مشاور ازدواج و خانواده - مطالب گفتن گناهان و عیوب به طرف
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم آذر 1393
سلام    
یک مشورت میخواستم. خواهرم بعد از مرگ کودک خود دچار افسردگی شد و خودکشی کرد. حالا سوال من این هست که آیا باید این قضیه را برای خواستگارم که تقریبا به تفاهم رسیدیم بازگو کنم یا نه؟ و اگر لازم هست گفته بشه در جلسه چندم و به چه صورت مطرح بشه؟ ممنون میشم اگه راهنماییم کنید

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: خواهرم خودکشی کرد





طبقه بندی: بحث و گفتگو : نقایص و عیوب،  افشای عیب خانواده برای خواستگار،  گفتن گناهان و عیوب به طرف، 
برچسب ها: سوالات خواستگاری، گفتگو در شب خواستگاری، گفتن عیوب به خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه شانزدهم آبان 1393
سلام
بنده فردی مذهبی و دارای خانواده مذهبی هستم 28سال سن دارم 2سال پیش با در نظر گرفتن معیارهای توصیه شده در اسلام و اولویت دادن به این معیارها مثل خانواده متدین سالم ساده سنتی و حجاب دختر (حتما چادری)واعتقاد به نظام و انقلاب وسن پایین ہ(18ساله)دست به انتخاب دختری به ظاهر دارای این شراط زدم در دوران عقد متوجه شدم که قبل از عقد دارای روابط دوستی با پسرها بوده که بسیار ضربه بزرگ روحی به من خورد و مدتی در شوک بودم چرا ک خود و خانواده ام اصلا اهل این مسائل نبودیم(که قصدطلاق دادنش را داشتم)اما باز هم باتوجه به توصیه های دینی وضع حال او را مبنی قرار دادم و مراسم عروسی برپا کردیم بعد از عروسی متوجه شدم ک ایشان قبل از عقد اصلا دختر نبوده و با چند نفر ارتباط نامشروع داشته ک حداقل با یکی از انها ارتباط کامل و زنا داشته به مدت 3ماه حال با توجه به وضع حال ایشان و گذشته ای که داشته اند به نظر شما چه باید کرد (سعی کردم ک بصورت مختصر مشکلم را شرح دهم در صورت نیاز جزئیات را بیان کنم)با تشکر

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: با دختری ازدواج کردم که قبلا گول خورده





طبقه بندی: سن مناسب ازدواج،  روش شناخت،  بحث و گفتگو : شناخت،  گفتن گناهان و عیوب به طرف، 
برچسب ها: انتخاب همسر، تحقیق در ازدواج، گول خوردن در ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیستم مهر 1393
سلام دوستان
چند روزه که متوجه شدم نامزدم قبلا با یه دخترخانم رابطه ی بدنی داشته از اونروز خیلی حالم بده نامزدم بخاطر سوال جواب و کنجکاوی های بی مورد خودم اینا رو بهم گفت و من از اونروز حسابی بهم ریختم ما الان دو ساله باهمیم بارها واسم قسم خورد که از روزی که با تو آشنا شدم دیگه هیچ کس تو زندگیم نیست جون مامانشو که خیلی دوسش داره قسم خورد که توبه کرده و از 2 سال پیش که با من آشنا شده دیگه سراغ اینکارا نرفته البته دختر هم خودش راضی بوده و خودش از نامزدم  میخواسته وگرنه نامزدم به زور کاری نکرده،دختره میخواسته میگه توبه کردم و پشیمونم بنظرتون چیکار کنم؟ نامزدمو ول کنم؟ همه چی رو بهم بزنمو برم؟ ولی واقعا دوسش دارم چرا بعضی دخترا آبروی بقیه ی دخترا هم میبرن؟واقعا چرا؟ اگه دو روز دیگه ازدواج کردیم سروکله ی دختره تو زندگیم پیدا شد چی؟ بنظرتون برم یا بمونم؟
نامزدم میگه مال گذشته بوده،اون زمان که تو نبودی میگه از وقتی با تو بودم به کسی دست نزنم به کس نگاه نکردم همه ی زندگیم تویی شما میگین من چیکار کنم؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: به جان مادرم دختره خودش خواست!!



طبقه بندی: گفتن گناهان و عیوب به طرف،  بحث و گفتگو : نامزدی، 
برچسب ها: رابطه جنسی، رابطه، نامزد،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه سیزدهم بهمن 1392

سلام خسته نباشید.

من وشوهرم چند ماه است که عقد کردیم. فقط قبل از آشنایی با شوهرم و در دوران بلوغ با یک پسری آشنا شدم و از روی نادانی چند تا عکس بهش دادم. بنظرتون این مسئله زا به نامزدم بگم؟ چطوری بگم؟

ادامه مطلب




طبقه بندی: گفتن گناهان و عیوب به طرف، 
برچسب ها: مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده، مشاوره زناشویی، مشاوره جنسی، مشاوره فوری، مشاوره اورژانسی، پرسش و پاسخ ازدواج و خانواده و زناشویی مشکلات و موانع ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه نوزدهم مهر 1392

کارشناس پاسخگو :امین

سلام . امروز وارد 28 سالگی شدم در حالیكه در روز تولدم بشدت نگران گذر عمرم.

نوجونیمو خوب سر نكردم.بد تا كردم با خودم.حریم ها رو رعایت نكردم و وارد رابطه های غلط شدم.خدا هوامو خیلی داشت.اما معیارهام معیار های الان نبود.پر از شور و شوق جونی در پی هزار آرزو............

برام خواستگار می اومد مهم نبود دین داره یا نداره.نماز میخونه یا كه نه.راستشو بخواید حتی پول و تحصیلاتشم مهم نبود.تنها معیارم ظاهرش بود.خوشگل هست یا نه؟تیپش چطوره؟روی تنها نكته اخلاقی كه تاكید داشتم این بود معتاد نباشه!

از قضا بعد چند تا خواستگار یكی از همونا به پستم خورد.خوشتیپ و خوش هیكل و خوش ظاهر اما بد باطن! عقد كردم باهاش.بعد یكماه فهمیدم كه تو چه لجنی غلط میزنه. میدونستم مشروب میخوره.اما نمیدونستم مشروب چه میكنه چون تو خانوادمون این چیزا باب نبود.

خلاصه بعد اینكه چند فصل ازش كتك خوردم تو همون یك ماه نامزدی و به پدر مادرم فحش و بد بیراه میداد درخواست طلاق دادمو به خاطر یك ماه نامزدی شدم دختر عقد برگشته!

بعدشم كه روم باز شد و باب رفاقت و دوستی رو باز كردم . باچند نفر.البته اعتراف میكنم به قصد و نیت دوستی نبود. بلكه پیشنهاد خواستگاری میكردند و من باب آشنایی چند وقت با هم بودیم و بعدش میدیدم اونی نیست كه میخوام كات میكردم.از اسم دوستی هراسون بودم و هستم!اما ناخواسته واردش شدم.خدارو خدارو خدارو صد هزار مرتبه شكر كه هوای من نادون رو داشت و نگذاشت به تور آدم بد جنس بخورم و بلا سرم بیاره. منجر به رابطه ..... نشدیم. البته خدا كمكم كرد و الا من به جهل خودم اعتراف میكنم انقدر نادون بودم كه شاید تو مسیرش قرار میگرفتم شاید آلوده میشدم.اما اصلا تواین وادی ها نبودم.

خلاصه چند سالی گذشت و وارد دهه بیست سالگیم شدم.

كم كم به خودم اومدم.با عشق به ائمه شروع شد. تو یك مجلس روضه عشق حضرت عباس افتاد به دلم.بعد به حضرت علی.بعدشم قربونش برم امام رضا.عاشقشون شدم. یك روز تو حرم امام رضا به حدی گریه كردم داشتم از حالمیرفتم.حالم خیلی خوش بود. مست آقام شدم. بهش تو حرمش قول دادم حجابمو رعایت كنم(قبلش بی حجاب بودم)چادری رو كه درب ورودی حرم آقا سرم كردم دیگه ازسرم برنداشتم.به آقا التماس كردم مهرشو از دلم نگیره.دوستانم خیلی مسخرم میكردن اما مهم نبود.یكروز رفتیم برای كربلا ثبت نام كنیم گفتن ظرفیت پر شده و نمیشه. خیلی دلم شكست.رفتیم امام رضا. سر دعای كمیل گفتم دلم كربلایی شده.قسمتم كن. به طرز عجیبی تو یك كاروان جا باز شد برامون.رفتم كربلا و اونجا تو حرم امام حسین بهش قول دادم دیگه جلو نامحرم خطا نکنم بعدش قول دادم نمازمو شروع كنم(تو حرم حضرت معصومه)و.... ببعدش به امام رضا قول دادم خود ارضایمو ترك كنم(دوساله پاك شدم از این گناه)دونه دونه سعی كردم گناهمو ترك كنم.

خلاصه دنیام دنیای دیگه ای شد. ملاكهام ملاكهای دیگه شد. الان كه خانوادم میگن جواب خواستگارتو بده تنها یك معیار دارم.طرف اهل خدا پیغمبره؟؟؟

تحصیلاتم خوبه.كار خوبی هم دارم كه درآمد خوبی داره.شكر خدا.ماشین و خونه هم از خودم خریدم. اما خواستگارم برای اینچیزا میان در خونمونو میزنند.نه بخاطر اعتقاداتی كه تازه بهش پایبند شدم.

از خدا میخوام یك همسر خوب و خدا ترس نصیبم كنه كه با هم به خدا نزدیكتر شیم اما مشكلم اینجاس:

بخاطر گذشتم حس میكنم من لایق همسر خوب رو ندارم.همسری كه خدا ترس باشه.با ایمان باشه. ایمان واقعی كه به من كمك كنه تو گناه نباشم.

و تمام خواستگارهای من هم به خاطر گذشتم همه اهل زرق و برق دنیان.مورد كه پسندم باشه نیست.كسائی میان كه با طرز فكر الان من زمین تا آسمو فرق داریم.به ازدواج احتیاج دارم.چه كنم؟چون گذشتم خوب نبوده نباید منتظر وایسم؟من لیاقت اونا رو ندارم؟اخیرآ یك خواستگار پر پا قرصی دارم كه بی اعتقاد به نمازودینه.اما اهل خلاف و اعتیاد و... نیست.سرش به كارشه.صبح تا غروب میره سركار.من دلم سر اینكه بی نمازه راضی نیست.اما میترسم كه دیگه موقعیت ازدواج از دست بدم.چون سنم داره میره بالا.چون یكبار هم عقد كردم كمتر كسی راضی میشه با چنین شرایطی ازدواج كنه.

دیشب تو مراسم احیا خواستم خدا همسری بمن عطا كنه كه با هم به كربلا بریم.

به من بگوئید چه كنم؟ از معیارهام بزنم یا مجرد بمونم؟

ادامه مطلب


طبقه بندی: گفتن گناهان و عیوب به طرف،  زنان و دختران طلاق گرفته، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]