مرتبه
تاریخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393
سلام ممنون میشم سوال منو پست کنید
دختری هستم 33ساله شاغل, خرداد امسال از طریق سایت همسریابی با پسری اشنا شدم که 2سال از خودم کوچیکتره و هم استانی و شاغل در شهر منه.ابتدای صحبتمون بهش گفتم که2هفته بیشتر صحبت نمیکنم و اگر سر کلیات به توافق رسیدیم از طریق خانواده باید اقدام کنن که ایشونم موافقت کرد
ابتدای اشنایی پرسیدم ایا اهل دود یا مشروب هستن که ایشون گفتن مشروب قبلا تفریحی با دوستان میخوردن اما از عید به اینور نخوردن و گفتم که الان گرونه نمیشه خرید! و سیگار گاهی اوقات میکشن اما قلیون متنفرن من و خانوادم که نسبت به این موارد حساسم گفتم نمیتونم با این مسایل کنار بیام اما ایشون گفتن الان کسی رو پیدا نمیکنی که اهل اینا نباشه که گفتم چرا هنوزم هستن کسایی که اهل این مسایل نباشن مثل داداشای خودم ایشون ناراحت شد و گفت من قسم میخورم که داداشاتم میخورن خلاصه اینکه من گفتم ادامه نمیدم ایشون با ناراحتی گفت پس بگرد تا پیدا کنی این دنیا که گیرت نمیاد شاید اون دنیا پیدا کنی

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: شنیدی میگن کافر همه را به کیش خود پندارد؟





طبقه بندی: ازدواج اینترنتی،  اختلاف فرهنگی مذهبی،  خواستگار اینترنتی، 
برچسب ها: خواستگاری، ازدواج اینترنتی، خواستگار اینترنتی، دردسرهای سایت همسریابی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
شعله ی سرد

سلام/خسته نباشید/وبا تشکر از اینکه وقت میزارید.
دختری هستم 19 ساله که توی چت با پسری 23 ساله که همشهریه خودم بود آشنا شدم و آشنایی ما از اینجا شروع شد که ایشون توی عمومی اعلام کردن که لطفا یه خانوم بدون هیچ دوز کلک بیاد خصوصی من،من هم گفتم بزار برم ببینم همشهریم چه تیپ آدمیه و رفتم خصوصیه ایشون. ایشون با من 5،6 شب قرار پی در پی توی چت روم گذاشت و با هم کلی صحبت کردیم ،ایشون قسم خورد که تا به حال با هیچ دختری رابطه نداشه و حتی امشب هم بار اولش هست که چت میکنه و به خونوادش گفته من تصمیم به ازدواج دارم ولی چون خونوادش هیچ اقدامی در این مورد نکرد ایشون تصمیم گرفتن خودشون شریک زندگیشون رو پیدا کنن.
وایشون گفت من با چشمام خیلی چیزارو دیدم ترسیده شدم دنبال یه دختر پاک هستم و قیافه هم زیاد برام مهم نیس فقط میخوام طرفم پاک و خدایی باشه و ناگفته نماند که من خودم کار خلاف خلافم چت کردنه.خلاصه بعد از کلی صحبت ایشون بعد از 5،6 شب از من خاستگاری کردن و الان هم خونوادشون اومدن و تقریبا همه چیز داره تموم میشه خونواده ها هم همدیگرو پسندیدن.(ما رابطمون فقط توی چت روم بود و اولین دیدارمون روز خواستگاری بود)
ایشون به خونوادشون نگفتن که ما با هم توی چت روم آشنا شدیم وگفتن که شماره رو از مادر یکی از دوستاشون گرفتن،البته به تاکید خود من بود چون من خودم گفتم دوست ندارم خونواده ها بدونن اشناییمون توی چت روم بوده چون هیچ کس ذهنیت درستی نسبت به چت روم نداره.
الان مشکل من اینجاست که میترسم ایشون بعد از چن سال بگن تو خودت توی چت دنبال شوهر بودی و نمیدونم حرفایی که توی دعواهای زن و شوهری رد و بدل میشه
و مشکل بعدی من که ایشون گفتن من چن ماه پیش به خاطر فشارهای جنسی زیاد به مشاوره مراجعه کردم و ایشون گفتن که شما گرم مزاج هستی و ممکن تمایل شما بعد از ازدواج به هفته ای 6 بار برسه و حتما باید این موضوع رو با دختری که میخواهید ازدواج کنید در میون بذارید تا بعدا دچار مشکل یا حتی طلاق نشید،من خودم به دکتر مراجعه نکردم اما حس میکنم گرم مزاج هستم و تمایلم 3 بار در هفته هست.وقتی ایشون این موضوع رو با من درمیون گذاشت من نمیتونستم قبول کنم اما گفت این موضوع برا چن ماه اول ازدواجه و بعدا به حالت طبیعی برمیگرده و من خودم میدونم که مشکل از زیاده خواهی منه اما به مرور زمان همه چیز حل میشه به روال عادی خودش برمیگرده.
میخوام راهنماییم کنید ببینم سرانجام این ازدواج میتونه خوب باشه؟
آشنایی ما توی چت روم مشکلی رو در آینده توی زندگی به وجود نمیاره؟
از نظر روابط جنسی مشکل پیش نمیاد؟
(البته ناگفته نماند که هر کجا برای تحقیق از ایشون رفتیم همه از پادامنیشون گفتن و همه تاییدشون کردن هم خودشون رو هم خونوادشون رو ومیتونم بگم خواستگار های زیادی داشتم اما ایشون تنها کسی هست که تا الان مورد پسندم قرار گرفته اما این سوالات خیلی ذهنم و درگیر کرده)

ادامه مطلب


طبقه بندی: خواستگار اینترنتی،  ازدواج اینترنتی، 
برچسب ها: گرم مزاجی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عبد الله ایمانی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه پنجم آذر 1391
فریا

سلام اقای ایمانی میشه یک پست ایجاد کنید تا دوستان مخصوصا دوستان تهرانی نظراتشون در مورد پسرهای تهران بگن من از طریق نت با یک اقای 37 ساله تهرانی اشنا شدم برای ازدواج. این اقا شرایطشون خوب هست و از نظر م ایده ال هستن فقط من میترسم اعتماد کنم با توجه به اینکه این اقا 37 سالشونه و تا الان ازدواج نکردن و هم اینکه اونقدری در مورد پسرهای تهران بد شنیدم که نمیدونم زرنگنو با زبونشون دخترارو خام میکنن و دروغگو هستن و از این حرفا بنظرتون من چیکار کنم این اقا کارمند دولتی هم هستن و من عکسشون دیدم بنظر بچه مثبتی میان شما نظرتون چی هست لطفا راهنمایی کنید . ممنون

پاسخ:
سلام
هیچ وقت دنیای مجازی جایی برای ارتباط و آشنایی جهت ازدواج نیست و تنها میتونه در حد یك آشنایی اولیه نقش ایفا كنه و در صورتی كه طرف مناسب برای آشنایی هست ادامه آشنایی ها و شناخت ها باید خیلی زود و سریع به خارج از آن و حتما با آگاهی و رضایت خانواده ها و در قالب خواستگاری و ... صورت بگیره
لذا همینجا توصیه میكنم اگر خواهان آشنایی بیشتر هستید ارتباط را به خارج از نت بكشونید و در محیط حقیقی بدنبال آشنایی و شناخت بیشتر باشید چرا كه نت اصلا جایی برای اطمینان كردن و ... نیست
چند مورد را باید شما در نظر بگیرید
اول سن بالای ایشون با توجه به اینكه هنوز ازدواج نكرده اند و اختلاف سنی است كه احتمالا با هم دارید
یعنی اینكه ببینید میتونید با این موارد كنار بیایید یا خیر؟
دوم بد شنیدن از پسرها چیزیه الان رواج پیدا كرده همانطور كه در مورد دختران هم همین چیزا رواج داره اما این درست نیست و دختر و پسر خوب زیاد پیدا میشه
طرف هر چه كه باشه این شمایید كه باید تصمیم بگیرید و انتخاب كنید
اینكه پسرها با زبونشون دخترها را خام میكنن و .... برفرض كه درست باشه اما خداوند هم عقل و اختیار را در وجود هر ادمی نهاده كه انتخاب كنه و منطقی و عاقلانه رفتار كنه كه یه وقت دچار همچین فریبی نشه
هر چند خداوند این خصلت را در مردان ایجاد كرده كه چون طالب هستند باید برای رضایت مطلوب (زن) هر كاری كه میتونن انجام بدن كه زبان بازی یكی از اونهاس اما نه در راه خلاف و غیر شرعی بلكه در راه درستش
شناسایی راه درست و نادرست را هر كسی میتونه بفهمه و اگه دید در راه نادرسته كنار بكشه و جدا بشه
نكته دیگه و مهمترینش اینه كه اگه برای اشنایی بیشتر تمایل داشتید حتما قبلش ملاكها و معیارهاتونو مشخص كنید و ببینید با آنها تناسبی داره یا نه و در تمام طول مدت آشنایی و شناخت احساسی نشید و جنبه عقل و منطق را دنبال كنید
موفق باشید



طبقه بندی: بحث و گفتگو : شناخت،  بحث و گفتگو : سن ازدواج،  خواستگار اینترنتی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عبد الله ایمانی
مرتبه
تاریخ : شنبه سوم اردیبهشت 1390

سوال:

سلام

خدا خیرتون بده که ما رو از این همه گرفتاری نجات میدید. خیلی خسته و ناراحتم و کسی رو بهتر از شما برای درد و دل ندیدم و پیدا نکردم.چند وقت پیش یعنی تو اون روز نحس فروردین که عید هم بود این بدبختی برای من پیش اومد و شروع شد.تازه چت میرفتم و اونجا خیلی متقاضی داشتم که خودمم گاهی خسته میشدم.اونجا از شانس بد یه پسر به تورم خورد که خیلی شیفته ی هم شدیم و بعد ها هم خیلی وابسته و علاقمند شدیم و من مثل همیشه گول این احساس لعنتیمو خوردم و ندیده و نشناخته عاشقش شدم و فکر کردم خیلی خوشگل باید باشه.خلاصه حرف خواستگاری و ازدواج پیش اومد و حتی تا حرف بچه دار شدن هم پیش رفتیم.از شانس بد و واسه اینکه آبروی من بره مامانم فهمید.بابام هم حتی شک کرد.با مامانم اجباراً همه چیز رو در میون گذاشتم و قرار شد بیاد خواستگاری و معارفه صورت بگیره و..... اما.... چشمتون روز بد نبینه به حق مولا امشب همین ساعت پیش تقریباً عکس لعنتیشو گذاشت و دیدم که نه تنها زیبایی و جذابیتی که من ساده پیش خودم تصور کرده بودم و نداره بلکه بسییییییار و چقدرم زشته.حالم بهم خورد و مامانمم باورش نمیشد گفت اینه که تو میگفتی؟شوکه شدم ..دیوونه شدم...همون موقع کلی فحش بارش کردم و گفتم برو به درک.از کارمم کاملاًراضی هستم.دیگه روم نمیشه تو چشمای مامانم نگاه کنم آقای کریمی.آبروم رفت.رویاهام آرزوهام عشقم همه چیم نقش برآب شد.هنوزم فکر میکنم این یه کابوسه و اون پسری که من باهاش حرف میزدم و صدای قشنگشو میشنیدم که دیوونم میکرد یکی دیگست اونی که تو ذهنم تصور میکردم دارم دیوونه میشم...دلم میخواد زار بزنم از سادگی خودم...از نامردی این دنیا.من خیلی حالم بد شد.خیلی دپرس شدم.خیلی خجالت کشیدم.همه چی روتموم کردم.منتظر کسی هستم که مثل یه پرنس باشه و البته به خودم بیاد.من هر کسی به دلم نمیشینه. دلداریم بدین.منو از این وضع نجات بدید توروخدا راهنمایی و نصیحتم کنید.با تشکر


ادامه مطلب


طبقه بندی: خواستگار اینترنتی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه پنجم اسفند 1389

سوال:

سلام

مشکلی برای من پیش امده که بسیار رنجم می دهد از شما خواهش می کنم کمکم کنید هرطور که می دانید من حدود 6 ماه پیش با پسری از دانشگاهمان از طریق اینترنت اشنا شدم ایشان کرد هستند و من لر هستم من خیلی به کسی اعتماد نمی کنم ابتدای اشنایی ما درباره یک پروژه علمی بود که بعد از ان پروژه رابطه ما همچنان ادامه پیدا کرد .این اقا دکترای جامعه شناسی می خوانند و من کارشناسی ارشد اقتصاد هستم ولی همیشه از اشنایی از طریق اینترنت می ترسیدم به همین دلیل اطلاعات پروفایلم را اشتباه نوشته بودم (اسم، فامیل،مقطع تحصیلی و محل زندگی ام) بعد از اشنایی هم حقیقت را نگفتم چون باز هم اعتماد نداشتم از همان ابتدا هم به اینده رابطه مان فکر نکرده بودم تا اینکه ایشان از من خواستگاری کردند. نمی دانم چه کار باید بکنم ما خیلی از نظر اخلاقی و سطح تفکر شبیه بهم هستیم و خانواده هایمان هر دو در یک سطح هستند . ولی من به ایشان دروغ گفته ام و نمی توانم حقیقت را بگویم به من بگوید چه کار بکنم. اگر بخواهم حقیقت را بگویم چطور بگویم که ناراحت نشوند؟ ایا بعد از فاش حقیقت اعتمادش را نسبت به من از دست می دهد؟ یا اینکه جواب منفی بدهم و همه چیز را فیصله بدهم تورو خدا کمکم کنین


ادامه مطلب


طبقه بندی: خواستگار اینترنتی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic