مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و پنجم دی 1396
خواستگار مردد


حدود 4 ماه پیش، یکی از همکاران بنده، مادرشان تماس گرفتند و مرا خواستگاری نمودند؛ طوری که قبل از آن، از سوی همکارم مطلبی مطرح نشده بود و بنده مدتی عقب انداختم تا کاری که دستم بود را تحویل دهم. متأسفانه بعد از آن، پیگیری صورت نگرفت و صحبتی هم از طرف آقاپسر نشد تا اینکه بنده به صورت غیرمستقیم سؤال کردم و سر صحبت باز شد. دو بار باهم بیرون رفتیم و صحبت کردیم و بعد از آن، خانواده ایشان به منزل ما آمدند. یک هفته بعد، ایشان نظر مرا پرسید و من گفتم: مادرتان تماس بگیرند و دیگر هیچ صحبتی نشد.

ادامه مطلب


طبقه بندی: فرار خواستگار ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عبد الله ملکی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393
باسلام.دختری23ساله هستم که مدت دوساله باپسری آشناشدم که قصدمون ازدواج بودمادرمن ومادرایشون هم درجریان هستند .ایشون به علت یه سری مشکلات فعلانتونستن برای خواستگاری اقدام کنن تااینکه سه روزپیش گفت من بدردت نمیخورم بهتره باهم درارتباط نباشیم بدون هیچگونه بحثی دراون لحظه.ویکباره نسبت به من سردشده انتظاراتش ازمن خیلی زیاده میگه من توروبه چشم همسرم میبینم انتظارداره هروقت که خودش دستورداد من به دیدارش برم یا یه سری نیازاشو درحدکم برطرف کنم برای هرچیزی واسه من حدومرز گذاشته وخیلی محدودم کرده وهمیشه هم ناراحتم کرده ومن گذشت کردم البته ناگفته نمونه ایشون پسربسیارخوب وسالمی هستن تحصیلکرده هم هستن فقط انتظاراتش ازمن زیاده که من تاحدزیاد به حرفاش گوش دادم الان3روزه هیچ خبری ازمن نمیگیره وجوابمونمیده آدمی که یک روزم بیخبر ازمن نمی موند دوستان راهنماییم کنید من بازبهشون زنگ بزنم یا منتظرباشم خودش اقدامی کنه؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: عاقبت دو سال دوستی




طبقه بندی: عشق قبل ازدواج،  فرار خواستگار ،  عقب نشینی پسر،  فرار از ازدواج،  بحث و گفتگو : رابطه دختر و پسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391
کارشناس پاسخگو : امین
سلام دختری ۲۰ ساله ام خواستگار کم ندارم البته تلفنی، تاالان سه نفرشون که مادراشون.. اومدن خونمون بعدش دیگه خبری ازشون نشده، درحالیکه من چهره ام متناسبه حداقلش معمولیم قدمم بلنده من نمیدونم چرااینجوری میشه؟من اصن به فکر ازدواج و..نبودم بااین خاستگار بازیا ذهنم مشغول شده ولی،اعصابمو ریختن ب هم،آخه اگه کسی مومن باشه اینکارو میکنه؟چرا مردا اینجوری شدن؟؟همشون شعار میدن ایمان ولی اولین کاری ک میکنن اینه ک مامانشونو میفرستن قیافه آدمو ببینه خب اول بیا صحبت کن اگه قدم اول مثبت بود بعد مامانتو بفرست...

یه راهکار واسه من بدین و اینکه اگه کسی باایمان باشه مگه خدا نگفته اگر مردی بخاطر ایمان زنی ازدواج کنه زیبایی هم بش داده میشه؟؟اگه ایناایمان داشتن ک اینکارو نمیکردن
قبول دارید؟اصن این روش(اومدن و دیدن قیافه قبل هر اقدام)کار درستیه؟؟

ادامه مطلب


طبقه بندی: فرار خواستگار ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه هشتم تیر 1389

سوال:

سلام

من تو یه خونه کوچیک زندگی می کنم که به خاطر وضع ظاهری خونمون خیلی از خواستگارهامو رد می کنم.چون دو تا شون اومدن و به خاطر همین موضوع رفتند .در صورتی که خودم خیلی شرایط خوبی دارم.ولی بابام اصلا درک نمی کنه که باید این وضع رو عوض کنه.به نظر شما من خیلی بدبختم؟

 

جواب :

سلام

وقتی که شان اجتماعی یه دختر یا پسر بخاطر تحصیلات عالیه یا موقعیت اجتماعی یا شغل مناسب بالا می ره و از خونواده اش فاصله می گیره چنین اتفاقی میفته چون دیگران فکر می کنن خونواده اش هم در حد او هستند. در مورد شما هم احتمالا همینطوره و شما بخاطر تحصیلات بالا شأنتون بالا رفته و انتظار دیگران اینه که فردی مثل شما در منزلی غیر از این زندگی کنه به همین خاطر وقتی اونا منزل شما رو می بینند جا می خورند  

ولی باید توجه کرد که ارزش انسان به این شئونات نیست ارزش انسان به انسانیتشه و شاید علت اینکه پدر شما حاضر به تغییر وضع فعلی نیست همین باشه که فکر می کنه منزل مجلل شخصیت نمیاره و ارزش انسان به این ظواهر نیست

البته اگه نظرش این باشه حرفش غلط نیست اما از طرف دیگه باید بهش توجه بدید که خیلیا عقلشون به چشمشونه به همین خاطر با دیدن وضع فعلی عقب نشینی می کنن پس اگه از نظر مالی براش امکان داره وضع ظاهر منزل رو تغییر بده

اگه موفق به تغییر رای پدرتون نشدید ، به هیچ وجه خواستگارها رو رد نکنید بلکه هر وقت کسی خواست بیاد خواستگاری از قبل باهاش صحبت کنید و در ضمن معرفی خانواده و توضیح وضعیت مالی تون این مورد رو هم بگید و از نظر ذهنی اماده اش کنید تا وقتی اومد و خونه شما رو دید تو ذوقش نخوره و پس نزنه، اگه این کار رو بکنید وقتی اومد و دید، احتمال عقب نشینیش کم می شه چون مورد خلاف توقع و امر خلاف انتظار برخورد نمی کنه، بر خلاف وقتی که بدون اینکه چیزی بگید بیاد که در اون صورت میون تصویر ذهنیش از منزل شما با عالم واقع خیلی فاصله می بینه و خانواده شما یکدفعه از چشمش میفته

اینم بگه اگه خواستید این مساله رو توضیح بدید با خجالت و به عنوان یه نقطه ضعف بیان نکنید بلکه به عنوان وضع پایین مالی خانواده یا سلیقه زندگی خانوادگی یا عقیده خاص و طرز تفکر ویژه پدر یا اقتضای محل زندگی مطرح کنید و ازش به عنوان یک واقعیت یا سلیقه یا عقیده دفاع کنید، با این کار جنبه منفی این مساله در ذهن خواستگار کم می شه یا از بین می ره و وقتی که میاد به راحتی و حتی به صورت عادی با این مساله برخورد خواهد کرد

شاید بگید که اگه از اول بگم ممکنه که اصلا به خواستگاریم نیاد در جواب عرض می کنم ادمی که این قدر کوتاه فکر باشه که بخاطر خوب نبودن وضع ظاهری منزل پدر دختر از ازدواج صرف نظر کنه همون بهتر که اصلا نیاد چون کسی که ارزش انسانها رو در مالشون می دونه ممکنه به راحتی ارزشهای انسانی رو بخاطر مال دنیا نادیده بگیره

موفق باشید




طبقه بندی: فرار خواستگار ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : یکشنبه نهم خرداد 1389
سوال :

سلام

من دختری ۲۴ ساله هستم خواهرهای کوچکترم  چند ساله ازدواج کرده اند و توی دخترای فامیلمون هم  ازدواج نکرده نداریم خلاصه من تنها دختر ازدواج نکرده فامیل هستم به همین خاطر خیلی ناراحتم هرچی خواستگار برام میاد میره دیگه نمیاد نمی دونم چه عیبی دارم به نظر شما چه کنم ؟
ادامه مطلب


طبقه بندی: فرار خواستگار ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات