مشاور ازدواج و خانواده اینجانب علی کریمی متولد سال 1341 دارای تحصیلات حوزوی و دارای تجربه مشاوره در زمینه ازدواج و خانواده ، به همراه تعدادی از رفقای طلبه، جهت پاسخگویی در خدمت دوستان عزیز هستیم شماره تلفن مشاوره های فوری یا ضروری بعد از ظهرها ترجیحا از ساعت 4 تا 5 عصر 02537208627 ایمیل کارشناس همسریابی: ezdevaj123@gmail.com http://moshaver41.ir 2014-04-20T09:58:13+01:00 text/html 2014-04-20T00:53:35+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو تاوان اعتماد http://moshaver41.ir/post/2854 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">من الان 26سالمه و کم کم داره 27سالم میشه....تو زندگیم همیشه اشتباه کردم بد شانسی آوردم...حدود3سال پیش با یه</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">پسرآشناشدم که اونموقع واقعا منو دوست داشت ومن3سال از اون بزرگتربودم اما اون زمان اون شرایط ازدواج رو نداشت سربازی معاف میشد اما دنبال کارهاش نمیرفت...شغل درست و حسابی هم نداشت...خانوادش درجریان رابطه ما اختلاف سنمون و همه شرایط بودن...از علاقه اون به من خبر داشتن...با من درتماس بودن...میدیدمشون...تلفنی همه جوره .....به من میگفتن به پسرشون بگم اینکارو انجام بده بره دنبال سربازیش بره سرکار...من احمق هم فکر میکردم به خاطر 2تامونه بهش میگفتم...اونم چون منو دوست داشت به حرفم بود.....مامانش بهم زنگ میزد میگفت بگوبره سرکار پول جمع کنه برا آیندتون منه بیشعورهم اونو نصیحت میکردم...تو این مدت 2تا خواستگارخوب دیگه هم داشتم چون اونو دوست داشتم جواب رد دادم...بماند که چقدر با خانوادم مشکل و بحث داشتم سر این آقاا......گذشت تا عید پارسال که بهش گفتم دیگه با خانوادت صحبت کن بیان خواستگاری....تا باهاشون صحبت کرده بود خواهرش تلفن زد بهم دعوا ودادوفریاد که چرا اینحرفو زدی و چه فکری کردی.؟؟؟گفتم خوب بعد از این مدت میخوام تکلیفم معلوم بشه......قطع کرد و بهم گفت به داداشم نگی من بهت تلفن زدم که میاد خونه دادو فریاد....گذشت و منم قضیه رو گفتم اما نه کامل که سرم داد زده بود...........<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 150%;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AA%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p> text/html 2014-04-19T13:13:23+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو نمیخواهم خیانت كنم. http://moshaver41.ir/post/2853 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">به نام خدا</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">دختری هستم 29 ساله ده ماه هست كه عقد كردم .<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">اوائل همسرم را دوست نداشتم ولی به تازگی كم كم به او علاقه مند می شوم.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">قبل از ازدواج با یه پسری كه دوسال بزرگتر از خودم بود دوست بودم و متاسفانه رابطه هم&nbsp; داشتم.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">به او پیشنهاد ازدواج دادم اما هر بار طفره رفت و بهونه اورد تا مجبور شدم با شخص دیگری ازدواج كنم.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">یه مدت هست دائم به من پیام می دهد و زنگ میزند میترسم برای زندگی من مشكلی پیش بیاد یا نسبت به همسرم دلسرد بشم<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">لطفا كمكم كنید.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; line-height: 16.5px;"><span lang="FA" style="font-size: 12pt; line-height: 24px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید</span></p> text/html 2014-04-19T11:11:20+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو بعد 8 سال زندگی میگه برو ... http://moshaver41.ir/post/2852 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">یكی از دوستام یه بچه 5 ساله داره شوهرش كه با هم 2 سال دوست بودن الان یه یه سالیه بهونه های الكی میگیره ... تو حرفاش همش ایراد میگیره از دوستم كه تو زشت شدی و از اندامش ایراد میگیره خیلی گرم</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp; </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">پسره ولی دوست من همه جوره كنارش بوده ...</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">این پسر وقتی ازدواج كرد بیكار بود بدون حمایت خانواده خودش چون پدرش زن گرفته بود و مادر نداشت حتی یه چوب خشك هم كمكش نكردن اما از این میسوزم پدر دوستم همه جوره ساپورتشون كرد یه كار خیلی عالی مراسم عروسی همه رو پدر دوستم براشون محیا كرد كه الان صاحب خونه هم شدن اما این مرد نمیدونم چش شده مدام بهونه میگیره كه یه نگاه به خودت بنداز كه چه شكلی شدی ؟؟<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">دست بزن داره خیلی زیاد ... بد دهن هم هست دوستم عاشقه شوهرشه دوست نداره جدا شه اما یه هفته ای هست كه همش میگه چرا گم نمیشی بری خونه بابات من یه بار كه بیشتر زندگی نمیكنم جداشو راحت شم!!!!!!!!!!!!1<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">با این وجود دوستم نمیخواد جداشه حس میكنه خیلی ذلیل شده داغون شده بگید چیكار كنه؟؟؟؟؟؟؟<o:p></o:p></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma"></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 16.5px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-8-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D9%85%D9%8A%DA%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%88" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p> text/html 2014-04-19T09:49:29+01:00 moshaver41.ir مهدیار إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ http://moshaver41.ir/post/2188 <div align="justify"><br><div align="center"><img src="http://imamalicenter.se/sites/default/files/yazahra_1.jpg" alt="" align="bottom" border="0" height="271" hspace="0" vspace="0" width="500"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3"><br>پیامبر<font size="3"> <font size="3">اکرم می فرماید:</font></font></font><br></div><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">دخترم فاطمه (س)، او سرور بانوان دو جهان از اوّلین و آخرین است، او پاره ‏ى تن من، و نور چشم من، و میوه‏ ى دل من و روح من است كه در وجود من مى‏باشد، او حوراء انسیّه است، چون در محراب عبادت خود در پیشگاه خدا به عبادت پردازد، نور او، براى فرشتگان آسمان م<font size="3">ی</font>درخشد، چنانكه نور ستارگان براى اهل زمین میدرخشد، خداوند به فرشتگانش میفرماید: </font></div><p dir="rtl" style="line-height: 150%" align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3"> «اى فرشتگان من، كنیز مرا كه سرور كنیزان من است، بنگرید كه در پیشگاه من براى عبادت ایستاده، مشاهده كنید كه چگونه از خوف من، اندامش میلرزد و با همه ‏ى قلبش به عبادت من رو آورده است، شما را گواه مى‏گیرم كه من: شیعیان او را از آتش، ایمن ساختم. (یا گواهى مى‏دهم نزد شما، كه شیعیان او را از آتش دوزخ ایمن ساختم)</font></p><p dir="rtl" style="line-height: 150%" align="center"><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/53.gif"><font color="#CC0000"><b><font size="3">میلاد بانوی دو عالم بر همه مسلمانان به خصوص خانمهای محترم مبارک باد</font></b></font><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/53.gif"></p> text/html 2014-04-19T06:06:35+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو مشکل در رسیدن http://moshaver41.ir/post/2851 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">سلام دختری هستم30 ساله با پسری در چت اشنا شدم که هم سن خودم هست.. اشنایمون خوب وبد و حالا تصمیم به ازدواج گرفتیم البته یکسال از اشنایمون میگذره و ایشون همون فردی که من واسه زندگیم میخواستم هستن منتهی مشکلی که وجود داره اینه که ما از دو شهر متفاوت با فرهنگ متفاوت هستیم که 1000 کیلومتر فاصله بینمون هست.. ما همدیگه رو واقعا دوست داریم و قلبا عاشق هم هستیم سنمونم طوری نیست که بگیم از سر هوی و هوس هست واقعا بهمدیگه ثابت کردیم که همدیگه رو دوست داریم و اینکه نمیخواهیم خانوادهامون بفهمن کجا با هم اشنا شدیم چون قطعا مخالفت میکنن میخواد بیاد خواستگاری ولی میگه نمیدونم نحوه اشنایمونو چطور به خانوادم بگم لطفا کمکمون کنید یه راهکار معرفی کنید.. ممنون</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 150%;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-0" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث </font><font color="#cc0000">اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p> text/html 2014-04-18T12:24:11+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو خواستگاری توی پارک http://moshaver41.ir/post/2850 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">دختری هستم 20ساله دانشجوی كامپیوتر در چت با یك دانشجوی دكترا آشنا شدم یك جلسه به شهر ما آمد و همدیگر را در پارك با اطلاع مادرم دیدیم و در مورد ازدواج و معیارها با هم صحبت كردیم</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">ایشان اصرار دارن قبل از ازدواج همدیگر را ببینیم و بشناسیم. من به دیدن او بروم او هم همین طور<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">نظر ایشون این هست که قبل از رسمی شدن خواستگاری چند بار همدیگر را ببینیم بیشتر بشناسیم بعد خواستگاری.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">از نظر شرعی این ملاقات ها چه حکمی دارد؟<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">در دیدارها چه صحبت هایی را با ایشون داشته باشم منظورم اینه چه سوالاتی را بپرسم ؟<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 16.5px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DA%A9" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p> text/html 2014-04-18T10:21:18+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو مخالفت خانواده http://moshaver41.ir/post/2849 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">سلام من تازه با این سایت آشنا شدم 19 سال دارم چند سال پیش با پسری آشنا شدم</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp;</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">علارغم مخالفت خانواده با ایشان صحبت کردم دو سال پیش به خواستگاری آمدن ولی پدرم به مراسم نیامد .</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">وقتی دلیل خواستم گفت بجه ای متوجه سختی زندگی نیستی&nbsp; رابطه ام را با ایشان ادامه دادم مادرم می گوید چون تحصیلات دانشگاهی ندارد خجالت میکشد الان پسره بهتراز دو سال پیش است جگونه خانوادام را راضی کنم تورو به خدا کمکم کنید خیلی دوسش دارم میخواهم خانوادم راضی شوند.<o:p></o:p></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma"></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 16.5px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک </font><font color="#000099">کنید</font></b></font></a></p> text/html 2014-04-18T08:19:03+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو فرهنگ متفاوت همراه با خانواده شوهر خودخواه و غیر منطقی http://moshaver41.ir/post/2848 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">سلام</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">من بهارهستم دو ساله عقد هستیم من مال شمال فارسم و شوهرم مال جنوب فارس<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">واول ذاستان عقدمو بگم:من با شوهرم هم کلاس بودم و من خاستگارهای زیادی داشتم اما به همه جواب رد میدادم.تا اینه توی یک روز ماه رمضان سه سال پیش شوهرم به من پیام داد و بمن گفت ک بمن علاقه داره<o:p></o:p></span></p> <span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; font-family: Tahoma, sans-serif;"><div style="font-size: 12pt; text-align: justify;"><span style="font-size: 12pt; line-height: 115%;">من حرفشو محکم نگرفتم و گفتم تا مادرت زنگ نزنه و نیان حرفتو باور نمیکنم.اصلا فکرشو نمیکردم ک مادرش زنگ بزنه فرداش مادرش زنگ زد و گفت برای عید فطر میان ک باهم اشنا بشیم من ساده ازی رفتار شوهرم خوشم اومد و گفتم همین پسر میخام من تا قبل او با کسی ارتباط نداشتم تو همون دوسه هفته ماه رمضون من خیلی بهش وابسته شدم. اما خانوادش نیومدند بله اونا ب ظاهر اهل نماز و فلان دروغگو بودند من نمیدونستم.اگر اونا واقعا سر اون سه هفته میومدند و من با فرهنگ هاشون اشنا میشدم اونا انقد دروغ نمیگفتن تو اون یکسال هم من از او میگذشتم و الان خیلی خوشبختتر بودم.مرتب زنگ میزدند ب شوهرم و ندیده از من بد میگفتن ازون طرف بمن زنگ میزندند و میگفتن منو دوست دارن ب دروغ/منم باور کردم اما ...</span></div><div style="text-align: justify;"><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; font-family: tahoma; line-height: 16.5px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%DB%8C" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p></div></span> text/html 2014-04-18T03:16:41+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو نمی خوام دل آقا را بشکنم http://moshaver41.ir/post/2847 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp;</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">سلام</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp; </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">خواهشا سوال منم پست کنید تا نظر خودتون و دوستان رو راجبش بدونم.</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">من دختری 24 و مذهبی ام.انقدری مذهبیم که حلال و حروم برام مهمن و اینکه دلم میخواد یک زندگی رو شروع کنم که بی گناه باشه و دل امام زمان رو نشکنم تو ازدواجم.به خود آقا امام زمان و حضرت زهرا هم متوسل شدم که تو ازدواجم کمکم کنن.خیلیم خواستگار داشتم اما اونا خیلی مذهبی نبودن و اینکه اعتقادات من برا بعضیاشون خنده دار بود.مثلا عروسیهایه این زمونه اکثرا پرگناهن و من نمیتونم با گرفتن همچین مراسماتی دل اقا رو بشکنم. هر وقت خواستگار میاد برام بعد از ایمان و اخلاقش این برام مهمه که این اقا چطوری میخواد مراسم بگیره .خودم خیلی از عروسها رو میبینم که برا یه شب دنیا و اخرتشونو میسوزنن اما من بخدا میترسم از این کارا و دوس ندارم دل اقا رو بشکنم بخود امام زمان گفتم دستمو بگیر یک زندگی رو شروع کنم ک توش گناه نباشه یا حداقل با گناه کمی خدایی نکرده شروع بشه چون این زمونه گناه نکردن خیلی سخته.شما میگید چکار کنم هر وقت خواستگار میاد خیلی تو فکر این چیزامیرم.بخدا دختر پر توقعی نیستم فقط اینکه طرفم نماز&nbsp; بخونه روزه بگیره اخلاقش بد نباشه و اینکه منو همین جوری ک هستم باور کنه و قبولم کنه.بخدا مشکل من همین اول ازدواجه بعدش دوس دارم یک زنی برا شوهرم بشم ک ب داشتنم افتخار کنه.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">از همه دوستانم التماس دعا دارم<o:p></o:p></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma"></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 150%;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%84-%D8%A2%D9%82%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%85" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p> text/html 2014-04-16T04:31:56+01:00 moshaver41.ir مهدیار در آستانه روز زن مراقب باشید، دل خانمها واقعا می شکند http://moshaver41.ir/post/2846 <div align="justify"><font size="3">به گفته محققان دانشگاه پنسیلوانیا یکی از رایج‌ترین وضعیت‌هایی که در پی آن زنان دچار سندرم(شکستن قلب) می‌شوند، از دست دادن همسر یا مشاهده سردی همسر است. این سندرم برای اولین بار توسط پزشکان ژاپنی و در سال 1990 شناسایی شد...<br></font><div align="left"><b><font size="3">برای مطالعه مطلب و <a href="http://www.jonbeshnet.ir/news/28057" target="_blank" title="">ارسال نظر کلیک</a> کنید</font></b><br></div></div> text/html 2014-04-15T13:24:25+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو خواستگار یا مزاحم تلفنی؟ http://moshaver41.ir/post/2845 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">من یه دختر 26 ساله مجرد هستم که چهار سال پیش یه وبلاگ داشتم . در این وبلاگ اشعار مختلف و عرفانی رو می زاشتم و به کسی نگفته بودم که این وبلاگ مال من هست به غیر از دو سه تا از دوستای قدیمی در کلاس زبان. در وبلاگم هیچ اسم و نشونی از خودم نزاشته بودم. برای یه مدت یه نفر که کاملا منرا می شناخت در این وبلاگ در بخش پیام ها ابراز علاقه می کرد به نیت ازدواج (بدون معرفی خودش) ولی من جوابش رو نمی دادم . بعد چند ماه شروع کرد به ایمیل زدن.(آدرس ایمیلم روی وبلاگ بود) از نوع پیام ها و اطلاعاتی که میداد مطمئن بودم که از بچه های کلاس زبانی هست</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp; </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">که می رم.حدود 50 نفر در این کلاس شرکت میکردن. از این ماجرا 4 سال می گذره. ولی حالا</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp; </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">مجددا</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp; </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">6 ماهه داره به گوشی همراهم اس ام اس و زنگ می زنه ولی حرف نمیزنه. باز هم اول ابراز علاقه می کنه بعد شروع می کنه به توهین کردن به من و خانواده ام. توهین به قیافه و</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp; </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">سطح مالی خانواده و .... با توجه به اس ام اس هایی که می زنه کاملا مشخصه که خیلی به من نزدیک بوده. چون اسم تمام دوستام و محل کار و اسم همکارهای گذشته و الان من رو می دونه. من در کلاس زبان از همه درسم بهتر بود و اعتراف می کنم دختر خیلی مغروری بودم</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp; </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">و هیچ کسی رو تحویل نمی گرفتم. احتمال می دم این شخص هم از این رفتار من ضربه خورده باشه و ... از طرفی من اعتقادات خودم را دارم</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp; </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">و حتی حرف زدن با جنس مخالف رو (به هر دلیلی) نمی پسندم.هیچ پسری شماره من رو نداشت. این مزاحمت ها کم کم دارن من رو نگران می کنن تصمیم گرفتم برم از این خط ایرانسل شکایت کنم ولی خانواده ام</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp; </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">شدیدا مخالف هستن . میگن تو محلش نزار خودش خسته میشه.ولی اگر می خواست خسته بشه تا حالا شده بود . از طرفی من می ترسم 5 سال دیگه هم دوباره پیداش بشه و مزاحم بشه. اون زمان ممکن باعث به هم ریختن یه زندگی بشه. شاید همسر آینده من حرف های من را باور نکنه. به نظر شما من چی کار کنم؟؟؟؟؟؟</span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 16.5px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AD%D9%85-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86%DB%8C%D8%9F" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p> text/html 2014-04-15T10:58:07+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو می ترسم یه عمر حسرت به دل بمونم http://moshaver41.ir/post/2844 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp;</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">سلام</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">ده ماهی هست که عقدکردیم سرهرموضوعی کوتاه اومدم مهریه موهم خیلی پایین گرفتم امامیگه عروسی نمیگیرم تواین ده ماه کلی بحث کردیم خودش راضی شده پولشم داره اما خانوادش سرسختانه مخالفت میکنن.این موضوع خیلی برام مهمه خودش هم میدونه اماازخانوادش میترسه واین باعث میشه ازش بدم بیاد وسردبشم&nbsp; حس میکنم هنوزمردنشده بچه است .هرکاری کردم اما فایده ای نداشت.فقط میگه لباس عروس بپوش خانواده من باخانواده خودت یه جشن مختصر.بدبختی اینه به همونم جاندارن.میترسم این موضوع باعث جداییمون بشه.خانواده منم چون سرمهرکوتاه اومدن قبول نمیکنن.موندم چه کنم؟میترسم یه عمرحسرت به دل بمونم؟میترسم هیچوقت نتونم ببخشمش<o:p></o:p></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma"></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 16.5px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%85-%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D9%85%D9%88%D9%86%D9%85" target="_blank" title=""><b><font size="3" color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font size="3" color="#ff0000"> اینجا کلیک</font><font size="3" color="#000099"> کنید</font></b></a></p> text/html 2014-04-15T08:54:56+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو دوستم عاشق شده.....! http://moshaver41.ir/post/2843 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">سلام</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">دوستان راستش من دوستی دارم که مذهبیه خب این جور که میدونم عاشق کارشه و هدفای مادی و معنویه&nbsp; زیادی داره که میگه باید تلاش کنم بهشون برسم راستش برای برنامه ریزی&nbsp; کارش با شخصی که هم رشته هستن یه مدت توی فضایی(مجازی) مشغول گفتگو شدن ، مدتی که گذشت فهمیدم پسری هم که بهش مشورت میداده مذهبیه چون حرفایی که بهش می زده با کسایی که با دوستم حرف میزدن متفاوت مثلا یه مدت دغدغه یه کاری براش پیش میاد که براش عذاب وجدان میاره.&nbsp; همه بهش میگن&nbsp; باید این کار را انجام بدی تا موفق بشی اما اون اقا مخالفت میکنه و توی صحبتاش میفهمه که میگه خدا با این کارت مخالفه ونباید این کار را انجام بدی وخیلی از صحبتایه دیگه ای که به قول خودش یه جورایی انگار اون واسطه ای از طرف خدا برای دوستم... حالا ایشون(دوستم) تقریبا&nbsp; 1 ماهی است که عاشق این اقا شده و دوس نداره احساسی به این قضیه نگاه کنه .... برای این کارش با خانومی که این اقا را میشناسه پیام میزاره و اون خانم را واسطه قرار میده و دوستم را به این اقا معرفی میکنه و این اقا که با دوستم صحبتاشونا میکنند هر دو موافق این هستن این روش باید رسم ورسومات خودش را طی کنه و به دوستم گفتن کمی صبر کنه&nbsp; خب تقریبا 1 هفته ای هست که میگذره ودوستم حال چندان خوشی نداره ، دوست نداره بلا تکلیف باشه&nbsp; چون احساس میکنه به&nbsp; برنامه ی کاریش لطمه خورده و یکمی برنامه زندگیشو بهم ریخته ..... ممنون که به دوستم کمک میکنید...&nbsp; &nbsp;<o:p></o:p></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma"></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 16.5px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%B4%D8%AF%D9%87" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p> text/html 2014-04-15T02:20:12+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو مهریه و شرایط خانواده و بهم خوردن آشنایی http://moshaver41.ir/post/2842 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">سلام</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">پس از چند ماه آشنایی خانواده ها در طی جلسه ای تصمیم بر این گرفتند که درباره مهریه صحبت کنند.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">خانواده دختر اعتقاد محکمی به مهریه دارند اما خانواده پسر مهریه پایینی رو در نظر دارند و خود پسر معتقد هست از آنجاییکه توان پرداخت مهریه زیاد رو ندارم,زیر بار دین این موضوع نمی رم. حتی اگه موضوع بهم بخوره!<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">من هم برای اینکه به ایشون به سبب نزدیکی افکار و علایق و فرهنگ علاقه داشتم,برای اینکه بار مهریه روی دوش ایشون نباشم,با رضایت خانواده گفتم,بندی رو می نویسیم که شرط گذاشته شه,این مهر تا زمان طلاق توسط آقا از طرف خانم بخشیده میشه!<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma">مهریه مد نظر خانواده ...&nbsp;<o:p></o:p></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span lang="FA" style="font-size:12.0pt;line-height:150%;mso-bidi-font-family:Tahoma"></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 16.5px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%A8%D9%87%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p> text/html 2014-04-14T22:13:48+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو شیطان اطرافم پرسه میزنه! http://moshaver41.ir/post/2841 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;line-height:150%"><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">سلام دوستان،حدودسه ماهه تویه اداره ای مشغول به کارم،دخترمذهبی ومحجبه وباپوشش ساده وچادری وبدون آرایشی هستم ولی نمیدونم چراآقایونی که دراداره کارمیکنن،(ازهمان بدوورودم به این اداره)همش بهم خیره میشن!باورتون نمیشه</span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">&nbsp; </span><span style="font-size: 12pt; line-height: 150%;">وقتی تواتاقم نشستم،حتی آقایونی که مطمئنم زن وبچه دارن موقع عبورازکناراتاقم اول یه نگاه به من میکنن،بعدمیرن اتاق خودشون،یامثلاروبه روی اتاقم می ایستندوباهم صحبت میکنن!خیلی ازاین رفتارشون بدم میاد،من آدم مذهبی ومقیدی هستم واین نگاههای آشکارودزدکی مردای نامحرم رودوست ندارم ،گاهی میگم منم نگاهشون کنم،تابلکه حیاکنن،ولی فایده ای نداره واونابدترخیره میشن،چکارکنم؟ازاین وضعیت خیلی رنج میبرم،به نظرتون راهکارش چیه؟؟</span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: left; line-height: 150%;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D9%87" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p>