مشاور ازدواج و خانواده - مطالب رابطه با خانواده همسر
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393
همسر این خانم یه دختر 19 ساله داره که باپسری دوست بوده و ظاهرا قرار بوده اون آقا پسر به خواستگاریش بیاد و از این ماجرا فقط این خانم (یعنی نامادری دختر) خبردارند و پدرش هیچی نمی دونه و حالا آقا پسر زیر حرفش زده و جریان خواستگاری منتفی شده و این دختر خانم هم،کارش شده گریه و بد رفتاری و...

برای خواندن ادامه مطلب و پاسخ کارشناس کلیک کنید



طبقه بندی: رابطه با خانواده همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: حسین وجدانی مشاور ازدواج و خانواده
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه یکم دی 1390

سوال:

سلام
من در دوران نامزدی بسر میبرم و در تمامی این مدت من با همسرم مشكل خاصی نداشتم و تقریباً‌ بیش از 70% ملاكهای منو داشته اما از نظر فرهنگی با خانوادش مشكل دارم ، البته مشكل كه میگم به معنای طرز برخورد و پوشش من تقریبا در یه خانواده سنتی بزرگ شدم و از نظر پوشش كاملا حد مرزو رعایت كردیم اما خانواده همسرم از نظر پوشش راحتن و بدون حجاب و با پوششی باز توی هر جمعی میگردن و من اینو دوست ندارم و به دلیلی كه اینها از اول اینگونه بودن نمیتونم حرفی بزنم و حتی با گرفتن مراسم به طور جدا مخالف هستن با اینكه از نظر اعتقادی در یك سطح هستیم اما اونا این نوع پوششو گناه نمیدونن خواهش من از شما پیشنهاد راه حلی به من است تا بتونم این وضعیتو حداقل در خانه خودم عوض كنم من دوست ندارم دختر دایی و یا دختر خاله همسرم جلو اون هرجوری باشن به دیده اینكه ما به هم مثل خواهر و برادر نگاه میكنیم میترسم بعدها منم مجبور كنن توجمعشون راحت بگردم وگرنه باعث اختلاف و تفرقه با همسرم بشن هرچند كه همسر من الان مثل اونا نیست .مطلب دیگه اینکه همسرم من یعنی همون نامزده فعلیم نسبت به من كارایی كه می‌خواد برای من بكنه اول نگاه میكنه خانوادش ناراحت نشن یا نگن نگاه كن چجوری خام دختره شده برا همین سعی میكنه كاری كه میكنی ادغامی از رفتاره خانوادش و ما باشه به عنوان مثال برای شب یلدا رسم مارو پرسید و من یه چیزه ساده در حد عرف گفتم و اون گفت میخوام از رسم خودمو و شما یه چیزی در بیارم و بیام كه فردا خانوادم فلان حرفو نزنن این برای من جای سوال مردی كه مستقله و میخواد برای كسی كه ادعا میكنه عاشقشه كاریو بكنه باید از حرف دیگرون بترسه كه بگن چرا برای همسرت اینكارو كردی ؟ و اینكه من واقعا دو دلم ، خیلی میترسم از اینهمه اختلاف فرهنگی و اینكه ایشون خیلی به مادرش وابستس یه چیزی بیش از حد و همینطور مادرش نسبت به ایشون من تو این مدت نهایت احترامو به خانوادش گذاشتم اما احساس میكنم این وابستگی بیش از حد توقعاتیو ایجاد كنه كه نتونم تحمل كنم مثل همین رفتو اومدای زیادشون و اینكه توقع داشته باشن ما هم همیشه حضور داشته باشیم و اینكه وقتی من به نامزدم میگم من امشب روم نمیشه بیام خونتون مهمون دارین سریع ناراحت میشه و قهر میكنه میدونین تمامه اینارو با این در نظر بگیرین كه نامزدم فوق‌العاده پسر خوب و مهربونیه بیش از حدم دوسم داره و سالمه و سخت كار میكنه برای اینكه زندگیشو به بهترین وجه بگذرونه تاحالاام از نظر عاطفی برام كم نذاشته ولی به نظر شما با این اختلافایی كه ما داریم و نوع فكر و بینشمون زندگیمون چجوری میشه من باید چیكار كنم تا به مشكل نخورم ؟ من مشاوره‌ام رفتم اما به نتیجه نرسیدم از شما خواهش میكنم كمكم كنین در پناه حق منتظر جوابتون هستم  ممنون


ادامه مطلب


طبقه بندی: رابطه با خانواده همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه بیست و دوم مهر 1390

سوال:

سلام

من پسری هستم 32 ساله که 3 سال است که ازدواج کرده ام . از همان ابتدای ازدواج بین همسرم و مادرم اختلافاتی بوجود آمد که هرچقدر اینجانب سعی در رفع آن کردم نتوانستم انرا برطرف کنم . احساس می کنم همسرم کاملاً غیر منطقی شده و هیچ گونه علاقه ای به برطرف کردن این مشکل ندارد تا جایی که این اختلاف همسرم با سایر اعضای خانواده ام نیز کشیده شده است . حتی در یک مورد شاهد بی احترامی همسرم نسبت به مادرم بصورت تلفنی بوده ام . البته بعداً این مساله برطرف شد اما ریشه های اختلاف همچنان پابرجاست و هر از چند گاهی همسرم مرتباً به این اختلافات در نزد من دامن می زند . لطفاً مرا راهنمایی کنید . با کمال تشکر و احترام


ادامه مطلب


طبقه بندی: رابطه با خانواده همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه پانزدهم مرداد 1390

سوال:

سلام
من دختری 26 ساله و 1 سال ونیم عقد هستم و شهریور امسال عروسی میکنم مشکل من با خانواده همسرم هست خانوادهء فوق العاده سرد و بی محبت داره و اصلا با روحیات من سازگار نیست و نمیتونم باهاشون ارتباط برقرار کنم و بیشتر کارهای مادرش منو اذیت میکنه نحوه آشنایی ما به صورت کاملا سنتی مادرش منو در یک مهمانی دیدن و اقدام به خواستگاری کردن البته یه نسبت دور با اقوام پدرم دارم مشکل اساسی من اینه که با خانوادش مچ نمیشم و همسرمم هم میگه خودت نمیخوایی در صورتی که این وظیفه مادر شوهرم هست که یه محبتی بین ما برقرار کنه من خیلی هم آدم سختی نیستم اما متاسفانه مادرش خیلی بی خیال و خونسرده حال بماند که از رسم و رسومات حق تازه عروسی را به جا نیاوردن و خودشونو زدن به راهی دیگه(اینو تو پرانتز پدرش دست بسته است) و من هم خیلی دلخور شدم اما حداقل توقع داشتم یه کم از نظر اخلاقی با هم مچ بشیم که نشد و همین داره تو زندگیم مشکل پیش میاره همسرمم خب طبیعتا از والدینش
طرفداری میکنه و کاراشونو توجیه می كنه همسرم بوشهر ساکن هست و خیلی پیش من نیست برای همین من از والدینش به خصوص مادرش توقع داشتم که بیشتر منو از نظر روحی ساپورت کنن اما انگار خودشونو با ندونستن خیلی چیزا و زیر به اصطلاح سادگی قایم کردن که مسئولیتی نداشته باشن راستشو بخوایین منم با این جور اخلاقا اصلا مچ نمیشم و ازشون فاصله میگیرم یه نمونه از حرفای مادر شوهرم رو براتون میگم هر وقت همسرم مرخصی داشت و ما به منزلشون میرفتیم مادر شوهرم شروع میکرد از خواستگاریایی که برای پسرشون رفتن میگفت وقتی به همسرم گله میکردم میگفت منظوری نداره منم هیچی نمیگفتم و چندین مرتبه این حرفارو گفت و منم همش حرص میخوردم یا همین امروز که همسرم زنگ زده منزلشون دیده بود دارن میرن بیرون گردش بعد شوهرم گفته بود منم ببرن در صورتی که مادرش میدونست من چند هفته ست به خاطر سفر پدر و مادرم تنها هستم اما چیزی به من نگفته بود وقتی همسرم گفت حاضر باش بیا ببرنت منم ناراحت شدم گفتم من که از تو به اونا نزدیکتر بودم تو بوشهر من اینجا چرا خودشون زنگ نزدن حالا اگه همسرم تماس نگرفته بود اون لحظه محال بود به من میگفتن سر همین قضیه حرفمون شد مواردی بیشتری هست نمیخوام سرتونو درد بیارم فقط ازتون راهنمایی میخوام چطوری باهاشون رفتار کنم من و خانوادم شخصیتهای گرم و غریب نواز داریم و نمیذاریم وقتی غریبه وارد خونم میشه بهش بد بگذره اما دقیقا برعکس خانواده همسرم فقط تو خودشونن و
احساس میکنم اصلا منو نمیبینن .... ممنون میشم راهنماییم کنید


ادامه مطلب


طبقه بندی: رابطه با خانواده همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه یازدهم بهمن 1389

سوال:

سلام

خانواده شوهر من علی رغم اینکه هیچ کاری برامون نمی کنند خیلی به شوهرم دستور می دن و اون هرچی می گن گوش می ده اما من ناراحتم که چرا اونا این طور برخورد می کنند من چه کنم که این قدر به حرفشون گوش نده؟ همچنین بگید من با خانواده همسرم چه طور رفتار کنم که  اینقدر پررو نشوند


ادامه مطلب


طبقه بندی: رابطه با خانواده همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه سوم بهمن 1389

سوال:

سلام

من و شوهرم 2 سالی است که ازدواج کرده ایم و در دبی زندگی می کنیم و مادرشوهرم هم اینجا زندگی می کند و خانواده شوهرم هندو هستند و شوهرم تک فرزند است و مادرش از اول زندگی خیلی سعی در دخالت زندگی ما و تقاضای اینکه ما با هم یکجا زندگی کنیم را کرده است و من چند بار سعی کرده ام که با این  قضیه کنار بیایم ولی من با خیلی لحاظ با او مشکل دارم و به هیچ وجه نمی توانم با او یکجا زندگی کنم و شوهرم هم می گه اگر یک روز مجبور بودی نتونستی برو و من شوهرم را خیلی دوست دارم مانده ام چی کار کنم شوهرم با مادرش همیشه با زبان هندی حرف می زند و این موضوع هم مرا خیلی اذیت می کند خواستم راهنمایی کنید چی کار کنم چون خیلی افسرده شده ام و سر این موضوع که مادرش می خواهد با ما باشد با شوهرم خیلی مشکل و دعوا داریم 


ادامه مطلب


طبقه بندی: رابطه با خانواده همسر، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]