مشاور ازدواج و خانواده اینجانب علی کریمی متولد سال 1341 دارای تحصیلات حوزوی و دارای تجربه مشاوره در زمینه ازدواج و خانواده ، به همراه تعدادی از رفقای طلبه، جهت پاسخگویی در خدمت دوستان عزیز هستیم شماره تلفن مشاوره های فوری یا ضروری بعد از ظهرها ترجیحا از ساعت 4 تا 5 عصر 02537208627 یا 09361383126 ایمیل کارشناس همسریابی: ezdevaj123@gmail.com http://moshaver41.ir 2014-11-22T02:51:28+01:00 text/html 2014-11-19T11:28:16+01:00 moshaver41.ir محمد هاشم توفیقی چرا بعضیها مزاحم دختران خوب میشن؟ http://moshaver41.ir/post/3485 <div align="justify"><font size="3">سوالی داشتم که میخواستم نظر دوستان را در این مورد بدونم. چرا وقتی یه دختری که هم پوشش مناسبی (باحجاب مانتویی مناسب و اراسته نه جلف) تو جامعه داره و هم متین و باوقار و سنگین برخورد میکنه اما با این حال بعضی از پسرا بهش پیشنهاد دوستی میدن؟!<br>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: <a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AC%D9%85-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%AF" target="_blank" title="مزاحم دختران خوب نشید">مزاحم دختران خوب نشید</a><br><br><br></font></div> text/html 2014-11-19T11:22:52+01:00 moshaver41.ir محمد هاشم توفیقی ملاک شما در انتخاب همسر چیه؟ http://moshaver41.ir/post/3484 <div align="justify"><font size="3">یک سوال و نظر سنجی ای که در اکثر کشور های اروپایی از زنان انجام گرفت این بود که "شما در انتخاب همسر آیندیتان بترتیب کدام یک از ملاک های زیر را در اولویت قرار خواهید داد ؟"<br>1. زیبایی<br>2. تحصیلات<br>3. پول و ثروت<br>4- مذهب<br>که البته در هر کشور نتیجه فرق می کرد مثلا در سوئد شماره 2 درصد بیشتری داشت و در انگلیس شماره 3 و غیره<br>حال ملاک خانم های ایرانی بترتیب کدام هستند؟؟<br><br>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: <a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F" target="_blank" title="مهمترین ملاک خانم ایرانی چیست؟">مهمترین ملاک خانم ایرانی چیست؟</a><br><br></font></div> text/html 2014-11-19T11:16:35+01:00 moshaver41.ir محمد هاشم توفیقی چه جوری میشه فهمید که بهم علاقه داره یا نه؟ http://moshaver41.ir/post/3483 <div align="justify"><font size="3">سلام<br><br>بنده متاسفانه به دلایلی تا این سن (30 سالگی) موفق به ازدواج نشدم ، مدتی 2 سالی هست شدیدا به یکی از همکاران علاقه مند شدم که متاسفانه اختلاف سنی زیادی داریم ( 10 سال) همین باعث شده که هرگز جرات ابراز احساس رو نداشته باشم حالا من نمیدونم چه کنم از طرفی شدیدا به ایشون علاقه دارم ولی نمیتونم بفهمم ایشون چه طور احساسی نسبت به بنده دارن ، اول بگم که شخصا آدم مذهبی هستم و در طول زندگی با جنس مخالف همواره با حیا و حفظ فاصله رابطه داشتم .<br><br>بنده با ایشون در محل کار بعلت همکار بودن ساعات زیادی رو میگذرونیم و حالا درست یا غلط حرف میزنیم ، ایشون شدیدا به من اعتماد داره و خیلی از حرفهایی که شاید به دیگران نتونه بزنه با من در میون میزاره ( مشکلات خانوادگی که براشون پیش اومده ) و برای اولین بار در زندگی احساس میکنم که با یک خانم میتونم راحت حرف بزنم ، و قسم میخورم کوچکترین نگاه ناپاکی نصبت به ایشون ندارم منتها احساس علاقه و وابستگی شدیدی پیدا کردم طوری که یک روز جمعه که ایشون رو نمیبینم حال خوشی ندارم ، چه کنم آیا راهی هست بشه فهمید ایشون علاقه مندی نصبت به من دارن یا نه؟ نمیتونم مستقیم سوال کنم چون اگه اشتباه کنم&nbsp; شرایط کاری ناجوری پیش میاد<br>&nbsp;<br>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: <a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%9F" target="_blank" title="به چشم پدر نگاهم می کنه یا همسر آینده؟!">به چشم پدر نگاهم می کنه یا همسر آینده؟!</a><br><br></font></div> text/html 2014-11-18T11:57:27+01:00 moshaver41.ir محمد هاشم توفیقی کلا از آقایون و همچنین جنس مخالف بیزاره! http://moshaver41.ir/post/3482 <div align="justify"><font size="3">اسلام و عرض ادب<br>یکی از دخترخانمهای اقوام 26 سال سن داره و کلا از آقایون و همچنین جنس مخالف بیزاره . و تاکنون کوچکترین مشکلی براش پیش نیومده و اصلا راضی به ازدواج هم نیست . به روانشناس یا مشاور هم اصلا مراجعه نمی کنه . اطرافیان هم خیلی صحبت کردن ولی به نتیجه ای نرسیدن.<br>ضمنا برای ازدواج دیگران خیلی تلاش می کنه و خوشحال میشه ولی برای خودش ازدواج را یک غول بزرگ می بینه<br>اگر من را برای کمک به این خانم راهنمایی نمایید ممنون میشم<br>ممنون و سپاسگزار<br>باتشکرفراوان.<br><br>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: <a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81" target="_blank" title="بیزاری از جنس مخالف">بیزاری از جنس مخالف</a><br><br></font></div> text/html 2014-11-18T11:50:52+01:00 moshaver41.ir محمد هاشم توفیقی همه چی خوب پیش میرفت که سر و کله خواستگار قبلی پیدا شد http://moshaver41.ir/post/3481 <div align="justify"><font size="3">با سلام و عرض ادب ببخشید سوال پرسیدم واضح نبود کاملش می کنم. پسری 27 ساله عاشق دختری شدم 24 ساله توی یک دانشگاه هستیم. با خانواده دختر هم صحبت کردم مشکل نیست.یه خواستگار از قبل داشت که مشکل پیش اومده رفته تا بعد یک سال باز برگشته که اونم داخل محیط دانشگاه هست. چن روز پیش من با دختره دیده شروع به سرو صدا حرف به منم زده با این وجود که دختر نمیخاد و تمام شده است.اما این دختر بعد این قضیه رابطش با من کمتر شده دیگه تلفن هم زیاد دوست نداره جواب بده و اس هم نمیده ، از نظر روحی بهم ریخته است میگه بزار قسمت چی میشه؟ حالا من نمیدونم چکار کنم اگه شروع کنم زنگ و اس دادن میترسم اون ارزش قبلیم از بین بره .یه نکته مهم دختره یه روز اوج احساس داره باز یه روز دیگه احساسش کمتر میشه.سوال اصلی من اینه چند روز وقت بدم بهشون حالش بهتر شد اس یا زنگ بزنم ؟،فعلا که خداحافظی کردیم تا بریم با خانواده خاستگاری ولی ترس دارم ارتباط نداشته باشم وابستگیش کمتر بشه.چکار کنم الانم تنهام نمیتونم بدون اون باشم،چند روز وقت بدم آیا کار درست میشه که ارتباط مثل روز قبل باشه یا منم مثل اون ارتباط باشه برای روز خواستگاری.؟<br>خواستگاری هم من حدود 2ماه دیگه میرم دو شهر متفاوتیم. ممنون میشم راهنمایی کنین چرا دختره یک اوج وابستگیش به منه چن روز بعد باز میگه قسمت نشد ببخشید.!<br><br>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: <a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87" target="_blank" title="ببینیم قسمت چی میشه!">ببینیم قسمت چی میشه!