مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و یکم مهر 1392

به راستی چرا چشمان بعضی مردان متأهل آلوده است؟ چرا برخی از زنان شوهردار راه رفتنشان سخن می گوید؟ آیا باید دست روزگار نامراد، با سیلى بی آبرویى جنسى، افراد را بیدار كند؟ آیا لزوم داشتن درد دین، فقط در مقام سخن است؟ آیا باید تعدادى جوان به خواسته های جنسی به تغییر دین رو بیاورند تا ما به فكر بیفتیم؟ آیا باید رابطه نامشروع آشکار را به خاطر بسته بودن راه حلال، مشاهده كنیم تا چاره اندیشی کنیم؟...


برای خواندن مقاله و ارسال نظر
کلیک کنید.



طبقه بندی: سرد مزاجی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه یازدهم مرداد 1391

سوال:

سلام

من یه دختر 21 ساله ام. گرم مزاج هم هستم. خواستگاری دارم که از همه لحاظ ایده اله فقط چون گرم مزاجم میترسم طرفم سرد مزاج باشه از کجا میتونم بفهمم پسره سرده یا گرمه.ممنون


ادامه مطلب


طبقه بندی: سرد مزاجی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : شنبه هفتم مرداد 1391

سوال:

سلام
دختری 20 ساله هستم که اخیرا درخواست ازدواجی ازم شده تقریبا مشکلی با هم نداریم و به تفاهم نسبی تا اینجای کار با هم رسیدیم ولی طرف مقابلم میگه گرم مزاج هست ولی متاسفانه من نمیدونم گرم هستم یا سرد,چطور میتونم این مورد رو بفهمم تا به مشکل نخورم؟
ممنون


ادامه مطلب


طبقه بندی: سرد مزاجی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سوم اسفند 1390

سوال:

سلام

من دختر 29 ساله ام و تا الان هم شرایط مناسبی برای ازدواج پیش نیومده.و با توجه به اینکه من میل جنسی بالایی دارم و دوست دارم با کسی ازدواج کنم که در این مورد مشترک باشیم ولی با توجه به اینکه در کشور ما این موضوع جا نیفتاده که از طرف مقابل در این مورد سوال بشه و حتی راجبش بحث بشه به همین دلیل خیلی نگرانم اگه میشه منو راهنمایی کنید که چه جوری در این مورد با طرف مقابل صحبت کرد یا اصلا درسته صحبت کرد یا نه؟ با تشکر


ادامه مطلب


طبقه بندی: سرد مزاجی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه بیستم مهر 1390

سوال:

سلام

من 45 سال دارم از حدود 17  سالگی ازدواج کردم. شوهرم خیلی به من ابراز علاقه میکرد و من هم دوستش داشتم اما از دوران عقد  و بعد هم در دوران ازدواج  هرگز میلی به رابطه جنسی نداشته.حتی قبل از عروسی سعی کرد به من بگه که ما نباید مثه آدمهای امل ازون برنامهها در شب عروسی داشته باشیم .من تصور میکردم منظورش اینه که کسی شب عروسی نیاد  منتظر بشه که دستمال ها رو ببره   اما بعد فهمیدم که اون منظورش اینه که ما اصلا نباید سکس داشته باشیم مگه اینکه شرایطی اجتناب ناپذیر  بوجود بیاد.و این ازطرفیه که من نیازم خیلی شدیده و شبانه روز به این موضو فکر میکرده ام کلا آدمی هستم به شدت متمایل به لمس آغوش  بغل نوازش و بوسه و مهرورزی و ارتباط جنسی .و این کارا باعث میشه احساس شادی بی پایان کنم و انرزی زائدالوصفی برای فعالیتهای متنوع وسازنده پیدا کنم.ضمنا من هربار که نزدیک به هم میشیم کاملا امادم که چند ساعت در آغوش هم باشیم و ناز دارم چندین بار ارضا شوم اما او فقط چند دقیقه  بیشتر نمیخواد که این کار طول بکشه.هر بار این کارو میکنیم اصرار داره  که انزال نشه  و در غیر این صورت  تا چندین روز همش دادو بیداد میکنه  کتک میزنه به شدت عصبانیه  و اگر حتی برای در باز کردن  به استقبالش بریم دادو بیداد میکنه فریاد میکشه  .او کلا از هر تماس بدنی بیزاره   اگه سکس کردیم از فرداش همش از من پول میخواد .من خیلی سعی کردم دلشو به دست بیارم اما اون حواسش جمعه که مبادا  مهربونی به رختخواب ختم بشه و اصولن میره جدا میخوابه. من خودم  گاهی انقدر صبر میکنم که بلکه روزی برسه خودش بیاد  به طرفم امما اون حتی تا یکی دو ما هم بشه نمییاد.گاهی خودم به طرفش میرم اما اون در طی این سالها با من جوری رفتار میکنه  که بعد از اینکه به طزفش حیرم از خودم بیزار بشم گاهی آنچنان عذاب وجدانی به من میده که احساس میکنم دارم خودفروشی میکنم گاهی وقتها  شده که تا صبح تحریکه  اما  نزدیک نمیشه تا بالاخره تو خواب محتلم بشه.به نظرم اصلا از نظر سیستم تناسلی مشکلی نداره  اما اصولا  ازین کار بدش میاد  سکس رو نوعی از دست دادن میدونه انگار داره چیزی رو از دست میده  یا چیزی رو  به فرد دیگری میده  الان بعد سالها هنوز نیازم اصلا کم نشده و ناچار از دکتر اعصاب و روان داروهایی خواستم  که این نیازمو کم کنه  الان یک ساله قرص میخورم  امما  من هنوز زندم دوست دارم عشق بورزم و عشق بگیرم  الان بچه ههم بزرگ شدن و  دارن کم کم میرن دنبال زندگیشون  و من میبینم نیازای روحی و عاطفیم  به یک همسر همدل  اصلا کم نشده  و نمیخوام که همچنان خودم رو وقف بچه هام کنم و اونا رو به خودم یا خودمو به اونا وابسنه  کنم ضمنا دکتر به من گفته که هر دو تخمدان من فعال هست  و هر ماه دو تا تخمک آزاد میکنم  ضمنا از طرف مادری ما تا 60 سالگی یائسه نمیشویم دکتر میگه شاید قدرت جنسی زیادت  به این دلیل هست . خلاصه ابنکه الان دیگه واقعا ازش دارم بیزار میشم  چون واقعا نقشی جز رنج دادن  تو زندگیم ایفا نکرده  به نظر شما اگه ازش جدا شم درسته؟ چون دست کم مجبور نیستم مثه آینه ی دق اونو  هر روزببینم  نظر شما چیه؟  یه راهنمایی میخوام که واقعا به من کمک کنه نه اینکه بگه بساز و تحمل کن چون من این راه ها رو سالها رفتم  متشکرم 


ادامه مطلب


طبقه بندی: سرد مزاجی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات