مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393
پنج سال پیش با اقایی که دقیقا مطابق توقعات من بود اشنا شدم.از لحاظ مسائل خانوادگی فرهنگی مثل هم بودبم.هیچ مشکلی نداشتیم.من شاغل بودم و ایشون هم حق التدریس. قرار شد کمی به هم وفت بدیم تا شرایط شغلی و مالی مساعد بشه. متاسفانه اوضاع شغلی من و ایشون مطابق انتظار پیش نرفت. سه سال طول کشیدو ما بهم علاقه داشتیم . و هیچ مشکلی نداشتیم تا ابنکه من کارمو از دست دادم.اوضاع اقتصادی خانواده هامومون بهم خورد .احساس میکردم علاقه شون به من کم شده. بی پولی و ناامیدی و... در استانه سی سالگی بود ولی شغل ثابتی نداشت. فوق لیسانس بیکار. منم که بیکار بودم و شرایط مالی خانوادم هم کلا بهم ریخته بود. میتونم بگم یه ورشکستگی جزیی پیش اومده بود.به هر بهانه دعوامون میشد. من زجر میکشیدم ازینکه حس میکردم بخاطر مشکلات مالی دیگه دوسم نداره. خیلی اذیتم کرد. به هر طریقی میخواس خودشو ازین رابطه بکشه کنار. کار به جایی رسید که فکر میکردم سردی و بی میلیش به من بخاطر اینه که دختر دبگه ای تو زتدگیشه. یکسال خیلی سختو گذروندم. میگفت خانوادم میگن دختر باید شاغل باشه. من و تو بیکاریم و .... یکسال تحقیرم کرد سرزنشم کرد.خیلی دوسش داشتم.حیلی بهش اعتماد داشتم.ضربه بدی خوردم.اون داشت دیوونه میشد منم دیوونه مبکرد.همش بخاطر بی پولی و بیکاری بود.همه خانوادم فهمیده بودن و نفرینش میکردن که منو بخاطر پول میخواسته. ... الان هشت ماهه میرم سرکار.ماشین خریدم و مشکلات مالی هردومون حل سده.تو این یکسال دعوا کردیم جنگیدبم بهم بی احترامی کردیم ولی قطع ارتباط کامل نکردیم. از چند وقت پیش تا حالا بهم همش ابراز علاقه میکنه.میگه دست خودش نبودو هیچ امیدی نداشت.گاهی بی مقدمه اس میده که خیلی اذیتت کردم منو ببخش! برای داشتنم تلاش میکنه.همش میگه میترسم از دستم بری و ازم انتقام بگیری.میگه اگه من نباشم خیلی تنهاست و حالا که همه چیز درست شده من ببخشم و دوباره بهش فرصت بدم! نمیدونم. میترسم. من هیچ مشکلی باهاش نداشتم.جز اینکه وقتی شغلمو از دست دادم اونم فرار کرد بهم وقت نداد.میتونم بگم خودشو نجات داد. اما حالا همش میگه اشتباه کردم و.... ازطرفی من دوسش دارم.تو تمام مدتی که اذیتم میکرد هر،روز یه جور بهم فشار روحی میاورد ولی نتونستم فراموشش کنم.رابطه ما بر پایه عقل و منطق بود.پاک بود.هر دو ادمای موجهی هستیم.و جز این تجربه تلخ هیچ اختلاف نظر و مشکلی نداریم.نمیدونم قبولش کنم یا نه. خانوادم هم ازش دلخورن.میترسم بازم تنهام بذاره.میترسم نتونم بهس تکیه کنم...

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: بی تو خیلی تنها هستم یا بی پول تنهایم؟!




طبقه بندی: مشکلات مالی ،  اشتغال زن،  احساس تنهایی و دلتنگی، 
برچسب ها: ازدواج به خاطر پول، اشتغال زنان، شاغل بودن همسر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه پانزدهم آبان 1393
بعد از یکسال نامزدی و 2 ماه زندگی مشترک تو بد مخمصه ایی گیر کردم. 2ماهه که عروسی کردیم و من میخوام برو سر کار اما همسرم میگه برای اینکه اجازه بدم بری سرکار باید مهریه ات رو ببخشی و خانواده ام میگن اگه قرار بر بخشش مهریه است طلاق بگیر
حالا من چیکار کنم؟؟؟؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: یا مهرت را ببخش یا شغل بی شغل





طبقه بندی: بحث و گفتگو: خانواده،  اشتغال زن، 
برچسب ها: اختلافات زناشویی، بخشش مهریه، اجبار در بخشش مهریه، پیامدهای شاغل شدن خانمها،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393
سلام به همه
دوستان از اینکه مشکل منو هم گوش میکنید ونسخه میپیچید ،ویژه ممنونم
یه دختر 25ساله محجبه،تحصیلکرده(فوق لیسانس)،وبه گفته اطرافیان ازنظر قیافه الحمدلله چیزی کم ندارم..اما توهفت آسمون یه ستاره هم ندارم.من عاشق کارکردن واستقلال مالی هستم.تا بحال هرجا بگی برای کار سر زدم ودرخواست دادم ولی نمیشه میگن رشته تو رو ایران نمیخواد شاید بگید مگه رشته ات چیه؟
عرض کنم بخاطر اینکه اینجا مملکت اسلامی بوده وهست من تاریخ اسلام خوندم وهمیشه هم توش ممتاز بودم.اما الان دریغ از یه کار کوچولو که من حداقل دلم به رزومه اش خوش باشه.خواهر کوچکترم بااینکه لیسانس است ولی سرکار میرود او معلم است بهمراه مادرم.روزها مادروپدروخواهر وبرادرم(که دانشجوست)برای کار وفعالیت وتولید ازخانه خارج میشوند ومن میمانم ویه خانه سوت وکور که گرچه خانه دار هم نیستم عینه یه مادر باید بشورم وبپزم.شاید بگویید به ازدواج فکر کن آخر مگر میشود در شهری که دختران شاغل را زودتر وافراد بهتری خواستگاری میکنند ازدواج خوب کرد.
پدرم در شهر به این مسئله مشهور است که هیچوقت به هیج وجه اجازه نمی دهد کسی حقش راغصب وتصاحب کند وهمه جوره پای گرفتن حقش می ایستد واین باعث این مسئله است که میگویند از فلان شخص میترسیم که باهاشون وصلت کنیم وترسشان مانع پا پیش گذاشتنشان شده.از آن شهر مهاجرت کردیم ولی تا بیاییم در محله ای آشنا بشویم وکسی را بشناسیم وکسی مارا موقع تمام شدن اجاره است والقصه به جای دیگری اسباب کشی کردن.پیش تر خواستگاری داشتم آن هم نه از شهر خودمان معرفی شده از شهر دیگری بود که متأسفانه در آخرین مراحل منتهی به عقد توزرد ودروغگو از آب در آمد ودید مرا نسبت به زندگی خراب تر کرد.
پیش از این آدم صبور وخود دار وخویشتن داری بودم که میتوانست خشمش را کنترل کند ظرفیت شوخی داشت وهمه جوره به فضای خانه هیجان میبخشید وهمیشه بر لبم لبخند داشتم اما این اواخر به سبب مسائل گفته شده 180درجه عوض شدم از این رو به اون رو طاقتم کم شده وسر مسائل کوچک اعصاب خوردی میکنم ووسر بقیه فریاد میکشم با اینکه اصلا دلم نمیخواد اینجور باشم.من از زندگیم راضی نیستم .نگید برو کلاسای ورزشی هنری و...زمانی اینجور کلاس رفتن به من می چسبد که هزینه آن را خودم بپردازم ورضایت درونیم را احساس کنم.
با اینکه هیچگاه پدرم در مسائل مادی برایمان کم نگذاشته ولی اصلا دلم نمی خواهد پول فلان کلاس وبهمان کلاس من را بپردازد برای همین گره تمام مشکلات وحتی ازدواج کردنم را درپیداکردن شغل دولتی مناسب میبینم،ولی الان اخیرا خیلی گزینشی ورانتی عمل میشه وبه کسی که پارتی ندارد براحتی شغل دولتی نمیدهند وتازه هرجا برای درخواست دادن هم میروی میگویند اولویت ما برای پسران است این چه عدالتی است.من نه آرامش دارم ونه رضایت با اینکه مرارت کشیدم وشش سال دور از خونواده درس خواندم الان برام نه شغل مناسب هست وبه تبع آن نه همسر مناسب..چطور میشه آرامش ورضایت رو به قلبم برگردونم؟چطور توی زندگیم گشایش ایجاد کنم؟
ارتباطم با خداوند خیلی قوی است ومدام دعا وثنا میکنم،پس کجاست معنی خواستن توانستن است وازتوحرکت از خدا برکت؟؟
ممنونم بابت سایت پرمحتواتون

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: تو هفت اسمون یه ستاره هم ندارم



طبقه بندی: اشتغال زن،  بحث و گفتگو: خانواده، 
برچسب ها: شغل و ازدواج، خانه داری یا شاغل بودن،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392


من وکیل دادگستری هستم میخوام بدونم ذهنیت آقایون نسبت به خانم های وکیل واصلا جامعه وکلا چی هست؟آیا دوستدارین همسرتون شغلش وکالت باشه؟اگه نه چرا؟؟(می بخشید دلیل دارم که این سوال رو میپرسم)




طبقه بندی: اشتغال زن، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: توسلی کارشناس پاسخگو
سارا
دوشنبه 20 آذر 91 19:29
با سلام .لطفا این مطلب را در بحث قرار دهید که دوستان نظراتشون رو بیان کنند .شاغل بودن یا نبودن دخترا تا چه حد برای آقایون اهمیت داره؟ چرا آقایون مذهبی تر دوست ندارند خانمشان شاغل باشد؟آیا مشکل با نفس کارکردن دارند یا با محیط کار؟در صورتی که محیط کاری مناسب و بدور از اختلاط باشد چطور؟



طبقه بندی: اشتغال زن،  بحث و گفتگو : مسائل مالی ازدواج، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عبد الله ایمانی
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]