مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390
با سلام
من دختر 29 ساله ای هستم كه ساكن شیرازم .خواستگار پولداری دارم كه اهل تهرانه و 10 سال اختلاف سنی داریم.موقعیتش را كاملا می پسندم.تنها مشكلی كه سد راه خودم میبینم مهریه هست.
اعتقادی با مهریه بالا نداره و فقط حاضره 110 تا سكه مهر من كنه.(به دلایل عدم اعتماد به خانومها).ولی من برای تضمین آینده ام از ایشون خواستم 3 دانگ از یك زمین رو به نامم كنه چون به هر حال من هم از آینده ترس دارم
همین موضوع باعث شدتا الان به نتیجه مشخصی نرسیم.باید چكار كنم

حق با كیه؟خواهش میكنم راهنماییم كنین.


ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
مرتبه
تاریخ : جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390

سوال:

سلام

من یه پسر 22 ساله و الان دانشجوی ترم 6 دوره ی لیسانس هستم حدود یک ماه و نیمه که از طریق موبایل با دختری 21 ساله که دانشجوی کاردانی هستند آشنا شدم اولش قرار بود فقط به خاطر مشکلشون به ایشون کمک کنم ولی یواش یواش که با هم بیشتر آشنا شدیم و در مورد ازدواج با هم صحبتهایی کردیم و قرار شد به خواستگاریش برم اما اون می گه خونواده ام تا وقتی شغل نداری قبول نمی کنند من می خوام شغل پاره وقتی پیدا کنم و بعد به خواستگاریش برم نظر شما چیه


ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : یکشنبه پانزدهم اسفند 1389

سوال:

سلام

دختری هستم با تحصیلات عالی و از خانواده ای مرفه،فرصتهای ازدواج زیادی داشتم ولی هیچکدام رو قبول نکردم تا اینکه با مردی آشنا شدم که حسابی به دلم نشست و فکر کردم آدمی هست که می تونم بهش اعتماد کنم.همه چیز خیلی خوب پیش می رفت و علاقه ما روز به روز بیشتر می شد تا اینکه تصمیم گرفتیم ازرواج کنیم.من قبلا خودم گفته بودم که مهریه نمی خوام ودلم می خواد با اعتماد زندگیم رو شروع کنم.هیچوقت آدم پول پرستی نبودم و احساس می کردم اگر این زندگی شکست بخوره من عشقم و اعتمادم رو از دست دادم و تمام ثروت دنیا هم اگه مهرم باشه نمی تونه من رو اون موقع شاد کنه یا این شکست رو جبران کنه.اما خانوادم اصرار دارند حتما مهر در حد معقول و عرف وجود داشته باشه ولی طرفم این رو قبول نداره و میگه اگه قبول می کنه مهر تعیین بشه فقط به خاطر من این کار رو می کنه،من هم دوست ندارم زیر چنین منتی برم و ترجیح میدم مهر نباشه ولی از طرف دیگه نمی خوام نظر خانوادم هم نادیده گرفته بشه،دیگه خسته شدم...ترجیح میدم از عشقم بگذرم ولی این وسط باعث رنجش کسی نشده باشم.الان خیلی به همدلی نیاز دارم..کسی پیشنهادی داره؟مرسی


ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : شنبه چهاردهم اسفند 1389
سلام    
نامزدم میگه اگه من برم 1 تعهد بدم که مهریه بالای بابام رو بخشیدم خانوادش حرفی نمیزنن با 2000 سکه .باید برم این تعهد را بدم ؟میگه باید کارم رو ول کنم و برم کنارش تو شرکتش کار کنم.بابام میگه تا عقد نکردین صحیح نیست.پشت سرت هزار حرف و حدیث میزنن.روز خواستگاری گفت من 30 میلیون بدهی دارم.الان خودم فهمیدم 130 میلیون بدهی داره.البته درآمد خوبی داره.فکر می کنم مامانش کنترلش میکنه.1 مانتو واسم خریده که مامانش اجازه نداده هنوز برام بیارتش.به ازاشم 2 تا مانتو برای مامان و خواهرش خرید.واسه محیط کارش مثله ریگ پول خرج میکنه .اما واسه من جز 1 انگشتر نشان و همین مانتو که نداده بهم خرجی نکرده.میترسم خسیس باشه.بعد از 3 ماه مامانش با کلی غر غر ما رو به خونشون دعوت کرد.همه کارا رو خود پسر انجام داد.حتی چایی درست کردن.میترسم مادرش بعدها باعث مشکلاتی بشه تو زندگیم.تو رو خدا بهم همفکری بدین.باید چکار کنم ؟

ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
برچسب ها: مهریه بالا، بخشش مهریه، دخالت مادر، خسیس بودن،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
مرتبه
تاریخ : جمعه ششم اسفند 1389

سوال:

سلام

من پسری هستم 21ساله که در دانشگاه با یک دخترخانومی آشنا شدم(حدودا 3-2ماه است) از ابتدای آشناییمون شرط ایشون این بود که باید مادرم در جریان باشه و حتی اجازه از مادرم بگیرم که شمارمو بدم بهت، مادر ایشون اجازه داد و ....و ما قصدمون ازدواج هست، این دخترخانم چند وقتی است که گیر داده که بابام میخواد ببیندت و خانواده من اصلا از این قضایا مطلع نبودند که وقتی ایشون گفت باید بیای بابام میخواد ببیندت من گفتم باید به مادرم بگم،به مادرم گفتم قضیه اینه همچین دختری و .......، مادرم چون من دانشجویم و منبع درامد مناسبی ندارم مخالفت کرد که تا درامد مناسبی نداشته باشی فکر ازدواج نداشته باش و این دختر هم بی خیال بشو، مادرم راست میگه، منم اینو به اون دختر خانم گفتم ولی اون میگه اصلا مادیات مهم نیست نه برای من نه برای خانوادم، بابام اصلا به مادیات کاری نداره،اون پافشاری میکنه که بعد ماه صفر بیاین خواستگاری و .... چون این جوری نامحرمیم باهم میریم بیرون خوب نیست، شما میگید من چیکار کنم؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:11)      [...]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [...]