مشاور ازدواج و خانواده اینجانب علی کریمی متولد سال 1341 دارای تحصیلات حوزوی و دارای تجربه مشاوره در زمینه ازدواج و خانواده ، به همراه تعدادی از رفقای طلبه، جهت پاسخگویی در خدمت دوستان عزیز هستیم شماره تلفن مشاوره های فوری یا ضروری بعد از ظهرها ترجیحا از ساعت 4 تا 5 عصر 02537208627 یا 09361383126 ایمیل کارشناس همسریابی: ezdevaj123@gmail.com http://www.moshaver41.ir 2015-07-28T21:50:09+01:00 text/html 2015-07-28T12:48:00+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک به نظرم خانواده محوری در انتخاب همسر جواب نمیده http://www.moshaver41.ir/post/3847 <div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font face="Mihan-IransansLight" size="3">با سلام بنده پسری هستم سی و اندی ساله که در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم. از همون ابتدا ارزشهای خانوادگی ما رو از دوستی با جنس مخالف منع میکرد و بهترین راه رو برای رابطه با جنس مخالف ازدواج و اون هم از طریق خانواده میدونست و نه دوستی. به همین دلیل و دلایل متعدد دیگه از جمله داشتن دوستان مذهبی و تفکر دینی کمال گرا هیچ گاه سراغ دوستی نرفتم. به مرور زمان و با ورود به سن جوانی الگوهای فکری من کمی با خانواده متفاوت شد اما همچنان بنیان تفکر مذهبی در من وجود داشت. شاید بشه گفت که یک مذهبی کمی مدرن شده بودم. اما با این حال هنوز هم نمیتونستم سراغ رابطه با جنس مخالف برم. انگار که تابوی اعتقادی منع رابطه با جنس مخالف که متاثر از فرهنگ خانوادگی بود ، در من تبدیل به یک عادت و الگوی رفتاری ناخوداگاه شده بود. به تدریج خانواده برای ازدواج گزینه هایی رو پیشنهاد میکردن. اما مشکلات کم کم خودنمایی کردن. مهمترینشون این بود که گزینهای اونها به هیچ وجه نظر من رو جلب نمیکرد. بعضا احساس میکردم که اونها فقط متناسب با خواست و نظر خودشون برای من دنبال همسر میگردن و نه خواست من. و طبعا من هم زیر بار نمیرفتم. این اختلافات به مرور زیاد و زیاد تر شد تا اینکه الان اصلا هیچ اقدامی برای ازدواج نمیکنن. یادمه قدیم تر ها که با دوستان به اصطلاح روشنفکر تر بحث میکردیم و از من ایراد میگرفتن که چرا خودت کسی رو انتخاب نمیکنی و از طریق دوستی یا غیر دوستی ازدواج نمیکنی، به شدت موضع میگرفتم که خانواده بهترین انتخاب رو انجام میدن و همه چیز رو به اونها باید واگذار کرد. اما الان احساس میکنم اشتباه کردم. احساس میکنم رکب خوردم. من موقعیتهایی مثل دانشگاه یا محل کار رو داشتم که میتونستم استفاده کنم و خودم برای خودم کاری کنم. اما بر اساس تصوری که از محوریت خانواده در مساله ازدواج داشتم نکردم. الان بسیار پشیمونم و ناراحت. وقتی به خواهرم میگم که معیارهای من برای ازدواج اینهاست و بر این اساس کسی رو پیدا کن ، جواب میده که از کجا پیدا کنم. و این یعنی تیر خلاص. اگر نخام یکطرفه قضاوت کنم باید بگم که مشکل بیکاری من در مقطعی شاید باعث از دست رفتن گزینه هایی شد یا شاید نگاه کمی متفاوت من به مسایل مذهبی باعث میشد که نتونیم به یک نگاه کاملا مشترک برسیم اما ...</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansLight" size="3"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A8%D9%85%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA" title="تعداد دیدگاه: 12 تاریخ:04/31" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(25, 67, 106); opacity: 0.8; text-align: right;">آدم مجرد مثل بمب ساعتی است</a></font></div> text/html 2015-07-27T12:42:44+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک بعد از دو ماه علاقه ای به نامزدم ندارم http://www.moshaver41.ir/post/3846 <div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font face="Mihan-IransansLight" size="3">من دو ماه پیش با پسری از اهالی شهر که فامیل دورمان هم هست نامزد شده ام. اوایل حسم به او بد نبود اما در حال حاضر هیچ علاقه ای به دیدنش ندارم. جواب تماس ها و پیام هایش را با بی علاقگی می دهم. او کار خاصی نکرده که علت تغییر احساس من باشد و من علت تغییر احساساتم را نمیدانم. پسر خیلی خوبیست ، به من هم علاقه ی زیادی دارد و خانواده ی خوبی هم دارد. نمیدانم چه کار کنم. حتی حوصله اش را هم ندارم و خودش هم کامل احساس مرا می فهمد. دو روز به من مهلت داده تا تصمیم نهایی خود را بگیرم. مانده ام چه کار کنم. هم پسر خیلی خوبیست که همه اورا تایید میکنند هم من علاقه ای به او ندارم. ایا اگر صبر کنم همه چیز درست می شود؟ یا رابطه را تمام کنم؟</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansLight" size="3"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D9%86%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87%D8%9F" title="تعداد دیدگاه: 19 تاریخ:04/30" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(25, 67, 106); opacity: 0.8; text-align: right;">نامزدیم را به هم بزنم یا نه؟</a></font></div> text/html 2015-07-26T02:17:38+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک می ترسم به خواستگاری دختر غریبه برم http://www.moshaver41.ir/post/3845 <div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font size="3" face="Mihan-IransansLight">سلام.</font></span></div><div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font size="3" face="Mihan-IransansLight">من پسرم و 23سالمه خیلی فردی حساس ;زودرنج; کم حوصله;بدبین;پول دوست و البته خوش سفر و تقریبا خوش اخلاق و تقریبا خیلی مذهبی من مدتی هست که تصمیم به ازدواج گرفتم اما سر دوراهی گیر کردم چون از طرفی دختر عمه من که 17سالش هست و تقریبا از لحاظ اخلاقی;سلیقه; اعتقاد و... خوبه و شناخته شده هست ولی از لحاظ اقتصادی خیلی نسبت به خانواده ما ضعیف هستن از همین رو هم من و هم خانوادم به این موضوع(از لحاظ اختلاف اقتصادی و مالی)حساسیت نشون میدیم اما از یکطرف چون من فردی حساس و زودرنج و بدبینم میترسم که به خواستگاری دختر غریبه ای برم که از لحاظ مالی خوب باشن ولی شناخت کافی نسبت به اخلاق اون دختر نداشته باشم و میترسم که مشکلی داشته باشه و در اینده برام مشکل ایجاد کنه چون همینطور که گفتم من فردی حساس و زودرنجم.فقط بخاط حرفای مردم که بعد ازدولج بپرسن مثلا پدرخانومت چیکارس یا چقدر سرمایه داره داریم رو این موضوع حساسیت نشون میدیم حال عاجزانه از شما کارشناس عزیز خواهش میکنم که مشاوره دقیقی به بنده داده و من رو از این دو راهی دربیاورید.</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="Mihan-IransansLight"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D9%85" title="تعداد دیدگاه: 10 تاریخ:04/29" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; border-image-source: initial; border-image-slice: initial; border-image-width: initial; border-image-outset: initial; border-image-repeat: initial; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(25, 67, 106); opacity: 0.8; text-align: right;">فردی بدبین و زود رنجم!</a></font></div> text/html 2015-07-19T07:35:19+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک تو امتحان خراب کردم http://www.moshaver41.ir/post/3844 <div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">سلام پسری هستم 29 ساله چند ماه قبل به پیشنهاد دوستم با یکی از دخترای فامیلش آشنا شدم برا ازدواج دو جلسه صحبت کردیم قرار شد خانواده ها در جریان قرار بگیرن اما این خانم از طریق دوستش با یکی از این شبکه های اجتماعی قصد امتحان کردن منو داشتند که منم از قضا اصلا جدی نگرفتم و برخورد خوبی نداشتم و خودمو خراب کردم و همه چیز بهم خورد الان خیلی پشیمونم از دوستمم خجالت می کشم از اون موقع خیلی بهم ریختم خانواده ام خیلی منو تحت فشار میزارن اما من به دختر دیگه ای نمی تونم فکر کنم از طرفیم این خانم حاضر نمیشه یه فرصت دیگه بده من خیلی پشیمونم و عذاب وجدان دارم</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C" title="تعداد دیدگاه: 5 تاریخ:04/18" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(25, 67, 106); opacity: 0.8; text-align: right;">امتحان در فضای مجازی</a></font></div> text/html 2015-07-18T12:32:30+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک تقسیط اموال بعد از طلاق http://www.moshaver41.ir/post/3843 <div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">سلام سه و سال نیم از زندگی مشترکم با همسرم می گذرد . اکنون کارمان به دادگاه کشیده شده است . و ایشان مطالبه مهریه و طلا و جهیزیه را نموده است . مهریه 19.5 مقال طلا . جهیزیه و طلا هرکدام پنج میلیون توماناست .</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">البته این سه مورد حق همسرم است و میتواند حالا نقدی یا قسطی بگیرد از من .</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">سوالم این است که بنده با هزارتا قرض و قوله و فروختن ماشین و از جمله فروختن 5 میلیون طلای همسرم توانستم خونه ای 45 متری بخرم . و خونه ششدانگ به نام خودم است . البته بعد از یکسال دو میلیون تومان طلا برایش خریدم و من فقطه سه میلیون تومان طلا به او بدهکارم .</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">اکنون از طریق دادگاه برایم اظهار نامه فرستاده که من سوء استفاده کرده ام و سه دانگ از اون خونه مال ایشان است و من طلاهایش را فروخته ام . البته ه هیچ عنوان این صدق ندارد و مطلبی تعهدی دست خطی یا شاهدی که آره من سه دانگ از این خونه فسقلی را به نام همسرم میکنم نبوده و نیست . آیا&nbsp; همسرم میتواند&nbsp; با این حرفها سه دانگ از این خونه فسقلی که با بدبختی خریده ام را تصرف کند ؟ خلی ضروریه لطفا زود جوابم را بدهید . خداخیرت دهد .</span></font></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87" title="تعداد دیدگاه: 15 تاریخ:04/18" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(25, 67, 106); opacity: 0.8; text-align: right;">ادعای زنم برای گرفتن سه دانگ خونه</a></font></div> text/html 2015-07-17T12:29:08+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک ازدواج از طریق بی تاک http://www.moshaver41.ir/post/3842 <div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">حدودا چند ماه پیش پسری در بی تاک من رو ادد کرد و اصرار داشت که جوابشو بدم این آقا من رو در محلمون که محله دوستشون هم هست دیده بوده و اینجوری پیدام کرده بعد از کلی کلنجار بالاخره بعد ۳ ماه شمارمو بهش دادم چون اطلاعات زیادیم ازم داشت بعد از دیدن من ازش خوشم نیومد ولی اصرار کرد که شماره منزل یا‌پدرو بدین خانواده تماس بگیرن منم بعد چندتا تحقیق از خانوادش شماره پدرمو دادم به هر صورتی بود باز با اصرار پدرش شماره خونرو گرفت ولش من نذاشتم بیان حالا بعد از ۷ ماه که با هم در حال آشنایی هستیم ی سری اتفاقات&nbsp; افتاد&nbsp; من بعد از اینهمه وقت باز حس روز اولو دارم و دوسش ندارم اون میگه واقعا دوسم داره ولی من نمیتونم باهاش کنار بیام ضمن اینکه اون خانوادش خیلی مذهبی ان و خود من در کل جز خدا به هیچی اعتقاد ندارم و حتی بدم میاد ولی اون همچنان التماس میکنه دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم یک بار که گفتم من باهات ازدواج نمیکنم تهدیدم کرد که به پدرت پیامهات رو نشون میدم و همش میگه تو زن منی و باید با من ازدواج کنی همه چیو به پات میریزمو این حرفا از طرفی هم واقعا نتونسته اطمینان منو جلب کنه خواهش میکنم کمکم کنید</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF" title="تعداد دیدگاه: 11 تاریخ:04/17" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; border-image-source: initial; border-image-slice: initial; border-image-width: initial; border-image-outset: initial; border-image-repeat: initial; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(25, 67, 106); opacity: 0.8; text-align: right;">پیامها را به پدرت نشان خواهم داد</a></font></div> text/html 2015-07-16T12:26:06+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک ازدواج در سن 17 سالگی http://www.moshaver41.ir/post/3841 <div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">من 17 سالم است و درس خوانم و برای خود هدفی دارم ولی من چند روز پیش تو کلاس عاشق دختری شدم شاید شما الان فک کنید از ان عاشق های اتشین و نوجوانی نه بخدا من دوستش دارم و کلی میدانم که عاشق شدن تو این دوره یعنی افت تحصیلی. ولی میخواهم هر چه زودتر خانواده ها بدانند و با هم درس بخوانیم تا زمانی که دانشگاه رفتیم اون موقعه ازدواج کنیم بخدا نیتم خوبه من نمیدانم چرا همه این عشق ها را تکذیب میکندد کمکم کنید</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">ببینید خانواده ی ما یه خانواده ی فرهنگیه و خانواده ی دختر هم همینطور من میگم بقران قسم میخوام هرچه زودتر خانواده ها بدونن و اصلا ارتباط نداشته باشیم تا وقتی که وارد دانشگاه شدیم اونوقت ازدواج میکنیم درظمن بهترم درس میخونیم من نیتم خوبه خوبه&nbsp; و مطمنم برارد و خواهرهای خوبی دارم تا به من مهارت های زندگیرو تا روز ازدواجمون یعنی زمان دانشگاه به من یاد بدن&nbsp; کمکم کنید.</span></font></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-0" title="تعداد دیدگاه: 16 تاریخ:04/17" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(25, 67, 106); opacity: 0.8; text-align: right;">نوجوان عاشق</a></font></div> text/html 2015-07-15T12:23:06+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک همسرم از شرکت دزدی می کنه http://www.moshaver41.ir/post/3840 <div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">سلام&nbsp; از وقتی ازدواج کردم همسرم از محل کارش که یک شرکت بزرگیه وسایلهای اونجا رو دزدکی به خونه میاره اوایل هرچی بهش میگفتم نیاره گوش به حرفم نمیداد تا اینکه تهدیدش کردم به پدرت میگم اما نمیدونستم که پدر همسرم&nbsp; نه تنها جلوی کارش رو نمیگیره بلکه وقتی پسرش میگه فلان چیز رو احتیاج داری بابا میخوای اون هم میگفت اره الان هر وسیله ای که همسرم میاره یا به دروغ میگه خریده یا مستقیم به خونه پدرش میبره و روز ب روز داره بدتر میشه ممنون میشم راهنمایی بفرمایین که چیکار کنم در ضمن نمیتونم شخصا به پدرشون بگم نکن حتی غیر مستقیم که اگر بگم&nbsp;توهین میشه و فکر میکنه که بهشون دزد گفتم&nbsp; دیروز به دخترش گفتم اما فکر نکنم تاثیری داشته باشه چون چند سال پیش هم به یکی از دختراش گفتم اما فایده ای نداشت من از این میترسم که ابروش تو شرکت بره هم ابروی ما و هم خونواده ما چون شرکت یکی از فامیلای پدرم هست و پدرم باعث شده ایشون به این شرکت بره&nbsp;از رفتن ابروی پدرم و خودمون&nbsp;خیلی میترسم</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D9%88-%D8%B7%D8%B1%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%D8%B1" title="تعداد دیدگاه: 4 تاریخ:04/17" class="tooltip active" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(25, 67, 106); opacity: 0.8; text-align: right;">دزدی پسر و طرفداری پدر</a></font></div> text/html 2015-07-14T07:20:29+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک از هیچ دختری خوشم نمیاد http://www.moshaver41.ir/post/3839 <div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">با سلام . از اینکه سوالمو می خونید بسیار متشکر و سپاسگزارم. یکسری سوال هست که یک مدتی ذهنمو به شدت مشغول کرده و هرچی فکر می کنم به نتیجه نمیرسم و از اطرافیان عزیز هم نمی توان پرسید. لطفا راهنمایی بفرمایید.</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">(بعض اطلاعات رو تغییر دادم)یک مدتیه که خونواده بنده اصرار دارند که باید حتما ازدواج کنی و برای ازدواج هم مشکلی ندارم منظورم اینه که از حیث وضع مالی ، موقعیت اجتماعی ، تحصیلات و... در جامعه در مرتبه خوبی هستیم( از خوانواده های شناس در کشور) و بعید میدونم جایی در خواستگاری ردم کنند. ولی مشکل اینجاست که کسانی رو که به من معرفی می کنند اصلا حسی نسبت بهشون ندارم. مثلا دو هفته پیش می گفتند نوه فلان کس... و واقعا هم خونواده های خوب و با ایمانی هستند ولی خوب اصلا بهشون علاقه ندارم... نه اینکه ازشون متنفر باشم ولی برام جذاب نیستند.. اینکه بخوام به عنوان کسی که عاشقشونم به آنها فکر کنم برام ممکن نیست. سال قبل یک دختر خانمی بود... یکی دو هفته ایشون رو میدیدم. وقتی باهاشون صحبت می کردم یک حس خیلی قوی نسبت به اون خانم داشتم. واقعا این دختر خانم را دوست داشتم که بعدا متوجه شدم ازدواج کردن و یا یک سال قبل تر از آن یک دختر خانم دیگه بود که شب و روز به اون فکر می کردم. خوب الان دوست دارم اگر قرار است با کسی ازداوج کنم همچنین حسی نسبت به اون داشته باشم. البته این دو تا دختر خانمی که دیدم زیباترین دخترهایی بودن که تو عمرم دیدم شاید به همین خاطر بوده، البته از لحاظ های دیگه هم من اونا رو کامل میدونم.</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">مسئله بعد اینه که ...</span></font></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><font color="#333333"><span style="line-height: 30.2072715759277px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span></font><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-0" title="تعداد دیدگاه: 28 تاریخ:04/16" class="tooltip active" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(25, 67, 106); opacity: 0.8; text-align: right;">اگر بعد ازدواج عاشق شدم چه کنم؟</a></font></div> text/html 2015-07-09T12:27:16+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک ازدواج به خاطر پول خانم دکتر http://www.moshaver41.ir/post/3838 <div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">با سلام... </font></span></div><div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">من دختری 25 ساله هستم که به پسری 32 علاقه مند شدم..من داتشجوی پزشکی هستم...وضع مالیمون تقریبا مثل هم هست...خواهرم اصرار داره که اون بخاطر شرایط شغلی خوبی که داری میخوادت...ایشون شغلشون ازاده...و توانایی برپا کردن یه زندگی معمولی خونه ماشینو دارن...از کجا بفهمم منو واسه پول میخواد. در اینده که من پول خوبی بدست میارم؟؟ ایشون دنبال کار دولتی بودن..و یه شغلشون قطعی شده...و دنبال شعل دومم هستن به این دلیل که گفتن دوس دارن زندگی خوبی داشته باشن...توی چند ماه ارتباطی که داشتیم یک بار مشکل مالی براشون پیش اومد..از من قرض گرفتن و حتی بیشتر هم پس دادن بمن...لطفا راهنماییم کنید که واقعا برا پول میخوادم یا نه..</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D9%84%D9%85%D9%88%D8%9F" title="تعداد دیدگاه: 30 تاریخ:04/09" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(20, 121, 119); opacity: 0.8; text-align: right;">خودمو می خواد یا پولمو؟</a></font></div> text/html 2015-07-08T12:25:20+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک خواستگاری دختر از پسر http://www.moshaver41.ir/post/3837 <div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">در مطلب&nbsp; مرد مورد علاقه تان را شوهر خود کنید در روش اول نوشتین دختر نباید پیشنهاد آشنایی و یا ازدواج به پسر بدهد بلکه باید با رفتارهای خود به وی بفهماند که نسبت به ازدواج با وی موافق است و اگر پسر خواستگاری کند پاسخ رد نمی شنود،</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">دوست دارم&nbsp; این جمله رو آقایون بیشتر توضیح بدهند و&nbsp; از تجربه اینکه دقیقا خانوم چه رفتاری کردن و ایشون مطمن شدند و پا پیش گذاشتن و از رفتار دختر هم بدشون نیومده چون ما دخترا از ابراز رفتاری که احتیاط میکنیم مبادا جلف بنظر بیاییم</span></font></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B4%D9%88-%D9%86%D8%B4%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%87%D8%9F%D8%9F%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%9F-0" title="تعداد دیدگاه: 9 تاریخ:04/09" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(20, 121, 119); opacity: 0.8; text-align: right;">دختر چطور نظرشو نشون بده؟</a></font></div> text/html 2015-07-07T12:23:10+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک عشقِ جنوبی http://www.moshaver41.ir/post/3836 <div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">سلام</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">من در یکی از شبکه های اجتماعی موبایلی با دختری آشنا شدم،ما خیلی به هم علاقه داریم و در این مدت فهمیدیم که ویژگی ها و نقاط مشترک زیادی با هم داریم.هر دوی ما در یک خانواده با اصل و نسب و مذهبی متولد شده ایم.اکنون که با خود فکر میکنم میبینم نمیتوانم از او جدا شوم،زیرا به او علاقه دارم(گفتنی است که این علاقه هرگز از روی شهوت نبوده)تصمیم دارم از او خواستگاری کنم،اما یک مانع بسیار بزرگ جلوی من را گرفته است!موقعیت جغرافیایی!من در شمال کشور و او در جنوب کشور زندگی میکند،اگر مجبور شوم حاضرم به خاطرش به سمت جنوب بروم و به طور رسمی از او خواستگاری کنم.</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">نظر شما چیست؟لطفا مرا راهنمایی کنید،من همیشه به او فکر میکنم و از خدا میخواهم که اسباب ازدواج ما را فراهم کند.</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">شای بگویید که از طریق اینترنت نمیتوان افراد را به درستی شناخت و به هویت واقعی آنان پی برد،اما ما چند بار هم با هم صحبت کرده ایم.من به خوبی او را میشناسم و او هم به خوبی با ویژگی های اخلاقی من آشنا شده است.لطفا بگویید چکار کنم؟؟؟؟</span><br style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">با تشکر</span></font></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%85" title="تعداد دیدگاه: 11 تاریخ:04/09" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(20, 121, 119); opacity: 0.8; text-align: right;">برای ازدواج با دختر مورد علاقم می خواهم...</a></font></div> text/html 2015-07-06T12:20:55+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک زن داداش غرغرو http://www.moshaver41.ir/post/3835 <div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">برادرم 14 ساله که ازدواج کرده و دوتا بچه داره ...کارمند بانکه و الحمدلله از نظر مالی هیچ مشکلی نداره و تمام داراییش رو خودش جمع کرده بدون کمک پدرم ...خونه مستقل داره و اونقدر پشتکار داره که الان در سن 40 سالگی دانشگاه هم میره ...اما زنش که اقوام هستن ...اخلاق بدی که داره به شوهرش بی احترامی میکنه و هر فحشی به زبونش میاد در جلوی جمع به برادرم میگه البته ناگفته نمونه که برادر من هم اشتباه میکنه و همیشه تو جمع بهش میگه تو هیچی بلد نیستی و اختیار بهش نمیده البته خب تا جایی که میشناسم خونوادش آدمای شکاکی هستن و به دختر اختیار نمیدن تنهایی بره بیرون ...اما برادر من همیشه میگه خودت بیشتر کارا رو یاد بگیر تا درنبود من دست پاچه نشی ...برادر من از اون آدماییی که زود جوش میاره و از جواب پس دادن مثل پدرم بدش میاد و دست به کتک هم میشه اما فایده ای نداره چون هر چی کتک زده بدتر شده اما بهتر نشده ...جمعه هفته پیش خونه ما اومدن و بحثشون شد و برادرم شروع به کتک کاری کرد و اونم دهنشو باز کرد و مدام جواب پس میداد و پیش پدرو مادرم بی احترامی میکردتا جایی مادرم حرصش در اومد و هرچی از دهنش دراومد بهش گفت و گفت پیش ما خجالت نمیکشی این همه بی احترامی میکنی نمیخوای زندگی کنی برو خونه پدرت ...منم خیلی بهش گفتم جلوی زبونت رو بگیر مردا همشون اینطورین باید سکوت کنی...برادرم میگفت وقتی از سرکار میام نه تنها با چایی خستگی رو ازم در نمیکنه بلکه شروع به غرغر کردن و اینکه تو واسه من هیچی نمیخری و ما هیچی نداریم میکنه و تا نیم ساعت میگه تو مخم میره و منم خسته عصبی میشم و دستم رو روش بلند میکنم...اینو راست میگه یه اخلاق بدی هم که داره میری خونشون همش غرغر میکنه که چرا ...</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%9F" title="تعداد دیدگاه: 17 تاریخ:04/09" class="tooltip" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(51, 51, 51); opacity: 0.8; text-align: right;">چه کسی بچه را افسرده کرده؟</a></font></div> text/html 2015-07-05T12:17:53+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک ازدواج با کسی که قبلا رابطه داشته http://www.moshaver41.ir/post/3834 <div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">سلام من دو ساله با دختری از طریق اینترنت اشنا شدم همشهریمه&nbsp; تو دانشگاه با دو نفری به قصد ازدواج دوست شده بعد دانشگاه هم از طریق اینترنت با پسر عمویم دوست شد&nbsp; شماره هم داده&nbsp; بودن ولی همش بیست روز بوده بعد اون جریان با من اشنا شد&nbsp; و خودش بدون اینکه من تحقیق بکنم&nbsp; همه گذشته خود&nbsp; رو برام گفت و ابراز پشیمونی کرده قصد من ازدواج هستش ولی&nbsp; مشکلم اینه بهش اعتماد ندارم&nbsp; لطفا کمکم کنین</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B4-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85" title="تعداد دیدگاه: 3 تاریخ:04/09" class="tooltip active" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(38, 127, 147); opacity: 0.8; text-align: right;">اعتمادی بهش ندارم</a></font></div> text/html 2015-07-04T11:15:13+01:00 www.moshaver41.ir علی ملک ازدواج موقت با نیمه باکره! http://www.moshaver41.ir/post/3833 <div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">سلام من مقداری از باکرگیمو ازدست دادم، بعدا با سرچ کردن توی اینترنت و... و پرسیدن اون اقا از چند روحانی گفتن که برای ازدواج موقت نیازی به اجازه پدر ندارم. حالا از دیشب که یه مطلب دیدم دارم دیوونه میشم. خواهش میکنم راهنمایی کنید. من مقلد اقای مکارم شیرازی هستم. ایا عقد موقت من باطله یا نه؟ من واقعا نمیدونم ، توی بعضی از سایتها نوشته که اجازه برای دخترغیر باکره لازم نیست. اما بعضی ها میگن اون فتوای قدیمه. البته قضیه ازدواج موقت من مربوط به سال 92 میباشد. خواهش میکنم برام توضیح بدید. البته توی یکی از مشاوره هاتون خوندم که به یه خانم گفته بودید اکه اقای مکارم گفتن احتیاط واجب عقد باطله میشه به مرجع دیگه رجوع کرد چون فتوا نیست. درسته؟ برای منم صدق میکنه که باکره نیستم؟ البته توی عقد موقتم اصلا نزدیکی نداشتم.</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font size="3" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(51, 51, 51); line-height: 30.2072734832764px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A7%D8%B0%D9%86-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D8%B1%D8%9F" title="تعداد دیدگاه: 3 تاریخ:04/08" class="tooltip active" target="_blank" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; vertical-align: baseline; font-stretch: inherit; line-height: 20.1381816864014px; text-decoration: none; color: rgb(38, 127, 147); opacity: 0.8; text-align: right;">اذن پدر برای ازدواج دختر غیر باکره لازمه...</a></font></div>