مرتبه
تاریخ : دوشنبه سی و یکم مرداد 1390

سوال:

سلام
دختری سی و سه ساله هستم لیسانس دارم و امسال هم انگار خدا بالاخره صدام رو شنیده و کنکور ارشد مرحله اول قبول شدم، منتظر نتایج نهایی ام....  5ساله که با پسری رابطه دارم منتها کلمه رابطه غلط اندازه بهتره بگم در تلاش برای ازدواجیم ولی هربار سنگی به بزرگیه کوه از آسمون می افته سر راهمون انگار همه چی گره کورش مال ماست
از خانوادۀ من گرفته (که مادر بسیااااااار حساسی دارم و به شدت بخاطر حساسیت هاش زندگی من -و حتا کل خانواد رو تحت الشعاع قرار داده-) تا بی پولی و بی کاری... ما اول همکار بودیم در همون روزهای اول پیشنهاد ازدواج از ایشون داشتم 2اسل از ایشون بزرگتر بودم- بزرگترین دلیل نه گفتن مادر من- ایشون که از پدر و مادر ترک بودن که یکی از حساسیت های مادر من بوده همیشه و مادربزرگ تازه مرحوم شده بود از طرفی خودم هم آمادگی روحی نداشتم اون روزها 28 ساله بودم کار خوبی داشتم ایشون 26 ساله بود
ظاهری زیبا و آراسته داشت و دانشجوی ترم اول ارشد در یکی از بهترین دانشگاههای تهران
بای من پسری از هر جهت متین و پذیرفتنی و قابل احترام -که به واقع همینطور هم هست-
از ایشون دو ماه فرصت خواستم فکر کنم راضی نمی شد خیلی زیاد دچار احساساتی به اسم عشق شده بود (از خدا پنهان نیست از شما هم نباشه؛ من خودم هم بسیار علاقمند به ایشون بودم ولی ابدا بروز ندادم و خیلی بی تفاوت فقط فرصت میخواستم بای شناخت بیشتر) دو ماه گذشت جوابم مثبت بود قرار بود تعطیلات نوروز که تمام شد اقدام کنن
سومین روز نوروز بود که مادر پدرم هم مرحوم شد و .... این آغاز وقفه افتادن ها تا به امروز بوده بعد از چهل مادربزگ، من با یکی از برادرهام -از من کوچکترن هر 3 ولی با ایشون راحت ترم و همفکرتر) صحبت کردم تا با مامان صحبت کنه که هر موقع صلاحه بیان برای خواستگاری اما هنوز 2 روز از صحبت من نگذشته ، خواستگارم از اون اداره بی کار شد
دو سال بیکاری و تحصیل همزمان بعد هم کاری پیدا شد- تازه با پارتی و هزارجور اینو ببین اونو ببین ها- جوون تحصیل کردۀ مملکت شد رانندۀ یک شرکت خصوصی که هرچی هم درآورد دانگشاه بی رحم ازش گرفت بای تصفیه و تصفیه هم یعنی کارت رو بذار کنار و برای سربازی اقادام کن و تااااااااااااا همین الان که ایشون خدمتن و بیکار جناب کریمی آخه تو رو به خدا شما بگین این شد وضعیت؟؟؟؟؟؟؟؟ به کدوم گناه ما باید 5 سال از بهترین سالهای عمرمون می سوخت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا نباید برای جوونها حداقل زندگی نرمال فراهم باشه؟؟؟؟؟؟ بعد میگن چرا گناه زیاد شده، کسی ازدواج نمیکنه، جوونا چنین شدن و چنان....از این طرف هم که مادر من زندگی رو زهر کرده من جرات ندارم اسم کسی رو بیارم که مورد پسند منه... مادری بسیاااار حساس، بیمار (قلبی، عصبی، دیابتی) و دچار وسواس های رفتاری(بدبینی، حسادت و .....9 اتوی این 5 سال زندگی آیندۀ خودم که روی هوا بوده یک طرف، زندگی در و مادرم هم توی سراشیبی عجیبی افتاده وضعیت دیوانه کننده ایه بخدا کم آوردم کم کجاست این خدا................ ضمنا در مورد خواستگارم توضیحاتی می دم : اول اینکه آقای خواستگار من الان سربازه امریۀ وزارت علومه و شاغل هم نیست.... دوم اخیرا ایشون تونستن با سوابق بسیجی که داشتن 9ماه کسری خدمت بگیرن امممما ریاست محل خدمتشون .... جناب کریمی نمی تونم حرف بزنم... بغض داره خفم می کنه. ریاست اونجا هیچ جوری با این 9ماه کسری موافقت نمی کنه و خیلی که بخوان لطف کنن همش سه ماه از این 9 ماهه ما 5ساله که بخاطر از این دست گره هایی که می افته نتونستیم شرعا و عرفا بسم لله یک رابطۀ سالم رو بگیم. با این کوتاه نیومدن رییس مرکز، این رابطۀ پنهانی، 6 ساله می شه........... درست هربار  وقتی میایم شروع کنیم، یک دفعه یک کوه از آسمون میفته سر راه ما تازه یک آشنا پیدا شده که اونهم تازه مطمئن نیستیم بتونه کاری کنه، ولی قرار شده به محض ترخیص از خدمت ببینه آیا می تونه برای من نامزد من کاری درست کنه که مشغول بشه، یا نه؟ فقط تصور کنید جناب کریمی... تازه بعد از 5 سال -اگر اگر اگر کسری 9 ماهه جور بشه و اگر اگر اگر کاری هم فراهم، بندۀ خدا خواستگار من میخواد با 0 پا پیش بذاره و به پدر و مادر من بگه که قصد ازدواج داره.... این عیبی نداره بالاخره خدای ما هم بزرگه اما 5سال بس نیست که حالا این آقای رییس به هر دلیلی دارن با زندگی ما بازی می کنن؟؟؟؟؟ چرا آخه؟؟ چرا نباید ماها که زیر پرچم اسلام اینهمه ادعای مسلمونیمون می شه، اینهمه به زبون از حال و روز جوونها نگرانین، اینهمه شرایط روز مملکت رو می بینیم و می ترسیم از تبعاتش، نباید دست جوونها رو بگیریم و اونهایی که مثل ما گیرشون یه ذره مهربونی و یه کم همدلیه، رو زیر بال و پر بگیریم و ....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینها خودشون بچه ندارن آقای کریمی؟ جوون ندارن؟؟؟؟؟؟؟؟ به خدا کم آوردم دیگه کم کم دارم به خدا هم شک می کنم یکی مثل ما که همۀ دلش پاک زندگی کردنه، نباید بتونه و باید انقدر سنگ بعد سنگ بخوره بهش که ایمانش هر روز سست و سست تر بشه یکی هم عده ای که انقدر دارن که هر لحظه شون رو ریخت و پاش ها و انواع گناهای کوچک و بزرگ تشکیل بده که....به خود خدا قسم، دیگه داره باورم می شه، دینداری و صبوری و توکل به خدا، فقط حرفه پوله و پارتی و بی ملاحظگین که عامل موفقیت و خوشبختین خانوادۀ من وضع مالی نسبتا خوبی دارن ولی به همون نسبت هم خواستگارهای من رو زیر ذره بین می ذارن، چون هیچ جوری نمی تونن ببینی من هم همون سختی هایی رو کشیدم که خودشون (بگذریم  از بالا و پایین های زندگی خانواده ام... ما با سختی زیاد الان رفاه نسبی ای رو بدست آوردیم که ما به ازاش سلامت جسمی و روحی مارم بوده و از دست رفتن ارامش قبلی زندگی......) خانوادۀ ایشون هم -مادرشون به دلیل بیماری سرطان ریه حدود 9سال پیش مرحوم شدن، و همۀ زندگیشون رو طی چندسال درمان هزینۀ اون مرحوم کردن و ... حالا یک پدر پیر72و3 ساله و یک جفت پسر دوقولو که یکیشون خواستگاره منه، در خونه ای موندن که هیچ پشتوانه مالی ای نداره... البته می دونین که اگه اون مادر زنده بود، می تونست خیییییلی شراییط رو بهتر کنه. بهترین پدرها هم، با تمام احترامی که قائلم، مارد نمی شن. کمااینکه توی تمام این 5سال در جریان این رابطه بودن پدر ایشون، قدمی برداشهه نشد و خواستگار من هییییچ تکیه ای نداشت که بتونه لااقل یک بخش کوچک ذهنش آروم باشه.... منظورم از گفتن اینها این بود که بدونید، خانوادۀ فقیری نیستن اما دلسوزی هم ندارن خانوادۀ من هم خانوده ای نیست که به راحتی دخترش رو به همچین شرایطی بده.... احساس می کنم بین اجرهای جهنم گیر کردم نمی دوم دارم تاوان چی رو پس می دم؟ اما می دونم هرچی هم که بود، بسه دیگه بسه پس کو اون رحمن و رحیمی که می گن


ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390

سوال:

سلام

میخواستم ببینم که من چیکار باید کنم تا از دخترا بدم بیاد چون من تا ارشد رو تمام نکنم نمیتونم ازدواج کنم واهل دوستی هم نیستم حال چه کنم با خود، دوس دارم با یکی باشم وحرف بزنم.ممنونم منتظرجوابتون هستم


ادامه مطلب


طبقه بندی: فرار از ازدواج،  مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه هجدهم خرداد 1390

سوال:

سلام

خواستگاری دارم که 5 ساله می خوایم ازدواج کنیم اما درامدش کمه با این وضع می ترسم بعد ازدواج از عهدش بر نیایم خیلی سخته تو رو خدا راهنماییم كنید


ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : یکشنبه پانزدهم خرداد 1390

سوال:

سلام

جوانی 23 ساله هستم که 1 سال دیگر فارغ التحصیل رشته مهندسی مخابرات می شوم و هم اکنون درامدی حدود 1000000 تومان دارم و تخصص شغلی که دنبال می کنم بسیار پر کاربرد بوده و اگر کارت پایان خدمت داشته باشم در توانایی ام بو روشنی می بینم که بتوانم بین 2500000 تا 3000000 میلیون تومان درامد داشده باشم اما 1 سال دیگر درسم تمام می شود و 1 سال و نیم هم خدمت سربازی را در پیش دارم از طرفی به یک دختر خانوم علاقه شدید داشته و به دلایل تفاهم در زمینه های مختلف هم بنده و هم ایشون همدیگر را مناسب برای ازدواج می بینیم اما تنها دغدغه ایشون این است که بده 3 سال که شرایط عقد کرده را پیدا می کنیم ایشون برایش مشکل است که بخواهد به مدت حداکثر 2 سال اجاره نشین باشد.حال سوالم از شما این است که آیا جوانی بسیار پرانرژی که توانایی بالایی دارد و در خودش به روشنی می بیند که 5 سال دیگر زندگی اش روال بسیار خوبی پیدا می کند آیا این درست است که از او این انتظار را داشته باشند که اول زندگی ماشین و خونه و ... داشته باشد؟ چرا باید یه جوانی با این همه خصلت خوب و جوهره کار بهش بهش این فرصت داده نشود که خودش رو نشون بده ؟ جرا باید تمام صفت های خوب ازدواج فراموش بشه و به این اندازه به مادیات توجه بشه البته بنده عرض کردم بده 3 سال زندگی ام روی غلتک می افتد و در مدت 2 سال بعد ایمان دارم که از نظر مادیات هیچ کم و کسری ندارم؟ لطفا مرا راهنمایی بفرمایید؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390
سلام
مدتیه با پسری عقد کردیم . برای عروسی تصمیم داریم که مراسم نگیریم و فقط به ماه عسل بریم اما دوستام میگن که بعدا برات مشکل درست میشه و مراسم نگرفتن عقده میشه و اذیت میشی که چرا نگرفتم و از این حرفا
به نظر شما من چکار کنم ؟

ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
(تعداد کل صفحات:11)      [...]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [...]