مرتبه
تاریخ : چهارشنبه پانزدهم دی 1389

سوال:

سلام

من دختری 24 ساله هستم.لیسانس زیست شناسی دارم.و فرزند اول خانواده ای 4 نفره هستم.در حال حاضر هم در شرکتی کوچک مسئول کنترل کیفیت هستم .تا کنون تعداد زیادی خواستگار داشته ام که هر کدام را پدرم به دلایلی مثله دیر آمدن ، روستایی بودن ، زشت بودن و ... رد کرده است.مدت 2 ماه است یک پسر 30ساله با درآمد ماهیانه 2میلیون(لیتوگراف هست) و خانواده مناسب اما سنتی به خواستگاریم آمده .پدرم او را پسر خوب و زیرکی و عاقلی میداند.البته ایشان دیپلم دارند.من و ایشان به همدیگر بسیار علاقه مند شدیم.در این مدت زیر نظر خود پدرم با هم در تماس بوده ایم.و گهگاهی هم در منزل ما ملاقات داریم .مشکل اصلی بر سر مهریه است.پدرم 2500 سکه در نظر دارد.و خانواده نامزدم 14 سکه.هیچکدام هم حاظر به کنار آمدن نیستند و با یکدیگر هم روبه رو نمیشوند.پدرم میگوید من و نامزدم باید بگوییم 2000 سکه خودمان تصمیم گرفتیمو اجازه دخالت به خانواده نامزدم را ندهیم.نامزدم هم با این روش تحمیلی موافق نیست.حال نمیدانیم باید چه کنیم که این وصلت به خاطر مهریه به هم نخورد؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهاردهم دی 1389

سوال:

سلام

دختری هستم 27 ساله و كارمند . یك بار تجربه عقد ناموفق داشتم . با پسری آشنا شدم كه او هم یكسال زندگی ناموفق داشته جدا شده . مدت 5 ماه است كه با هم آشنا هستیم . در این مدت من با تمام بدبینی كه نسبت به مردان داشتم به خصوصیات خوب اخلاقی و ویژگیهای مناسب شخصیتی این آقا واقف شدم . الان سوالم اینه كه با توجه به اینكه ما با هم خیلی خوبیم . و از نظر ا خلاقی مشكلی نداریم اما این آقا در حال حاضر بیكار است و پس انداز چندانی ندارد . اما من از نظر مالی مستقل هستم و توانایی این كه بتونم از همه نظر كمكش كنم تا زندگی رو شروع كنیم را دارم . اما شك دارم كه این كار رو بكنم یا نه ؟آیا بعدها مشكلی بوجود نمی آید با توجه به اینكه از لحاظ كاری تخصص های خوبی داره و می تونه جبران كنه .


ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهاردهم دی 1389

سوال:

سلام

من دختری 21 ساله هستم قراره با یکی از پسرای فامیل عقدکنم ایشون تقریبا یه سال از من بزرگتره از لحاظ اخلاقی وپاک بودن و خیلی چیزها مورد تایید خانواده ومن هستن دوخانواده به این ازدواج کاملا راضی اند.علاقه هم وجود داره بین ما.ایشون تادرسشون تمام شد مشغول به کار شد.شرکتی زده که بقول خودشون ممکنه بگیره ممکنه نگیره والان میخادبره سربازی وتو این مدت کار شرکتشونم که پروژ های نرم افزاری انجام میدن رو ادامه بدن که ببینن میگیره یانه.که اگر نگرفت بعد سربازیشون دنبال کار رسمی باشن.به زرنگ بودنشون اعتماددارم فقط نمیدونم کارم درسته یانه.اینکه بشون جواب بله رو بدم یانه.البته گفتم بشون اگه جواب مثبت بدم بخداتوکل کردم وبعد به چند مرد حلاج بودن شما واینکه جواب اعتماد خانواده منو بتونی بدی.با این شرایط که ایشون میگن من حتی نمیخام بابام بخاطر تو 10000 تومن توجیبم بزاره جواب دادن من کار درستیه.من بیشتر اعتقادات مذهبی برام مهم بود وایشونم شاید بیشتر بخاطر این منو میخان اما شرایط مالی هم تا یه جایی فکر کنم اهمیت داشته باشه ممنون از سایت خوبتون در پناه حق


ادامه مطلب


طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت

سوال :

سلام

من پسری 21 ساله هستم الان نزدیک 2ساله با یه دختر دوست هستم تو این 2سال با شناختی ک ازش پیدا کردم دیدم دختر خیلی خیلی خوبه و به همه چیزش اعتماد دارم الانم بینهایت دوستش دارم اونم منو دوست داره حتی بخاطرمن از خاستگاراش گذشته و همه رو رد کرده ولی مشکل من اینکه تازه درسمو تموم کردم نه سربازی رفتم نه پس اندازی و نه کاری مطمئن هم هستم با این وضعیت من نه خانواده خودم راضی به خاستگاری رفتن نمیشن وهم خانواده اون قبول میکنن نمیدونم واقعا چه کارکنم بنظر شما این درسته ازش بخوام بخاطر من بمونه تا شرایط ازدواج پیدا کنم این خود خواهینیست از طرف من که بخام اونو از یه زندگی خوب باکسی دیگه محروم کنم من اینقدر دوستش دارم که واقعا خوشبختیشو میخوام چون دختر واقعا خوبیه لطفا زود جواب منو بدین چون زیاد فرصت ندارم ممکنه که بخوام برم سربازی ممنون

 

جواب:

سلام

این درست نیست که اون دختر رو چند سال معطل کنی چون اگه بعدش نتونی باهاش ازدواج کنی چند سال عمرش هدر رفته و خواستگارهای خوب رو هم از دست داده

بنا بر این تنها راه اینه که خانواده رو راضی کنی که برید خواستگاری و اصل ازدواج رو مسلم کنید و اگه موافقت کردند عقد کنید و بقیه مراسمات رو تدریجا که شرایطتتون جور شد انجام بدید

نگید شرایط من جور نیست شما فارغ التحصیل شدید و درسته که شغل ندارید اما افق اینده کاری تون روشنه و از خیلیای دیگه هم که در دوران دانشجویی ازدواج می کنند جلوترید

سربازی هم که برید امکان این که بخاطر تحصیلات بالا و متاهل بودن شما رو به صورت نیمه وقت در شهر خودتون به کار بگیرند هست و در نتیجه می تونید کار نیمه وقتی پیدا کنید و بلکه حتی زودتر از اونی که فکرش رو می کنید بتونید زندگی تشکیل بدید

علاوه بر اینکه خدا در قران قول داده کسانی رو که ازدواج کنند اگه فقیر باشند از نظر مالی تامین کنه بنا بر این با توکل به خدا حرکت کنید تا معجزه کمک الهی رو در جور شدن امکانات زندگی مشترک ببینید  پس اول خانواده رو راضی کنید که برای خواستگاری اقدام کنند و اگه قبول نکردند از راهکارهای مطلب زیر استفاده کنید

http://moshaver41.ir/post/114

در قدم بعد برای کسب رضایت خانواده دختر جهت خواستگاری قدم بردارید

موفق باشید




طبقه بندی: مشکلات مالی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه یازدهم آذر 1389

سوال:

سلام

دختری 29 ساله هستم و دارای مدرك فوق لیسانس كه در یك شركت دولتی به صورت رسمی مشغول به كار هستم از لحاظ چهره مشكلی ندارم و چهره خوبی دارم اما نسبت به سنم خیلی كوچكتر نشون میدم، چند تا خواستگار داشتم كه به جز سه مورد كه ازمن بزرگتر بودند بقیه حدود دو سال كوچکتر بودند كه خانوادم مخالفت می كردند هم با سنشون هم اینكه تحصیلاتشون لیسانس یا كمتر بود .سه مورد بزرگتر هم یكی به علت اینكه از لحاظ فرهنگی با خانوادم فرق داشتند و مثلا اهل مشروب و مجالس مختلط بودند نشد و یكی هم به علت اینكه قصد سفر به استرالیا و زندگی در اونجا روداشت رد شد و اصلا خانوادم نگذاشتند كه به منزلمون بیان. دو مورد هم كه كوچكتر بودند و خانوادم باز هم اجازه ندادن با خانوادشون بیان.اما یك مورد كه الان هست حدودا 9 ماه از من كوچكتره و دو سال پیش هم از من خواستگاری كرد كه به دلیل تحصیلاتش كه دیپلم بود و كارش كه حالت رسمی نداشت خانوادم قبول نكردند ایشون الان به تحصیلشون ادامه دادن و ترم آخر فوق دیپلم هستن اهل نماز وروزه هستن و كارشون هم بصورت آزاد در یك آموزشگاه هست و طبق گفته خودشون قصد ادامه تحصیل هم دارن خانواده من فقط نیم ساعت در جلسه خواستگاری اجازه صحبت به ما دادن كه من تونستم سوالات كلی بپرسم، اما به دلیل اینكه خانوادم اجازه ارتباط بیشتر رو نمیدن من موندم چكار كنم ؟ خانواده من هیچ حرف مثبتی در موردش نمی گن و همش منفی می گن.از جمله "سن و سوادش كمه و اینكه درآمدش كمه و خونه هم نداره و شغلش رسمی دولتی نیست اینكه من باهاش به مشكل خواهم خورد ،اینكه وضع خانوادش خوب نیست و از این قبیل صحبتها" و از طرفی، من رو تحت فشار گذاشتند كه با یك جلسه صحبت بهشون بگم جوابم بله هست یا خیر!! و اجازه ارتباط بیشتر رو هم نمی دهند . با توجه به عدم رضایت خانوادم من نمی دونم چی باید بگم و از طرفی شناخت بیشتری از این آقا ندارم فقط در تحقیقات پدرم همسایه هاشون اظهار كردند كه پسر بسیار خوبی هست اما من نمیدونم چه طور تصمیم بگیرم از طرفی می ترسم كه با بالا رفتن سنم دیگه مورد مناسبی پیش نیاد، خانوادم هیچ نكته مثبتی در موردش نمی گن و من دچار دلهره و استرس زیادی شدم و نمی دونم چكار كنم لطفا هر چه زودتر راهنمائیم كنید...با سپاس وتشكر فراوان

 

جواب:

سلام

مطلب اول اینکه نگرانی شما نسبت به سنتون به جا است بنا بر این بی دلیل رد کردن خواستگار ممکنه سبب پشیمونی بشه

مطلب بعد در مورد ایرادات خانواده شما است که نسبت به سن و تحصیلات عرض می کنم در صورتی که شما اونو قبولش کنید به طوری که بتونید به عنوان همسر بهش تکیه کنید و نخواهید حرفاتون رو صرفا بخاطر سن و تحصیل بالاتر به کرسی بنشونید و سختتون نباشه که حرفای درستش رو بپذیرید در این صورت اختلاف سن و تحصیل مشکلی ایجاد نمی کنه

در مورد وضع مالیش هم با توجه به اینکه اهل کار و تلاشه اگر با توکل به خدا ازدواج کنید تدریجا زندگیتون بهتر خواهد شد البته اگه می خواید بعدا به مشکل نخورید و مشکلات و محدودیتهای مالی احتمالی شما رو زمین گیر نکنه، باید واقع بینانه برخورد کنید و توقع نداشته باشید که همه چیز از روز اول فراهم باشه چون اگه از قبل اماده روبرو شدن با چنین وضعیتی باشید وقتی مشکل پیش میاد یا می بینید که نمی تونید هر امکاناتی رو که می خواید داشته باشید بر اشفته نمی شید و فکر نمی کنید که با این ازدواج بدبخت شدید چون قبولش کرده اید لذا خلاف توقعتون هم نیست در نتیجه به خودتون می گید وقتی این وضع رو خودم قبول کردم تحملش هم می کنم علاوه بر اینکه می گید : گرچه سختی می کشم اما رسیدن به اینده خوب ارزش سختی کشیدن رو داره و به این صورت خودتون رو اروم می کنید

و مطلب اخر هم در مورد نحوه برخورد شما با خانواده در مورد پاسخ گویی به خواستگاره که در این مورد عرض می کنم : اگر با توجه به مطالبی که عرض کردم به نتیجه رسیدید که ایرادات خانواده تون وارد نیست همین مطلب رو با دلایلتون به خانواده اعلام کنید ولی در عین حال بگید شناخت من نسبت به او کافی نیست و باید اونو بیشتر بشناسم تا بتونم نظر نهایی بدم بنا بر این جواب من گرچه "بله" نیست اما "نه" هم نیست

توصیه می کنم برای شناخت طرف بر ارتباط اصرار نکنید بلکه سوالاتی رو در زمینه افکار و عقاید و خصوصیات اخلاقی رفتاری و... طرف لیست کنید و بهشون بگید اگه اجازه صحبت با او رو به شما نمی دن خودشون از راه تحقیق و بررسی و سوال از خودش یا کسانی که ایشون رو می شناسن جواب این موارد رو برای شما پیدا کنند

اگر از نتایج تحقیقات راضی بودی و به نتیجه رسیدی که هیچ اما اگه احساس کردی نقاط مبهم وجود داره می تونی تقاضا کنی که در مورد اون موارد با خودش صحبت کنی

در این مرحله بعید می دونم که خانواده شما بازم مخالفت کنند چون می بینند که همه راههای غیر از این رو رفتی و چاره ای نیست جز اینکه برای نتیجه گیری صحبت طرفینی انجام بشه

البته در مورد صحبت طرفینی من معتقدم به حد اقل باید اکتفا بشه چون در بعض موارد دیده شده که در صحبت های خواستگاری هم دلبستگی ایجاد شده و بعد که خواستگار رفته رنج فراموش کردن رو برای دختر باقی گذاشته

موفق باشید  




طبقه بندی: مشکلات مالی ،  راضی کردن خانواده، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:11)      [...]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [11]