</a><br><br><br></font></div> text/html 2014-11-18T11:41:20+01:00 moshaver41.ir محمد هاشم توفیقی همش میگه میترسم از دستم بری و ازم انتقام بگیری http://moshaver41.ir/post/3480 <div align="justify"><font size="3">پنج سال پیش با اقایی که دقیقا مطابق توقعات من بود اشنا شدم.از لحاظ مسائل خانوادگی فرهنگی مثل هم بودبم.هیچ مشکلی نداشتیم.من شاغل بودم و ایشون هم حق التدریس. قرار شد کمی به هم وفت بدیم تا شرایط شغلی و مالی مساعد بشه. متاسفانه اوضاع شغلی من و ایشون مطابق انتظار پیش نرفت. سه سال طول کشیدو ما بهم علاقه داشتیم . و هیچ مشکلی نداشتیم تا ابنکه من کارمو از دست دادم.اوضاع اقتصادی خانواده هامومون بهم خورد .احساس میکردم علاقه شون به من کم شده. بی پولی و ناامیدی و... در استانه سی سالگی بود ولی شغل ثابتی نداشت. فوق لیسانس بیکار. منم که بیکار بودم و شرایط مالی خانوادم هم کلا بهم ریخته بود. میتونم بگم یه ورشکستگی جزیی پیش اومده بود.به هر بهانه دعوامون میشد. من زجر میکشیدم ازینکه حس میکردم بخاطر مشکلات مالی دیگه دوسم نداره. خیلی اذیتم کرد. به هر طریقی میخواس خودشو ازین رابطه بکشه کنار. کار به جایی رسید که فکر میکردم سردی و بی میلیش به من بخاطر اینه که دختر دبگه ای تو زتدگیشه. یکسال خیلی سختو گذروندم. میگفت خانوادم میگن دختر باید شاغل باشه. من و تو بیکاریم و .... یکسال تحقیرم کرد سرزنشم کرد.خیلی دوسش داشتم.حیلی بهش اعتماد داشتم.ضربه بدی خوردم.اون داشت دیوونه میشد منم دیوونه مبکرد.همش بخاطر بی پولی و بیکاری بود.همه خانوادم فهمیده بودن و نفرینش میکردن که منو بخاطر پول میخواسته. ... الان هشت ماهه میرم سرکار.ماشین خریدم و مشکلات مالی هردومون حل سده.تو این یکسال دعوا کردیم جنگیدبم بهم بی احترامی کردیم ولی قطع ارتباط کامل نکردیم. از چند وقت پیش تا حالا بهم همش ابراز علاقه میکنه.میگه دست خودش نبودو هیچ امیدی نداشت.گاهی بی مقدمه اس میده که خیلی اذیتت کردم منو ببخش! برای داشتنم تلاش میکنه.همش میگه میترسم از دستم بری و ازم انتقام بگیری.میگه اگه من نباشم خیلی تنهاست و حالا که همه چیز درست شده من ببخشم و دوباره بهش فرصت بدم! نمیدونم. میترسم. من هیچ مشکلی باهاش نداشتم.جز اینکه وقتی شغلمو از دست دادم اونم فرار کرد بهم وقت نداد.میتونم بگم خودشو نجات داد. اما حالا همش میگه اشتباه کردم و.... ازطرفی من دوسش دارم.تو تمام مدتی که اذیتم میکرد هر،روز یه جور بهم فشار روحی میاورد ولی نتونستم فراموشش کنم.رابطه ما بر پایه عقل و منطق بود.پاک بود.هر دو ادمای موجهی هستیم.و جز این تجربه تلخ هیچ اختلاف نظر و مشکلی نداریم.نمیدونم قبولش کنم یا نه. خانوادم هم ازش دلخورن.میترسم بازم تنهام بذاره.میترسم نتونم بهس تکیه کنم...<br><br>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: <a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%9F" target="_blank" title="بی تو خیلی تنها هستم یا بی پول تنهایم؟!">بی تو خیلی تنها هستم یا بی پول تنهایم؟!</a><br><br></font></div> text/html 2014-11-18T11:31:26+01:00 moshaver41.ir محمد هاشم توفیقی خانوما بگن اگر این مورد براشون پیش می اومد چه احساسی داشتن؟ http://moshaver41.ir/post/3479 <div align="justify"><font size="3">من پسر مذهبی هستم البته نه خشک ولی به مسائل عبادی وباطنی در دین خیلی خیلی اهمیت میدم مثل نماز و...و البته در خانواده ای با سطح دینی کاملا متوسط وحتی یک کم رو پایین.</font><br><font size="3">راستش اینه که من حدود1سالی میشه دختر یکی از اقوام دورمون رو زیر نظر داشتم ولی واقعا نمی دونستم که عاشقشم یا نه نیستم اصلا پدرم دراومد ونتونستم با خودم به یک نتیجه قطعی برسم دلیلش هم این بود که این خانم همه چیزش از نظر من عالی بود ولی من احساس می کنم که از نظر اعتقادی به هم نمی خوریم(مثلا این خانوم همیشه نماز نمی خونه وبعضی وقتا می خونه) واسه همین من دودل بودم ولی خوب چی کنم بقیه مواردش از نظر من تاییده</font><br><font size="3">از طرفی توی اون زمانی که دودل بودم که از اون خوشم میاد یا نه از دختر یکی از دوستای خانوادگیمون خوشم اومد و وقتی که یکی از عکس هاش رو دیدم مخصوصا جلوی خودش گفتم چه قدر خوشگله(شیطونی کردم می دونم )یا چند بار دیگه یه جوری بهش فهموندم که ازش خوشم میاید کلا اون روز گند زدم رفت اصلا انگار حالیم نبود که دارم چی کار می کنم البته اصلا بهش نگفتم که ازت خوشم میاد یا میخواهم باهات ازدواج کنم فقط در همین حد بود(متاسفانه شیطون گولم زد) این بگم که اون دختره خیلی عکس العملی نشون نمی داد البته یه بار خنده کوچکی کرد واین هم بگم که این دختره هم سطح اعتقادیش مثل همون دختر اولیه</font><br><font size="3">والبته قسمت مهم موضوع اینه که بعدا فهمیدم(با خودم بیشتر فکر کردم)که بهتره با دختر اولیه ازدواج کنم از لحاظ خانوادگی بیشتر به هم می خوریم حالا موندم که نکنه احساسات دختر دومیه رو با این ازدواج خدشه دار کنم؟نکنه مدیونش بشم</font><br><font size="3">اینم بگم که من شرایطم از نظر اکثر دختر حیلی خوبه:وضعیت مالی خیلی خوبه.دانشجوی فوق لیسانس مکانیک.خانوادم تحصیل کرده وخوش اخلاق(چه قدر تعریف کردم ببخشید)</font><br><font size="3">می ترسم از من برا خودش یه رویا درست کرده باشه؟ایا من واقعا الان مدیونش میشم اگر که با یکی دیگر ازدواج کنم؟یا اینا همش وسواس فکریه</font><br><font size="3">لطفا خانوما بیان بگن اگر این مورد براشون پیش می اومد په احساسی داشتن فقط لطفا متن رو دقیق بخونید</font><br><br><font size="3">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:<a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%85-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%B4%D9%88%D9%85" target="_blank" title=" می ترسم رویایش شوم"><font size="3"> می ترسم رویایش شوم</font></a></font><br><br><br></div><font size="3"> </font> text/html 2014-11-18T11:22:07+01:00 moshaver41.ir محمد هاشم توفیقی به محض این که میفهن یه زن مطلقس دورش خط میکشن http://moshaver41.ir/post/3478 <div align="justify"><font size="3">سلام به همه<br>من یه زن مطلقه ام که حدودا 7 ساله از شوهرم جدا شدم. دلیل جداییم هم بیماری روحی و روانی شوهرم بود (به حدی که خبر دارم ایشون بعد طلاق چندبار بیمارستارن روانی بستری شده) و همینطور بد رفتاری و فحاشی و کتک زدنهاشو ..... بعد از طلاق سعی کردم خودم پیدا کنم و دنبال یه زندگی خوب برم. شکر خدا الان توی بالاترین مقطع (دکتری) تحصیل میکنم و از نظر خانواده و ظاهر و اخلاق وموقعیت شغلی و .... به اعتراف تمام کسایی که میشناسموشون مشکلی ندارم و خیلی ها بهم میگن که اخلاق و روحیاتت یا ظاهرت فوق العادست. اما من مشکل بزرگی دارم .اونم اینه که توی این هفت ساله یا خواستگارای خوبی نداشتم (موقعیت اجتماعی و شغلی و خانوادگیشون) خیلی خیلی از من پایینتر بوده یا اینکه هم کفو هم بودیم ولی نمیدونستن من مطلقه ام و وقتی فهمیدن دیگه نیومدن. خیلیهاشون هم که قصدشون اصلا ازدواج نیست.<br>نمیدونید که چقدر ازاین برخوردها خسته شدم. شهر ما با اینکه شهر بزرگیه من نمیدونم چرا تفکر ادماش اینقدر پایینه و به محض این که میفهن یه زن مطلقس دورش خط میکشن.بدون اینکه کاری به ویژگیهاش داشته باشن یا جتی بدونن چرا جدا شده. خیلیهاشون پسر مطلقه دارن ولی میرن دنبال خواستگاری دخترای مجرد. اونایی هم که میان خواستگاری من توی اگثر موارد خیلی سطح پایین تر از من هستند واصلا باهم کفویت نداریم<br>من ادم ایده آل گرایی نیستم اما نمیخام به خاطر یه طلاق (که گناهش خیلی هم به گردن خودم نیست و اگه میدونستم قرار چنین شوهری نصیبم بشه هرگز ازدواج نمیکردم) مجبور شم با کسی ازدواج کنم که دیپلمس یا بیکاره یا 20 سال از خودم بزرگتره یا چند تا بچه داره و فقط یه کلفت میخاد یا .....<br>اگر اومدم اینجا و این حرفها رو زدم.بخاطر راهنمایی گرفتن نبود (چون کاری نبوده که انجام ندم) بخاطر این بود که بگم اسلامی که ماها ازش دم میزنیم این نیست که از یه زن یا مرد صرفا بخاطر اینکه مطلقس فرصت زندگی رو بگیریم. ما که جای اون نبودیم تا بتونیم شرایطشو درک کنیم.<br>کاش ما ادمها دست از قضاوت نابجا و ناعادلانه هم برمیداشتیم<br><br>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: <a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%B2%D9%86-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%82%D9%87-%D9%87%D9%85-%D8%AD%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF" target="_blank" title="زن مطلقه هم حق زندگی دارد">زن مطلقه هم حق زندگی دارد</a><br><br></font></div> text/html 2014-11-17T15:20:55+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو زن 30 ساله مطلقه ام که هفت ساله جدا شدم http://moshaver41.ir/post/3477 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">وقتتون بخیر</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">من سوالی از شما داشتم.من یه زن 30 ساله مطلقه ام که هفت ساله جدا شدم. از نظر وضع مالی و خانوادگی و تحصیلی و ... شرایط بسیار خوبی دارم اما راستش الان مدتیه که احساس خستگی و افسردگی خیلی زیادی میکنم. احساس تنهایی دارم و گاهی اوقات احساس نیازهای جنسی و یا کمبود محبت بشدت منو آزار میده. هر چقدر هم که سر خودم رو شلوغ میکنم که کمتر فکر کنم فایده نداشته. برای حل مشکلم خودم به نظرم رسید که باید با کسی رابطه داشته باشم.چند ساله که آقایی رو میشناسم که متاهلند ومن قبلا هم با ایشون رابطه جنسی داشتم. الان هم مدتیه یه رابطه دوستی ساده داریم. ایشون به شدت انسان منطقی و مذهبی و درستیه و من بیشتر از هر کسی بهشون علاقه و اعتماد دارم. او هم به من علاقمنده ولی هر دومون نمیخاهیم به زندگی هم لطمه ای بزنیم. به اون هم مشکلمو گفتم. او گفت که نمیتونه در این مورد نظری بده و بگه من چکار کنم و تصمیم با خودمه ولی اگر بخام باهاش رابطه داشته باشم موافقه.اگر هم بخام رابطمون رو در حد دوستی معمولی و هصحبتی ادامه بدیم باز هم موافقه. من اون آقا رو واقعا دوست دارم و از طرفی پذیرفتم که هیچوقت نمیتونم باهاش ازدواج دائم کنم. الان خیلی دو دلم که چکار کنم. از طرفی هم نیازهای جسمی و روحیم اذیتم میکنه و هم دلم میخاد با کسی که دوستش دارم رابطه داشته باشم. هم از این میترسم که بعدا دل کندن از اون آقا برام سخت بشه و هم بیشتر ازین که اگه یه روز کسی بیاد خواستگاریم. مدت عده را چجور سپری کنم. اخه معمولا افراد مطلقه بعد از خواستگاری یه مدت محرم میشن که ببینن به هم میخورن یا نه و من تا تموم شدن عده نمیتونم اینکارو بکنم. البته الان خواستگار جدی ای ندارم (به جز یه&nbsp; آقایی که با خانمش مشکل داره و میخاد طلاق بگیره اما هنوز دارن میرن مشاوره و اقدام جدی نکردن). حالا به نظرتون چکار کنم. باید بازم صبر کنم و رابطه نداشته باشم یا نه(تنهایی واقعا داره افسردم میکنه). در مورد اون آقای خواستگارم چی خبری ازش بگیرم که داره جدا میشه یا نه.(اخه بش گفتم دیگه اگه تکلیفت معلوم نشده بم پیام نده)</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%85%D9%84-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-0" title="تعداد دیدگاه: 35 تاریخ:08/24" class="tooltip" target="_blank" style="font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 19.439998626709px; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; text-decoration: none; display: inline; position: relative;"><font size="3" color="#000099">ازدواج موقت یا تحمل تنهایی</font></a></div> text/html 2014-11-17T13:17:48+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو احساس تنهایی میکنم 2 http://moshaver41.ir/post/3476 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">قبلا یه سوال گذاشته بودم با این مضمون:با سلام خیلی احساس تنهایی میکنم /از چند نفر سؤال کردم گفتن کتاب بخون و از این کارا منم انجام دادم امّا تغییری تو حالم ایجاد نشد /موندم چیکارکنم / حتی توجمع دوستامم بازم احساس تنهایی میکنم /من تا یه چندسال دیگه امکان ازدواج ندارم پس نگید ازدواج کن /یه راهی بهم بگید /</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">اولا:شما کارایی گفتید که من انجام داده بودم ولی جوابی نگرفتم</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">ثانیا:میخوام سوالمو کامل کنم من17 ساله پسر و دانش آموز هستم&nbsp;</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">تورو خدا یه جواب درست و درمون بدید</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><font size="3">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</font><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF" title="تعداد دیدگاه: 9 تاریخ:08/24" class="tooltip" target="_blank" style="line-height: 19.439998626709px; text-align: start; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; text-decoration: none; display: inline; position: relative;"><font size="3" color="#000099">راهکارتون به دردم نخورد!</font></a></p></div> text/html 2014-11-16T13:46:12+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو تا الان 15-16 تا خواستگار داشتم که رد کردم http://moshaver41.ir/post/3475 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام خسته نباشید</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">ببخشید میشه لطفا مطلبمو پست کنید من هر کاری کردم نتونستم از ارسال سوال بفرستمش!</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">من دختری23 ساله هستم لیسانس مهندسی از تهران ولی شهرستانیم خانواده معمولی و قیافه خوبی دارم تا الان 15-16 تا خواستگار داشتم که رد کردم .امسال 7 8 تا خواستگار داشتم الانم چندتا هستن ولی مشکلم اینه که همشون دیپلم وشغل آزادن دوست داشتم شوهرم مهندس باشه نمیدونم چکارکنم؟ از 1طرف میگم اگه بخونم برم ارشد شاید 1نفرتحصیل کرده پیدا کنم واسه ازدواج واز طرف دیگه خواهر کوچکترازخودمم دارم و همه دخترای کم سن وسال دارن ازدواج میکنن نگرانم لطفا راهنماییم کنین</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%85-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF" title="تعداد دیدگاه: 7 تاریخ:08/24" class="tooltip" target="_blank" style="font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 19.439998626709px; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; text-decoration: none; display: inline; position: relative;"><font size="3" color="#000099">دوست دارم شوهرم مهندس باشد</font></a></div> text/html 2014-11-16T09:44:20+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو داخل خانواده پدرسالاری به دنیا اومدم که ... http://moshaver41.ir/post/3474 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">با عرض سلام و خسته نباشید نمیدونم از کجا شروع کنم اما.......</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">اول به نام خدا<br style="box-sizing: border-box;">داخل خانواده پدرسالاری به دنیا اومدم حرف اول و آخر رو پدرم میزد کسی رو حرفش حرف میزند با کمربند و کابل به جونش میافتاد از همون بچگی به کتک زدن هایش عادت کردم<br style="box-sizing: border-box;">تنها چیزی که خیلی تو ذهنم ویراژ میره محبت پدرم به خواهرزاده و برادرزاده هایش بود و کتک زدن من نمیدونم اما بهم میگن حسود چون همیشه من کتک میخوردم و برادرم درآغوش محبت پدرم بود برادرم حرف میزد منو کتک میزدن من حرف میزدم حتی آدم حسابم نمیکردن مادرم چسبیده بود به خواهرم و پدرم به برادرم حتی یکبار هم حس نکردم پدری دارم که بتونم بهش تکیه بدم یا گریه کنم طوری بار اومدم که تمام غم هامو داخل خودم بریزم و هیچ چیزی به کسی نگم خودم به دنیایی نت سرگرم کردم تا مشکلات رو من تاثیر نذارن اما با دعوا و بحث با خانواده مواجه شدم بدتر از اون وقتی بود که میدیدم برادرم هرکاری میکند مشکلی ندارد از شب ها میترسم فکر کنم دلیلش این باشه که یک شب نصفه شب بود با صدای مادرم بلند شدم دیدم صورتش پر خون هست فهمیدم مادرم خواب بوده که پدرم بهش حمله کرده و اونو زده تنها راهی که میتونستم بخوابم از طریق ببخشید معذرت میخوام استمنا بود که بدنم بی حس بشه تا خوابم ببرد اما بعد از مدتی فهمیدم که به بیماریش مبتلا شدم الان تنها کاری که میتونم بکنم خود خوری هست و دوری از خانواده چیزی دیگر نمیدونم چی بگم</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><font size="3">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</font><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%A8%D8%AF-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF" title="تعداد دیدگاه: 5 تاریخ:08/24" class="tooltip" target="_blank" style="line-height: 19.439998626709px; text-align: start; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; text-decoration: none; display: inline; position: relative;"><font size="3" color="#000099">واکنش بد پدرم در خانه، مرا منجر به...</font></a></p></div> text/html 2014-11-15T15:36:10+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو 6-7 سال اختلاف سنی واسه ازدواج با هم مناسبه؟ http://moshaver41.ir/post/3473 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام، پسری هستم 24 ساله به دختر داییم علاقه دارم که 17 سالشه چه جوری بگم 6-7 سال اختلاف سنی واسه ازدواج با هم مناسبه؟ احساس میکنم هنوز درک کامل از زندگی نداره و مث خیلی از دخترا ابراز علاقه و معنی عشق رو کامل نمیفهمه باهاش هم حرف میزنم فقط میگه خوبه و لبخند میزنه متشکرم</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%81%D8%B9%D9%84%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87" title="تعداد دیدگاه: 3 تاریخ:08/22" class="tooltip" target="_blank" style="font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 19.439998626709px; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; text-decoration: none; display: inline; position: relative;"><font size="3" color="#000099">فعلا معنی عشق را نمی دانه!</font></a></div> text/html 2014-11-14T05:50:15+01:00 moshaver41.ir حسین وجدانی «مشاور» پاسخگویی آنلاین http://moshaver41.ir/post/3472 <div align="justify"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">با عنایت پروردگار متعال و با تلاشهای مسئولین سایت توانستیم در خود سایت (بدون نیاز به مسنجر خاص) پاسخگویی آنلاین را راه اندازی کنیم </font><font size="3"><br><br><b><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">نکات لازم در پاسخگویی آنلاین</font></b><br><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">1- زمان پاسخگویی از ساعت<font color="#000099"> <b>18/30 الی 20/30</b></font></font><br><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">2-برای دریافت پاسخ به صورت آنلاین باید در سایت عضو شوید اگر عضو نیستید از <a href="http://www.jonbeshnet.ir/user/register" target="_blank" title=""><b>همین جا</b> </a>عضو شوید</font>.<br>3- با توجه به کثرت مراجعین ممکن است در بازه زمانی مقرر نتوانید موفق به گفتگو با مشاور شوید از طرفی ما سیستم نوبت دهی نداریم لذا باید برای پاسخ صبر نمایید و گفتگو را ترک نکنید چون در صورت ترک گفتگو نوبت شما از بین می رود.<br>4- دوستان سوالات را کوتاه مفید مطرح نمایند تا بتوانیم در خدمت همه دوستان منتظر باشیم.<br>برای ورود به گفتگو در ساعات مشخص شده و بعد از عضویت در سایت <a href="http://www.chat.jonbeshnet.ir/index.php/per/chat/startchat/%28leaveamessage%29/true/%28vid%29/3jrua1u0mpdlt1gtacby?URLReferer=%2F%2Fwww.jonbeshnet.ir%2F&amp;r=%2F%2Fwww.jonbeshnet.ir%2Fuser%2F159" target="_blank" title=""><font color="#000099"><b>همین جا کلیک</b></font> </a>کنید<br><br></font></div> text/html 2014-11-13T14:12:55+01:00 moshaver41.ir محمد هاشم توفیقی ناسپاسی و پرخاشگری همسرم عذابم میده http://moshaver41.ir/post/3470 <div align="justify"><font size="3">با سلام<br>همسر بنده، فردی بسیار ناسپاس و گاهی پرخاشگر است و انگار هر کس، هرکاری برای او انجام دهد، وظیفه‌اش بوده است. این رفتار او غیر قابل تحملو باعث عذاب من شده است.<br>لطفا مرا راهنمایی کنید.<br><br>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: <a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D9%BE%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86" target="_blank" title="همسر ناسپاس و پرخاشگر من">همسر ناسپاس و پرخاشگر من</a><br><br></font></div>