مرتبه
تاریخ : پنجشنبه پانزدهم تیر 1391

سوال

سلام

از آقاى كریمى سوالى داشتم. میگن اسلام دین كاملى هست اما اگر در مورد صیغه فكر كنیم میبینیم كه در اسلام به زنها ظلم شده, مگه میشه با كسى رابطه جنسى و عاطفى داشت و بعد از یه مدت بگن موقتى بود و تموم شد! این یعنى بازى با احساسات زن! از طرف دیگه یك مرد شرعا میتونه 4تا زن داشته باشه و اینجا هم احساسات و عواطف زن اصلا در نظر گرفته نشده! چرا اگه زن با چند تا مرد باشه هرزه هست اما مرد میتونه 4 تا زن دایم و نامحدود صیغه داشته باشه!?لطفا دوستان هم نظر بدن البته با دلایل منطقى.


ادامه مطلب


طبقه بندی: ازدواج موقت،  ازدواج بامرد زن دار، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه یازدهم آبان 1390

سوال:

سلام

زنی هستم 42 ساله كه 5 ساله متاركه كردم یه پسر دارم كه با خودم زندگی میكنه . تو این مدت كه مجردم با مردهای زیادی آشنا شدم كه متاسفانه همشون فقط قصد وقت گذرونی و سوءاستفاده داشتند .الان بشدت تنهام و احساس نیاز به یه همدم دارم كه منو از تنهایی در بیاره ولی پیدا نمیشه .باید چه كرد؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: ازدواج بامرد زن دار، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و ششم شهریور 1390

سوال :

سلام

اقای کریمی خسته نباشید. باز هم از توجهتون به سوالات متشکرم یه سوال برام پیش اومده. شما می گید صیغه برای این اجازه داده شده تا کسایی که مطلقه هستند، در معرض خطر زنا قرار دارن یا افراد مجردی که به قولی شوهر بهشون نرسیده از این نعمت !!! بی بهره نمونن. حالا یه سوال. من که ماشین BMW دوست دارم و همسایه ما یک نوع مدل بالای این ماشین رو داره می تونم برم برای خودم برش دارم ؟ یعنی اگه من یه چیزی نداشتم و تو خیابون دیدم و خوشم اومد و نمی تونستم برای خودم تهیه کنم می تونم برم دزدی؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: ازدواج بامرد زن دار، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و ششم شهریور 1390

سوال:

سلام

جناب مشاور یک ساله جدا شدم وهنوزم به همسرم فکر میکنم ولی اون بعد ازطلاق من رفته وبا یک دختری که 9 سال از من کوچکتره رابطه داره ودوست شده  ویک بچه 3 ساله دارم در زمان زندگی مشترک با شوهرم از اون محبت نمی دیدم از حق نگذرم (من رو دوست داشت) ولی توان جنسیش کم بود ودست بزن داشت . شاید نباید از خودم تعریف کنم من خیلی زیبا وخوش اندامم و وقتی خودم رو توی آینه نگاه می کنم بی اختیار گریه می کنم ومی گم چه گناهی کردم که در جوانی باید تنها باشم .چون کم رابطه جنسی با شوهرم داشتم تا چند ماهه پیش اذیت نمی شدم وبیشتر دوست داشتم تنهایی هام رو یک جنس مخالف پر کنه ولی جدیدا خیلی زیاد اذیت میشم ودوست دارم رابطه جنسی داشته باشم تا حدی که اعصابم بهم ریخته اصلا دوست ندارم تن به گناه بدم ولی واقعا واقعا وباز هم واقعا دوست ندارم که صیغه بشم چون مطمئن ام رابطه بدنی من رو وابسته وعلاقه مند میکنه و وقتی طرف بره من باید چه کار کنم مطمئن ام داغون میشم واز اونجایی که همیشه پسرم با منه و همه جا اون رو باخودم میبرم کی می دونه من مجردم خیلی کم فامیل وکم رفت وآمد هستیم ودوست خانمی ندارم که مدام با اون بیرون برم ویا خوشگذرونی کنم وهیچ یک از فامیل هامون نمی دونن من جدا شدم وهر دفعه برای ندیدن شوهر سابقم بهانه میارم (هرچند بدونن چی میشه رفت وآمدهامون سالی یک باره )هیچ مورد ازدواجی تا الان برام پیش نیامده .چندوقتی بعد از مدتها یک همکلاسی قدیمی زمان دانشجویم رو اتفاقی دیدم والان هفته ای دوبار باهم تلفنی صحبت میکنم ایشان بسیار معتقد ومذهبی هستند و5 سال از من بزرگترن وبخاطر اینکه تا مقطع فوق لیسانس ادامه تحصیل دادن ویک مدرک لیسانس دیگه هم گرفتن دیر ازدواج کردن( یکساله ) .ووقتی فهمیدن من جدا شدم خیلی هیجان زده شدند ((چون زمان دانشجویی هم یکبار جلوم رو گرفت واز من تقاضای یک رابطه کوتاه مدت چند ماهه تلفنی وبعد خواستگاری از طرف خانوادش کرد که من چون با همسر سابقم در اون زمان دوست بودم واون نمی دونست قبول نکردم والان بعد از گذشت 8 سال ))،: وبعد از 5 ماه با خجالت اونهم به تو اس ام اسی ( چون گفت نمی تونم تو چشمهات نگاه کنم وخواستم رو بگم) به من پیشنهاد ازدواج موقت داده ولی من قبول نکردم توی دلم گفتم بعدش چی؟ آقای کریمی خجالت میکشم این رو به کسی دیگه بگم تو رو خدا ولی به تازگی میل جنسی داره من رو دیوانه میکنه واعصاب رو بهم ریخته تورو خدا کمکم کنید دارم اذیت میشم با هزار خجالت پیش یک مشاور رفتم واین مشکل رو گفتم به من بعد از یک مدت پیشنهاد رابطه ودوستی داد پیش هر مشاور وروانپزشکی میرم بعد مدام به گوشیم زنگ میزنه که بعد از یه مدت تا شمارش رو میبینم دیگه جوابش رو نمیدم . چه کار کنم ببخشید نوشته هام طولانی شد میدونم ازدواج موقت من رو داغون میکنه .راستی تازه 30 ساله شدم ودر کارم بسیار موفقم ماشین دارم وخانواده بسیار با آبرو وتحصیل کرده . تورو خدا کمکم کنید


ادامه مطلب


طبقه بندی: ازدواج بامرد زن دار، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : شنبه دوازدهم شهریور 1390

سوال:

سلام
من بیوه 35 ساله ای هستم که 8 سال است که بعد از تصادف و درگذشت شوهرم تنها زندگی می کنم. شرایط ازدواج موقت را دارم مدتی است با آقایی متاهل اشنا شده ام که پیشنهاد ازدواج موقت برای مدت 10 سال را داده است. با این که تمایل به این کار دارم از دو چیز می ترسم:
1
مخفی بودن این عمل چون ایشان نمی خواهند کسی از موضوع با خبر شود. ایشان به شدت از آبرو و موقعیت حانوادگیش می ترسد. من هم نمی خواهم مرتکب خلاف شده باشم که در صورت اشکار شدن ماجرا سر افکنده باشم. چون همسرش را می شناسم و گاه یکدیگر را می بینیم،احساس خوبی بین دوستان و آشنایان ندارم. نمی خواهم اگر روزی با ایشان رو به رو شوم خجالت زده و شرمنده باشم.
2_
احساس عذاب وجدان در مورد همسر اول و فرزندان این آقا. اگر چه مطمئن هستم به زندگی ایشان لطمه نمی خورد. و خودش هم گفته که حفظ خانواده برایش مهمتر از هر چیز است . ما در دو شهر مختلف زندگی می کنیم. و وابستگی مالی به یکدیگر نداریم. من کار می کنم و موقعیت اجتماعی و مالی خوبی دارم به مراتب بهتر از آن آقا.

ما هنوز بعد از یک سال فقط در سطح مکالمه و تلفن رابطه داریم. پاسخ من منفی بود اما با دیدن مطالب شما فکر میکنم چرا باید خودم را محروم و خویشتن داری کنم؟ اگر جوابم را بدهید یا مطلبی در این خصوص هم بنویسید زودتر تصمیم خواهم گرفت. اگر خانمهای متاهل هم نظر بدهند خوب است. چون واقعا حاضر نیستم یک زندگی دیگر را خراب کنم. قبلا از زحمات شما ممنونم. متاسفانه ایمیل ندارم اگر ممکن است پاسخ مرا بدون ایمیل بدهید. ممنون


ادامه مطلب


طبقه بندی: ازدواج بامرد زن دار، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]