مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ازدواج بخاطر میل جنسی
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه دوازدهم فروردین 1391

یه دختر

     

لطفا پستی در این زمینه ایجاد کنید تا درباره اش بحث کنیم.
چرا بعضی پسران همین که با کسی اشنا میشن (مثلا جلسه اول خواستگاری )  سریع سوالات جنسی می پرسند یا اشاراتی میکنند . منم که دخترم وقتی با این مورد برخورد می کنم سریع ذهنیتم راجع به اون پسر عوض میشه و می گم نه . سریع جوابش می کنم .
می خوام ببینم اصلا لزومی داره قبل هر محرمیتی راجع به این چیزا حرف زده بشه . چرا پسران رعایت نمی کنند ؟ اونا نمیدونن شاید عنوان کردن همین چیزا هیچی نشه باعث ایجاد فاصله میشه .
ایا همه دختران مثل منند و در این باره حساسند ؟
لطفا همه افراد سایت نظر بدن مخصوصا دوشیزگان سایت
ممنونم         




طبقه بندی: ازدواج بخاطر میل جنسی،  بحث و گفتگو : خواستگاری، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه پنجم دی 1389

سوال:

سلام

دختری 27 ساله هستم.خواستگاری دارم که از خیلی جهات با هم تفاهم داریم وهر دو مذهبی هستیم(اهل انجام واجبات و ترک محرمات و متعصب هم نیستیم). در مقدمه بهتر است این مسئله را هم بگویم که ایشان از زمانی که به دنیا آمدند از نعمت پدر محروم بودند و با مادرشون زندگی میکنند. مسئله ای برایم درگیری ذهنی زیادی ایجاد کرده است و چندین سوال داشتم که بسیار ممنون میشم جواب بدهید چون واقعا روم نمیشه از کسی بپرسم وشما به عنوان یک مرد که مشاور هستید پاسخ بهتری خواهید داد.ایشان در جلسه دوم خواستگاری و صحبت هایی که می شد یک خط در میان به روابط جنسی لینک میدادند و طوری شد که آخر سر من از ایشان پرسیدم شدت تمایلات جنسی شما بین عدد 1 تا 5 چقدر است و ایشان در جواب گفتند خیلی خیلی زیاد(علاوه بر این بیان کردند به عدد بی نهایت علاقه مند به بوسیدن و ناز و نوازش و در آغوش گرفتن همسرشان هستندو حتی دوست دارند دربرخی مواقع همسرشون پیش قدم برای رابطه باشه). و من در جواب همین سوال و در مورد خودم به ایشان گفتم فکر میکنم بین 3 و4 . البته من تاکنون این رابطه را با کسی تجربه نکرده ام و دقیقا نمیتوانم نظری در مورد خودم بدهم ولی میدانم که سرد مزاج نیستم. من تاکنون خواستگارانی داشتم که تا 4 جلسه هم صحبت داشتیم ولی حرفی از روابط جنسی نمی زدند برای همین علاقه وشور ایشان برای سکس  که آن هم در جلسه دوم ابراز کردند مرا ترساند. من میدانم که این مسئله برای مردها خیلی مهم است ولی از این می ترسم که ایشان توقعاتی بیش از توان من در آینده داشته باشند. چرا که در سوالاتشون مطرح کردند اگر زنی نتواند نیازهای همسرش را بر آورده کند و از طریق گفتگو و مشاوره هم مشکل حل نشود، اگر آن مرد به سراغ زن دیگری برود تا با او به نیازهایش پاسخ دهد نظر شما چیست؟ به نظر من مسلما هیچ زنی خیانت همسرش را نخواهد پذیرفت و من با توجه یه شناختی که از خودم دارم شاید هرگز در این موقعیت نتوانم همسرم رو ببخشم .وقتی جواب این سوال رو از خود ایشون خواستم گفتند من تمام سعی ام را میکنم که در آن زندگی بمانم و این موضوع را هر چند سخت  به عنوان قسمت و امتحان خدا بپذیرم. سوال اول: درسته ایشون گفتند سعی شون رو میکنند ولی اگر در چنین موقعیتی نتوانند چه؟ به هر حال مسئله غریزه و شهوت هست.این غیر طبیعی نیست که در جلسه دوم و این قدر زود به سراغ بیان این مسائل رفتند؟(حتی ایشون بیان کردند که بعد از گذشت سالها و مادر شدن همسرشون هم نمیخواهند که توجه وتمایل خانمشون به نیازهای جنسی شون کاهش پیدا کنه)علاوه براین من واقعا خودم را دختر پاکی میدانم که در دوران مجردی تمام سعی ام را کرده ام که حتی در حد بگو و بخند بی جا با پسران به همسر آینده ام خیانت نکنم. و همیشه هم از خدا همسر پاکی(همون طور که در قرآن وعده داده) طلب کردم. ایشون 29 سالشونه و به گفته خودشان از پارسال اقدام به ازدواج کردند و خواستگاری رفتند.سوال دوم: برای من سوال است که تا الان چطوری تحمل کردند و من از این نیز می ترسم که نکنه در دوران تجرد به خاطراین گرم مزاجی زیاد رابطه نامشروعی خدای نکرده برقرار کرده باشند. به نظر شما من در این مورد از ایشون سوال کنم ؟، چون برام خیلی مهمه.سوال سوم: کلا برای شناخت بیشتر جنسی ایشون و هماهنگی شون با من( چون میدانم متاسفانه این مشکل اکتر طلاقها در ایران است ) چه سوالاتی از ایشون بپرسم. مثلا از تنوع طلبی و تعداد دفعاتی که میخواهند در طول 1 هفته با هسرشون رابطه داشته باشند و .....سوال کنم؟ اصلا این چیزی هست که با گفتگو قابل درک باشه، چون متاسفانه این مسائل واقعیت شان را بعد از ازدواج نشان میدهند.این راهم ذکر میکنم که گرچه من به رابطه جنسی ازدواج تمایل دارم ولی آنچه ورای این رابطه برام اهمیت داره عشق و علاقه است که دوست دارم طعم لذت بخشش رو در زندگی با همسرم بچشم. من هنوز احساس خاصی نسبت به ایشون ندارم(البته ازشون بدم هم نمی یاد)و این را هم بگویم که چهره شون از من معمولی تر است و من دوست داشتم چهره همسرم کمی بهتر باشه . سوال چهارم: من نمیخواهم دلیل اصلی شون از ازدواج با من ارضای نیازهای جنسیشون باشه. به طور کلی من خواهان سکس عاشقانه با همسرم هستم نه چیزی غیر از آن. به نظر شما این موضوع را چگونه میتوانم بفهمم؟و سوال پنجم:من در زندگی و تحصیل فرد سخت کوشی بودم. همیشه آرزو داشتم همسرم فرد موفق(در کار و تحصیل) و زبر و زرنگی باشه طوری که بتونم بهش افتخار کنم. ایشون خیلی این طور نیستند و موفقیت های چشم گیری ندارند. البته الان دانشجوی کارشناسی ارشد هستند در دانشگاه آزاد و در یک سازمان دولتی هم یک کار معمولی دارند. همین طور از رویاهای من این بوده که بتوانم با همسرم برای ادامه تحصیل به خارج از ایران بروم و بعد برگردم ولی خواستگارم به خاطر وابستگی مادرشون به ایشان (همان طور که گفتم از کودکی با مادرشون تنها زندگی می کردند)بازگو کردند که با وجود علاقه ای که به تحصیل در خارج از ایران دارند " تنها گذاشتن مادرشون" یک مانع بزرگ براشون محسوب میشه که چون مادر هم تمایلی به خارج رفتن همراه پسرندارند ممکنه کلا از این قضیه صرف نظر کنند. به نظر شما ممکنه این آرزوی من بعد از ازدواج یا ایشون برایم مشکل ساز بشه و مثل یک عقده برام باقی بمونه و حسرت زنهایی رو بخورم که مردان این چنینی دارند؟

 

جواب:

سلام

ایشون گفته که شوقش به ارتباط جنسی زیاده و شما می ترسید که نتونید توقعش رو بر اورده کنید و کم بیارید، در این مورد یه مطلب کلی رو عرض می کنم :

شوق مرد در زمینه جنسی نه تنها بد نیست بلکه خوب هم هست بخاطر اینکه وقتی احساس نیاز جنسی به همسر داره بیشتر قربون صدقه اش می ره و باهاش معاشقه می کنه پس اگه در این زمینه پر حرارت باشه ابراز احساسات عاطفیش زیاد خواهد بود

 البته اگر زمانی که زنش میل نداره امیزش جنسی رو طلب کنه، در این صورت مرد باید همسرش رو با انجام مقدمات امیزش به خوبی اماده کنه تا زنش هم مثل خودش به شوق بیاد و دلش بخواد که ارتباط جنسی داشته باشه

پس اگر مرد اظهار تمایل به عمل جنسی کرد و زن احساس کرد که تمایل نداره، نباید ممانعت کنه بلکه باید طوری برخورد کنه که مرد متوجه بشه زنش خیلی میل نداره و در نتیجه معاشقه و بازی رو طولانی تر کنه تا همسرش هم امادگی برای ارتباط زناشویی پیدا کنه.

البته اگر زن این کار رو هم نکنه و بدون میل اجازه بده همسرش باهاش نزدیکی کنه و همسرش هم اونو اماده نکنه مشکلی در زندگیشون ایجاد نمی شه، اخرش اینه که زن از امیزش لذت نبرده که اونم همون طور که عرض کردم با توجه دادن به شوهر قابل حله  

پس نگران کم اوردن نباشید چون اخرش این می شه که شما با میل کم وارد عمل جنسی می شید، البته اگر قصدتون این باشه که وقتی میل ندارید اصلا اجازه عمل جنسی رو ندید یا اینکه اصلا نخواید در زمینه جنسی باهاش همراهی کنید، در این صورت ممکنه سبب نارضایتی همسر بشه و برای زندگیتون مشکل پیش بیاد

در مورد سوال اول که گفتید: ایشون جلسه دوم سراغ طرح مساله جنسی رفت، عرض می کنم همون طوری که از حرفاش و سوالی که مطرح کرد پیداست طرح این مساله احتمالا بخاطر ترس ایشون از عدم همراهی طرف مقابل در زمینه جنسی است و این ترس سبب شده که به صورت غیر متعارف این مورد رو همون اول مطرح کنه، در صورتی که توجه نداره که کلید همراهی جنسی زن در مساله زناشویی معمولا به دست مرده؛ یعنی هر چقدر مرد در این زمینه مهارت داشته باشه و بهتر عمل کنه زنش پاسخ گویی مناسب تری خواهد داشت.

در مورد سوال دوم که گفتید: نکنه ایشون در دوران تجرد به خاطر این گرم مزاجی زیاد رابطه نامشروعی برقرار کرده باشه عرض می کنم اتفاقا این می تونه نشونه پاکی ایشون باشه چون کسانی که قبل ازدواج رابطه جنسی ندارند معمولا شوقشون از اونایی که اهل این کارها بوده اند بیشتره بخاطر اینکه سالها خویشتن داری کرده اند و به امید ازدواج خود رو از رابطه حرام دور کرده اند و معلومه که اونی که سالها به امید اب تشنگی رو تحمل کرده شوقش به اب بیشتر از کسی است که قبلا تا حدودی تشنگیش رو برطرف کرده بلکه از یه جهت دیگه می شه گفت شوق کسی که رابطه جنسی رو قبل ازدواج تجربه کرده خیلی کمتر از کسی است که خویشتن داری کرده بخاطر اینکه لذت رابطه جنسی خارج از ازدواج خیلی کمتر از رابطه با همسره چون در رابطه با همسر لذت عاطفی هم هست اما در رابطه با غیر همسر فقط لذت جنسی است. در نتیجه کسی که قبلا رابطه جنسی داشته شاید حتی تمایلش هم به ازدواج کم بشه چون هم می تونه خودشو بدون ازدواج تامین کنه و هم اینکه فکر می کنه لذت زناشویی با همسر مثل لذت رابطه حرامه

در مورد سوال سومتون که ایا از تعدا دفعاتی که توقع داره با همسرش رابطه داشته باشه سوال کنید یا نه؟ عرض می کنم با توجه به مطلبی که اول گفتم اگر همسر تصمیم به همراهی داشته باشه هر چند بار که شوهر بخواد باهاش نزدیکی داشته باشه اشکالی ایجاد نمی شه

در مورد اینکه گفتید از چهره اش چندان راضی نیستید عرض می کنم اگه بقیه مواردش خوب باشه چهره بعد یه مدت عادی می شه و از این جهت مشکلی نیست

در مورد سوال چهارمتون که می خواید بفهمید که دلیل اصلی ایشون رفع نیاز جنسی است یا سکس عاشقانه، که شما دنبالش هستید، در جواب به این مورد باید شما رو از اشتباه در بیارم: این درسته که مرد با زن فرق داره و در ازدواج جنبه جنسی براش مهم تره اما معناش این نیست که وقت ازدواج بعد عاطفی و عشق مورد نظرش نیست بنا بر این حتی اگر بگه من تنها دلیلم برای ازدواج رفع نیاز جنسی است بازم معناش این نیست که اون زن رو یک آلت جنسی می بینه و فقط برای رفع نیاز جنسی می خواد باهاش ازدواج کنه، بخاطر اینکه اگر واقعا نظرش این بود، نیاز به امدن سمت ازدواج نبود بلکه می تونست نیازش رو از طریق رابطه جنسی با زنها رفع کنه پس اگر هم بگه من دلیلم رفع نیاز جنسی است نشون دهنده اهمیت این مساله برای اوست نه اینکه عشق و عاطفه مورد نظرش نیست پس از اینکه می خواد ازدواج کنه می شه فهمید که سکس عاشقانه مورد نظرشه در نتیجه نیازی به سوال از جانب شما در این زمینه وجود نداره

در مورد سوال پنجمتون که دوست داشتید همسرتون موفقیت چشم گیر داشته باشه و ایشون نداره ، تصور نمی کنم این مورد چندان مهم باشه چون از موارد اصلی در انتخاب همسر نیست و  ترجیحی است و معلومه که انسانی که همه نقاط ترجیحی مورد نظر شما رو داشته باشه شاید پیدا نشه پس می تونید از نبود این نقطه مثبت صرف نظر کنید

در مورد حرف اخرتون که گفتید دوست دارید برای ادامه تحصیل به خارج کشور برید اما ایشون شاید بخاطر مادرش نتونه شما رو به خارج ببره و شما می ترسید که بر اورده نشدن این آرزو بعدا براتون مشکل ساز بشه و حسرت زنهای دیگه رو بخورید که با شوهرشون به خارج رفته اند، در این مورد عرض می کنم : حسرت خوردن در صورتیه که شما بعدا بخاطر بر اورده نشدن آرزوتون ضرر زیادی رو متحمل بشید مثل اینکه بعد ازدواج بخاطر نداشتن اون مدرک تحصیلی خاص از موقعیت شغلی خوبی محروم بشید، وگرنه اگر تحصیل در خارج کشور صرفا یه آرزو است و اثر عملی چندانی در زندگی اینده شما نداره یا اصلا به اثرش فکر نکردید و تنها آرزوی ادامه تحصیل در خارج کشور رو دارید، در این صورت در اینده حسرتی نخواهید داشت خصوصا که بعد ازدواج موارد مهم زیاد دیگه ای رو خواهید یافت که فکر و احساستون رو تسخیر می کنه و در نتیجه اهمیت این مساله رو برای شما از کم خواهد کرد یا از بین خواهد برد.

موفق باشید    




طبقه بندی: ازدواج بخاطر میل جنسی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه بیست و هشتم خرداد 1389

سوال :

سلام

من با یکی از هم کلاسی هام دوست شدم برای اشنایی به قصد ازدواج!! از همون روز اول گفت من این موضوع را به خانواده ام منتقل کنم و  منم گفتم  اون می گفت: تا 6ماه پیش کلی دوست دختر داشته ولی الان یکی هم نداره و گفت 2بار رابطه جنسی داشته!! و گفت از بین دوست دختراش فقط یکی شون به اسم سیما باهاش تماس میگیره اونم گاهی(که میگفت خودش باهاش کاری نداره))!! که گفت دیگه جوابشو نمیدم(که شک دارم). من و اون از همون روز اول بحث داشتیم از تیپ بگیرید تا قضیه سیما(بهش میگم با سیمایی، میگه نه، اما هست ما خانومها حسامون قویه). من ادم شکاکی نیستم اما کمی ترسو هستم میترسم بازیچه باشم!  تا حالا سه بار خواستم ولش کنم اما پشت گوشی گریه افتاد و گفت من توی عمرم 1بار عاشق شدم تاحالا به کسی وابسته نشده بودم و از این حرفا . مشکل من 3 تاست 1-  فکر میکنم اون منو واسه پول پدرم میخواد؟ از کجا بفهمم خودمو میخواد؟؟ 2- نمیتونم بهش اعتماد کنم و عشقشو باور کنم؟ 3- ازکجا بفهمم فقط با منه؟ اون میخواد بعد امتحاناتم با مامانم صحبت کنه راجب من!! دست منو گرفته! بهم میگه ارزومه تو رو پیش خودم داشته باشم! اینم منو میترسونه که منو به خاطر میل جنسیش بخواد!  من بهش شک دارم! ناگفته نمونه اونم به من اعتماد نداره تو این مدت فقط 2روز خوب بودیم من از دست کاراش عصبی میشدم واسه همین باهاش دعوام میشه!! تو این مدت 2روز با هم خوب بودیم! همش اختلاف داریم من دوستش ندارم... الانم باهاش از دیشب سرد شدم میترسم عشق و علاقه اش دروغی باشم و بازیچه باشم . من 3بار پیش مشاور رفتم دور از جون شما از منم کمتر حالیشون بود خواهش میکنم جواب منو بدید

 

جواب :

سلام

تمام تلاش شما اینه که بفهمید دوستتون داره یا نه بخاطر اینکه فکر می کنید اگه دوستتون داشته باشه همه چیز تمومه و اگه ازدواج کنید زندگی خوبی خواهید داشت من عرض می کنم ممکنه که راست بگه خصوصا که گریه کردن اگه واقعی باشه نشونه صداقته اما بازم مشکلی حل نمی شه چون عشق اگه مضر نباشه حد اکثر یه قدم کوچک به طرف ازدواج بیشتر نیست علاوه بر اینکه عشق به تنهایی برای ازدواج کافی نیست و تناسبهای طرفینی لازمه تا زندگی پایداری داشته باشید

به عبارت دیگه : این عشق ابتداییه و چندان ارزشی نداره بلکه ارزش اصلی مال عشقیه که در اثر وجود هماهنگی های طرفینی در طول زندگی به وجود میاد

اینم که می گید همه اش با هم دعوا دارید ممکنه علتش نبود تناسبهای لازمه بین شما باشه، به همین خاطر یه بررسی جدی در مورد علل دعواهای شما لازمه که معلوم بشه علتش موارد سطحی قابل رفعه یا ریشه اش در عدم تناسبهای فکری اخلاقی رفتاری شما دو نفره  

به چیز دیگه هم که از نوشته شما معلومه اینه که گریه های اون دلتون رو می سوزونه و مانع جواب رد شما به او می شه، عرضم اینه که دلسوزی بد نیست اما نه در صورتی که به قیمت از بین رفتن زندگی اینده شما تموم بشه، بلکه به نظر من پاسخ مثبت دادن به خواستگار بدون تناسب های طرفینی و صرفا بخاطر دلسوزی، خیانت در حق زندگی اینده محسوب می شه پس شما به جای اینکه دلت به حال گریه های اون بسوزه دلت به حال خودت بسوزه که اگه مناسب هم نباشید بعدا بخاطر ناملایمات و دعوا و مرافعه گریه بسیار خواهی کرد و روزی هزار بار خودتو برای این دلسوزی نابجا نفرین می کنی      

اینکه گفتید شک دارید با سیما رابطه اش رو قطع کرده باشه به نظر من شک شما جا داره چون کسی که اهل دوستی با جنس مخالف بوده - خصوصا که تا بحال کلی دوست دختر داشته و حتی رابطه جنسی حروم هم داشته - تا وقتی که یقین نداشته باشی که دست برداشته باید بهش مشکوک باشی و اگه نمی خوای بعدا بفهمی که شوهرت دوست دختر داره باید الان از نبودش مطمئن بشی یعنی اون باید به جوری این اطمینان رو در تو به وجود بیاره که دست از این کارها برداشته  

در مورد اینکه جنبه جنسی مورد نظرش باشه عرض می کنم اگه پسری صرفا جنبه جنسی کلی مورد نظرش باشه دنبال دوستی می ره نه ازدواج، اما اگه جنبه جنسی یه دختر خاص توجهش رو جلب کرده باشه در صورتی که قصد سوء داشته باشه فقط برای دوستی جلو می ره اما وقتی برای ازدواج قدم جلو می ذاره معلومه که جنبه جنسی یکی از دلایل برای جلو اومدن اوست و قصد حقیقیش تشکیل زندگی است

پس جنبه جنسی اگه علت اصلی باشه طرف اصلا برای ازدواج جلو نمیاد و اگرم بگه برای ازدواج می خوامت وقتی به بهره جنسی برد عقب نشینی می کنه، اما اگه جنبه جنسی یکی از علتها باشه مثل اینکه یه دختر رو به دلایل مختلفی مثل پاکی و نجابت و ... می خواد و جنبه جنسی هم مورد توجهشه، این نه تنها بد نیست بلکه خوب هم هست چون بعد جنسی رابطه زن و شوهر یکی از مواردیه که مثل عشق ضامن پایداری خانواده است

در مورد اینکه گفتید ممکنه شما رو برای پول پدرتون بخواد عرض می کنم امکانش هست و اینم دو صورت داره اول اینکه شما رو صرفا به دلیل پول پدرتون بخواد که در این صورت ولو به هم نخورید و شما رو هم نخواد سعی می کنه با شما ازدواج کنه و نتیجه این ازدواج هم معلومه که احتمالا زندگی سخت و رنج اور خواهد بود

اما اگه واقعا خود شما رو بخواد اما پول پدرتون هم یکی از انگیزه های جلو اومدنش باشه اینم خوب نیست اما به بدی صورت اول نیست که بخاطر اون جواب منفی بهش بدید

به هر حال برای اینکه بفهمید ثروت پدر شما علت جلو اومدنش هست یا نه می تونید از حالا طمعش رو ببرید و بهش بگید که  پدر من هیچ کمک فوق العاده ای به زندگی ما نخواهد کرد و اگر هم چیزی به من بده تو نباید روش حساب کنی چون من اونو در زندگی مشترکمون خرج نخواهم کرد و برای خودم سرمایه گذاری می کنم.

اگه اینا رو که گفتید و بازم متقاضی ازدواج با شما بود می تونید متوجه بشید که مال پدرتون جزء دلایل ازدواجش نیست  

نتیجه اینکه: شما با بررسی جدی موارد بالا بدون هرگونه دلسوزی می تونید در مورد ادامه یا قطع رابطه تصمیم بگیرید و اگر خواستید تمومش کنید به نظر من اول فضای احساسی بین خودتون و اون رو از بین ببرید و نگید که می خوایم تموم کنیم که گریه کنه بعد در فضایی جدی مواردی که رو که عرض کردم بهش بگید و تاکید کنیدکه این موارد وجود داره که برای من مبهمه یا منفی است و به همین دلیل افق اینده ازدواج ما تاریکه و بهتره انجام نشه

اما با این همه تفاصیل من به قطع رابطه بدون بررسی توصیه نمی کنم بلکه عرض می کنم بررسی و به نتیجه رسیدن رو با توجه به موارد بالا به بررسی خونواده ها موکول کنید یعنی اگه فهمیدید که علت پیشنهادش برای ازدواج اینه که واقعا خود شما رو می خواد بهش بگید می تونی بیای خواستگاری اما بهت قول نمی دم جوابم بله باشه، پس وقتی اومدی باید تمام موارد بالا خصوصا اینکه صرف نظر از عشق ما به درد هم می خوریم یا نه باید بررسی بشه و اگه جواب در مجموع مثبت بود من راضی به ازدواج هستم

اگه این طور بگید هم در او توقع ایجاد نمی شه و هم گریه نمی کنه که دل شما رو به درد بیاره و هم با مشورت خانواده ها می تونید نتیجه قابل قبولی بگیرید

موفق باشید




طبقه بندی: ازدواج بخاطر دلسوزی،  ازدواج بخاطر ثروت پدر طرف،  ازدواج بخاطر میل جنسی،  قبلا با کس دیگه رابطه داشته، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت