مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه هفدهم دی 1393
دختری هستم که 22 سال سن دارم چند سال پیش یکی از همکلاسی های دانشجوم بهم پیشنهاد داد که با هم ارتباط داشته باشیم که من قبول نکردم و الان بعد از 3 سال اومده خواستگاریم ولی هنوز سربازی نرفته و ایشون خانواده خیلی محجبه ای دارن در صورتی که من به نظر خودم معمولی هستم و این مورد رو با ایشون در میون گذاشتم و ایشون می خوان که همسرشون چادری باشه یعنی ترجیح میدن که چادری باشه ولی من بهشون گفتم که نمی تونم چادر سر کنم ایشون قبول کردن ، ولی نمی دونم در آینده به مشکل می خوریم یا نه ؟
و همچنین در مورد سرکار رفتن هم ایشون مشکل دارن و می گن که می خوان همسرشون خانه دار باشه که به زندگیشون لطمه ای نخوره در حالی که من به مدت 2 سال هست که مشغول به کار هستم و کار کردن رو هم خیلی دوس دارم در این مورد هم اختلاف نظر داریم
الان هم به دلیل اینکه ایشون باید برن سربازی نمی تونیم زیاد با هم صحبت کنیم و همدیگه رو بهتر بشناسیم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ازدواج با پسری که هنوز سربازی نرفته
    




برچسب ها: ازدواج، ازدواج و سربازی، رابطه برای ازدواج، ازدواج با دختر مانتویی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه هفتم دی 1393
با سلام و احترام.
راستش من یه سوال داشتم که دقیقا نمی دونم باید کجا بنویسمش تا نظر شما رو بدونم.
من دختری 17 ساله هستم. یه پسر 17 ساله که سوم دبیرستان هستش و از آشناهامونه بهم ابراز احساسات کرده. خیلی قابل اعتماده و در این مورد که واقعا دوسم داره هیچ شکی نیست.
می گه من شیش هفت سال دیگه میام خاستگاری.
من کمی دوسش دارم ولی عاشقش نیستم.
می دونم سن من هنوز خیلی کمه و الان نباید تصمیم بگیریم.
ولی یه موضوعی هست.
من توی سن کم به دلیل خودارضایی پرده ی بکارتمو از دست دادم.
با این وجود شاید خاستگارام منو نخوان ولی این پسر می گه از نظر من اشکالی نداره. میگه من تورو برای خدت می خام و دوستت دارم.
به نظر شما می تونم براش صبر کنم؟
می گه تو عشق اولمی. به نظرتون عشق اول این پسر تا هفت سال دیگه باقی می مونه؟
با تشکر

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: پیوند دوستی هفت ساله با پسر 17 ساله




برچسب ها: ازدواج، ازدست دادن بکارت، دوستی قبل از ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیستم آذر 1393
سلام دوستان
پیش از هرچیز صمیمانه تشکر می کنم ازتون که وقت عزیزتون رو به من می دید تا کمکم کنید
من 29 سال دارم که تو رشته مورد علاقه ام تحصیل کردم و سربازی هم رفتم و شغل مناسبی دارم و یه زندگی آرومی دارم خداراشکر. ولی یکم غیرعادی ام، من فقط دوتا خواهر دارم که 9 و 10 سال از من بزرگترن و این دوتا و مادرم به اندازه 10 تا مادر برای من مادری می کنن. خاله هام به کنار. خداروشکر من مثل اسب نیستم که نیامم رو هرجا بخوان بکشن ببرن، هرچی بگن بگم چشم، 4-5 سالیه کلید کردن که بیا ازدواج کن فلان دختره پنجه آفتابه بهمان دختره ماه شب چهارده است. ولی من حتی یک بار هم راضی نشدم خواستگاری برم. برای این می گم غیرعادی ام که فضای خصوصی من خیییییییییلی بزرگه تا حالا هم هیچ دوست دختری نداشتم چون دوست نداشتم کسی انقدر به من نزدیک بشه و هی بشینه ازم سوال جواب کنه راجع بهم بیشتر بدونه، ( به من هرآنکه نزدیک، از او جدا جدا من ) چهار پنج ساله هیچ مهمونی خانوادگی نمیرم چون همه فک و فامیل بدتر از نکیر و منکر کوهی از سوالات رو از من می پرسن. اصلا دوست ندارم کسی از کارم سر در بیاره. از روابط خانوادگی اصلا خوشم نمیاد. دوست دارم تو خونه سکوت و آرامش باشه، دراز بکشم و ریلکس کنم. ولی خب یه جورایی دوست دارم عاشق باشم، دوست دارم ازدواج کنم، دوست دارم یه همسر قابل اعتماد و خوب داشته باشم. ولی اصلا به مراسم عروسی و بله برون بله نرون و پاتختی و مراسم عقد و این مذخرفات اعتقادی ندارم، اون روز دیوانه ام اگر زیر بار این مذخرفات برم ، از شانس بدم فامیلای ما سرشون درد می کنه برای این چرت و پرت ها، چرا برای دوماد کت هاکوپیان خریدن گراد نخریدن، چرا ساعت کاسیو خریدن رولکس نخریدن، چرا برا عروسمون سرویس اتمی خریدن برلیان نخریدن، عروسیش اینجوری بود، شامش اونجوری بود، آرایش عروس بد بود، عجب جهیزیه ای داشت، با شنیدن اینا میخوام سرم رو بکوبم تو دیوار، همش خاله زنک بازی به حرف مردم اهمیت نمیدم ولی مادر و خواهر خودمن، مگر اینکه کلا از شهر فرار کنم که اینا تو ازدواج من اصلا نباشن. کلا با بچه ها مهربونم و بچه های خواهرام رو دوست دارم ولی نمیخوام پدر باشم، اینکه هفته ای دوسه ساعت یه بچه رو ببینی و نگهش داری راحته، ولی اینکه تو مسئول دعوتش به این دنیا و مسئول تربیتش باشی دیوانه کننده است، لذا به بچه هم اعتقادی ندارم. ولی دوست دارم همسر خوبی داشته باشم. اوکی من برم خواستگاری بگم سلام من میخوام هیچ مراسمی نگیریم و بچه ای هم نداشته باشیم و از روابط فامیلی هم بدم میاد،تو محضر یه عقد کنیم یه خونه بگیرم وسایل هم من میخرم بریم سر خونه زندگیمون، دوتایی بریم تا آخر عمر عاشق باشیم خوش بگذرونیم هرسال 4 بار مسافرت بریم و ... . ؟؟؟ خنده شون میگیره ملت، از طرفی هم این طرز فکرم رو به کسی نگفتم،
شما سروران عزیز من منو راهنمایی کنید، یه دعوایی تو مغز من هست بین دونفر که قسمت احساسی مغز من میگه عاشق باش همدمت رو پیدا کن، قسمت ریاضی مغز من میگه منطقی فکر کن احتمال موفقیتت کمه
حتی اگه بگم با همه این داستان ها کنار میام و خودمو راضی کنم، با بچه نمیتونم کنار بیام چون مادام العمر دردسر داره

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  پنجه افتاب نمی خوام/دوست دارم عاشق باشم





برچسب ها: احساس تنهایی، ازدواج، مشکلات ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم آذر 1393
سلام. من حسرت هستم 25 ساله.تا الان چندتا پست گذاشتم. لطفا به دادم برسید. دارم بدبخت میشم.همون خواستگار سمجی که داشتم اومده با خانوادم صحبت کرده.پدرم گول ظاهرشو خورده که دکترا و شان اجتماعی داره و دیگه ول نمیکنه.مادرمم اولش بدش اومد اما الان اونم انگار میخواد منو شوهر بده که از دستم راحت بشه.من چکار کنم؟؟؟ من نمیخوام ازدواج کنم.پسره تا اخر صفر بهم فرصت داده گفته بعدش میام خونتون.من نمیخوام.پدرمم میدونم می خواد بزور حرف خودشو به کرسی بشونه.میگه الان دیگه وقت ازدواجته.اخه من اصلا از ازدواج بدم میاد(البته به مرور اینجوری شدم و دلیلش هم دیدن خیلی چیزا از خیلی ادمها و بخصوص خواستگارم بود)من تصمیم گرفتم برای پذیرش دکترا تو کشور دیگه اقدام کنم.خانوادم حرف خودشونو میزنن.خداکنه هیچوقت اخر ماه صفر نشه.بابا شاید اصلا یکی دوست نداشته باشه ازدواج کنه.دوستان لطفا یک راه حل نشونم بدید که از دست خواستگارم راحت بشم.تهدیدم میکنه اگر با کسی دیگه ازدواج کنی میکشمت.من هزار تا ارزو دارم .میخوام ادامه تحصیل بدم.پذیرش بگیرم.اصلا دوستش ندارم.شما بگید من چکار کنم؟؟؟
ای خداا
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: کاش هیچ وقت آخر ماه صفر نشه





طبقه بندی: علاقه نداشتن به خواستگار،  روش به هم زدن نامزدی،  بحث و گفتگو : انگیزه ازدواج، 
برچسب ها: ازدواج، ازدواج اجباری، عدم علاقه به ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه دوم آذر 1393
سلام
پسری 25ساله هستم و جویای کار...اخیرا خانوادم دختری رو بهم معرفی کردن که اکثر ملاکهای من رو داره ولی با دو موردش مشکل دارم: 19سالشه و به تازگی دانشجو شده تو شهری که دوساعت با شهرمون فاصله داره و اینکه خانواده پرجمعیتی داره (پنج تا خواهرن)
فعلا تصمیمی نگرفتم .واقعا دختر خوب و نجیبی هستش دودلم به خواستگاریش برم یا نه

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:دو دلم که برم خواستگاری یا نرم





طبقه بندی: بحث و گفتگو : تناسب ها و تفاوت ها،  بحث و گفتگو : پیدا کردن همسر مناسب،  بحث و گفتگو : معیارهای انتخاب همسر، 
برچسب ها: ازدواج، ملاکهای انتخاب همسر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
(تعداد کل صفحات:18)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]