مشاور ازدواج و خانواده - مطالب مقدار شناختی که لازمه
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392

کارشناس پاسخگو: شکیب

سلام

من 28 سال دارم. چند سال پیش که موضوع ازدواج من مطرح شد، یکی از دختران فامیل به من پیشنهاد شد که دختر خوبی بود ولی من تصمیم جدی برای ازدواج نداشتم.

چند وقت بعد اون دختر ازدواج کرد.

حدود پنج سال گذشت تا اینکه متوجه شدم اون خانم به دلیل اینکه شوهرش معتاد و مواد فروش بوده ازش طلاق گرفته و قصد ازدواج مجدد داره.

حالا که من هم قصد ازدواج دارم دوباره اطرافیان همان دختر رو به من پیشنهاد می کنند و خودم هم به او علاقه دارم و مطمئنم که دختر خوبیه. این خانم 26 سال داره  و از شوهر قبلیش هم بچه ای نداره.

موضوعی که ذهن من رو مشغول کرده زندگی زناشویی که این خانم تجربه کرده، به همراه تمام جنبه های روحی و عاطفی و تاثیرات احتمالی که می تونه در ازدواج بعدیش داشته باشه و اینکه آیا این موضوع باعث نمیشه که به طور مثال در ازدواج مجدد ، شوهرش رو با شوهر قبلیش مقایسه کنه ؟

اگر ممکنه لطفاً در مورد دیگر احتمالات و جنبه های مثبت و منفی چنین ازدواجی توضیح بفرمایید؟

دوستانی هم که تجربه مشابهی دارند لطفاً راهنمایی کنند.

با تشکر از زحمات شما


ادامه مطلب


طبقه بندی: زنان و دختران طلاق گرفته،  مقدار شناختی که لازمه، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه یازدهم بهمن 1391
سارا

سلام آقای مهدیار . من قبلا سئوالم رو اینجا مطرح کردم که تو سایت پست بشه ولی گویا هنوز تو نوبته.

یه آقای تحصیل کرده و واقعا متینی به من ابراز علاقه کردن برای ازدواج . حدود 6 ماهی میشه.
خانواده ایشون از همون اول در جریانند و من هم مادرم میدونن ولی این مدت به خاطر یه سری مسائل و ملاحطات به پدرم نگفتم و به زودی قراره به ایشونم اطلاع بدم و قضیه جدی تر بشه.
گاهی ترسم از به هم خوردن روال زندگی فعلیم باعث میشه نسبت به این آقا همه احساسمو از دست بدم و به این فکر کنم که کلا بزنم زیر همه چی!
این رو هم بگم که طی این مدت شاید تو همین یه ماه اخیره که بعد عاطفی قضیه پررنگ تر شده و قبل اون هردو مون سعی کردیم برای حصول شناخت اجازه ندیم احساسات بهمون غلبه کنه.
حالا سئوال من از حضرتعالی اینه که آیا ممکنه این حس تردید و از زیر بار مسئولیت در رفتن بعد از ازدواج هم با من بمونه؟
و اینکه آیا اینکه بعضا به نظرم میاد هیچ احساسی به این آقا ندارم می تونه باعث بشه طی زندگی مشترک هم بهش سرد بشم؟
اگر علاقه ای در من نسبت به ایشون هست واقعا به خاطر نحوه برخورد و شخصیت و متانتشون هست و خودم معتقدم ناشی از شناخته.
واقعا بی نهایت سپاسگزارم از فرصتی که میذارید و محبتی که در نشون دادن راه درست یه جوونایی مثل من که کمی سر در گمند دارید.
اجرکم عندالله

جواب:سلام شما برای دریافت پاسخ آدرس ایمیل تان را تو بخش کارشناسان قرار بدید بنده شماره مرکز را خدمت تان ارسال میکنم تا با حاج آقا کریمی در این مورد صحبت کنید.



طبقه بندی: مقدار ارتباط قبل ازدواج،  علاقه نداشتن به خواستگار،  مقدار شناختی که لازمه، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه سی ام آبان 1389

سوال :

سلام

سوالی که من دارم متشکل از چند بخش است : بخش اول تعریف تفاهم - بخش دوم نقش تفاهم در زندگی مشترک - بخش سوم آیا تفاهم باید قبل از ازدواج بین دختر و پسر برای تشکیل زندگی مشترک وجود داشته باشه و یا میشه این تفاهم را بعد از ازدواج و در طول زندگی مشترک بوجود آورد ؟

 

جواب :

سلام

بخش اول : تفاهم با توجه به لغتش -که از فهم گرفته می شه- به معنی فهم مشترک طرفینی است و به اشتراک در حیطه فکر و اندیشه گفته می شه اما در عرف مردم و کارشناسان به اشتراک و تناسب و در حیطه اخلاق و عمل هم تفاهم گفته می شه، به این معنی که وقتی دو نفر با هم تناسب و اشتراک فکری و اخلاقی و عملی دارند گفته می شه که اونا با هم تفاهم دارند

بخش دوم : تفاهم به معنی تناسب و اشتراک طرفینی در حیطه فکر و اخلاق و عمل نقش اساسی در زندگی مشترک داره چون معلومه دو نفری که این مقدار اشتراک دارند بهتر می تونند با هم زندگی کنند و اختلافشون کم می شه بخاطر اینکه افکار و اخلاق و رفتاری رو درست می دونند که طرف مقابلشون هم همونا رو درست می دونه و عمل می کنه، پس اصلا مطلب نادرستی نمی بینند که ازش ناراحت بشن و سبب بشه با هم اختلاف پیدا کنند

بخش سوم : با توجه به اینکه تفاهم اشتراک فکری و اخلاقی و عملی است، لازمه این اشتراک قبل ازدواج وجود داشته باشه چون ایجاد تفاهم بعد ازدواج در گرو تغییر فکر و اخلاق و رفتاره که اینم در معمول افراد کار مشکلیه بخاطر اینکه وقتی یک نفر سالها با یک نوع فکر و اخلاق و رفتار پرورش پیدا کرده، بعیده که بعد از ازدواج به راحتی بتونه عوض بشه و افکار و اخلاق و رفتارش رو مثل طرف مقابل کنه بنا بر این اشتباهه که کسی فکر کنه اگر قبل ازدواج تفاهم نبود بعد ازدواج می شه ایجادش کرد البته نمی گم غیر ممکنه اما می خوام بگم معمولا ایجاد نمی شه

این همون اشتباهیه که دختر و پسرهای عاشق می کنند که بدون توجه به تناسبهای طرفینی و صرفا بخاطر عشق ازدواج می کنند و بعد ازدواج تازه که متوجه اختلافات فکری اخلاقی رفتاریشون با همدیگه می شن و چون معمولا بخاطر اختلاف زیاد نمی تونن خودشون رو عوض کنند در نتیجه زندگی خیلیاشون به اختلاف شدید و احیانا طلاق کشیده می شه

البته اگه اختلاف فکری اخلاقی رفتاری طرفین در موارد اصلی و زیاد نباشه احتمال به هم خوردن زندگی کمه چون جذابیتهای عاطفی و جنسی طرفینی سبب می شه که هر کدوم بخاطر طرفش کوتاه بیاد یا اونو به همین صورتی که هست بپذیره و یا اینکه سعی کنه خودشو تغییر بده و مثل طرف مقابل بشه

لذا تفاهم صددرصد لازم نیست بلکه همین که در موارد اصلی مثل هم باشند کافیه بخاطر اینکه موارد غیر اصلی و جزئی با توجه عشق طرفینی به راحتی قابل حله

موفق باشید




طبقه بندی: مقدار شناختی که لازمه، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه دهم تیر 1389

سوال :

سلام
شما همیشه میگید که فقط عشق کافی نیست و باید تناسب های لازم و هم داشته باشیم می خواستم اگه امکانش هست این تناسب ها رو به صورت یه لیست و به ترتیب اولویت بهم بگید. واقعا ازتون ممنونم

 

جواب :

سلام

شکی نیست که زن و شوهر در صورتی می تونن زندگی بهتری در کنار هم داشته باشن که افکار اعتقادات اخلاقیات اعمال و رفتار و علایق و سلایق همدیگه رو بپسندند، این پسند معمولا در صورتی به دست میاد که طرفین عقاید و اخلاق و رفتار همدیگه رو درست بدونن و معمول مردم با کسی که از این نظرها شباهت بیشتری بهشون داشته باشه بهتر می تونن زندگی کنن

علتشم اینه که معمول مردم افکار و اعمال و علایق و سلایق خودشون رو درست می دونن و وقتی افکار و اعمال شبیه خودشون می بینن احساس رضایت می کنن چون مطلب خلافی نمی بینن که ارامششون رو به هم بزنه و ازش ناراحت بشن

به همین خاطره که گفته می شه هرچقدر شباهتشون از نظر فکری اخلاقی رفتاری خانوادگی به همدیگه بیشتر باشه برای هم مناسب ترند

این کلیت مطلبه یعنی اینکه تناسبهای طرفینی به صورت کلی برای همه لازمه اما در مورد سوال شما که لیست تناسبها به ترتیب اولویت چیه؟ عرض می کنم: تناسبها به صورت ریز بر دو نوعند عمومی  اختصاصی

عمومی ها اونا است که معمول مردم قبول دارند مثل حسن معاشرت صداقت پاکی نجابت

موارد اختصاصی اونا است که در افراد مختلف تفاوت می کنه به گونه ای که ممکنه یک فکر یا عمل یا سلیقه در نزد کسی درست یا مهم و در نزد کس دیگه نادرست یا بی اهمیت باشه، مثلا امکان داره کسی کار کردن زن رو لازم بدونه اما دیگری براش مهم نباشه یا اونو غلط بدونه، یا اینکه کسی چادر رو برای زن لازم بدونه اما دیگری یا مهم ندونه یا قبول نداشته باشه، یا اینکه ممکنه نماز خون بودن برای یکی خیلی مهم باشه اما برای دیگری فرقی نکنه یا اهمیت چندانی نداشته باشه، یا یکی به مشورت خیلی اهمیت بده اما دیگری اهل مشورت نباشه یا خیلی بهش اهمیت نده، یا یکی با ادامه تحصیل زن مشکل داشته باشه اما دیگری اونو لازم بدونه، یا یکی به افکار مرد سالارانه معتقد باشه اما دیگری نه  

پس در غیر موارد عمومی نمی شه نسخه کلی ارائه کرد و به خود طرفین بستگی داره که عقاید و رفتار و اخلاق همدیگه رو بررسی کنن و ببینن که چقدر از مواردی که لازم می دونن و بهش اهمیت می دن در او هست

شاید بگین: پس بررسی تمام موارد ریز فکری عملی اخلاقی طرف مقابل کار سختیه جوابش اینه که اولا : اگه جوون از مشورت خانواده استفاده کنه خیلی زودتر به نتیجه می رسه چون اونی که جوون در اینه می بینه پیر در خشت خام می بینه به طوری که بعض وقتها اونی رو که یه جوون با مدتها بررسی باید بفهمه اون با بررسی کوتاه متوجه می شه

ثانیا: اصلا بررسی تمام موارد از ریز و درشت لازم نیست چون اونی که لازمه اینه که موارد مهمی رو که نمی تونه ازش بگذره بررسی کنه اما بررسی بقیه موارد که چندان براش اهمیتی نداره لزومی نداره و اگه چندتاش هم از قلم افتاد اشکالی ایجاد نمی شه چون انسان اگه بخواد زندگی خوبی داشته باشه باید بنا رو بر گذشت بذاره چون هیچ کس بی عیب نیست پس همون طوری که انتظار داره از همسرش عیوبش چشم پوشی کنه او هم از عیوب همسر صرف نظر کنه علاوه بر اینکه کشش طرفینی بعد ازدواج خیلی از مشکلات ریز رو حل می کنه

نتیجه اینکه: در تناسبهای طرفینی اینکه کدوم مورد اصلیه - که نمی شه ازش گذشت- یا اولویت داره به خود فرد بستگی داره یعنی او با توجه به مواردی که براش مهمه باید طرف مقابل رو بررسی کنه به همین علت در غیر موارد عمومی لیست واحدی از تناسبها برای همه افراد وجود نداره

موفق باشید  




طبقه بندی: مقدار شناختی که لازمه،  عشق کافی نیست تناسب لازمه، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه هفتم تیر 1389

سوال :

سلام
من پسری هستم ۲۸ ساله ساکن کانادا،چند سالیه که دختری رو از زمان دانشگاه میشناسم،تو این سالها فقط از طریق سایتهایی مثل فیس بوک در ارتباط بودیم،یا اینکه چت میکردیم.احساس میکنم دختریه که شرایط مورد نظرمو داره ،منتها مشکلی که هست اینه که منی که همیشه اعتقاد داشتم،قبل از ازدواج باید طرفمو کامل بشناسم،حالا حتی نمیتونم ببینمش،اون ایران هست و من اینجا.نمیدونم حتی چه جوری باهاش مطرح کنم.خودم اینکارو بکنم یا باید سفری ترتیب بدم به ایران و با خانواده اقدام کنم.من اینجاکار میکنم و نهایت مرخصی که میتونم بگیرم دو هفته است .همه اینها در حالیه که واقعاً نمیدونم نظرش راجع به من چیه.من آدمی بودم که ازدواج اینترنتی رو مسخره میکردم،ولی فکر می کنم خودم بهش گرفتار شدم.ممنون میشم اگه منو راهنمایی کنید

 

جواب :

سلام

در ازدواج اونی که لازمه تناسبهای طرفین در زمینه های فکری و اخلاقی و رفتاری و خانوادگی است و علت عمده نادرستی ازدواج اینترنتی هم به همین برمی گرده یعنی دو نفر بدون اینکه تناسبهای لازمه رو داشته باشن یا عاشق هم می شن و یا اینکه یکیشون دیگری رو گول می زنه و خودشو غیر اونی که هست نشون می ده اما در صورتی که اینترنت به شناخت کمک کنه نه تنها بد نیست بلکه خوب هم هست

پس اونی که در مورد اون دختر لازمه پیدا کردن شناخت از او و خانواده شه به حدی که شما متوجه بشید که در نقاط اصلی فکری و عملی که برای شما اهمیت داره با هم تناسب دارید یا نه و این هم با تحقیق و بررسی خونوادتون از محل منزل و تحصیل اون دختر و صحبت و برخورد شما در طی دو هفته حضورتون در ایران کاملا ممکنه علاوه بر اینکه این شناخت رو از طریق چت هم می تونید تکمیل کنید

پس شما می تونید به خانوادتون بگید که از طرف شما به خواستگاری برن و با دختر و خونواده اش صحبت کنن و به اونا هم فرصت بدن که بررسیهاشون رو در مورد شما و خانواده تون انجام بدن و بعد اگه او و خونواده اش موافقت کردن و خونواده شما هم نظرشون مثبت بود می تونید برای تکمیل فرایند خواستگاری به ایران سفر کنید حضورا صحبت و برخورد داشته باشید و تصمیم بگیرید

البته یه حرف هست اگه منظورتون از شناخت کامل طرف، غیر از اونی باشه که عرض کردم و نخواید که به شناخت نقاط اصلی بسنده کنید و بخواید همه نقاط ریز و درشت قوت و ضعف طرف رو طی یه پروسه طولانی مدت بفهمید ، این شناخت معلوم نیست در مدت دو هفته قابل انجام باشه، ولی به نظر من این مقدار شناخت نه لازمه و نه حتی ممکنه؛ علت عدم لزومش رو در ضمن جواب به سوال چرا نباید بگه ؟ آوردم و علت عدم امکانشم اینه که شناخت کامل در طی یه اشنایی چند ساله اونم با ارتباط کامل شبانه روزی ممکنه ولی با یک رابطه ناقص حتی چند ماهه چنین شناختی عملا ممکن نیست

موفق باشید




طبقه بندی: مقدار شناختی که لازمه، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]