مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و یکم تیر 1389

سوال :

سلام

من دختر 26 ساله با علقه های مذهبی هستم. همیشه و مهمترین چیز برام این بوده که از درسی که دارم میخونم و واقعا هم ازش لذت میبرم براش ارزش بذارم. باهاش کار کنم و ... .برای همینم یکی از ملاکهای مهمم بعد از اخلاقیات و ایمان بخدا و علاقه این بوده که همسرم هم آدمی پویا با سطح تحصیلات فوق لیسانس به بالا و پرتلاشی باشه. چون الان شرایطی برای من فراهمه که احتمال پذیرش بورسیه دکترا برای سال آینده در خارج از کشور هم برام زیاده و نمیخام اختلاف تحصیلی بعدا برام مشکل ایجاد کنه. البته اگر میگم مشکل منظورم این نیست که من نگاه از پایین به بالا به طرفم داشته باشم بلکه اتفاقا آدمی هستم که حقیقتا هرگز کسی رو بخاطر ندونستن کوچک نشمردم بلکه احساس می کنم ممکنه دیگران این نگاه رو القا کنن یا اصلا بعدها خود طرف این احساس کمبود درش ایجاد بشه که از نشست و برخاستهای همسرش یا مسافرتها و کنفراسها و ... . از طرفی واقعا دلم میخاد این پویایی و همراهی هم در طرفم باشه. خواستگارای زیادی داشتم. اطرافیان با ملاک تحصیلات من مخالف بودن اما برای منکه چشم انداز زندگیم با تلاش در این جهت گره خورده پذیرفتنی نبود.با این حال سعی کردم تو هیچکدوم بیجهت نه نگم واسه همینم از خدا خواستم اگر به صلاحمه دهنم رو قفل کنه حتی اگر ملاک تحصیلات به اون معنا لحاظ نشه. واقعا هم بیجهت نه نگفتم. اما این بین دومورد همزمان پیش اومد که یکی ملاکهای منو داشت و دیگری نه. کسی که ملاکهامو داشت با وجودیکه وضع مال مناسبی نداشت با اظهار علاقه ای که میکرد خیلی امیدوارم کرد. اظهار میکرد دلش به لطف خدا روشنه که بتونه مسیر روشنی خانواده من برای اداره حداقلی زندگی ازش خواسته بود رو پیدا کنه و اگر این وصلت میسر نشد نمیخاد به ازدواج فکر کنه. صبر کردم . اونم جورهای مختلفی سعی کرد اما نشد چون مشکل سربازی هم داشت. بعد از 6-7 ماه که توی دانشگاه موضوع رو با من مطرح کرده بود (و قبلش که حدود چند ماه که مردد به طرح موضوع بدلیل پیگیری فراهم آوردن امکانات بود) عذر خواهی کرد که نمیخاستم اینطور بشه ولی هیچ جایی دستم بند نشد و دیگه ما رابطه رو قطع کردیم. تو اون مدت 1-2 بار با پدرم ملاقات داشت. حتی پدرم پدر اون رو دیده بود اما من هم به یک علت دیگه حاضر به صبر کردن نشدم و اونم اینکه احساس می کردم که یا خانواده اش اونقدر برای احساسات ارزش قائل نبودن که برای گرفتن فرصت نشدن پادرمیونی نکردن و یا خودش با خانواده اش مشکلی داشته که هردوی اینه معضله. و این سوال همینطور برای من موند که واقعیت موضوع چی بوده . از اونطرف کسی که یک پله سطح تحصیلی اش از من پایینتر بود اما امکانات زندگیش فراهم بود و مقبول خانواده من هم بود رو رد کردم و هیچوقت هم پشیمون نیستم و گفتم ملاک منو نداره (البته این تها ملاک رد نبود) اما خانواده من همواره ازش بعنوان یه آدم متعهد و مسئول یاد می کنن. بعد از چندین خواستگار که بنا به دلایلی رد کردم چند ماهی بود که کمی روانم آسوده بود.حالا الان در شرایطی قرار دارم که با خواستگار لیسانس مواجهم اما احساس می کنم مغزم تحمل اینهمه فشارهای عصبی رو نداره. من از این چالش قدیمی خسسته شدم. چه بسا که قبل از این ها هم حتی تا مرز نامزدی هم رفتم و بهم خورد. اما نمیتونم با خودم کنار بیام از ملاکم بگذرم و حتی دیگه حاضرنیستم به بررسی این مورد بپردازم. اما خانواده ام حالا که سنم بیشترشده میگن باید کنار بیای تو بیخودی سخت می گیری. اصلا حس لجبازی هم پیدا کردم. از مقایسه هاشون درمورد کسی که ردش کردم و اونا پسندیده بودن بدم می یاد و گفتم حالا اینم ملاک منو نداره و دوست ندارم بیاد. احساس میکنم اگر تو اون مورد که خواست من بررسی اون بود، اونطور نمیشد من الان سرکوفتها و فشارهای این و اونو نداشتم. البته اینم باید اضافه کنم که اینکه اون شخص خواسته خانواده منو بحق می دونست اما حتی سربازی با حقوق هم براش جور نشد. دارم برای مقابله با فشارها سعی میکنم استقلال خودمو بدست بیارم. برم خارج درس بخونم تا از این فضا دور و راحت باشم. گرچه ازونجا هم نگرانیهایی دارم اما احساس میکنم (اونجا در کنار دوست قابل اعتمادم که اینکارو کرده) راحتتر خواهم بود ولی این فشارها هم برام سخته احساس میکنم باید برای بدست آوردن این استقلال وظیفه یک مرد رو هم به دوش بکشم.
خسسسسسسسسسته ام. لطفا کمکم کنید.

 

جواب :

سلام

الان از فشار خانواده ناراحتید و دل خوش به تحصیلی هستید که بهش عشق می ورزید اما این شوق و ذوق با اتمام تحصیل و رسیدن به نقطه اوجی که انتظارش رو دارید به نهایت خواهد رسید و به جایی می رسید که کار و تمام افتخارات تحصیلی عادی می شه و بعدش روزی می رسه که احساس می کنید که زندگی بدون یک همدم و همسر و فرزند بی معنا است و دلتون می خواد ازدواج کنید اما ممکنه مشاهده کنید که نه تنها خواستگار با ملاکهای شما وجود نداره بلکه اصلا برای دختر در سن شما خواستگار نمیاد پس حتی اگه با مثل خارج رفتن از فشار خانواده رو یه جوری خلاص بشید ممکنه در اینده مجبور بشید سالهای سال یا تا اخر عمر فشار تجرد رو تحمل کنید اگه بهش راضی هستید انتخابش کنید ولی فکر نمی کنم در اینده وقتی تجرد بهتون فشار اورد به همین رضایت باقی بمونید

علاوه بر اینکه تصور نمی کنم فشار پایین تر بودن تحصیلات همسر بیشتر از فشار تجرد تا اخر عمر باشه چون وقتی سن شما بالا رفت دیگه تضمینی برای ازدواج شما وجود نداره

شاید بگید از کجا معلوم که در مورد من این طور بشه و شاید خواستگار خوبی نصیبم شد من عرض می کنم ان شاء الله که این طور بشه و مجرد نمونید اما اگه شد پشیمونی هیچ سودی نداره چون خیل عظیم دخترای سن بالای مجرد نشون دهنده اینه که وقتی سن دختر بالا می ره به شدت امکان ازدواجش کاهش پیدا می کنه خصوصا که ملاکش هم تحصیلات بالاتر همسر باشه که تازه افرادی که می تونن خواستگاریش بیان کمتر  هم می شن

من با نظر خونواده شما موافقم و پافشاری شما بر ملاک بالاتر بودن تحصیلات همسر رو خطرناک می دونم که ممکنه اصل ازدواجتون رو به خطر بندازه و به ازدواج نامناسب مجبورتون کنه یعنی تحت فشار تجرد مجبور بشید با کسی که فکرش رو هم نمی کردید ازدواج کنید

دیگه خود دانید




طبقه بندی: اختلاف تحصیلی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه ششم خرداد 1389

سوال:

سلام
من دختری 28 ساله هستم لیسانسیه و از خانواده ای متدین اما اکثر خواستگارهای من دیپلمه و کوچکتر از من هستند بر خلاف خانواده ام من اصلا راضی به اردواج با این شرایط نیستم حال با این شرایط سنی که دارم کمی دچار استرس و افسردگی شده ام نمی دونم این روال تا کی ادامه خواهد داشت

 

جواب :

سلام

به نظر من شما بخاطر سنتون لازمه که یه مقدار کوتاه بیایید و اگه بخواید همین طور به مخالفت ادامه بدید شاید همین خواستگارها هم چند وقت دیگه نیان

در مورد اینکه خواستگارها از نظر سنی و تحصیلی از شما کوچکترند پیشنهاد می کنم مطالب موجود در ادرسهای زیر رو مطالعه کنید و بعد اگه مطلبی بود در خدمتم

http://moshaver41.ir/post/category/1

http://moshaver41.ir/post/category/2

موفق باشید




طبقه بندی: بزرگتر بودن دختر،  اختلاف تحصیلی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه پنجم خرداد 1389

سوال :

سلام
از طریق یه فرد مورد اعتماد با پسری اشنا شدم چند جلسه با هم صحبت کردیم.از همه اخلاق هایش خیلی خوشم اومد اما شرایط اون یکم استثنایی است.من دانشجوی نرم افزارم 21 سال سن دارم. اون پسر تحصیلاتش زیر دیپلم 24 سال سن داره و 2 سال قبل با کسی حدود6 ماه نامزد بود که دختر فوق العاده خرابی بوده این پسر گول خورده. من از همه لحاظ پسندیده ام اما اون میگه تو خیلی خوبی لیاقتت بیشتر از منه. تو حیف میشی به پای من.خیلی میترسه که من بعدها پشیمان بشم. خیلی پسر مودب با فرهنگ با شعور و فهمیده ایه.خودش گفته چند جلسه مشاوره کن.حالا باید چه کنم؟

 

جواب :

سلام

به صورت کلی می شه گفت در صورتی که خانواده ها قبول کنن و خود دختر و پسر هم همدیگه رو به همین صورتی که هستن بپذیرن و بنا بگذارن که اختلاف سطح تحصیلی در رفتار اونها نسبت به طرف مقابل تاثیر نذاره، درصد زیادی از مشکل حله و در بسیاری موارد زندگی پایداری تشکیل می شه چون خود قبول کردن طرف مقابل با این شرایط به عنوان همسر باعث می شه که دختر تصمیم بگیره که - بدون توجه به بالاتر بودن تحصیلات خودش- وظایفش رو در قبال او انجام بده و اطاعت لازمه رو از او داشته باشه

البته در بعض موارد امکان داره علی رغم اینکه قبول کرده به دلایلی نتونه تحمل کنه و رندگیش دچار مشکل بشه

لذا با توجه به مواردی که احیانا تحمل دختر یا پسر رو سلب می کنه، عرض می کنم : پایداری ازدواج در جایی که اختلاف تحصیلی دختر و پسر زیاده - مثل اینکه دختر دانشجو و پسر زیر دیپلمه- به چند عامل بستگی داره

اولا اینکه : دختر و خونواده اش ارزش انسانها رو به مدرکشون ندونن و در نتیجه به کسانی که تحصیلاتشون پایین تره نگاه عالم اندر سفیه نکنن

و ثانیا: فکر نکنن هرکی که در یه رشته تحصیلی مدرک داره الزاما در مسائل زندکی هم حرفش درست تره

چون اگه دختر این دو دید رو داشته باشه بعدا در زندگی اگه اختلافی پیش بیاد بخاطر اینکه هم خودشو بالاتر و هم  حرفشو صحیح تر می دونه، اونو در حد خودش نمی بینه و حاضر نیست حرفشو قبول کنه

و اگه خونواده دختر چنین دیدهایی داشته باشند در نتیجه پسر رو به عنوان یه ادمی که ارزش دامادی دخترشون رو داره قبول نمی کنند و نگاهشون به او حقیرانه خواهد بود و در معاشرتها و رفت و امدها به اصطلاح او رو ادم حساب نمی کنن

ثالثا : پسر هم خودشو دست کم نگیره و خودشو زیر دست حساب نکنه و طوری رفتار نکنه که عملا حقیر بودن و پایین دست بودن خودشو اثبات کنه

رابعا : از دید دختر و خونواده اش، پسر از نظر شخصیت و توانمندیهای فردی در حدی باشه که هم قابل احترام باشه و هم بشه بهش تکیه کرد

خامسا: از نظر درک و فهم طوری باشه که دختر و خونواده اش احساس نکنن که بخاطر تحصیلات پایین درکش هم پایینه

 سادسا: در اطرافیان دختر کسانی نباشن که به دختر سرکوفت بزنن که چرا زن او شدی یا اگرم هستن دختر خودشو برای پاسخ گویی و ساکت کردن اونا اماده کنه

موفق باشید




طبقه بندی: اختلاف تحصیلی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389

سوال:

سلام
من یه دخترِ ۲۳ سال هستم من ازدواجِ سنتی رو می پسندم ولى خواستگارهایی که میان همه سطحِ خونوادشون با خانواده ما متفاوته یا اینكه هیچكدوم تحصیل كرده نیستن من توقعاتم براى ازدواج زیاد نیست ولى چون خودم مدركِ کارشناسی مو گرفتم دوست دارم حداقل همسرم از این نظر با من در یه سطح باشه ولی همچین كسى نمى بینم. من دوستى قبل از ازدواج رو نمی پسندم باید چى كار كنم؟ ترا بخدا یه راه حالى جلوى پام بذارین درضمن من خواهر کوچکترم هفده سالشه که دو ساله ازدواج كرده واسه همین فشار خانواده براى ازدواجِ من زیاده ولی من كسى نیستم كه مثل اون واسه خودم یکی رو پیدا كنم دیگه نمیدونم چى كار كنم ممنون میشم اگه راهنماییم كنید

جواب :

سلام

شما گفتید که توقعتون بالا نیست اما انتظار داریدکه خواستگارتون لا اقل از نظر خانواده و تحصیل هم سطح شما باشه

از نظر یکی بودن سطح خانوادگی شاید منظورتون برابری فرهنگی یا مالی باشه اگه منظور اینها است عرض می کنم اگه اختلاف سطح زیاد نباشه که معمولا مشکل ساز نیست و اما اگه اختلاف زیاد باشه و این اختلاف زیاد در زمینه مالی باشه در صورتی مشکل سازه که یک طرف خودشو بالاتر بدونه و بخواد به اون یکی فخر بفروشه اما اگه هر دو طرف به همدیگه احترام بذارن و همو قبول کنن مشکلی درست نمی شه

در مورد اختلاف زیاد فرهنگی هم عرض می کنم اگه منظور اختلاف در اداب و رسوم باشه در این زمینه صحبت و تفاهم بین خانواده ها و توافق در موارد اختلاف قبل ازدواج می تونه از مشکلات بعدی جلوگیری کنه

اما اگه منظور اختلاف مذهبی باشه در این رابطه مطلب اختلاف در مسائل مذهبی و سیاسی رو مطالعه کنید

http://moshaver41.ir/post/138

اما در مورد اینکه گفتید انتظار دارید که همسر آینده تون از نظر تحصیلی هم سطح شما باشه عرض می کنم در این مورد بهترین راه اینه که به واقعیات موجود توجه کنید و بر اساس اونا خواستگار مناسب رو تشخیص بدید چون ایده ال گرایی و توقع بالا فقط در مسائل مالی نیست بلکه هر گونه دید و نظر غیر واقع بینانه یک نوع ایده ال گرایی است

اولین واقعیت تلخ اینه که پسر تحصیل کرده کم نیست اما پسر تحصیل کرده اماده ازدواج کمه بخاطر اینکه شرایط مالی رو که معمولا خانواده دخترها لازم می دونن ندارن

واقعیت بعدی اینه که بالا رفتن سن و تحصیلات دخترها اگه اثر منفی بر ازدواج اونا نداشته باشه ، لا اقل اثر مثبت نداره پس این درست نیست که فکر کنید ازدواج خواهر شما صرفا بخاطر این بوده که یکی رو برای خودش پیدا کرده و بدون ارتباط به راحتی نمی تونست ازدواج کنه چون حقیقت اینه که در سنین پایین تر خواستگار دخترها بیشتره منتها خیلیشون به خاطر درس خوندن جواب رد می دن وگرنه اگه بخوان ازدواج کنن زودتر از دخترای سنین بالاتر عروس می شن  

پس فکر نکنید اگه خواهر شما کسی رو پیدا نمی کرد حالا حالاها توی خونه مونده بود چون دخترای سن پایین خواستگارشون بیشتر از دخترای سنین بالاتره، به خاطر اینکه افراد با هر مدرک تحصیلی می تونن از دخترای سن پایین خواستگاری کنن اما کمتر پسر دارای تحصیلات پایین از دختر تحصیل کرده سن بالا خواستگاری می کنه، اونایی هم که این کار رو می کنن خیلی وقتها با جواب رد دختر مواجه می شن

پس خواستگار مناسب این دخترها تنها پسرای تحصیل کرده هستن بر خلاف دخترای سن پایین که هرکس با هر مدرکی می تونه ازشون خواستگاری کنه   

از اینا گذشته اگه دوتا دختر باشن که یکی کم سن و تحصیلات پایین و دیگری سن بالاتر و دارای تحصیلات عالیه باشه این طور نیست که همه دختر دومی رو ترجیح بدن بلکه شاید بشه گفت بخاطر افکار سنتی که در خیلی از خانواده ها هست برای پسرها دختر با سن پایین تر رو بهتر می پسندند

البته اگه هر دو دختر هم سن باشن ولی یکی تحصیلاتش بالاتر باشه این می تونه برای پسر به مزیت باشه تا دختر تحصیل کرده رو انتخاب کنه خصوصا برای کسی که دوست داره زنش از تخصصش برای کار کردن استفاده کنه این نوع پسرها از ازدواج با دخترهای تحصیل کرده استقبال می کنن

ولی از اون طرف هم ممکنه بعض پسرهایی که با کار کردن زن مخالفند با دختر دارای تحصیلات پایین تر ازدواج کنن چون فکر می کنن اگه زن تحصیلات عالیه داشته باشه قاعدتا می خواد سر کار بره و اونا هم چون دلشون نمی خواد زنشون شاغل باشه زن بدون تحصیلات عالیه رو ترجیح می دن خصوصا اگه زن تخصصش در رشته هایی مثل مهندسی معدن یا بسیاری از رشته های فنی باشه که لازمه خیلی از منزل دور بشه یا با مردان زیادی همکار بشه

به هر حال واقعیت اینه که برعکس اونی که بعضیا فکر می کنن و بعضا در فیلمها هم نشون می دن، تحصیلات عالیه شانس ازدواج دختران رو زیاد نمی کنه و قدرت انتخابشون رو بالا نمی بره بلکه حتی ممکنه برعکس هم بشه چون اونا با افراد غیر تحصیل کرده ازدواج نمی کنن و همچنین بخاطر تحصیل سنشون بالا می ره و پسرای هم سن و پایین تر خواستگاریشون نمیان و لذا شانس ازدواجشون کمتر می شه

به نظر من روش صحیح برخورد با این واقعیت اینه که شما در مرحله اول : ملاکهاتون رو به دو دسته تقسیم کنید اصلی و فرعی ملاکهای اصلی اونا باشه که ازش نمی تونید بگذرید و ملاکهای فرعی اونا باشه که اگه باشه بهتره

و در مرحله بعد : تحصیل و سطح مالی خانواده طرف رو از ملاکهای فرعی قرار بدید و در ملاکهای اصلی غیر از ایمان و اخلاق و خانواده خوب ، عقل، فهم ، شخصیت ، مردونگی و درک بالا رو قرار بدید چون اگه اینا رو داشته باشه در حقیقت از نظر درک و فهم در حد شما است و تنها عیبش اینه که درس نخونده و مدرک نداره که اینم اشکال نداره چون مسائل علمی تخصصی درسی که کسی فرا می گیره - غیر از بعض رشته های علوم انسانی که به خانواده و تربیت فرزند مربوطه - در زندگی زناشویی بسیار کم نقش و کم اثره بلکه اونی که مهمه اینه که طرف از علمش برای کسب در امد استفاده کنه پس وقتی که شغل و در امد داشته باشه جای همون تحصیل رو می گیره

البته مسلمه کسی که تحصیلات عالیه داره سطح فکرش با ادم بی سواد فرق داره اما نمی شه گفت این تفاوت سطح فکر در همه موارد حتی اگه مرد دیپلم و زن لیسانس باشه هم وجود داره

اگه بگید که لازمه مرد از نظر تحصیلی بالاتر از زن باشه جوابش اینه که مقدار اثر تحصیل در زندگی زناشویی تنها بالاتر بودن سطح فکره وگرنه تخصص حاصل از بسیاری از رشته های تحصیلی در زندگی زناشویی اثر چندانی نداره

البته این در غیر از جاییه که زن خودشو بالاتر بدونه و معتقد باشه که چون تحصیلاتش بالاتره همیشه در زندگی باید حرف حرف حرف خودش باشه چون اگه این طور باشه زن یا باید تا پیدا شدن مردی با تحصیلات بالاتر ازدواج نکنه یا از این فکرش دست برداره  

پس اونی که مهمه اینه که مرد شخصیت و درک بالایی داشته باشه تا زن بتونه باهاش هم فکری کنه و درک متقابل داشته باشن و همچنین زن بتونه در زندگی بهش تکیه کنه و این اهداف کاملا بوسیله ازدواج با فردی که تحصیلات عالیه نداره ولی فهم و درک بالا داره و با شخصیته می تونه به دست بیاد

پس این طور نیست که تحصیلات بالا به طور مطلق مزیت باشه بلکه تنها در مورد خواستگار تحصیل کرده مزیته چون اقبالش به شما بیشتر از دختر هم سن شما است که تحصیلات عالیه نداره اما در مورد پسری که تحصیل کرده نیست یا اینکه تحصیل کرده است اما دلش نخواد همسرش کار کنه معلوم نیست تحصیل مزیت باشه چون در این شرایط اون احتمالا سراغ دختر با تحصیلات پایین می ره

اینا رو که گفتم نمی خواستم نا امیدتون کنم بلکه نظرم این بود که واقع بین بشید و با تشخیص موقعیت خودتون در این مساله با چشم باز عمل کنید تا نکنه سالها بگذره و مجرد بمونید و بعدا تاسف عمل غیر واقع بینانه رو بخورید

البته نمی گم که در هر شرایطی به خواستگار پایین تر جواب مثبت بدید اگه احساس نیاز به ازدواج نمی کنید یا از تجرد تا اخر عمر در سنین بالاتر نمی ترسید می تونید صبر کنید تا شاید یه مورد واقعا دلچسب براتون پیدا بشه اما اگه احساس نیاز می کنید یا اینکه نمی خواید احتمالا تا اخر عمر مجرد بمونید نسبت به خواستگارها واقع بینانه عمل کنید هرچند اونی که دلتون می خواد نباشه  

موفق باشید


طبقه بندی: اختلاف تحصیلی،  ازدواج و تحصیل، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : دوشنبه شانزدهم فروردین 1389
سوال : 
سلام 
اگه دختری که مدرک تحصیلیش بالاتره بخواد با پسری که از اون پایین تره ازدواج کنه درسته یا نه ؟ 


ادامه مطلب


طبقه بندی: اختلاف تحصیلی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات