مشاور ازدواج و خانواده اینجانب علی کریمی متولد سال 1341 دارای تحصیلات حوزوی و دارای تجربه مشاوره در زمینه ازدواج و خانواده ، به همراه تعدادی از رفقای طلبه، جهت پاسخگویی در خدمت دوستان عزیز هستیم شماره تلفن مشاوره های فوری یا ضروری بعد از ظهرها ترجیحا از ساعت 4 تا 5 عصر 02537208627 ایمیل کارشناس همسریابی: ezdevaj123@gmail.com http://www.moshaver41.ir 2014-08-27T14:55:53+01:00 text/html 2014-08-27T05:50:31+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو می ترسم جواب رد بدم رو صورتم اسید بپاشه! http://www.moshaver41.ir/post/3184 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام من دختری هستم که در محیط کار با آقایی آشنا شدم و به علت کار مشترک ساعت کاری زیادی از روز را در تعامل با این آقا سپری می شد بعد از مدت کوتاهی ایشون از من خاستگاری کردند بارها و بارها این موضوع را مطرح کردند که من با بهانه های مختلف به ایشون جواب رد می دادم البته از حق نگذیرم که بمن کمک زیادی می کردند و من نیز روی خوشی به ایشون نشون دادم اما هربار ایشون به من می گفتند که به همکارای مرد دیگه علاقه داری و بسیار شکاک بودند و شدیدا عصبی می شدند من هر بار در دعوا کوتاه میومدم و توضیح میدادم که اشتباه می کنید بعد از مدتی من از محیط کار بیرون امدم ولی هنوز هم در مورد موضوعات کاری ایشون به من زنگ میزنن و یا پیام می دهند من دیگه خسته شدم والبته از ایشون می ترسم نمیدونم چه جوری بهشون بگم نه میترسم عصبی بشه و بلایی سرم بیاره یا مثلا روی صورتم اسید بپاشه از طرفی محیط کار جدید من و محل زندگیمو میدونه نمیدونم چه کنم البته فردی به من گفت ایشون آدم احساساتی هستند و ممکنه خطرناک بشن هیچ وقت عصبیش نکن!</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%85-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D9%88-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%BE%D8%A7%D8%B4%D9%87" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#990000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-08-26T09:45:07+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو دختری از شمال تهران http://www.moshaver41.ir/post/3183 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">با سلام خدمت همه ی دوستان</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من پسری 26 ساله هستم .دوسال پیش همزمان با پایان دانشگاه به همکلاسیم که بهش علاقمند شده بودم پیشنهاد آشنایی برای ازدواج دادم و اونم قبول کرد .من ساکن کرج هستم و از خانواده ای نسبتا سنتی و ایشون ساکن شمال شهر تهران هستن و خانوادشون نسبتا امروزی ترن .سربازی نرفته بودم و کارم نداشتم .بخاطر شرایط من رابطمون طولانی شد و تبدبل به دوستی شد .از سربازی معاف شدم و یه کاری پیدا کردم که چند ماه بعدش بخاطر تعطیل شدن پروژه بیکار شدم .بعد از حدود یک سال و سه ماه رفتم خواستگاری ولی جواب منفی دادن و گفتن باید یه کار خوب پیدا کنی و اینکه گفتن دخترمون کرج بیا نیس .منم گفتم الان شرایط تهران اومدن ندارم .پدرمم یه ساختمون دو واحدی تو کرج خریده برای اینکه من و داداشم مشکل مسکن نداشته باشیم اول زندگی .اینم بگم که پدرم از اولش که فهمید اونا شمال تهران زندگی میکنن مخالف بود و میگفت از نظر فرهنگی به هم نمیخوریم درصورتی که هنوز شناختی ازشون نداشت .ولی چه از نظر وضع مالی و چه از نظر فرهنگی تفاوت زیادی با هم نداریم.فقط کمی از نظر فرهنگی تفاوت داریم.پدرم ازینم نگران بود که اونا قصدشون اینه ک منو از خانوادم جدا کنن .خلاصه این که بعد از چند ماه راضی شدن که محل زندگیمون کرج باشه به شرطی که تو اولین فرصت که بتونیم بریم تهران زندگی کنیم .منم قبول کردم.دوباره رفتیم خواستگاری که اینبار گفتن حق مسکن باید با دختر ما باشه که با مخالفت شدید خونوادم همراه شد .خودمم با این شرط موافق نیستم البته.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">پدرم راضی نیست و میگه اگه باهاش ازدواج کنی باید قید مارو بزنی .آیا زندگی ای که با مخالفت خانواده باشه میتونه موفق باشه؟؟؟</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث </font><font color="#cc0000">اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-08-26T05:43:21+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو آموزش برخورد با همسان http://www.moshaver41.ir/post/3182 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام لطفا بگید باهمسرم ک قراره 20روز دیگ بریم زیر یه سقف چطوری رفتارکنم؟آخه زود واسه هرچی قهرمیکنه... لطفا نگید اگ قهرکرد بهش بی محلی کن برا آشتی پیشقدم نشو و...</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">چون بدجور بهش وابسته ام و اکثرا من برا آشتی پیشقدم میشم</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%86" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-08-25T21:42:12+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو دوست مادرم تلاشی برای ازدواج پسرش نمی کند! http://www.moshaver41.ir/post/3181 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">من 25 سالمه.دانشجوی ارشد و زیبا هستم.دوست مادرم پسری مجرد دارد و تلاشی برای ازدواج ایشان نمیکند ولی شماره من ر ا از مادرم گرفت و گفت که شماره را به پسرم میدهم که خودشان باهم آشنا شوند.پسر ایشان با من تماس گرفتند( البته همون بار اول جواب ندادن چون شماره نا آشنا بود).بعد قرار شد که برای اولین بار همدیگه رو ببینیم ولی همون روز ملاقات بدلیل شغلی قرار رو به هم زد. کلی هم عذر خواهی کرد.بازم قرار گذاشتیم ولی بارم بهم خورد. ایشان پسر فوق العاده با ادبی هستند.من به خاطر مشغله ایشون تعیین روز دیدارمونو به عهده ایشان گذاشتم ولی ایشان واقعا سرشون مشغوله.2 هفته هست که قراره همو ببینیم ولی...میگید چیکار کنم؟</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%85-%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-08-25T14:10:33+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو هم ادامه تحصیل را دوست دارم و هم ازدواج را http://www.moshaver41.ir/post/3180 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">27 سال سن دارم نیاز شدیدی یه ازدواج دارم سرمایه خاصی ندارم.فوق لیساتس دارم دنبال مدرک دکترا هستم اما یه دختری را دوست دارم خانوادم مشکل ندارن اما میگن برو اول مدرک بگیر کار پیدا کن بعد ازدواج کن با چند نفر مشورت کردم میگن زن بگیری دیگه درست تمومه و نمی تونی ادامه بدی ، بعضی ها باز میگن نه این طوری نیست.هم به ادامه تحصیل علاقه دارم هم دوست دارم&nbsp; زندگی داشته باشم.نمیدونم وافعا چکار کنم .لطفا یه کمکی کنید ممنون میشم.*</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%88-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%B1%D8%A7" target="_blank" title=""><b><font size="3" color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font size="3" color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font size="3" color="#000099"> کنید</font></b></a></div> text/html 2014-08-25T11:09:23+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو شرط عجیب یک خواستگار/بنظرشما فکرم قدیمیه؟ http://www.moshaver41.ir/post/3179 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">چندسال پیش پسرعمم ازطریق تلفن بهم ابراز علاقه کرد منم جوابش دادام چون ازش خوشم میومد.که بیشتر ااز طریق اسمس باهم درارتباط بودیم وقرار ازدواج گذاشتیم.ولی&nbsp;به هر دلیل مشکلات خانوادگی وسن کمش هربار زمان خواستگاری امدن رو عقب می انداخت.درضمن من از ایشون بزرگترم.از یکسال پیش اختلافمون شرو شد از یطرف&nbsp;میگه خانوادم از خداشون تو عروسشون بشی وکلی تعریف میکنه از یکرف میگه من که دارم تلاش میکنم مامان وبابام راضی کنن بیان خواستگاری تو هم پیدا قدمی برداری من&nbsp;دلگرم بشم باید بیایی همرام تو خونه .ولی من دوس ندارم قبل از محرم شدن بهم دست بزنه.میگم من این کار نمیکنم دختروپسرای هم این کار کردن اگر ازدواج کردن&nbsp;زندگیشون پرشک بهم هست ممکنه بعد چندسال از هم جدا شن.میگه تو قدیمی فکر میکنی دوستا من با دوس دختراشون همینجوری بودن الان هم ازدواج کردن خوشبختن.میگه منم ادمم شهوت دارم. ببخشید زیاد شد ولی بنظر شما من قدیمی فکر میکنم ؟خواهشن راهنماییم کنید ونظرتون رو بگید.</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%B4%D8%B1%D8%B7-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%81%DA%A9%D8%B1%D9%85-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%87%D8%9F" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#990000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-08-25T06:08:23+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو خانواده من نمیتونن دوستی رو بپذیرن http://www.moshaver41.ir/post/3178 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام و خسته نباسید. دختری&nbsp; 25 ساله ام. 5 ساله که با آقا پسری دوست هستم.خیلی هم همدیگه رو دوست داریم.اما آقا پسر موقعیت مالی خوبی ندارن. البته خونواده ایشون در جریان هستن.اما خونواده من نه.من تو یه شهر دیگه دانشجو بودم که این اقا پسر هم ساکن اونجا بودن و اونجا با هم اشنا شدیم.من به غیر ایشون به کس دیگه ای نمی تونم فک کنم.اما میخوام که ایشون بیاد خواستگاری اما نمیدونم چجوری دو تا خونواده رو با هم اشنا کنیم که ضایع نباشه اخه خانواده من نمیتونن دوستی رو بپذیرن از شما تمنا دارم که بهم کمک کنید</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">ممنون</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D9%86" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-08-24T22:06:30+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو چقدر اختلاف مالی قابل پذیرشه؟ http://www.moshaver41.ir/post/3177 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام دوستان میخواستم نظرتونو راجع به موردی که برام پیش اومده بدونم؟ اختلاف طبقاتی از نظر مالی چقدر میتونه تاثیر گذار باشه من وضع مالی خودم خوبه و خانوادم در سطح متوسط هستن , دختری به من معرفی شده که از نظر سلامت خانواده, ظاهر و ساده گرفتن ازدواج خیلی خوبه و توقعات دخترای امروزی رو نداره و سنشم خیلی کمه, فقط خیلی سطح طبقاتیشون پایین یه خونه خیلی کوچیک تو پایینترین نقطه شهر و پدرش کارگره مادرشم خیلی سختی کشیدس , من احتیاجی به پول اونا ندارم , میخواستم نظرتونو بپرسم موندم چیکار کنم؟</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/چقدر-اختلاف-مالی-قابل-پذیرشه؟" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-08-23T14:18:02+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو با مردها حرف می زنم تا یه مرد پولدار پیدا کنم! http://www.moshaver41.ir/post/3176 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام.من دختر 22 ساله هستم.هم اکنون با آقایی در ارتباطم که واقعا دوسش دارم.ولی مشکل اعتماد داره بهم.علتشم خود منم که قانع نیستم همش با این پسر با اون پسر حرف میزنم تا مردی رو پیدا کنم که هم پولدار باشه هم من دوسش بدارم...اون آقا هم اینو میدونه واسه همین همیشه بهم مشکوکه من با اینکه واقعا دوسش دارم بازم نمتونم به پسرای با شرایط مادیه بهتر از اون بیتوجه باشم. البته وی شرایطش بد نیس فقط 5 ماه سربازی داره که باید بره وخونه نداره که اونم باباش گفته که من میخرم......خلاصه تازگیا یکی پولدار پیدا کردم ولی اینبارم دیدم بهش احساس محبت ندارم و ولش کردم.من قبلا اینجور نبودم خودمم نمدونم چرا اینجور بی رحم شدم.شایدم از آیندم میترسم که روزی از ازدواجم پشیمون شم. اون اقا هم کلا اعتمادش سلب شده همش منو امتحان میکنه منم هر دفعه جلوش ضایع میشم.دیگه خودمم خسته شدم.میخوام یکی باشه همه چیزش جور باشه.ولی پیدا نمیکنم.گیج شدم بی تکلیفم. خودم از خودم بدم میاد.خدایا من چیکار کنم؟</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D9%85" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-08-23T11:58:08+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو حساسیت عجیبی نسبت به همسرم دارم http://www.moshaver41.ir/post/3175 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام.واقعاسایتتون عالیه.همه دوستان نظراتشون درهمه موردی قابل احترامه،مشکلم بدجورکلافم کرده،چندماهی هست که نامزدکردم.تااونجایی که معنی تفاهمو درک کردم هردومون داریم،مشکل خاصی نداریم،ولی من زیادی حساسم،اولا بیشتربوداماالان نسبتا کمش کردم ولی دیگه تحمل ندارم.مثلا بهش میگم هرجارفتی بهم بگو،بگوکه خبرداشته باشم حتی اگه دعوات کنم وعصبانی بشم بگوکه خبرداشته باشم،مخفی نکن،انصافازیادی به حرفام گوش میده،بهش میگم دوستت دارم ولی چیکارکنم حساسم،میگم شبادوس ندارم ازساعت۱۰به بعدبیرون باشی میگه چشم،میگم شبادوس ندارم بادوستات جمع شین خونه یکیشون.میگه چشم،هیچ وقت بهش امرنمیکنم بانرمی میگم ولی بعددعوامیگه چشم،میگه پدرمودرآوردی،ولی حتی یه باراینکاروانجام بده داغون میشم،منم دخترم کاری ازدستم برنمیاد،زنگ میزنم همون موقع که خونه دوستشه یاجایی که من دوس ندارم،گوشیومیزاره پرواز،خاموش میکنه،میفتم اتاق تاشب گریه میکنم،مامانم میگه براچی گریه مبکنی اونکه تورونمیبینه،میترکم ازبغض.بهم بگین چجوری این حساسیتم عین خوره نیفته به جونم؟چیکارکنم؟زیاددرکش میکنم بخدا.گاهی وقتا میگم اشتباه ازمنه،ببخش تواین مورددرکت نکردم.ولی اونکه اخلاق منومیدونه چرابایداینکاروتکراربکنه؟چراحرصم میده؟اینم بگم من زیادسراغشومیگیرم،زیاد زنگ میزنم. ولی اگه بگه کجام ودارم چیکارمبکنم اصلازنگ نمیزنم منتظرش میشم،ولی بازدبرکنه میزنگم ، اونم عصبانی میشه.راستی زودعصبانی میشه</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#990000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-08-23T07:57:11+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو شاگرد اول کلاسم اما خواستگار ندارم http://www.moshaver41.ir/post/3174 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام.من27 سالمه دانشجوی ارشد و به گفته همه محجبه وزیبارو.اما تا بحال هیچ خواستگاری نداشتم.من شاگرد اول رشتمون هستم.مقیدم.خونوادم پدرومادرم بابت اخلاقاشون ازهم جداشدن.اما عیب دیگه ایی ندارن.خواهش میکنم راهنماییم کنید.نداشتن خواستگار خیلی اعتماد به نفسمو کم کرده.ممنونم.</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-08-22T04:10:23+01:00 www.moshaver41.ir عقیل مصطفوی مجد دو سال زندگی خیالی/ آیا باز منتظر بمانم http://www.moshaver41.ir/post/3173 <div align="justify"><font size="3">سلام..من23سالمه دوسال عاشق پسری شدم که رفتارش به ظاهر نشون میده اونم بهم علاقه داره...ولی تاکنون هیچ حرکت و هیچ اقدامی نکرده...شنیدیم به دلیل چند مشکل خانوادگی فعلا نمیتونه پا پیش بذاره ....من به اون خیلی علاقه دارم وبه همین دلیل به تمامی خواستگارم جواب رد میدم...چند روزیه که بهم ریخته و پریشونم نمیدونم منتظر موندن بخاطر کسی که هیچ حرفی نزده بهم و فقط علاقه اش از توی رفتارش پیداست کار درستیه یا نه؟از طرفی من دوساله که با این آقه تو خیالم زندگ یکردم و فراموش کردنش برام واقعا سخته؟؟؟خواهش میکنم بهم کمک کنید و بگید من چیکار کنم؟<br><br><b>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث<a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AF%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1-%D8%A8%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%85" target="_blank" title=""> اینجا کلیک</a> کنید.</b><br></font></div> text/html 2014-08-21T05:13:52+01:00 www.moshaver41.ir عقیل مصطفوی مجد انتخاب درست و سنجیده http://www.moshaver41.ir/post/3172 <div align="justify"><font size="3">سلام من دختری 25 ساله با تحصیلات لیسانس هستم حدودا 6 سال پیش با پسری آشنا شدم که در حد ارتباط تلفنی بود 6 ماهی سالی 1 بار تماس داشتیم.تا اینکه بعد از 5 سال خیلی اتفاقی با هم صمیمی شدیم.تو این مدت اون از من خواستگاری کرد ومن به علت اینکه شناخت کاملی ازش نداشتم قبول نکردم تا یه مدت همو بشناسیم و شناخت پیدا کنیم. تو این مدت از لحاظ عاطفی خیلی به هم وابسته شدیم. تا اینکه خانوادش منو دیدین و مورد قبول هم واقع شدیم. اون فوق دیپلمه و کار مشخص نداره و این مشکل بزرگیه احساس می‌کنم علاوه بر این با کار کردن من مخالفه. البته تا چند وقت دیگه پولی میاد دستش که خیلی کمکش میکنه اما زمانش مشخص نیست. اون پسر با ایمان و فوق العاده صادق و چشم پاک. مهربون با احساسه اما به خاطر بحران کاری که داره تو ناراحتی خیلی زود از کوره در میره و عصبانی میشه. به همه چی گیر میده. به کارم به حجابم به رفتارم. به رفت و امدم و من از این مواقع واقعا می‌ترسم حتی خودش بعدا قبول میکنه که اشتباه کرده اما من میترسم.از اینده میترسم.از طرفی هم احساس می‌کنم میتونم باهاش خوشبخت بشم اما واقعا نمی‌دونم چه کنم.<br><br><b>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث <a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%AF%D9%87-0" target="_blank" title="">اینجا کلیک</a> کنید.</b><br> </font></div> text/html 2014-08-21T02:07:53+01:00 www.moshaver41.ir عقیل مصطفوی مجد مشکلات یک دختر 43 ساله http://www.moshaver41.ir/post/3171 <div class="content" align="justify"><font size="3">با سلام خدمت مشاور محترم</font><div class="field field-name-body field-type-text-with-summary field-label-hidden"><div class="field-items"><div class="field-item even"> <p><font size="3">دختری 43 ساله هستم ومجرد که تاکنون ازدواج نکرده ام البته خودم یکی از دلایلش را این می دونم که اکثر دختران دهه 50 جزء نسل سوخته هستند چون یکی از عوارض جنگ همین هست که اکثر دختران این دهه مجرد مانده اند&nbsp;.&nbsp; دبیر آموزش و پرورش می باشم و 21 سال سابقه کار دارم خونه و ماشین و حقوق بالای 1/5&nbsp; میلیون دارم و از این گونه موارد مشکلی ندارم و همچنین از یک خانواده بسیار متدین و ازشخصیت خانوادگی و اجتماعی بالایی برخوردارهستم و از نظر ظاهری نیز در حد متوسط هستم هیچ گونه عیب ظاهری ندارم همچنین در رابطه با شغلم نیز تاکنون موفقیت های کشوری و استانی کسب نموده ام و از این نظرها الحمدالله هیچ مشکلی ندارم فقط چند سالی هست که تنهایی خیلی به من فشار وارد می آورد و فکر من را بسیار به خود مشغول نموده است و&nbsp; این گاهی اوقات آنقدر زیاد می شود که فکر گناه در من ایجاد می شود و از این خیلی می ترسم چون من بسیار از نظر رعایت حجاب و محرم و نامحرمی حساس هستم و بسیار مقید به رعایت آن و همچنین از نظر اعتقادات بسیار پایبند به رعایت واجبات می‌باشم و تقریبا تمام سفرهای واجب و مستحبی زیارتی را رفته ام و حتی در پرداخت خمس&nbsp; هم بسیار مقید می‌باشم. حالا به من بگوئید ما نسل سوخته چه باید بکنیم تا این مشکلمان حل شود و با این همه رعایت واجبات و شئونات اسلامی به گناه آلوده نشویم و من از این مورد بسیار هراسان هستم.</font></p><p><font size="3"><b>برای دیدن نظرات و شرکت در بحث <a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/مشکلات-یک-دختر-43-ساله" target="_blank" title="">اینجا کلیک</a> کنید.</b><br></font></p> </div></div></div> </div><font size="3"> </font> text/html 2014-08-20T21:07:32+01:00 www.moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو مخالفت پدر/حتی امام جماعت محل هم حریف پدر نشد http://www.moshaver41.ir/post/3170 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام علیکم بر بزرگواران. من ۲۱ سالمه و الان دارم وارد ترم ۷ مهندسی عمران میشم و از لحاظ خدمت هم معاف شدم و خدا رو شکر وضعیت مالی خانواده خوبه و تهرانی هستیم-از لحاظ کار هم تازه بخاطر تداخلش با برنامه درسی دانشگاهی ام ناچاراً میخوام پاره وقتی در حوزه ساختمان شروع بکار کنم. (شرح مختصر از خود)</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">به پدرم گفته ام برای ادامه زندگی و طی مراحل آن و ... احساس نیاز به ازدواج دارم و دوست دارم همسر آینده متدینه و محب و دل سوخته زوات مقدسه آل الله (علیهم السلام) باشه. پدرم میگه تا زمانیکه مشغول بکار اصلی و از تحصیل فارغ نشی کسی حاضر نیست دختر خانمش را بمن دهد!! حتی امام جماعت محل هم حریف پدر نشد و فامیل هم همنظر پدر هستند. حال سوالم اینه که واقعاً با شرحی که از خود داشتم کسی حاضر نیست دختر متدینه اش را به من دهد؟ و اینکه چه کنم تا پدر را راضی کنم؟ (ممنون میشم بزرگوارن که راهنمایی ام کنید).</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%AA-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D9%84-%D9%87%D9%85-%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B4%D8%AF" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div>