادر پیر هم داره که کاراشون رو خونه انجام میده. اون خیلی خیلی مذهبیه و پدرش مداح اهل بیته و اینکه من از لحاظ اخلاقی کاملا قبولش دارم.این دختره خیلی دل نازکه و مرتب بر اثر ناراحتی ها گریه میکنه.
راستش تو این مدت من فقط تلفنی باهاش حرف زدم و البته با هم چت کردیم و تصویر همو دیدیم(وب) و 2 بار هم تهران اون رو دیدم و بیشتر از این نبوده. البته تو این 2 سال اینقدر باهم در ارتباط بودیم که کاملا با اخلاق همدیگه آشنا شدیم و بد جور به هم وابسته شدیم. خب مسلما من و اون همیشه با هم درد و دل میکردیم و مشکلاتمون رو پیش هم باز گو میکردیم و این موضوع باعث شده بدجور به هم وابسته بشیم.
در ابتدا قصد ازدواجی در کار نبود اما به مرور زمان تصمیمون ازدواج شد و این شد که بیشتر راجبش فکر کردم.
راستش یک سری مسایل مثبت و منفی وجود داره که مرتب تصمیم من رو عوض میکنه.
اول از خودم بگم که ...

برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: نمیدونم دختره خوشبختم میکنه یا نه؟




طبقه بندی: همسریابی دختران،  ازدواج اینترنتی،  عشق قبل ازدواج، 
برچسب ها: خواستگار اینترنتی، ازدواج اینترنتی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393
سلام پسری هستم تقریبا 20ساله متاسفانه حدود 3 سال پیش دختر داییم که از من 2سال کوچک تر است به من ابراز علاقه کرد ومن هم دیدم که به او واقعا علاقه دارم و قبول کردم داییم (پدرش)چون تنها برادر تنی مادرم است خیلی به خانواده ما نزدیک است ومادرم حتی از ما هم بیش تر او را دوست دارد و آن ها بسیار زیاد به خانه ما رفت وآمد دارند همین باعث شد که من ودختر داییم از بچگی با هم بزرگ شویم به همین خاطر کاملا نسبت به او شناخت دارم ماتقریبا 1 سال مداوم با یکدیگر ارتباط مخفیانه داشتیم دراین مدت هر چه میگذشت وابستگی من به او شدیدتر میشد در آن مدت ارتباط ما فقط از طریق اس ام اس و تماس تلفنی بود بنده وایشان نه با یکدیگر ارتباط فیزیکی و جنسی داشتیم و حتی در حرف زدن هایمان هم هیچوقت در مورد این جور مسایل حرف نمیزدیم.وفقط به یکدیگر ابراز علاقه میکردیم(البته بعضی وقت ها جروبحث هم میکردیم) اما بعدازمدتی اوارتباطش را با من قطع کرد.اوازاین ارتباط احساس گناه میکرد. اما هنوز دوستم داشت (ازرفتارش متوجه شدم یکبار وقتی به خانه ما آمدند در کفشم یک گل گذاشته بود)میخواستم از محضر شما اینسوال را بکنم الان تقریبا دوسال است که دیگرنه به من زنگ میزندونه اس ام اس میدهدمن به شدت به اووابسته ام واین وابستگی دارد مرا به ورطه افسردگی و هلاکت میکشد.من واقعااورا دوست دارم و قصد ازدواج بااورا دارم.اما موانع خیلی بزرگی جلوی پای من هستند.او دختر داییم است ومیدانم که مادرم و زن داییم به شدت با ازدواج فامیلی مخالف اند دوم اینکه او باوجود اینکه دختر خوبی است امادر نازونعمت بزرگ شده وآن ها خانواده ثروتمندی هستند واو در زندگی همه چی برایش فراهم بوده چگونه میتواند با منی زندگی کند که پدرم کارگر است واز سال چهارم دبستان خرج تحصیلم را خودم دادم.میدانم که دختر خیلی خوبی است.این دارد آزارم میدهدکه نمیتوانم با اوازدواج کنم.برای همین از خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم فراموشش کنم اما به خدا نمیتوانم .نسبت به او احساس مالکیت شدید دارم.وآن ها زیاد به خانه ما رفت وآمددارند واو همش جلوی چشمم است. چه کنم .کمکم کنید .اهل خودکشی نیستم اما از درون دارم پیر میشوم.کمکم کنید وبرایم دعا کنید.والسلام

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: تو کفشم گل گذاشته بود!




طبقه بندی: عشق قبل ازدواج،  تفاوت سطح مالی،  ازدواح فامیلی، 
برچسب ها: ازدواج فامیلی، تفاوت مالی در ازدواج، مخالفت با ازدواج، عشق دختر دایی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و نهم مهر 1393
من پسری 30 ساله هستم مجرد.دوران دانشجویی حدود 7سال پیش با یک دختری آشنا شدم که اوایل فقط ازش خوشم میومد ولی بعدهااا دیگه دوسشم میداشتم من فوق العاده آدم احساسی هستم...اون دختر هم منو دوست داشت ولی بسیار دختر پر انرژی و پر شور بود یه جورایی خیلی شیطون ولی همیشه میگفت منو دوس داره در زمان دانشجویی 1 سال مفید دوست بودیم تا اینکه آروم آروم به من بی محلی میکرد و من میدونستم با پسرای دیگه هم در ارتباط هستش همیشه با منم در مورد ازدواج حرف میزد ...تا اینکه من مچشو گرفتم وکلی دعوا کردیم که چرا به من خیانت کردی بعدشم قهر کردیم ولی دوبار برگشت با کلی گریه و زاری که منو ببخش بزار دوبار شروع کنیم دوست دارم منم واقعا دوسش داشتم و دوبار شروع کردیم ولی من ادم بدبینی شده بودم بعد اون اتفاق همیشه دوستی کوتاه داشتیم اونم همچنان شیطونی میکرد یعنی ارتباط با پسرای دیکه اروم اروم ارتباط مون جوری شده بود که مثلا 6 ماه بی خبر ازهم بودیم و هر دفع اون پیداش میشد حتی زمانیکه میرفتم سربازی دوبار به من پیشنهاد ازدواج داد وگفت منتظر میمونه ولی من باهاش سرد برخورد کردم گفتم منتظر من نباش من رفتم سربازی و ارتباطمون باز قطع شد تا اینکه بعد از سربازی فهمیدم نامزد کرده که دوبار بهم زنگید گفت بهم فکر میکنه و نامزدشو دوس نداره... یه مدت ارتباط داشتیم که باز سر گذشته هااا دوبار دعوامون شد ... ارتباط قطع شد تااینکه با همون پسر ازدواج کرد من قبلا هم گفتم دوسش داشتم ولی بهش اطمینان نداشتم... بهد ازدواجش چند بار بخونه جدیدش زنگ زدم شوهرش متوجه شد و با من دعوا پلیس این داستانااا ...شوهر فقط میدونست من قبلا باهاش دوست بودم منم بهش گفتم زمانه نامزدیت باهاش ارتباط داشتم( فقط تلفنی).... الان بهد 1سال از اون اتفاق دوبار بهم زنگ زد و گفت که من با این کارم یه مدتی زندگیشو خراب کردم..ولی الان اوضاش خوبه با شوهرش ولی بهم گفت که نمیتونه منو فراموش کنه و دوسم داره ازش پرسیدم شوهرشو دوس داره گفت نه... یکم باهاش شوخی کردم گفتم در خونم به روت باز هر وقت طلاق گرفتی که اونم با این حرف من یه مکثی کرد و گفت راست میگی منم از ترس خراب شدن زندگیش گفتم شوخی کردم... ولی در کل اون هنوز منو دوس داره و من نمیدونم چی کار کنم ...من دوس دارم باهاش ازدواج کنم ...میدونم ما همدیگرو دوس داریم چون اگه عادت بود با وارد شدن ادمای مختلف به زندگیه جفتمون باید همه دیگرو فراموش میکردیم...پس دوست داشتنی هست ...... نمیدونم چکار باید بکنم واقعا پیچیده شده؟؟؟؟؟؟!!! ممنون میشم راهنمایی کنید منو...من خیلی اوضا روحیه بدی دارم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: به شوهرش گفتم قبلا با همسرت دوست بودم!





طبقه بندی: قبلا نامزد داشته،  بیان قصد ازدواج توسط دختر،  عشق قبل ازدواج، 
برچسب ها: دوستی قبل از ازدواج، خیانت به شوهر، دوست داشتن غیر شوهر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393
سلام دوستان
یک ماه پیش یک نفر به من پیشنهاد آشنایی داد، هر دوی ما مذهبی هستیم. ایشون دندانپزشک هستند و موقعیت اجتماعی خوبی دارند، من هم دانشجوی ارشد حقوق هستم. من هم به این آقا علاقه مند شدم اما به خاطر حیا علاقه ام را اصلا بروز نمی دهم. الان که کار جدی شده و با خانواده اومدن منزل ما ،ایشون مدام از من می پرسه منو دوست داری؟ عاشقم هستی؟ ... خودش منو خیلی دوست داره ولی کلامی ابراز احساسات نمی کنه. به نظرتون علت اینکه مدام این سوالو ازم می پرسه واسه چیه؟ و اینکه چطور بصورت غیرزبانی بهش نشون بدم دوستش دارم؟ به نظرتون چی بهش بگم وقتی خودش زبانی ابراز احساساتشو بیان نمیکنه؟ ممنونم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: بگو که عاشقمی!




طبقه بندی: عشق قبل ازدواج،  شک به علاقه همسر،  بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: خواستگاری، عشق قبل از ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
(تعداد کل صفحات:10)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic