مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه دهم مرداد 1394
با سلام خدمت تمامی دوستان
حدود یک ماهی میشه که با این سایت اشنا شدم و هدف اصلیم هم استفاده از مشاوره و راهنمایی دوستان در جهت ازدواج بود. برای همین سعی کردم مشکلاتی که دارم رو مطرح کنم یا اگه مطرح شده بود مطالعه کنم تا در نهایت به هدفی که دارم " ازدواج " برسم. اما ...
به این نتیجه رسیدم که صحبت از ازدواج و عشق افسانه ای بیش نسیت و فقط مال فیلم هاست.
از مشکلات فاجعه بار اقتصادی گرفته تا عدم اعتماد به نفس و کلا تشکیل یه زندگی نا مشخصی که قراره چند تا بچه بی گناه تو اینده جورش رو بکشن. از باج دادن ها از بی عدالتی ها از ارزش قائل نشدن های پدر و مادرم از تمسخر ها از تحقیر ها از ...
اینا همه باعث شده که من کلا این موضوع رو مختومه اعلام کنم و بسپارمش به تقدیر.
واقعیتش من از بچگی تو شرایط بسیار سختی بزرگ شدم و تقریبا تو سنین نوجوانی بیرون کار میکردم تا بتونم یه پول تحصیل و تو جبیی رو فراهم کنم. بزرگ تر که شدم بسیار بسیار بسیار امیدوار بودم که بالاخره این سختی ها تموم میشه و روزهای خوبی تو راه هست و هر روز صبح فقط فقط به همین امید از خواب بلند میشدم. اما حالا شرایط نه تنها تغییر نکرد بلکه بدتر هم شده. از نظر اخلاقی سعی کردم خوب باشم . از نظر شخصیتی و ... هیچوقت مشکل نداشتم. اما حالا تو ذوقم خورده و بدجوری هم تو ذوقم خورده. زندگی داره اوج بی عدالتی و بی ارزش بودنش رو نشون بده.
" این حداقل اون چیزی که میخواستم هم نبود "
به چه دلیلی باید واسه ۵۰ متر جا زندگی این همه هزینه کرد. با این حقوق مزخرف چجوری باید زندگی رو چرخوند ؟( خواهشا تو جواب هاتون صحبت از برکت تو زندگی بعد ازدواج و نمیدونم خدا میرسونه و مشکلات اقتصادی هست و ... نکنید چون گوشم از این حرفا پره) مگه خدا  بیکاره که ببینه کی ازدواج میکنه و کی نمیکنه. وقتی مشکل اقتصادی هست و آدما دارن نسبت به هم ظلم میکنن دیگه خدا باید چیکار کنه ؟؟؟
خلاصه حرف زیاده و نمیخام سرتون رو درد بیارم " مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد اگر پنهان کنم ترسم که مغز و استخوان سوزد"
در پایان هم خدمت تمامی عزیزان بگم که ۹۹.۹ درصد مشکل ازدواج پوله پول پول $$$
یا علی

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: افسانه ای به نام عشق و ازدواج




برچسب ها: عشق، ازدواج، مشکلات اقتصادی در ازدواج، مخالفت با ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1394
با عرض سلام و احترام
28 سال دارم و دانشجو کارشناسی و یکسال دیگر درسم تمام می شود درسم خیلی طولانی شده در حال حاضر در دوه های تخصصی مربوط به دوره ام شرکت میکنم و در این دوره خانم محجبه و محجوبی در کلاسمان هست که از نظر رفتار خیلی نزدیک به ایده ال من هست و چهره نسبتا زیبایی هم دارد.
مشکل اینجاست که در یکی از چشم هایم پروتز هست که تقریبا طبیعیه و توی ذوق نمیزنه از نظر قد بنظرم هم قدیم (قد من کوتاه 166) و من خیلی حجاب چادر رو دوست ندارم
با این بنده خدا هم رشته هم هستیم ولی ایشون درس اش تا تیر تمام میشه ولی درس من سال دیگر
و مشکل فعلی من بی پولی من و در حال حاضر بیکاری منتها این دوره تمام شه اوضاع کارم تقریبا درست میشه چون یکسال سابقه کار در شرکت اینترنتی مربوط به رشته ام داشتم
فکر میکنم اگه نگم تا آخر شاید حسرتش به دلم بمونه بنظرم انتخاب ایشون 90درصد عقلی تا احساسی چون سن من هم دیگه از احساسات گذشته در چهره ایشون معصومیت دیدم که بنظرم همسر کسی که دوستش داره بشه تا آخر همه جوره پا به پاش میاد
سن ام رفته بالا فکر میکنم دیگه مثل ایشون پیدا نکنم و این فرصت رو از دست بدم دیگه باز دیرتر میشه
بنظر شما اصلا بگم با بی پولی و بی کاری فعلی و محصل بودن ؟
با شرایطی که ایشون داره بعید نیست کسای دیگه هم بخوان پا پیش بذارن (یکی از همکلاسی هامون معلوم دوستش داره)
با شناختی که از پدر و مادرم دارم میدونم مورد تایید اونا هم هست
در واقع ایشون مناسبه مشکل مشکل من هست که ایراد زیاد دارم
حال چه کنم؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: در یکی از چشم هایم پروتز هست




برچسب ها: خواستگاری، خواستگار همکلاسی، ازدواج، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه نوزدهم خرداد 1394

سلام.دختری 21 ساله هستم.پسری را دوست دارم که از همه نظر عالیه همه جوره قبولش دارم اما وضع مالی مناسبی ندارد خانواده او مستاجر هستند و هیچ پشتیبانی ندارد شغل مناسبی دارد میتواند پول در بیاورد اما برای شروع پولی ندارد..از طرفی وضع مالی ما بد نیست آیا این ازدواج معقول است؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: خواستگارم هیچ پشتیبانی ندارد




برچسب ها: ازدواج، مشاوره ازدواج، مسشکلات مالی ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه هجدهم خرداد 1394
با سلام حضور بزرگواران گرامی من قبلا پست گذاشته بودم كه سی و دو ساله هستم مجرد و مقید به عرف و دختری مسلمان و شیعه با اقایی اشنا شده بودم كه مصر بودن برای خواستگاری رسمی ولی متاسفانه هر ماه به بهانه مشكلات ریز ودرشتی كه به نظرم بهانه بود (یك ماه پا شكستن- یك ماه كمبود نقدینگی- یك ماه درد دست) وعده روز و ماه بعد رو میدادن و میگفتن من تو رو بعنوان دوست نمیخوام ولی هیچ اقدامی نكردن من صحبت را قطع كردم چون داشتم كم كم وابسته میشدم و از شكست احساسی میترسیدم اوایل دلم سوخت و منتظرش بودم ولی دیدم از بهمن تا به كنون این عقب اندازیها به هر بهانه ادامه داره من هم كلا صحبت را قطع كردم چون ازم درخواست عكسهای نامربوط داشتن كلا بدگمان هم شده بودم ولی بخاطر سنم گفتم كاملا بدبین نباشم و بهش فرصت بدم ولی حالا متوجه شدم كارم اشتباهه به كسی كه معلوم نیست نیت و هدفش چیه چون رسمی اقدامی نكرده مورد دیگه ای كه هست ذهنم رو مشغول كرده اقایی هستند كه یك بار جدا شدن دو فرزند دارند كه با مادرشون زندگی میكنه و پیشنهاد ازدواج دادن به نظر كارشناسان محترم و همراهان بزرگوار باید چكار كنم با ایشون صحبت كنم كه اقدام كنه یا نه؟ به خاطر سنم میترسم موقعیتهای بدتری سراغم بیاد البته دختر با اراده ای هستم كه شاغلم و خودم رو نباختم و سعی كردم سالم زندگی كنم لطفا كمكم كنید چكار كنم.. ممنون
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ازدواج با فرد بچه دار صحیحه؟




برچسب ها: ازدواج، ازدواج با مرد بچه دار، بالا رفتن سن در ازدواج، نداشتن خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه ششم بهمن 1393
سلام. از تنهایی خسته شده ام. خانواده ام نگران بالا رفتن سنم هستن و هی نصیحتم میکنند. بااینکه از مجردی هم بدم نمیاد ولی نمیشه خوب چون دخترا مثل پسرا نیستن. تازه پدر و مادرم سالخورده اند و می ترسم خدایی ناکرده یکی یا هردو به رحمت خدا بروند و تنها بمونم. قبلا هرچی خواستگار میومد به دلایلی رد میکردم و الان بدجوری احساس تنهایی میکنم. هرجا میرم دور و برم متاهل هستند.  الان قراره خواستگار برام بیاد که 3 سال از من کوچیکه و کم سواد از آشناهای دورمونه. به خاطر این تنهایی ام می خوام که ازدواج کنم. من چکار کنم تا خواستگارم قبول کنه مستقل زندگی کنیم؟ با ادامه تحصیل و کلاس های آموزش آزاد رفتنم مخالفت نکنه؟؟ من اصلا توقعاتم بالا نیست و حاضرم با ساده ترین مراسم به خانه بخت بروم. چکار کنم تا بزرگتر بودن من از پسر زیاد به چشم نیاد چون برای خودم واقعا مهم نیست و زن داداش خودم 8سال از برادرمم کوچکتره اما اتفاق خاصی نیفتاده و با همدیگه خیلی خوب و خوب هستند. دوست دارم همسرمو تشویق کنم دانشگاه بره و اصلا دلم نمی خواد خودمو ازش بالاتر ببینم. می خوام ایشون عاشقم باشه به خاطر موقعیتی که دارم. منتظر راهنمایی شمام
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: فرار از تنهایی



برچسب ها: ازدواج به خاطر فرار از تنهایی، ازدواج و تنهایی، تنهام، ازدواج، مشاوره، خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
(تعداد کل صفحات:18)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]