مشاور ازدواج و خانواده اینجانب علی کریمی متولد سال 1341 دارای تحصیلات حوزوی و دارای تجربه مشاوره در زمینه ازدواج و خانواده ، به همراه تعدادی از رفقای طلبه، جهت پاسخگویی در خدمت دوستان عزیز هستیم شماره تلفن مشاوره های فوری یا ضروری بعد از ظهرها ترجیحا از ساعت 4 تا 5 عصر 02537208627 یا 09361383126 ایمیل کارشناس همسریابی: ezdevaj123@gmail.com http://moshaver41.ir 2014-09-15T09:42:20+01:00 text/html 2014-09-12T14:09:30+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو تمدید رابطه به مدت دو سال! http://moshaver41.ir/post/3232 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">سلام... دحتری ۲۰ ساله ام که با یک پسر همکلاسی و همسن مدتی سر مشکلات مشترک اشنا شدم...بعد از چند وقت صحبت و اشنایی به هم علاقه مند شدیم..با در نظر گرفتن شخصیت دو طرف و خانواده ها و سبک سنگین کردنهای عقلانی...به صادق بودن و درست بودن علاقه مطمئن شدیم...و صحبت از ازدواج پیش اومد...ولی حداقل تا دو سال اینده شرایط طرف مقابلم اجازه نمیده که خانوادشو در جریان بزاره(نه اینک ترسی داشته باشه...البته برادرش خبر داره)...به حرام بودن رابطه غیر شرعی اعتقاد دارم...ولی در حال حاضر شرایط اجازه نمیده که خانواده دو طرف اگاه باشن از موضو..فقط برادر و خواهر من میدونن و برادر طرف مقابلم...و ازین مطمئنم که خواسته دو طرف ازدواج و رابطه صحیحه...با این اوصاف...بنظر کارشناسان محترم...رابطه(در حد امکان شرعی ولی بدون اطلاع پدر و مادر) تا دو سال برای ایجاد شرایط مناسب درسته یا نه؟!!!</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AA%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%AA-%D8%AF%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%84" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-09-12T12:08:07+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو از عقب نشینی خواستگار خوشحال شدم http://moshaver41.ir/post/3231 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام و خسته نباشید</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">اخیرا خواستگاری داشتم که از نظر سطح مالی خیلی مناسب بودند و از ما بالاتر بودند مادرم مدام به من می گفتند که خانواده ایشون از بالا به ما نگاه میکنن اما برایم مهم نبود چون همیشه در ووجودم احساس حقارت و... نمیکنم تا اینکه قرار شد مهریه تعیین بشه مادر بنده گفتند 313 سکه اما مادرشون گفتند نه 110 سکه مادر من هم گفتند باشه اشکالی نداره اجازه بدهید به پدرش بگویم ایشان چه نظری می دهند اما چند ساعت بعد مادرشان تماس گرفتند و گفتند که پسر من کلا منصرف شده و علتشون هم اینه که شما بحث مسائل مالی رو به میان کشیدید مادر من هم اصلا چیزی نگفتند و صرفا گفتند خوشبخت بشوند</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">برای من در کل ایشان مهم نیستند و نبودند و به لحاظ روحی و عاطفی اصلا برای من مهم نیست که این قضیه منتفی شده (اتفاقا خوشحال هم هستم)دلیلش هم اینه که قلبا علاقه ای به ایشون نداشتم و اتفاقا مدام پیش خودم می گفتم چطور باهاش ازدواج کنم وقتی هیچ جاذبه ای برایم ندارند و&nbsp; ...؟؟؟ و صرفا خانواده ام موافقت داشتند اما این کاری که کردند مادرم رو ناراحت کرده و مادرم مدام به من می گویند علت اینه که تو با این آقا سرد برخورد میکردی و صمیمی نمیشدی(البته من در هرحالت با هیچ نامحرمی صمیمی نمیشوم) به نظر شما دلیل این آقا واقعا مادیات بوده یا اینکه ایشون هم مثل من بی علاقه بوده اند؟</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%82%D8%A8-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%85" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک </font><font color="#000099">کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-09-12T10:06:19+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو خیلی زود عزیز دلش شدم! http://moshaver41.ir/post/3230 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام و خسته نباشید</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">بنده برای پذیرش در مقطع دکتری اخیرا با یک اقایی آشنا شده ام که استادم&nbsp; شماره ایشان را به من دادند و گفتند با ایشان تماس بگیر و از او که خودش رتبه برتر دکتری امسال بوده در مورد منابع و طرز مطالعه پرسش داشته باش، بنده هم تماس گرفته ام و حقیقتا ایشان کمکم کردند اما ایشان خیلی زود صمیمی شدند و اسم من را با عزیزم و جانم و... استعمال کردند(جانم، عزیز دلم و..) و خیلی دوستانه و صمیمانه پاسخ دادند و چندتا شوخی هم کردند که خجالت کشیدم و بنده اصلا خوشم نیامد و صرفا اگر نمیخواستم بی احترامی نشود با ایشان خداحافظی می کردم</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">حالا قرار است منابع درسی را در اختیار بنده بگزارند و خیلی هم اصرار دارند که بیا منابع رو بگیر و ...و با من قرار بگزارند که این منابع را از ایشان بگیرم اما حالا خیلی مردد شده ام که با وجود این رفتار ایشان به سر قرار بروم یانه؟ اصلا به نظر شما درسته که با ایشون قرار بگزارم و کتابهاشون رو ازشون بگیرم؟(من نمیدانم ایشون چند ساله اند صرفا از صدا و حرفهایشان حدس می زنم جوان باشند)</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">ممنونم</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D9%84%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%85" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-09-12T07:04:37+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو نامه ی خودکشی و فرار از خونه رو نوشتم! http://moshaver41.ir/post/3229 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">با سلام.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">دختر ۲۳ساله ای هستم.چندوقتیه با یه پسری اشنا شدم.اوایل خوب بود بعد شروع کرد کم کم ب طرز پوششم گیر داد و تنها بیرون رفتن و هزارویک چیز دیگه. نمیتونستم ازش جداشم یعنی نمیذاشت میگفت من باید رابطمونو تمام کنم.مدتی گذشت و جایی مشغول ب کار شدم الان سه ماهه هرروز دعواداریم میگه تو هرزه ای تو محیط کارت کرم میریزی درصورتیکه خدا بسر شاهده اصلا اینجوری نیس.همین دیروز گفت یه کاری میکنم خانه نشین بشی هیچ جا رات ندن بری کار کنی..از نظر اعصاب دیگه بهم ریختم.نمیشه کسی بهم بگه بالای چشمت ابروه سریع عصبی میشم.هرروز التماسش میکنم ب پاش میفتم ک ازهم جداشیم قبول نمیکنه نه اینکه دوسم داشته باشه نه رو لجبازیه.اوایل کارم تو تیرماه بود هرروز دعوا داشتیم گفت تا اخرشهریور باهم باشیم بعد جدامیشیم.هرروز نگاه تقویم میکردم و شمارش معکوس داشتم تا اینکه گفت نه باید باهم باشیم تا عید.هرروز تهدیدم میکنه سراینکه میگه تو محیط کارت هرزه گری درمیاری.دیروز گفت ریشه ی کرم ریختنه خودم تو وجودت خشک میکنم.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">شایدفک کنین من واقعا حرکاتم بده تو مخیط کار اما اینجوری نیس شرکت آشنای خاهرمه حتی اگه بد باشم جایی ک اشناس حداقل خودنو خوب نشون میدن.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">تروخدا کمکم کنین.حتی نامه ی خودکشی و نانه ی فرار از خونه م رو نوشتم .کمکم کنین</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%85" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-09-12T04:03:07+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو مشکل سربازی چقدر اهمیت داره؟! http://moshaver41.ir/post/3228 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">با سلام خدمت دوستان عزیز</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من 25 سال دارم و دانشجوی ارشد هستم</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من برای ازدواج اقدام کردم، ولی متاسفانه اولین چیزی که خونواده های دخترا دست روش میذارن سربازی نرفتن منه و اینکه کار ندارم</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من دوره کارشناسیمو با معدل خوب پشت سر گذاشتم و الان هم ارشد میخونم تا 3 ماه دیگه پایان‌نامه ام رو دفاع میکنم&nbsp; و تموم میشم کلا</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من همش دنبال درس بودم و هستم و هیچوقت با دختری دوستی نکردم و رابطه ای نداشتم</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سربازی هم نه اینکه قصد نداشته باشم برم، خب الان در حال تحصیلم، میخوام قبل از سربازی ازدواج کنم و الان هم سربازی مشکلی نداره برام، چون تو شهر خودم میفتم و مث کارمند صبح میرم و ظهر بر میگردم خونه</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">وضع مالیم خونوادم هم خیلی عالیه و حمایتم میکنن، الان هم ماشین و زمین واسه خونه دارم و انشاا... امسال خونه‌ام رو کامل میسازم، اخلاقم هم خوبه</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">ولی خیلی به خاطر این موضوع ناراحتم که چرا به خاطر سربازی میخوان آدمو رد کنن</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">در مورد کار هم من مشکلی ندارم، فعلا که خونواده حمایتم میکنن و بعدشم میرم سر یه کار خوب</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">میخواستم نظر دوستان رو در مورد شرایطم بدونم</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">(لطفا سوالمو بذارید تا نظر همه رو بدونم)</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%9F" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک </font><font color="#000099">کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-09-12T01:01:47+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو حساسیت من قابل توجیه است؟ http://moshaver41.ir/post/3227 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من 4سالی هست که با پسری اشنا شدم، ادم حساسی هستم مخصوصا به دخترای دورو برم</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">الان یه سالی هست تصمیم به ازدواج گرفتیم،بابام تحقیقاتش رو رفت و هیچ چیز بدی درمورد پسره نگفتن،کلا پسر خوبیه</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">الان مشکل حساسیته منه،میگه تو این چندسال تحمل کردم دیگه نمیتونم،باید درست کنی خودتو</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">ما باهم قبلا همکار بودیم،مثلا دخترای همکارم میومدن صحبت میکردن باهاش،شوخی میکردن،اینم با شوخی جواب میداد،بعد دخترا پررو میشدن،حتی با اینکه من اونجا بودم،دو تا از همکارای دختر میومدن که باهاش حرف بزنن،منم اعصابم خورد میشد،جوری شده بودم که حتی دوست نداشتم شماره زنداداششم تو گوشیش باشه، یا اینکه شماره یکی از همکارای خانوم تو گوشیش باشه،وقتی بیرون میرفت همش نگران بودم نکنه یکی از همکارای خانوم بشینه باهاش بحرفه بخنده!!!</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">میگه من آدم اجتماعی هستم و نمیتونم به کسی نخندم،منم گفتم میبینی یه دختر پررو میشه میاد خودشو میچسبونه بهت نذار بار دوم تکرار بشه، باهاش بذرفتاریی کن که جرات نکنه</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">آخه من خودم خیلی مرعات میکنم ازین لحاضا که یوقت اون ناراحت نشه</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">به نظرتون چیکار کنم؟ من یعنی بیمارم!!!!</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AA%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-09-11T20:41:04+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو با وجود دو فرزند عاشقم شده! http://moshaver41.ir/post/3226 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">با سلام</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">دختر خانومی باکره24 ساله از شهرستان طی ارتباط تلفنی و پیامکی که با هم داشتیم که ایشون شروع کننده پیامک بود و میگه اتفاقی شمارتو گرفتم به من ابراز علاقه بسیار شدید کرده وخواستار ازدواج با من شده.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">بنده به این دختر گفتم که متاهل و دارای دو فرزند هستم ولی ایشون میگه که در فامیل ما حرف آخر رو دختر میزنه و خانوادش مشکلی ندارن.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">خلاصه با این دلیل که همسر من نمیگذاره که ازدواج دیگه ای داشته باشم و دلایل دیگه گفتم که به عنوان دوست میتونم کنارت بمونم که ایشون میگه منو فقط بعنوان شوهر میخواد و از دوست بودن عذاب وجدان داره.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">بنده بهش گفتم که زیاد بمن دل نبند که جدایمون باعث ضربه روحی بهت میشه.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">درضمن ایشون طبق گفته خودشون همیشه با خدان و نماز و قرآنشون ترک نمیشه.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">متاسفانه ایشون با جواب بنده تعداد زیادی قرص میخورن و خود کشی نافرجامی میکنن که فقط به خواهرش بعد ازبستری در بیمارستان و بهوش آمدنش دلیلش وکل ماجرا رو میگه و همین خواهرش ماجرا رو بمن خبر میده.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">حالا من دوباره جسته گریخته بهش پیام میدم ولی ایشون خیلی بهم ریخته و هر آن احتمال خودکشی مجددش زیاده و فقط از من ازدواج میخاد.</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث </font><font color="#990000">اینجا کلیک </font><font color="#000099">کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-09-11T14:38:21+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو وقتی گفتم دوست پسر دارم خوشش آمد/ غیرتش منو کشته http://moshaver41.ir/post/3225 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">18سال دارم تقریبا 4 سال پیش با یکی از پسرای اقوام آشنا شدم که اصلا نمیدونستم همچین شخصی وجود داره.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">اولین بار به گوشیم زنگ زد خودشو معرفی نکرد کلا آدم کنجکاوی هستم وقتی گفت کی هست گفتم دوست پسر دارم از صداقتم خوشش اومد گفت که پسرخاله ی اون شخصه منم خواستم بخاطر دروغش اذیتش کنم که ازم بگذره ولی برعکس شد خودم عاشقش شدم!</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">ولی عشق من در برابر عشقش هیچ بود محبتش خیییلی زیاد بود دوران سربازیش مرخصی گرفت برای نیم ساعت دیدنم از شیراز تا شمال اومد</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">یبار مارو باهم دیدن خانوادم فهمیدن غوغایی شد ازهم جدامون کردن خیلی دوران بدی بود</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">خیلی عصبی بودم حتی دکتر رفتم</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">تا آخرای پارسال سال92 شمارشو پیدا کردم با اصرار شدید دوستام بهش زنگ زدم اولش بد برخورد کرد ولی وقتی رو نقطه ضعفش یعنی رو غیرتش دست گذاشتم اخلاقش خوب شد</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">خیلی گله کرد ازم که مادر پدرت بد برخورد کردن باخانوادم با خود م کاری نداشتن،خیلی حرفارو از طرف ما دیگران بهمون میزدن درصورتیکه خودمون اون حرفارو نزذه بودیم</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">الان سرکار میره میخواد پول جمع کنه بیاد خواستگاری</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">موضوع مهم اینه مادر من مخالفه میگه هم سطح نیستن اونم چون پدرش وضع مالی عالیی نداره</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">وگرنه خودش از همه لحاظ خوبه ایمانش،اخلاقش،آرامشش،حیاش</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">خیلی آروم و صبوره برعکس من که عجولم با آرامشش آرومم میکنه</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">نمیتونیم ازهم دور بشیم تمام این دوسال اون هم زجرکشید متاسفانه جون ترس نیست خدا برام نگهش داشته</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">فقط دنبال یه راهنمایی هستم که چجوری مادر راضی بشه</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">مادرم راضی بشه پدرمم راضی میشه</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%AA%D8%B4-%D9%85%D9%86%D9%88-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div> text/html 2014-09-11T12:13:16+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو قبل از زنگ زدن به دختر استخاره کنید! http://moshaver41.ir/post/3224 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام/من تو سخنرانی های اقای فرهنگ شنیدم ک گفت پسر قبل اینکه زنگ بزنه خوه دختر خانم ک اجازه بگیره واسه قرار خواستگاری /استخاره کنه اگه بد اومد اصلا زنگ نزنه.........حالا من تو جاهای دیگه دیدم ک گفتن وقتی با عقل و مشورت نمیتونید ب نتیجه برسید برین سراغ استخاره..</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">اخر سر چه کار کنیم؟ استخاره کنیم همون اول هنوز هیچی نشده یا موقع دو راهی استخاره کنیم..</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-09-11T10:11:45+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو خواهرم مانع ازدواجم شده http://moshaver41.ir/post/3223 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام.من یه دختر 25 سالم هرچند ته دلم از بعضی چیزا میترسم ولی دیگه بدم نمیاد ازدواج بکنم اما یه خواهر بزرگتر دارم. خواهرم اخلاقیات خاصی داره توی همه زمینه ها که هم خودش هم ما خیلی سختی میکشیم گاهی ازش اما وافعا مهربونه و توی خیلی مواقع بهمون کمک می کنه. من به هیج وجه دوست ندارم و نمیخام که قبل از او ازدواج کنم اما او هم به هر ازدواجی تن نمیده. در حال حاضر هم یک خاستگار داره که شرایطش بدنیس هرجند تحصیلاتش کمتر از خاهرمه اما خواهرم میگه نه دلیلش هم میگه ازش خوشم نیومد پسر با اخلاق و خوبیه ولی من ازش خوشم نمیاد من میگم خب بزار یه دفه دیگه هم بیاد شاید نظرت عوض بشه میگه نه.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من قبول دارم که باید ازش خوشش بیاد ولی واقعا کسی که همه خوبی ها رو یه جا داشته باشه که خیلی خیلی کمه خب.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">میگید من اصرار کنم بهش خوبه یا بد؟</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">میگین چ رفتاری باهاش بکنیم تا یه چیزی بهش میگیم میره تو اتاقش گریه می کنه اون موقع مامانم میگه ولش کن بزار هر جور راحته باشه. ولی من میگم ادم باید با مشکلات روبرو بشه و حلشون کنه نه این که بره گریه کنه واسشون .</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%85-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%87" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-09-11T08:10:13+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو تاثیر خانواده بر ازدواج http://moshaver41.ir/post/3222 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">با سلام</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">من دختری 25 ساله هستم فوق لیسانس یکی از رشته های ناب دانشگاهی و مدرس دانشگاه، که حدود 7 ساله پدرم خونوادمون رو ترک کردن و جدا زندگی میکنند. این موضوع باعث شده که من همیشه ترس از اینکه مورد سواستفاده قرار بگیرم رو داشته باشم. برای همین هم معمولا توی روابطم با دیگران خیلی محتاط و محافظه کار هستم و این باعث شده روابط اجتماعیم خیلی خوب نباشه. البته در زمینه کاری همیشه روابط خوبی داشتم و دارم ولی به محض اینکه بحث کمی از حیطه ی کاری خارج بشه من دیگه نمیتونم ادامه بدم و معمولا یا سکوت میکنم و یا اگر سوالی ازم پرسیده بشه از جوابش طفره میرم.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">بزرگترین دلایلمم واسه این طرز برخوردم اینه که:</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">...</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک </font><font color="#000099">کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-09-11T05:08:16+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو این یعنی من ملاک برای ازدواج تعیین نکنم؟ http://moshaver41.ir/post/3221 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">با سلام.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سوالاتم پیرامون درستی یا نادرستی تعیین ملاک شغلی هست و همچنین دلایلم برای انتخاب ملاک معلمی. ضمن اینکه مشاغلی مثل پرستاری و منشی و حسابداری رو به دلایلی که واسی خودم محکمه نمیپسندم.&nbsp;&nbsp;</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سوالم رو باید اینجوری شرح بدم که میترسم دچار اشتباه محاسباتی شم. خودم به جایی رسیدم که فکر میکنم نباید برای خدا تعیین تکلیف کنم، که خدایا یه دختری میخوام سفید باشه، از خانواده متوسط باشه. باباش فلان باشه.</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">میگم خدایا تو منو بیشتر از همه دوست داری و بهترینو واسم میخوای. شاید زود بفهمم خوبمو خواستی،شاید دیر...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">&nbsp;این یعنی من ملاک تعیین نکنم؟ نگم یه دختر معلم میخوام؟ دختر خوب زیاد هست، ولی ...</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/این-یعنی-من-ملاک-برای-ازدواج-تعیین-نکنم؟نگم-یه-دختر-معلم-میخوام؟" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک </font><font color="#000099">کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-09-10T12:16:07+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو آقا پسر شبیه متظاهرها هستن... http://moshaver41.ir/post/3220 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">25 سالم و مدرک تحصیلیم کارشناسی و خودم و خونوادم مذهبی هستیم...خواستگاری دارم با اختلاف سنی 8 سال و دانشجو دکترا در یکی از بهترین دانشگاههای دولتی...خانواده آقا پسر پرجمعیت و یک نسل از نسل خانواده ما عقب تر ...یعنی مادر و پدر ایشون همسن مادربزرگ و پدربزرگ من هستن و خواهرشون هم سن مادر من و ایشون فرزند آخر خانواده هستن و من فرزند دوم خانواده...خانواده هردو تحصیل کرده یعنی برادراشون و خواهراشون مدارک دکترا و ارشد دارند و همچنین برادر و مادر و پدر بنده، از نظر اعتقادی ظاهرا تناسب فکری وجود داره و دوباری که با ایشون صحبت کردم تضادی وجود نداشت و هم عقیده بودیم...اما نظرات مختلف اعضای خونوادم:</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">پدرم: ظاهرا آدم خوبی هستن و باید تحقیق کرد و البته بازم هرچی دخترم بگه...مهم نظر و پسند دخترم ،ایشون باید با اختلاف سن و خونواده کنار بیاد و بپذیرن...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">مادرم: پسر خوبین و مودب و باشخصیت و تحصیل کرده و خدا رو شکر ظاهرا باایمان و اخلاقم هست...خونواده مهمه اما بازم اصل خود پسره که ایشون بد به نظر نمیان و باید تحقیق کرد...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">برادرم: ظاهرا که آدم خوبی و باشخصیتی هستن اما از لحاظ چهره به شما نمی خورن و بزرگتر نشون می دن...اختلاف سنی زیادی دارید و خونوادشون پرجمعیتن و یک نسل عقبتر از شما همه اینا رو در نظر بگیرید...شما دختری هستید که اگر من دختری مثل شما پیدا کنم معطل نمی کنم...تو این روزگار دختری مثل شما کم پیدا می شه،چه از لحاظ ظاهر و چه اخلاق و سالم و پاک بودن ،اونها دست رو آدم خوب و خونواده خوبی گذاشتن...<img alt="blush" src="http://www.jonbeshnet.ir/sites/all/libraries/ckeditor/plugins/smiley/images/embarrassed_smile.png" title="blush" style="box-sizing: border-box; border: 0px; margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; height: auto; outline: 0px; max-width: 100%;">(این ها حرف های برادرم بود حمل بر خود ستایی ن)فکر نکن سن ازدواجت رفته بالا و دیر می شه و دیگه خواستگار خوب نمیاد...تحصیلات ایشون قابل تحصین اما این دوتا عیب هم کم نیست و بیشتر چشمهاتو باز کن و گول تحصیل و نخور...</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">خودم:ظاهرشون ( چهرشون) خوب بار اول دیدم کمی نچسب بود اما ...</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A2%D9%82%D8%A7-%D9%BE%D8%B3%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-09-10T08:13:57+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو بیان مسائل با مادر شوهر http://moshaver41.ir/post/3219 <div style="text-align: justify;"><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سلام</p><p style="box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; font-size: 16px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;">سوالی که دارم این هست که در مورد چه مسائلی می تواند با ماادرشوهر صحبت کرد؟ آیا مطرح کردن مساله ای که با عث شده من از ایشان ناراحت شوم درست است؟ چطور باید مطرح شود که نقطه ضعف ندهم و یا ناراحت نشوند؟ چون فکر می کنم ظرفیت افراد متفاوت است کمی شک دارم که می توانم ناراحتی خود را با ایشان مطرح کنم یا نه. یا اینکه اگر احساس می کنم ایشان حرف ناراحت کننده ای به من زده مطرح کردن آن درست است؟</p><p style="text-align: left; box-sizing: border-box; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; border: 0px; vertical-align: baseline; direction: rtl; font-family: nassim-bold, Tahoma; line-height: 30px;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D9%87%D8%B1" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#990000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></p></div> text/html 2014-09-10T02:12:27+01:00 moshaver41.ir امین کارشناس پاسخگو از شانس بد متاهل از آب در اومد! http://moshaver41.ir/post/3218 <div style="text-align: justify;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">چندماه قبل به پسری علاقمند شدم ولی نمیدونستم که مجرده یا متاهل.این آقا همه خصوصیاتی ک همیشه آرزوش را داشتم دارن.ولی متاسفانه بعد4ماه متوجه شدم متاهله.</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">از اون موقع تاالان خیلی غصه میخورم و شبو روز عذاب میکشم.همش حسرت زنشو میخورم.خیلی حسرت میکشم.همش گریه میکنم.همش میگم مثلا چی میشد خدا اینو قسمت من میکرد؟به ندرت کسی پیدامیشه که همه معیارهای موردنظرو داشته باشه.این آقا داشت ولی از شانس من متاهل دراومد</span><br style="box-sizing: border-box; font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;"><span style="font-family: nassim-bold, Tahoma; font-size: 16px; line-height: 30px;">چیکارکنم؟همش گریه میکنم و حسرت میکشم</span></div><div style="text-align: left;"><a href="http://www.jonbeshnet.ir/forum/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AF" target="_blank" title=""><font size="3"><b><font color="#000099">برای دیدن نظرات و شرکت در بحث</font><font color="#cc0000"> اینجا کلیک</font><font color="#000099"> کنید</font></b></font></a></div>