مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391

سوال:

سلام
اول مهر سال 1390 اصلا به مسئله ازدواج فکر نمی کردم ، وقتی وارد دانشکده شدم هم این موضوع برایم اهمیتی نداشت تا اینکه با دختری آشنا شدم و شناخت روز به روز بیشتر شد ، من واقعا از آن شخص خوشم اومد و جلو رفتم و ازشون درخواست کردم که قبول کنن تا باهم رابطه کمی داشته باشیم و بتونم به شناختی از هم برسیم ، ایشون قبول کردن و رابطه ما شروع شد ، هیچ وقت سعی نمی کردم فقط از خوبی هام بگم و اونا رو نشون بدم ، از خانوادم و عیب هاشون می گفتم ، از خوبی هاشون می گفتم ، از اخلاق های بد و خوب خودم می گفتم ، ایشون هم همینطور ، توی رابطه ای هم که داشتیم بود خیلی وقتای کمی که مشکل بزرگی پیش میومد ، بحث جدی ایجاد می شد با اینکه هر دو عصبانی می شدیم ولی کم کم حاضر می شدیم باهاش کنار بیایم ، نبود عصبانیتی که بیش از یک روز طول بکشه ، هیچ وقت احترام هم رو کنار نگذاشتیم ، از نظر عقایدی و مذهبی واقعا بهم نزدیکیم ، توی تصمیم گیری ها خیلی فکرای یکسانی داریم ، دروغ نمی گم وقتی دیدم رابطمون اینطور قویه ، مسئله رو با مادرم در میون گذاشتم ، این خانم با تمام صبر و عشق و بخششی که داره همیشه باعث میشه من برای همه چیز بجنگم ، مشکلی که پیش اومد خواستگارهای ایشون بودن ، و اصرار خانواده ، من اصلا نمی خواستم ایشون رو از دست بدم رفتم جلو و با پدر ایشون و بعدا هم با پدر خودم صحبت کردم ، خب من یک دانشجو هستم و تازه شروع کردم ، از نظر فعالیتی و کاری توی مرحله شروعم و خب از تمام همکلاسی هام جلوترم ، ایشون هم همه سعی خودش رو می کنه ، و به شرط زیادی این تابستان یا تابستان بعدی برای عقد با خانوادم جلو میخوام برم ، میخواستم ببینم این کار درسته یا نه ؟ خانواده ها هر دو هم از نظر سختگیری اصلا سخت گیر نیستن و خیلی به اینکه پسر و دختر خودشون باید زندگی خودشون رو حتی از صفر بسازن اهمیت می دن و واقعا معرفت دو طرف براشون در جایگاه اول نقش داره ، من خودم هم آدم اجتماعی هستم و با آدمای زیادی برخورد دارم و اینطور نیست که به راحتی خام کسی شده باشم ، عاشقش شدم چون شناختی که الان ازش دارم نشان از یک انسان درسته که ارزش همه کاری رو داره و ایشون نه با حرفش بلکه با صبر و قدرت فکر و اعتقاداتش بمن اینو رسونده ، نظرتون رو میخواستم در این مورد بدونم ، با تشکر


ادامه مطلب


طبقه بندی: سن مناسب ازدواج، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : یکشنبه یازدهم تیر 1391

سوال:

سلام

آقای علی کریمی این مطلبی که در اینجا من می خواهم عنوان کنم انتقاد است از شخص شمــــــــــ-ا!!! من کسی هستم که اعتقادات مذهبی ندارم و به مذهب خاصی اعتقاد ندارم اما سعی کرده ام در زندگی همیشه خدا رو تو قلبم داشته باشم و اگه بخوام کاری انجام بدم ببینم از لحاظ وجدانی ایا روحم دچار عذاب میشه یا نه شما خودتون رو روحانی معرفی کردین من کاری به لباس شما ندارم ولی به عنوان یک انسان ایا از مشاوره هایی که به این جوانان و نوجوانان ساده دل می دین احساس عذاب نمی کنین یه پسر 17 ساله میاد م به شما نیاز جنسی و عاطفی داره و شما میگین برو ازدواج کن ایا اون خودش به عقلش و به فکرش نرسیده که این کار رو انجام بده اصولا وقتی ما درباره موضوعی صحبت میکنیم باید از دریچه واقعیت به موضوع نگاه کنیم نه خیال و آرزو یک پس 17 ساله که هنوز محصله و سربازی نرفته و مخارج زندگی اش رو خونوادش تامین میکنه و شغلی نداره چطوری میتونه این کار رو انجام بده تازه اگه بره دنبال کار مگه چه شغلی واسش وجود داره و درامد این شغل چقد هست که بتونه یه زندگی تامین کنه یک پسر 17 ساله که توی خونه باباش توی اپارتمان 60 متری زندگی می کنه از چه راهی میتونه بره یه اتاق با کرابه ماهی 400 و 500 هزار تومن کرایه کنه !!!یه پسر محصل دارای چه جایگاه اجتماعی توی جامعه است که بتونه از عهده مسئولیت های یک زندگی بربیاد شما میگین قران گفته برو ازدواج کن ایا قران نگفته از چیزی که خدا توی وجود همه ما ادما گداشته و اون عقل هستش استفاده کنه اگه رفت خونه اجاره کرد صاحب خونه که سر ماه اومد و طلب کرایه اش رو کرد می تونه قران رو باز کنه و به صاحب خانه بگه قران گفته خدا پول رو می رسونه!!!ایا در زمانی که هزینه یه خونواده 2 و3 نفره بالای یک میلیون تومان هست میشه به یه پسر 17 ساله بیکار و محصل که تازه خدمت نرفته این پیشنهاد رو کرد اگه نمی تونین مشکل این دوستان رو حل کنین بگین نمی تونم نه اینکه راه حل های غیر واقعی و رویایی ارائه بدین پس ازتون خواهش می کنم به جای ارائه پیشنهادهای غیر عقلانی به این دوستان حداقل یه کم چشماتون رو باز کنین و به واقعیت های جامعه نگاه کنین


ادامه مطلب


طبقه بندی: سن مناسب ازدواج، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت

سوال:

سلام

پسری 20 ساله و دانشجو هستم. بعد از درمیان گذاشتن این موضوع با پدرم که می خواهم ازدواج کنم و با اصرار فراوان به پدرم ، شرایط ازدواج کمی برایم محیا شده است. بنده هم اکنون صاحب شغل هستم و در کنار پدرم در بازار کار می کنم. مشکل این است که دختر مناسب برای من که از نظر سنی به من بخورد کم است. تا حالا به 3 خواستگاری رفتم تنها واکنش خانواده آنها خنده بود. می گویند دخترهای ما باید درس بخوانند و تو با این سن دختر شهری نمی توانی پیدا کنی،دورو بر ما هم می گویند با شرایط تو باید بروی دختر دهاتی بگیری. به نظر شما شرایط ازدواج دیگر چه میتواند باشد؟ ازدواج زودهنگام من هم به خاطر مشکلی است که شاید در آینده اتفاق بیافتد(نازایی).من هم اکنون چه کار کنم. من مانده ام که آیا مسلمانی هم هست؟ اگر هست چرا من را مسخره می کنند؟من هم نیاز به ازدواج احساس میکنم و هم اینکه مشکل پزشکی دارم و دکتر  معالجم توصیه کرده برای امکان بچه دار شدن ازدواج کنم. با اینکه هم شغل دارم و در مغازه پدرم کار میکنم به خواستگاری هر دختری می رویم با تعجب آن ها مواجه می شوم و به سن من را خیلی کم می بینند. من از این ناراحتم که هم قیافه مناسب و هم
موقعیت خوب نسبت به دیگر جوانان دارم ولی باز با جواب منفی از طرف خانواده دختر مواجه می شوم. من نمی دانم سن مناسب ازدواج چند سالگیه ؟30 یا 40 سالگی؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: سن مناسب ازدواج، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی ام آبان 1390

سوال:

سلام

دختری هستم 18 ساله یعنی 2 -3 ماه دیگه میرم تو 19 سال! حدود 2 سال با پسری  به هم علاقه مندیم اون حدود 2سال از من بزرگتره دانشجو هم هست من از ازدواج میترسم
میترسم که الان تو این سن کم با هم ازدواج کنیم بعد اون به عنوان یه  مرد از من زده بشه
آیا این شک من درسته؟؟؟؟من میترسم برم جلو خانوادم واستم و بعدش اون بعد از ازدواج عوض بشه واسه همین از ازدواج میترسم باید چیکار کنم؟؟؟ آیا ممکن همچین اتفاقی بیفته؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: سن مناسب ازدواج، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : دوشنبه یازدهم مهر 1390

سوال:

سلام

آقای کریمی بنده جواب شمارو تو پست "چه کنم با احساس تنهایی" رو خوندم.بعد از اون مقالات یاسین عزیز رو در وبلاگ حلقه خوندم و باهاتون کاملا موافقم!اما متاسفانه جرئت گفتن اینکه چنین نیازی رو ندارم که به پدر مادرم بگم...تازشم فامیلامون کلی دید بد به من پیدا میکنن!و فکر کنم همه اینجوری بشن شاید موقع گفتن این مسئله پدرم کلا از من روی برگردانه !پس تصمیم خودمو گرفتم!یعنی نیازمو سرکوب میکنم و تا جای ممکن بهش فکر نمیکنم و بیخیالش میشم و اصلا سمتش نمیرم.یه سرکوب درست و حسابی میکنم!
اما یه چیز دیگه....من قلمم خیلی خوبه و مقاله زیاد مینویسم!دیگه دوست ندارم جوونی و مخصوصا نوجوونی مثل من چنین رنجی رو از داشتن چنین نیازی داشته باشه!پس با قلمم و قدرتی که در اطلاع رسانی دارم میخوام اطلاع رسانی کنم که ازدواج در نوجوانی خیلی مفید هست!حالا من یه نفرم!بقیه چی!پس نمیذارم بقیه هم مثل من بشن!میدونید چیه؟راستش دیگه زده شدم از فکر کردن به ازدواج کلا میخوام مجردی زندگی کنم تا آخر عمر.....چون ارادم زیاده....اینو من نمیگم بخاطر کارهایی هست که انجام دادم و خیلیا بهم گفتن ارادم زیاده!
پس میرم قلم بدست میشم!راستی من اینو محض اطلاع گفتم نمیخواستم که مثلا دلداریم بدین!بخدا راست میگم!فقط گفتم که اگه راهنمایی ای در این زمینه برای اطلاع رسانی داشتید بهم بگید باسپاس!


ادامه مطلب


طبقه بندی: سن مناسب ازدواج، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:7)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]