امروز یه خبر شنیدم که واقعا منو شوکه کرد به گوشم رسید که یکی از خانومهای همکلاسیم با یه دانشجوی تخصص ارتوپدی ازدواج کرده شغلمون مربوط به بیمارستانه قسمت جالب ترش اینه که این دختر خانوم زمان دانشجویی همه جور روابطی با جنس مخالف داشت و کلا انسان مقیدی نبود از نظر قیافه هم خیلی معمولی و عادی بود  تحصیلاتش هم لیسانسه اما الان تو زمینه ازدواج موفق بوده .
و حالا من با این که همیشه سعی کردم پاک زندگی کنم و روابطم با جنس مخالف از حد کار و درس فراتر نره و اینکه از نظر ظاهری هم معمولی هستم و مشکلی ندارم می بینم خواستگارهایی دارم که از همه نظر از من پایین ترند در حال حاضر شرایط به نحوی پیش میره که این تیپ دخترا کیس های خیلی بهتری برای ازدواج دارند و من اینو از مهارت های این دسته دخترا که روابط زیادی با پسرا دارند می دونم .
به نظرم اونا می دونند چطور دل پسری رو که می خوان به دست بیارنو به جای امثال من  که با شرایط های خوب خواستگار مناسب و هم سطح ندارند که همیشه به پاک بودن و با حیا بودنمون افتخار کردیم مهارتهاشون رو بالا بردن و الان هم موفق ترن  خیلی ها سوالشون این بوده که چرا فرد مناسبمون پیدا نمیشه؟
بله خواهر من ما دخترای به قولی نجیب بی دست و پا بار اومدیم  و اینو هم بیشتر درک کردم که هیچ عدالتی تو این دنیا وجود نداره متاسفانه با این فیلما تو ذهنمون کردن که هر جایی که خوب باشی یه روزی نتیجش رو می بینی  ولی  هر چی. که من دور و برم می بینم اینه که آدمهایی که اصول اخلاقی رو رعایت نمی کنند شرایط بهتری دارند شاید خیلی وقتا بین دوستامون شوخی کنیم که مثلا فلانی خیلی زرنگه که تونست کیس خوب پیدا کنه ولی اصلا شوخی نیست و این موضوع حقیقت محضه  من که دیگه شخصیتم این طوری شکل گرفته و نمی تونم خودمو تغییر بدم ولی خواستم تحلیلی داشته باشم درباره اینکه چرا دخترای خوب از نظر اجتماع  خواستگار مناسب ندارن

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ظاهرا دخترهای پاک در پیدا کردن همسر مهارت ندارند





طبقه بندی: جذب پسر برای ازدواج از طریق رابطه،  بحث و گفتگو : پیدا کردن همسر مناسب،  چرا خواستگار کمه،  چرا خدا خواستگار نمی فرسته، 
برچسب ها: پس کو خواستگار، عفت و داشتن خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه هفتم خرداد 1392

سلام

من دختری 28 ساله هستم که تا کنون ازدواج نکرده ام و با کسی هم دوست نبوده ام و از این بابت خوشحالم. خانواده ام هم از همون دوران نوجوانی من رو تشویق به محجوب بودن میکردن و من هم به خوبی از عهده این امر برآمده ام.

امممممممما در اطرافیانم چیزهایی دیده ام که شک میکنم آیا این همه محجوب بودن تا اکنون خوب بوده یا نه؟

از دو تا از دوستای صمیمی ام بگم که هردو مذهبی بودند و هستند.

دوست اولم که زمان کارشناسی با هم همکلاس بودیم همون موقع با یکی از پسرهای همکلاسیم دوست بود و بعد از مدتی پسره او را کنار گذاشت! دوره ارشد هم که او در یک دانشگاه دیگر ادامه تحصیل میداد و در همان شهر به کلاس موسیقی!!! میرفت و با استاد موسیقی خود دوست شده بود و ..... و بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی با یکی از همشهری هایش که از نظر م.قعیت اجتماعی و تحصیلی و سنی و ... موقعیت مناسبی داشت ازدواج کرد و حالا بچه هم دارند. 

اما دوست دوم که در ظاهر همه اورا خیلی قبول داشتند و دارند، یه مدت با سال بالاییش به قصد ازدواج دوست بودند که حتی خواستگاری هم انجام شد ولی بعد دوستم گفت که او را نمیخاد. تا اینجای قضیه مشکلی نیست ولی بعد از این نخواستن هم روابط یکی دو سالی ادامه داشت. حتی یکبار دوستم پیامکی را که باید به خواستگار مذکور میفرستاد به من فرستاد. در مورد مسائل خصوصی مطالبی نوشته بود که من هنگ کردم یک آن. و اما دوستی دومش که من در جریان بودم و بسیار فجیعتر بود رد و بدل کردن جملات عاشقانه با یک مرد متاهل همکلاسی و با او به ناهار رفتن و ....... بود. به طوریکه در حین همین روابط، این خانوم ازدواج نمودند. طوریکه خودش تعریف میکرد این آقای متاهل همکلاسی بعد از ازدواجش باهاش سرسنگین شده بود!!!!!!!!! حالا شوهر این دوستم هم فرد تحصیلکرده و با موقعیت عالی است.

هیچوقت دوست نداشتم پشت سر دوستام بد بگم ولی چون اینجا هیشکی نمیشناسه اومدم درد و دلهامو بگم. آخه این انصافه

ادامه مطلب


طبقه بندی: چرا خدا خواستگار نمی فرسته،  همسریابی دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: توسلی کارشناس پاسخگو
مرتبه
تاریخ : دوشنبه سیزدهم آذر 1391
تنها

سلام اقای مهدیار. من دختری 32 ساله و تنها هستم و از این بابت خیلی عذاب میکشم من دختری با قدو قامت خوب و چهره به گفته دیگران بانمکی هستم و مدرک فوق لیسانس دارم. خواهر بزرگم و خواهر اخریم ازدواج کردن و من و خواهر دیگرم که خواهر وسطیا هستیم مجردیم. از یک خانواده فرهنگی هم هستیم و بابام تقریبا ادم خوشنام و خیلی غیرتی هست. چیزی که هست اینکه ماها اصلا خاستگار نداشتیم خواهر بزرگم فقط یک خاستگار داشت که تو سن 22سالگی ازدواج کرد و خواهر اخریم هم با پسری که 3سال باهم تو دانشگاه اشنا بودن ازدواج کرد. من تا سن 24 سالگی چندتا خاستگار به درد نخور داشتم که ردشون کردم و اونیکی خواهرم که 30سالش هست تا بحال فقط یک خاستگار داشته وقتی میام سایت و میبینم دخترا اینهمه خاستگار دارن و موندن کدومشو اتخاب کنن واقعا عذاب میکشم میگم مگه ما چمون بوده که اصلا خواستگار نداشتیم در صورتیکه هرکی منو میبینه تو خوابگاه یا بیرون میگن چرا ازدواج نمیکنی چرا اینهمه سختگیری میکنی همه اش فکر میکنن من از اون دست دخترایی هستم که ماهی یک خاستگار رد میکنم همیشه هم تو فامیل و اشنا از نظر سلیقه و کدبانویی مورد تعریف و تمجید دیگران بودم حتی دوستام تو خوابگاه میگفتن هرکی با این ازدواج کنه خوشبخت میشه. من 8ساله دارم نذر والتماس خدا میکنم هرکاری و هر دعایی و هر سورهای که بگین برای گشایش بخت خوندم با توجه به اینکه از نظر جنسی هم دختر گرم مزاجی هستم واقعا از تنهایی زجر میکشم کم کم دارم سرد و ناامید و افسرده میشم مادرم و پدرم خیلی غصه میخورن چرا برای ما دوتا خواهر خاستگاری نمیاد؟میگن خدا از رگ گردن به انسان نزدیکتر و از مادر مهربانتره من خیلی از شبا با گریه و اشک میخابم ولی همیشه غرور وشادیم رو بین دیگران حفظ میکنم تا فکر نکنن چون ازدواج نکردم افسرده هستم و بعضا نیش و کنایه اطرافیان خیلی عذابم میده ودلمو میشکنه دیگه طاقت ندارم لطفا به اشتراک بذارین تا دوستان مخصوصا دخترایی که شرایطشون مثل من هست نظر بدن و راهنمایی کنن که چکار کنم؟خودتون هم لطفا جواب بدین
 

ادامه مطلب


طبقه بندی: چرا خدا خواستگار نمی فرسته،  چرا خواستگار کمه،  همسریابی دختران، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
مرتبه
تاریخ : دوشنبه نوزدهم تیر 1391

سوال:

سلام

ضمن تشکر از شما عزیز که باحوصله به سوالات جواب میدید اما من در بعضی مباحث شما چیزهایی میبینم که قلبم به درد می اید مثل انجایی که از عدالت خدا برای ازدواج صحبت میکنیدوبرداشت شخصی وصراحت تیزی به کار میبرید وان رابه خدا نسبت میدهید ودختران در مانده ای رای را که برای کمک نزد شما امدند را ناامیدتر میکنید شما در پست چرا خدا خواستگار نمیفرسته گفتید عدالت خدا اجازه نمیده به خاطر مصلحت اون دختر مصلحت پسری راخراب کند اما عزیز پس اگر اینگونه است به خاطر مصلحت ان پسر چگونه مصلحت دختر راخراب میکند یعنی ان دختر حق انتخاب ندارد وفقط خدا این حق را به پسر ها داده وخودش هم ساپورتشان میکند که حقشان ضایع نشو د وبتوانند دختران بهتر ااز حق خودشان پیداکنند نه این طور نیست خدامهربانترین وعادلترین است شماگفتید سراغ بهترین میروند بهترین چیست ایابهترین بودن زیبایی وپول است ایا هر خوبی برای ما هر کسی مصلحت است ایا پسرانی که دنبال بهترین از دید خود میروند به دنبال مصلحت خود میروند خدابرای انسانها مصلحت می خواهد نه بهتیرینی که ما بهترین می نامیم پسری که دختران همکفو خودرا که به خواستگاریشان میرود به این بهانه که از انها بهتر گیر میاورم ردمیکند ودختران باکفایت رازیر پایش له میکند وباعث رنج وشکست انها میشود لایق بهترین است ؟ایا خدا از اوکه ظالمانه عمل میکند راضی است ؟خدا فقط خدای پسر ها نیست که به این اشفته بازار بی عدالتی جامعه نسبت به دختران دامن بزند وعدالت خو د رانصیب پسران کند گاهی مصالح دیگری در میان است من خودم کسی را دوست داشتم که موقیت خوب وعالی وظاهر خوب داشت اما من را رها کرد وبادختر زیباتری ازدواج کرد من هر چه از خدا خواستم او را به من نداد اگر شما بودید میگفتید چه طور انتظار داشتی خدا بی عدالتی کند ووقتی برای او دختر زیباتر وبهتری بود اورا به توبدهد اما من اطمینان داشتم خداصلاح من را می خواهد وبعد ازمدتی فهمیدم اوپسری بسیار هرزه چشم چران ومعتاد بود وانقدر بد بود که همه میشناختنش به تعداد موهایش ر ابطه نامشروع داشته ومن خدای مهربانم را که نگذاشت منی که با هیچ پسری دوست نبودم د نصیب همچین ادمی بشوم راشکر کردم موضوع به این سادگی ها نیست قوانین پیچیده خدا با دو دوتا چارتای ما کشف نمیشود او خود میداند چه کند ببخشید سرتان درد امد


ادامه مطلب


طبقه بندی: چرا خدا خواستگار نمی فرسته، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه ششم بهمن 1390

سوال:

سلام

من یه دختر مجرد و 30 ساله هستم که شرایطم هم خوبه ولی هیچوقت ازدواجم جور نمیشه خیلی هم روی خودم کار کردم که اشکالی نداشته باشم . کارم شده فقط دعا کردن همه دور و بریام هم برام دعا میکنند یعنی یجوری شده هر کی از آشناها به من میرسه میگه ایشالا عروسیت و هر کسم هر زیارتگاهی میره برام دعا میکنه ولی انگار خدا نمیخواد برای خدا که کاری نداره ولی نمیدونم چرا میخواد من همینجوری بمونم و زجر بکشم نیازم بیشتر اینه که از زندگیی که در حال حاضر دارم خسته شدم. بعضی  وقتام شده که به اصرار و زاری از خدا خواستم بعد بلافاصله یه اتفاق بد تو زندگیم افتاده که آرامش زندگیم بهم خورده و گفتم خدایا غلط کردم نمیخوام هر چی تو بگی مثل وقتی که ناشکری میکنی بعد میزنن پس گردنت اینجوری میشه. الانم دیگه از دعا نا امید شدم انگار خدا یه زمانی برام در نظر گرفته که دعاهای من نمیتونه این زمان رو جلو بندازه خلاصه از زندگیم راضی نیستم. لطفا راهنماییم کنین و بعد بذارید تو سایت برای گفتگو ممنون


ادامه مطلب


طبقه بندی: چرا خدا خواستگار نمی فرسته، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات