مرتبه
تاریخ : سه شنبه سیزدهم فروردین 1392

سلام

سال نو رو بهتون تبریک میگم، انشالله سال خیلی خوبی داشته باشید

من دختری 27 ساله هستم، تا به حال هیچ خواستگاری نداشتم، تو یه سایت همسریابی ثبت نام کردم که اونجا هم به هیچ نتیجه ای نرسیدم تا اینکه دو هفته پیش تو یه سایت با پسری که به نظر خوب میومد آشنا شدم، کاملا به توافق رسیده بودیم و فقط مونده بود نظر خانواده ها، یه بار با حضور مادرم ایشون رو دیدم و پسر موجه ای بود، بعدش قرار شد که با مادرش صحبت کنه که مادرش به شدت مخالفت کرد، هر چی ازش خواستم بهم بگه که چرا با من مخالفه دلیل اصلی اش رو رفت و آمد نداشتن ما با فامیل گفت، می گفت چرا با فامیل تون رفت و آمد ندارید، هر چی براش توضیح دادم قانع نشدند و متاسفانه با اینکه پسر واقعا می خواست با من ازدواج کنه به خاطر مخالفت مادرش تموم کردم، ما خانواده خیلی خوبی هستیم ولی متاسفانه پدرم خانواده خوبی نداره، 4 تا برادر داره که 3 تاشون معتادن، از 3 تا یکیشون کراکی و کارتون خوابه، یکیشون با 2 تا بچه تو یه اتاق زندگی میکنه، اون یکی زنش به خاطر اعتیاد ازش جدا شده، دو تا از عمه هام طلاق گرفتن که یکیشون دوباره ازدواج کرده، من اینا رو چه جوری به خواستگارم بگم، چه جوری بهش بگم اونا شدیدا مشکل دارن، به خدا خیلی مستاصل شدم، مادرم تک فرزند بوده و فامیل درجه یک نداره، فامیل درجه 2 هم با ما رفت و آمد نمی کنن، یعنی تو این سالها هر چی ما خونشون رفتیم اونا نیومدن و ما هم دیگه نرفتیم، در نتیجه هیچ فامیلی نداریم، ولی خودمون خیلی خانواده درستی هستیم، برادرم و پدرم حتی لب به سیگار نمیزنن، خواهرم دانشجوی دکتری، خودم فوق لیسانس، برادرم تحصیلکرده و کارمنده، ما هیچ مشکلی نداریم، چه کار کنیم که فامیلمون آدمای درستی نیستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تو رو خدا هم خودتون راهنمایی ام کنید هم این مطلب رو تو سایت بذارید تا دیگران راهنمایی ام کنن

با تشکر فراوان

ادامه مطلب


طبقه بندی: اختلاف فرهنگی مذهبی،  عقب نشینی پسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391

کارشناس پاسخ گو : رازی


من دختری 31 سالمه و طرف 27. از نظر ظاهری خیلی بالاترم. ظاهرم بسیار جذابه، طوری كه اصلا سنم رو نشون نمیده و اكثر خواستگارام که ازم كوچكترن، وقتی سنم رو میگم، باورشون نمیشه. من لیسانس دارم و شاغلم. خودمون كارآفرینی كردیم، با خونواده و تو یه شركت خصوصی مشغولم. درامد اوایل خوب نبود و الان بهتره. این آقا كه یكی از دوستان برادرم هست، پیشنهاد ازدواج بهم داد. من همون روز اول ازشون خواستم با خونوادشون مطرح كنن. با توجه به فاصله سنی كه برام مشكل بود، گفتم شاید خونواده اش ناراضی باشن. خونواده اش بیشتر از خودش بهم اهمیت میدن، خیلی دوستم دارن. من تا این مدت با احدی رابطه دوستی نداشتم، فقط میخواستم ارشدم رو هم بخونم بعد ازدواج كنم نشد. این آقا بعد از آشنایی با من، از دانشگاه آزاد كارشناسی ارشد قبول شد. شهریه دانشگاه آزاد میدونین كه بالاست. چون بهم گفته بود مشكل مالی دارم صبر كنم. الان ترم 4 هست و از این ماجرا 2 سال میگذره. مشكل اصلی من از اونجا شروع شد كه این آقا ازم خواست برای رفع مشكل مالیش تا حدودی بهش كمك كنم. منم قبول كردم. ایشون حسنشون با ایمان بودنشونه، كه سر ساعت نماز میخونن، قاری قران هستن و مربی قران. خلاصه بعد یه مدت متوجه شدم رابطه اش كمرنگ شده. كم میاد پیشم، تلفن نمیزنه كسی كه تا اون حد مشتاق بود. كنجكاو شدم. تو اموزشگاه كار میكرد، اتفاقی به محل كارش رفتم دیدم برای یكی از همكاراش تولد گرفته كیك خریدن و ،... دختره از ماجرای ما بی خبر بود، و منشی اون آموزشگاه بهم گفته كار رو میكنم منم حرفاشو باور كردم.بعد دو ماه، تو یكی از روزایی كه اومده بود(تقریبا دو روز در میون همدیگه رو میبینیم مییاد محیط كارم)، پیشم گوشیش زنگ زد. دیدم مشكوك میزنه. اینبار هم با یكی دیگه دوست شده بود. من آدرس آی دی شو داشتم و رمزشو ، هر از گاهی میرفتم بررسی میكردم. اونم مال منو داشت. تا اینكه من متوجه شدم به خانمی ابراز علاقه كرده و قرار گذاشتن. جالبش اینه اون خانم همكارشون بودن. بعد به خودش گفتم كه من متوجه شدم با خانمی به اسم فلانی رابطه داری، خجالت نمیكشی، من دیگه باهات كاری ندارم هر كاری دوست داری بكن. اینم بگم به خاطر ایشون من به خواستگارام تو این دو سال جواب رد دادم. دو تا از خواهرام كه كوچكتر ازم بودن ازدواج كردن، چون تو سن ازدواج بودن. اصلا ناراحت نشدم، خودم بهشون اجازه دادم، خیلی هم خوشحال شدم. اما مشكل اصلی من با ایشون رابطه بی اندازشون با خانم هاست. اوایل احساس میكردم غیر ممكنه كار ایشون باشه، اینقدر متدینن، ولی بعدا فهمیدم مقصر اصلی خودشونن. الان تو چند تا آموزشگاه مشغوله. تو آموزش و پرورش هم به عنوان مربی قران استخدام شده، 5 ماهی میشه، من ازشون تو این مدت چیزی نخواستم، چون بیكار بودن. توقعی نداشتم حتی كمك میكردم. زنگ میزد ازم شارژه 10تومنی میخواست. تقریبا هر چند روز یك بار. بعضی مواقع از كاراش خسته میشدم. تقریبا براش عادت شده. وقتی زنگ میزنه، حدس میزنم یا شارژ میخواد یا پول، از این دو حالت خارج نیست. من ازتون میخوام كمكم كنین. هیشكی باورش نمیشه اینكارا ازش سر بزنه، چون خیلی خیلی بهش علاقه دارم. اشتباهاتش رو بخشیدم، اما الان مشكلی كه دارم، احساس میكنم بازم بایكی رابطه داره، چون رفتاراش اینو میگه از طرفی بهم خیلی ابراز علاقه میكنه. نمیدونم، موندم، یعنی نمیخوام این رابطه رو بهم بزنم. فقط راهنمایی میخوام. چیكاركنم ایشون به این روابط افراطی شون خاتمه بدن، و چطور بهشون بگم دیگه تحمل ندارم و باید بیان خواستگاری رسمی.

ادامه مطلب


طبقه بندی: عقب نشینی پسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی
مرتبه
تاریخ : شنبه نوزدهم اسفند 1391

با سلام و عرض خسته نباشید

از حدودا 2 ماه پیش به علت مسائل درسی و مشترک بودن موضوع پایان نامه رابطه ام با یکی از همکلاسی های آقا بیشتر شد و به صورت تلفنی و پیامک یا در محیط دانشگاه با هم درباره مسائل درسی صحبت میکردیم ولی ایشون 2 هفته پیش مستقیما گفتن که از من خوششون میاد و پیشنهاد دوستی دادن (دوستی کامل) که من قبول نکردم و گفتم در حد دوست اجتماعی باشیم که ایشون قبول کردن و خیلی کم در حد پیامک درباره مسائل روزانه رابطمون بیشتر شد.ایشون در شهر دیگه ای زندگی میکنن و بیشتر با پیامک با هم در تماسیم اما از 4 روز پیش  پس از اینکه نتایج امتاحانا رو اعلام کردن وایشون خیلی موفق نبودن و بعد از جواب ندادن به چند تا پیام و خاموش کردن گوشی براشون ایمیل زدم که نگرانتون هستم و ایشون اینطوری جواب دادن

 

salam khanom mohandes.mer30 az inke negaranam bodi .khili khili mamnon vali haghighatesho bekhay man aslan ahle rabete o dosti nistam va aslan doste khobi vasaton nemitonam basham/va dost nadaram vabastegi beinemon pish byad va baese narahati beshe vase hamin benazaram faghat dar had hamin rabete hamkelasi behtare.etefaghe khasiam ke beinemon

nyaoftade ke bekhaim narahat bashim/mazerat.bye

بعد از این ایمیل درباره مسائل درسی اون شروع به ایمیل فرستادن کرد ولی گوشیش همچنان خاموش هست


ادامه مطلب


طبقه بندی: عقب نشینی پسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
مرتبه
تاریخ : سه شنبه نوزدهم دی 1391
پریا

اگه امکانش هس هم پست بذارین هم خودتون جواب بدین من22سالمه و5سال که با پسرعمه ام رابطه دارم ینی داشتم الان 2ماهه ک تموم کردیم

اون دو سال از من بزرگتره .وقتی خیلی بچه بودیم ازم خواستگاری کرد البته مامانش از مامانم اون موقع پیشدانشگاهی بود مامانامون خیلی از این قضیه استقبال کردن اولش واسه من همه چیز مثه ی بازی کودکانه بود ی سالی گذشت رابطه ی ما اس امسی و تلفنی بود بعد از ی سال نتایج کنکور اومد
رتبه ش خوب نبود این وسط حرفوحدیثایی پیش اومدآخرش همه کاسه کوزه ها سرمن شکست منم بهم برخوردو رابطه موقطع کردم زنگ میزداما سردبرخوردمیکردم تا اینکه ساله بعد دانشگاه قبول شد توشهره محل زندگیه من با اومدنش رابطه سردما دوباره شکل گرفتوبا گذشت زمان حرفاییی ک از عشق توگوشم میخوند علاقه مو بهش بیشترکرد.خیلی مصمم و غیرتی وفوق العاده مهربون بود
بعد ی مدت نیازای جدید سربرآوردنو ما رو به اونجا کشوندن که باهم تنها شدیم...
من هم نماز میخونم هم روزه میگیرم اما...
ما صیغه ی محرمیت خوندیم خودمون .درسته که باهم تنها شدیم بیشتر ازده بار اما سکس نداشتیم وهنوز باکره ام.
دو ماه پیش ی شب زنگ زد گفت تو خیلی خوبی خوشگلی خونوادت خوبن اما من 5سال فقط تلاش کردم عاشقت بشم اما نشددددددددد
جالبه نه؟؟؟گفتم ینی 5سال دروغ گفتی/گفت نه ولی احساسم اونی نیس که تا آخره عمر کنارت نگهم داره
پدرا در جریان نبودن و احتماله مخالفته شوهر عمه م هس و پسرش اینم بهونه کردو گفت نمیخوام بدبخت شی
ینی چییییییییییی؟؟؟؟
میدونین کجاش بیشتر از همه آتیشم میده؟اینکه میگه فقط به خاطره توه که دارم میرم !
من نمیفهمم اگه منو دوس نداشت پس اون همه دوست دارما فقط توو تو دنیامیو..چی بودن؟اگه دوسم داشت چرا کوچکترین تلاشی نکرد؟حتی به باباش نگفت!
میدونین احساسم به درک اون با تمومه باورام بازی کرد
من چطوری خودمو ببخشمو برم با یکی دیگه ازدواج کنم؟
چطوری خاطراتشو از ذهنم پاک کنم؟
عمه ام کوچکترین تلاشی نکرد با اینکه خودش پاپیش گذاشته بود زیره پای پسرش نشست که شما خوشبخت نمیشین!آخه شوهرش کلا خونواده عمه مو دوس نداره و آدمه بداخلاقو غیر معقولیه
من میدونم الان بهترین کاروکردم ک رابطمو قطع کردم
اما شما بگین آخه ی آدم چ قد میتونه مریض باشه 5سال یکیو اینطوری سرکار بذاره؟بدجوری با من بازی کرد...کمکم کنین به حرفایی ک آرومم کنه احتیاج دارم
ادامه مطلب


طبقه بندی: ازدواح فامیلی،  عقب نشینی پسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
مرتبه
تاریخ : دوشنبه یازدهم دی 1391

سوال:

سلام

من همه سایت رو تقریبا نکات مهمش رو خوندم و الان خیلی گیج شدم چرا قبل از ازدواج دختر باید بر خلاف میلش به پسری که دوستش داره بی محلی کنه تا اون پسر طالب ازدواج باهاش بشه ؟ چرا بعد از ازدواج دختر باید اونقدر بیش از توانش محبت کنه یا حتی از خیانت مرد بگذره ؟ یعنی همه روحیات مردها با یک امضا برای ازدواج عوض میشه ؟ مگه زنها شخصیت ندارن از خودشون که همش باید فیلم بازی کنن ؟ نمیشه من خودم باشم و کسی منو بخواد ؟من دوست ندارم برای کسی فیلم بازی کنم و از این کار متنفرم ... محبت الکی برای جلب رضایت شوهر .....بی محلی الکی برای بدست آوردن عشق ؟؟؟؟!!!!!
من دوست دارم خودم باشم آیا باید همیشه تنها بمونم بخاطر اینکه میخوام خودم باشم ؟
اگر کسی منو میخاد باید بخاطر خصوصیات منحصر بفرد من پا جلو بزاره نه بی محلی های من !!!!
پس چرا تو خارج یک مدت با هم زندگی میکنن بعد ازدواج میکنن ؟(البته من خودم شخصا به خاطر اعتقاداتم این شیوه رو قبول ندارم) ولی مگه مردای اونور با اینور ذاتشون فرق داره ؟ یا ذات مردهای ایرونی فقط اینجوریه ؟ تا بهشون محبت میکنی فکر میکنن خبریه و طاقچه بالا میزارن؟؟؟
من الان یک مدتی با یک آقایی دوستم و دوستیمون پاک بوده و داریم برای ازدواج همدیگرو میشناسیم ولی دیگه از دستش خسته شدم چون از وقتی مطمئن شده که خیلی دوستش دارم و علی رغم اینکه از نظر تحصیلی و یک سری چیزهای دیگه از من پایین تره بدم نمیاد باهاش ازدواج کنم رفتاراش عوض شد و تغییر رویه داد (چند بارم بهم گفته تو این دوره و زمونه دیگه شوهر گیر نمیاد !!!که وقتی دید خاستگار دارم دهنشو بست و نشست سرجاش )و هروقت که بهش ابراز علاقه کردم گستاخ شده البته ابراز علاقه 2 طرفه بوده و من طالب نشدم و الان هم دیگه تصمیم گرفتم که ولش کنم اصلا خیلی سرد شدم با این کاراش حالا به نظر شما اگر مردی دختری رو واقعا دوست داشته باشه و پسندیده باشه برای ازدواج و در کنارش خیلی هم مغرور و لجباز و یکدنده باشه آیا با اینکار برای ازدواج اقدام میکنه یا کلا به خاطر کل کل و غرور کاذبش میره دنبال کارش ؟ سوالم رو به بحث هم بذارید که نظر دوستانم رو هم بدونم باتشکر از سایت خوبتون


ادامه مطلب


طبقه بندی: عقب نشینی پسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
(تعداد کل صفحات:7)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات