مشاور ازدواج و خانواده اینجانب علی کریمی متولد سال 1341 دارای تحصیلات حوزوی و دارای تجربه مشاوره در زمینه ازدواج و خانواده ، به همراه تعدادی از رفقای طلبه، جهت پاسخگویی در خدمت دوستان عزیز هستیم شماره تلفن مشاوره های فوری یا ضروری بعد از ظهرها ترجیحا از ساعت 4 تا 5 عصر 02537208627 یا 09361383126 ایمیل کارشناس همسریابی: ezdevaj123@gmail.com http://moshaver-41.mihanblog.com 2015-02-26T17:30:21+01:00 text/html 2015-02-26T01:10:06+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک تجربیات تلخ عاطفی باعث شد به عرفان و تصوف کشانده شوم http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3707 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">مشکلات طاقت فرسا و کوه شکن و تجربیات تلخ عاطفی باعث شد به عرفان و تصوف کشانده شوم و در عرض چندماه در من حالاتی پدید شد که به جنون کشیده شدم و بی اختیار به کوه و دشت فرار میکردم و تمام اطرافیانم مرا به دیوانگی متهم کردند.حالا درست است به لطف چند تن از بزرگان دینی برچسب جنون از من برداشته شده ولی آن حالات هنوز باقی هستند و من هرچه سعی میکنم نمیتوانم یک زندگی عادی داشته باشم و شدیدا منزوی شده ام حتی دیگر قدرت حرف زن را هم کامل ندارم و دو حرف نزده همه چیز از یادم میرود.وقتی اطرافیان وادارم میکنند حرف بزنم به طور خیلی بدی اذیت می شوم و احساس گناه میکنم و میل شدیدی برای مرگ دارم.بسیار فراموش کار شده ام تا حدی که در نوشتن همین متن دچار زحمت می شوم. ولی والدینم با اجبار میخواهند عروسی کنم و میگویند شاید با زن گرفتن حالات روحی من برطرف شود ولی خودم تمام علاقه و میل خودم رو نسبت به این مسائل از دست داده ام.حتی پافشاری چند بزرگ دینی هم در پدرم تاثیری ندارد و این عزیزان هم می گویند ازدواج تاثیری روی تو ندارد دختر مردم را بدبخت نکنید ولی پدرم همچنان اصرار دارد. شک هم ندارم برای یک دختر زندگی کردن با پسری مثل من محال است و حالا با اطلاعات بسیار کمم با هزار مصیبت توانستم اینجا سوالم را مطرح کنم خواهشمندم راهنمایی کنید</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D9%87-%D9%88-%D8%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85" title="تعداد دیدگاه: 15 تاریخ:11/28" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 19.439998626709px; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">بی اختیار به کوه و دشت فرار میکردم!</a></div> text/html 2015-02-25T11:06:58+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک ترس از ازدواج با یک پزشک http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3706 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">با سلام</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من با مدرك فوق لیسانی كارمند بانك هستم&nbsp; دختری مناسب با مدرك پزشكی به من معرفی كردن میترسم بعد ازدواج و كذشت سال ها از نظر این كه مدرك بالا تری و نیز ممكن هست درامد بالا تری داشته باشه مشكلاتی در زندگیم پیش بیاد.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">با تشكر لطفا من رو با نظرات و تجربیات خودتون راهنمایی كنین</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;<a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%85" title="تعداد دیدگاه: 10 تاریخ:11/28" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; line-height: 19.439998626709px; text-align: start; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">از مدرکش می ترسم!</a></p></div> text/html 2015-02-25T01:04:52+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک علاقه به همکار بد حجاب http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3705 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام&nbsp;</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">به یکی از همکارام علاقه مند شدم. اما چند تا موضوع هست که من رو دچار تردید کرده، اگر با نظراتتون و تجربیاتتون کمک کنید ممنون میشم.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">خودم آدم معتقدی هستم و اعتقاداتم برام ارزش زیادی داره و نمیتونم نسبت بهش بی تفاوت باشم. همکارم طرز پوشش خوبی نداره. البته نه اینکه قصدا این کار رو انجام بده. چون کلا تو محیطی که به بزرگ شده اینجوری بوده.سطح فرهنگی خانواده من با اونا فرق میکنه برای مثال اونا مسافرتاشون خارج کشوره و خانواده ما تا حالا فقط برای زیارت از ایران خارج شدن.یه طرف اعتقادات و باورام هست و سمت دیگه دلم. و میدونم با این وضع حتما تو خانواده و فامیل به مشکل میخورم. حالا نمیدونم چیکار کنم. برم باهاش صحبت کنم، و نظرش رو بپرسم؟؟؟ اصلا چی بگم؟؟ از کجا شروع کنم؟؟؟</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">لطفا راهنمایی کنید.</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7" title="تعداد دیدگاه: 15 تاریخ:11/27" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 19.439998626709px; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">می دونم که به مشکل می خوریم اما...</a></div> text/html 2015-02-24T10:01:32+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک برادرم مخالفه و میگه یه سال درسش مونده؛ سربازی هم نرفته؛ کار هم نداره ... http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3704 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام.من دختری هستم که درشهر نسبتا بزرگی زندگی میکنم و ارشد میخونم،حدود یک ساله با یکی از هم کلاسی های کارشناسیم در ارتباط هستیم و به هم علاقه داریم.من خیلی دوسش دارم و اخلاق و خانواده و ایمانش و تحصیلاتش رو میپسندم.اون هم الان دانشجو هست،سربازی هم نرفته هنوز و مال یکی از روستاهای استان مجاورمون هست.من این موضوع رو با مامانم که تو خونه تصمیم گیرنده هست مطرح کردم اما بشدت مخالفت کرد،دلیل اصلیشو نمیدونم یه بار میگه چرا با هم در ارتباط بودین،یه بار میگه داهاتیه و../</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">با برادر بزرگم صحبت کرد که اون اوکی رو بده و مامانم رو راضی کنه.برادرم دیدش و ازش راضی بود، رفت روستاشونو هم دید.و میگه که تو شهرستان نزدیکشون اگه بتونه خونه بگیره،با مامانم صحبت میکنم شاید راضی بشه.ولی اون همون اول به من گفت برای اول زندگی نمیتونم برم جای دیگه و توی همون خونه ای که بابام تو روستا برام ساخته باید زندگی کنیم.منم گفتم مشکلی ندارم.حالا هر چی به برادرم میگم قبول نمیکنه میگه این حداقل شرایط رو هم نداره،یه سال درسش مونده سربازی هم نرفته کار هم نداره،حداقل باید تو شهرستان خونه اجاره کنه،روستا نمیشه زندگی کرد.هر چی میگم من مشکلی ندارم زیر بار نمیره.شما بگید چیکار کنم؟چجور داداشمو راضی کنم؟خودم میترسم با مامانم حرف بزنم بدتر بشه، نمیدونم اون زنگ بزنه با مامانم حرف بزنه راضی میشه؟؟کمکم کنید خانوادمو راضی کنم.ممنونم</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><span style="font-size: 16px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85" title="تعداد دیدگاه: 21 تاریخ:11/27" class="tooltip" target="_blank" style="line-height: 19.439998626709px; text-align: start; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; border-image-source: initial; border-image-slice: initial; border-image-width: initial; border-image-outset: initial; border-image-repeat: initial; vertical-align: baseline; direction: rtl; text-decoration: none; display: inline; position: relative;"><font size="3" color="#000099">میگه باید تو روستا زندگی کنیم</font></a></p></div> text/html 2015-02-24T01:59:19+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک از همون اول هدف از ارتباطمون بیشتر علمی بود http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3703 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام .من با پسری توی یه سایت علمی آشنا شدم.اون پسر قصد ازدواج داشت ولی هدفش اینترنتی نبود.بعدازمدتی که با معیارهای من آشنا شد.تصمیم به ازدواج بامن گرفت البته ما رابطه اس ام اسی زیاد نداشتیم.واون هم گفت اگر خانوادش موافقت کنند .چون عشق وعلاقه ای نبود .ازهمون اول.هدف ازارتباطمون بیشتر علمی بود.لطفا راهنمایی کنید من باید چیکارکنم.باتوجه به اینکه خانواده ها ذهنیت منفی دارند نسبت به اینطور اشنایی ها.هردوهم ازخانواده ای مذهبی هستیم.</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85" title="تعداد دیدگاه: 8 تاریخ:11/27" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 19.439998626709px; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">چطور بگوییم در اینترنت آشنا شدیم</a></div> text/html 2015-02-23T10:56:50+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک تا این سن هیچ موقع به پسری علاقه مند نشدم http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3702 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام. من دختری 20 ساله هستم. تا این سن هیچ موقع به پسری علاقه مند نشدم تا الان هم حتی با هیچ پسری هم کلام نشدم. مذهبی نیستم ولی خیلی خجالتی هستم و اعتماد به نفس بالایی هم ندارم شاید دلیل این رفتارم همین باشه.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من رو همجنس گرا ندونید چون هیچ نیاز جنسی به همجنسم ندارم اما یه جور نیاز عاطفی به جنس موافقم دارم که با وجود تلاش بسیار نتونستم اون رو در خودم سرکوب کنم.&nbsp;</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">حالا یه خواستگار با شرایط خوب دارم اما هنوز تکلیفم با خودم مشخص نیست.. نمیدونم در آینده میتونم به این پسر علاقه مند بشم یا نه؟ خیلی ها از علاقه بعد از ازدواج حرف میزنند؟ این علاقه ممکنه در من هم شکل بگیره؟ دوست ندارم این مورد خوب رو از دست بدم چون خانوادم کاملا این پسر رو تایید میکنند ولی میترسم نتونم همسر خوبی باشم. لطفا کمکم کنید...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;<a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AD%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85" title="تعداد دیدگاه: 9 تاریخ:11/27" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; line-height: 19.439998626709px; text-align: start; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">حسی به ازدواج ندارم</a></p></div> text/html 2015-02-22T10:54:38+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک خیلیا میگن ازدواج کن خیلیا می گن نه صبر کن!! http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3701 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">منو یادتون هست ؟،اگر نه که این سوال قبلیمه :<a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D9%81%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%AF" rel="nofollow" style="box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none;">مرغ-از-قفس-پرید</a></p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">گذشت همه چی...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">راستش خیلیها گفتند ازدواج کن خیلیها گفتند نه صبر کن یکی دوسال بگذره.خودم نمیدونم چکار کنم ؟</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">نمیدونم چی میخوام از ازدواج،احساس میکنم یکیرو میخوام که باهم پیشرفت کنیم باهم برسیم به جایی که میخوایم کسی باشه که عین قبل زیباترین دخترها هم به چشمم نیان...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">خداشاهده آدم چشمو دل پاکی هستم خیلیها گفتن ازین حال اگه میخوای در بیای رو بیار به مشروب و یا سیگار و یا حتی هرزگیهای الکی...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">اما من آدمش نیستم من خودمو میشناسم.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">راستش یه موردی پیش اومده که قبلا یه جایی دیده بودم خانوم رو.یه هفته پیش باهاش قرار گذاشتم و خدا خدا میکردم دلم بلرزه.اما نلرزید...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">دو سه ساعتی باهاشون صحبت کردم و قرار شد برای آشنایی بریم به دیدنشو.اما ...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;<a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%9F" title="تعداد دیدگاه: 4 تاریخ:11/27" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; line-height: 19.439998626709px; text-align: start; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">دقیقا برای چی باید ازدواج کنم ؟</a></p></div> text/html 2015-02-20T11:35:00+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک دختر خانم به خانواده گفتم که باهاش تفاهم فکری ندارم http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3697 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">پسری هستم سی ویک ساله، لیسانسه و وضع مالییم بد نیست و&nbsp; شغل نسبتا خوبی دارم . به اصرار خانواده چند وقت پیش جهت اشنایی ازدواج&nbsp; منزل دختر خانمی که چند سال از من کوچیکتره و&nbsp; فوق لیسانسه و در ضمن شاغل هست (من&nbsp; به شخصه دوست ندارم خانمم شاغل باشه) رفتیم، جلسه اول دو ساعتی صحبت کردیم و بعد از ترک منزل دختر خانم به خانواده گفتم که باهاش تفاهم فکری ندارم (اما در واقع قیافش به دلم ننشسته بود، نه اینکه دختر زشتی باشه ولی اونجوری&nbsp; که من دوست دارم خوشگل نبود.)</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">به اصرار خانواده چند جلسه با دختر خانم بیرون رفتم. گمون میکردم&nbsp; شاید تو یکی از این ملاقات ها فرجی بشه و ازش خوشم بیاد. توی چند جلسه ای که بیرون رفتیم دختر خانم تقریبا از تمام شرایطی که تو جلسه اول تو خونشون مطرح کرد بود ( که البته منم قبول نکردم بودم) کوتاه اومده . و توی یکی از ملاقات هایی که داشتیم، ازم پرسید نظرت در مورد رابطمون چیه منم بهش صادقانه گفتم که اونجوری که باید فکر نمیکنم&nbsp; عاشقت شده باشم و دلم برات به اصلاح برات نمیتپه و وقتی نمبینمت دلتنگت نمیشم اما اون&nbsp; بهم گفت که بهم دلبسته شده. خلاصه قرار شد برای اشنایی بیشتر یه مدت دیگه با هم باشیم و&nbsp; بهم فرصت بدیمتا بیشتر همو بشناسیم و عجولانه تصمیم نگیریم. البته ناگفته نمونه توی این مدت با تلفنی تقریبا هر روز صحبت میکنیم و با اینکه من یکجورایی بهش کم محلی میکنم&nbsp; اما اون تحمل میکنه و اونه که&nbsp; همیشه برای صحبت کردن و قرار ملاقات پیش قدم میشه و میگه که دوست داره منو ببینه و دلش بر ام تنگ شده و از ابن حرفها.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">&nbsp;الان بدجور داغون مستاسل شدم نمیدونم چیکار کنم از یک طرف قیافه اش&nbsp; به دلم ننشسته (بازم میگم زشت نیست اما من دوست دارم همسر اینده خوشگلتر باشه) و&nbsp; احساس قلبی خاصی بهش ندارم و از طرف دیگه دختر خیلی خوبه با محبته و بهم علاقه داره و از لحاظ فرهنگی بهم نزدیکیم</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">میترسم اگه ایشون را به امید دختر بهتری ول کنم نتونم هیچوقت دختری از این بهتر پیدا کنم.</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%87%D9%85" title="تعداد دیدگاه: 9 تاریخ:11/25" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 19.439998626709px; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">برسر دوراهی علاقه یا تفاهم</a></div> text/html 2015-02-20T11:00:51+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک خواستگارم خیلی خجالتیه http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3699 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام من خواستگاری دارم که همشهری نیستیم ولی فاصله و تفاوت بین شهر هامون کمه، تحصیلکرده و با شخصیته و شرایط خوبی هم داره ، ولی عامل نگرانی من اینه که ایشون خیلی خجالتیه ، اون جلسه که اومدن منزلمون واسه صحبتای اولیه ، تقریبا هیچ چیز نگفتن و من بیشتر نظرامو گفتم. بعد مادرشون گفتن که یک روز با هم بیرون از خونه صحبت کنین ، که من احساس کردم یه جوری مضطرب هست این آقا واسطه آشناییمون یکی از دوست های مشترکمون بود ، ایشون از طریق این واسطه ، به گوش من میرسونه که من رو پسندیده و خیلی راغب به ازدواجه. من درک میکنم که آدم خوبین و خجالت طبیعیه ولی ایشون یه کم زیادی خجالتیه. ولی من نگرانم ابن خجالتی بودن ، مشکل ساز بشه ، جسارتا میترسم آدم خشک و سرد مزاجی باشن.نمیدونم اصلا اهمیت این مسئله سرد مزاجی چقدره ، ولی خیلی جاها میگن که میتونه حتی کار رو به طلاق بکشونه. مادرشون قراره به زودی زنگ بزنن واسه جواب نهایی ، من چه کنم؟</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA" title="تعداد دیدگاه: 8 تاریخ:11/27" class="tooltip active" target="_blank" style="font-size: 13px; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 19.439998626709px; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">خواستگارم خیلی خجالتی است</a></div> text/html 2015-02-20T01:59:03+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک مهریه قرار دادن سه دانگ منزل http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3698 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">باسلام میتونم به عنوان مهریه از خواستگار بخوام سه دانگ از منزلشو بنام کنند؟ ایا به ایشون برنمیخوره؟</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><br></span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%87" title="تعداد دیدگاه: 32 تاریخ:11/26" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 19.439998626709px; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); display: inline; position: relative;">طلب خونه به جای مهریه</a></div> text/html 2015-02-20T01:32:44+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک پدرش افغانیه و مادرش ایرانیه http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3696 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">دختری هستم 29 ساله مذهبیم و تا حالا هیچ ارتباطی با هیچ پسری نداشتم .از طریق خاله ام یه پسری معرفی شد.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">بعد از گفتگویی که کردم قرار شد هردومون بریم تحقیق . بعد از اینکه تحقیق کردیم متوجه شدم پدرش افغانیه و مادرش ایرانی.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من بهش احترام میذارم ولی عرف ما یکم این مسئله را قبول نداره .</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">الان وظیفه من چیه و چطوری تصمیم بگیرم که بعدا پیشمون نشم.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">تشکر از راهنمایی</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;<a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86" title="تعداد دیدگاه: 5 تاریخ:11/25" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; line-height: 19.439998626709px; text-align: start; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">خواستگاری از افغانستان</a></p></div> text/html 2015-02-19T13:31:03+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک شما برای ازدواج منتظر چه پسرهایی با چه مدرکی هستید؟ http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3695 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام&nbsp;</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">روی سخن من بیشتر با&nbsp;دختر خانم های گلی&nbsp;هست که مدرک فوق لیسانس یا دکترا دارند</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">خیلی دوست دارم بدونم &nbsp;شما برای ازدواج منتظر چه پسرهایی با چه مدرکی هستید؟</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">آیا حتما اون پسر هم باید فوق یا دکترا داشته باشه ؟</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">و اما سوال اصلی من :</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">اگه یه پسر با مدرک لیسانس بیاد خواستگاریتون که مومن و متعهد و خوش اخلاق باشه و خانوادش هم همینطور و وضعیت مالی خوبی هم داشته باشن</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">آیا در صورتی که هیچ کمبود دیگه ای نداشته باشه و از نظر ظاهری هم دلنشین شما باشه قبولش می کنید؟ یا فقط بخاطر مدرک ردش می کنید؟</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">راستش&nbsp;...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;<a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D9%87%D9%85" title="تعداد دیدگاه: 16 تاریخ:11/25" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; line-height: 19.439998626709px; text-align: start; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">می ترسم این دختر دوست داشتنی را از دست...</a></p></div> text/html 2015-02-19T07:28:46+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک ازدواج دختر 28 ساله با پسر 27 ساله http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3694 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">بزرگ بودن سن دختر میتواند در زندگی زناشویی اختلاف ایجاد کند. سن دختر 28 سن پسر 27؟؟؟؟</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;<a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1" title="تعداد دیدگاه: 17 تاریخ:11/25" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; line-height: 19.439998626709px; text-align: start; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">بزرگتر بودن دختر</a></p></div> text/html 2015-02-17T01:58:33+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک یک نگاه و عشق آید برد هوش دل فرزانه و ... http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3693 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">منم عین خیلیها دلم پره...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">اما لطفا داستان منو بخونید درس عبرت بشه !!!</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سه سال پیش(20سالگی) همون داستان یک نگاه و عشق آید برد هوش دل فرزانه و و... پیش اومد.همدانشگاهیم بود و یکسال کوچکتر.پیشنهاد دادم اونم قبول کرد که از اول میگفت خانوادش با این رابطه ها مخالفند.پدرش مثلا مشاور خانوادست(مثلا).از ماه&nbsp;سوم که به عشقم و احساسم و همه تفکرات منطقی و غیر منطقی مطمئن شدم بهش گفتم به ازدواج فکر کنیم.گذشت و گذشت و همه زوجهای عاشقانه تاریخ رو ما مرور کردیم.کل شهر خاطره شد کل مردما دیدن مارو کل دنیا احسنت کفتن به رابطه ما.از روز دوم آشنایی نادر من در جریان بود.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">بهرحال از سال دوم که سرو کله خواستگارا پیدا شد خیلی بیشتر به من میگفت بیا خواستگاری منم دنبال فرصت مناسب بودم از جهت درس و کار.بهرحال اول مهر قطعی شد که عید میخوام برم خواستگاری ولی ...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><span style="font-size: 16px;">برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D9%81%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%AF" target="_blank" title="" style="font-family: tahoma;"><font size="3" color="#000099">مرغ از قفس پرید</font></a></p></div> text/html 2015-02-16T11:55:36+01:00 moshaver-41.mihanblog.com علی ملک میترسم پدرم او را بیخودی رد نماید http://moshaver-41.mihanblog.com/post/3692 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">با سلام.دختری 23 ساله هستم که در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیلم .خواستگاری دارم که الحمدلله از همه لحاظ چه موقعیت شغلی و تحصیلی و چه خانواده و دین و ایمان و چه اخلاقی مناسب است .ایشون رو یکی از اقوام معرفی کردند که بعذ از چند جلسه صحبت حس میکنم که واقعا فرد مناسبی است.مشکلی که وجود دارد اینکه میترسم پدرم او را بیخودی رد نماید یا شرایطی برای او در نظر بگیرد که او کنار بکشد.اینکه میگویم بیخودی به این خاطر است که پدرم یکم اخلاق خاصی دارد و زیاد به زندگی خانوادش اهمیت نمی دهد .البته من قلبا او را دوست دارم و دلم میخواهد زمانی که ازدواج کردم همه زحمات و محبتهایش را جبران کنم ولی چیزی که الان آزارم میده این هست که نمیتوانم در برابر کارشکنی ها و اشتباهاتش خصوصا در زمینه ازدواج من و بقیه خواهر و برادرانم سکوت کنم.اینم بگم که &nbsp;من فرزند ارشد خانواده هستم پدرم با همه احترامی که برایش قائل هستم همیشه به نوعی ما را رنجانده و حقوق ما را مخصوصا به خاطر فامیلش پایمال نموده.تا سن 9 سالگی همش نگران این بودم که دعواهای پدرومادرم یا به طلاق و یا به خدای ناکرده از دست رفتن مادرم منجر شود.که بیشتر دعواها به خاطر دخالتهای بیجای مادربزرگم بود.وقتی مادربزرگم فوت کرد به خاطر فروش خانه و سهم ورثه و ...پدر تصمیم به بنایی خانه گرفت که خانه رو باقیمت بهتری بفروشد فقط برای اینکه ...</span></div><div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:&nbsp;</span><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%B2-%D8%A8%D8%AF%D9%87%D8%AF" title="تعداد دیدگاه: 11 تاریخ:11/17" class="tooltip" target="_blank" style="font-size: 13px; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 19.439998626709px; box-sizing: border-box; margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; color: rgb(16, 52, 110); text-decoration: none; display: inline; position: relative;">خواستگار باید آزمایش ایدز بدهد!</a></div>