مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393
من پسر مذهبی هستم البته نه خشک ولی به مسائل عبادی وباطنی در دین خیلی خیلی اهمیت میدم مثل نماز و...و البته در خانواده ای با سطح دینی کاملا متوسط وحتی یک کم رو پایین.
راستش اینه که من حدود1سالی میشه دختر یکی از اقوام دورمون رو زیر نظر داشتم ولی واقعا نمی دونستم که عاشقشم یا نه نیستم اصلا پدرم دراومد ونتونستم با خودم به یک نتیجه قطعی برسم دلیلش هم این بود که این خانم همه چیزش از نظر من عالی بود ولی من احساس می کنم که از نظر اعتقادی به هم نمی خوریم(مثلا این خانوم همیشه نماز نمی خونه وبعضی وقتا می خونه) واسه همین من دودل بودم ولی خوب چی کنم بقیه مواردش از نظر من تاییده
از طرفی توی اون زمانی که دودل بودم که از اون خوشم میاد یا نه از دختر یکی از دوستای خانوادگیمون خوشم اومد و وقتی که یکی از عکس هاش رو دیدم مخصوصا جلوی خودش گفتم چه قدر خوشگله(شیطونی کردم می دونم )یا چند بار دیگه یه جوری بهش فهموندم که ازش خوشم میاید کلا اون روز گند زدم رفت اصلا انگار حالیم نبود که دارم چی کار می کنم البته اصلا بهش نگفتم که ازت خوشم میاد یا میخواهم باهات ازدواج کنم فقط در همین حد بود(متاسفانه شیطون گولم زد) این بگم که اون دختره خیلی عکس العملی نشون نمی داد البته یه بار خنده کوچکی کرد واین هم بگم که این دختره هم سطح اعتقادیش مثل همون دختر اولیه
والبته قسمت مهم موضوع اینه که بعدا فهمیدم(با خودم بیشتر فکر کردم)که بهتره با دختر اولیه ازدواج کنم از لحاظ خانوادگی بیشتر به هم می خوریم حالا موندم که نکنه احساسات دختر دومیه رو با این ازدواج خدشه دار کنم؟نکنه مدیونش بشم
اینم بگم که من شرایطم از نظر اکثر دختر حیلی خوبه:وضعیت مالی خیلی خوبه.دانشجوی فوق لیسانس مکانیک.خانوادم تحصیل کرده وخوش اخلاق(چه قدر تعریف کردم ببخشید)
می ترسم از من برا خودش یه رویا درست کرده باشه؟ایا من واقعا الان مدیونش میشم اگر که با یکی دیگر ازدواج کنم؟یا اینا همش وسواس فکریه
لطفا خانوما بیان بگن اگر این مورد براشون پیش می اومد په احساسی داشتن فقط لطفا متن رو دقیق بخونید

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: می ترسم رویایش شوم





طبقه بندی: انتخاب یکی از خواستگارها،  عشق قبل ازدواج، 
برچسب ها: عشق قبل از ازدواج، عاشق یه دختر، ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393
چندین سال عاشق کسى بودم به کسى نگفتم تا تب کردم و همه فهمیدن بعد از همه طرق پیگیرى کردم تا اینکه بالاخره یک روز متوجه شدم که ایشون داره ازدواج میکنه و ... .حالا سوالم اینه که واقعا منشا عشق چیه . چرا من که این همه سال پاک زندگى کردم و فکر میکردم این یک حس الهیه این طورى باید دچار حسى بشم که هنوز هم داره درونم رو میسوزونه و هر پیشنهاد دیگه اى رو در این مدت رد کردم و وفادار بودم چرا باید حسى در انسان بوجود بیاد که سر انجام نداشته باشه؟
واقعا واقعا نمیفهمم. و چرا این حس بعد از تموم شدن این ماجرا ازبین نمیره واقعا تحملش هم برام غیر قابل تحمل شده. ممنون میشم از راهنمایى دوستان با ایمان.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: از شدت عشق تب کردم!




طبقه بندی: عشق قبل ازدواج،  بحث و گفتگو : عشق، 
برچسب ها: خواستگار، ازدواج، عشق به نامزد،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393
باسلام
من 24 سال دارم. شخصى به خواستگارى ام ٱمده که 6 سال از من بزرگتر است, از لحاظ سطح فرهنگى, تحصىلات,اعتقادات و خانواده ها باهم تناسب داریم, ولى موضوعى در این میان وجود دارد که مرا مردد کرده...

من در خانواده اى تقریبا پدرسالار بزرگ شده ام,
پدرم شخصى عصبى و زودجوش است و اکٽر اوقات باید درباره همه چیز نظر خودش ملاک عمل کل خانواده قرار گیرد, و من همیشه از این رفتارها بیزار و در عذاب...
از ٱنطرف خواستگارم از دوسالگى پدرومادرش جداشده اند و از همان سن نامادرى داشته تا الان...
از حرفهایش چنین فهمیدم که همیشه در خانه ٱنها حرف ٱخر را نامادرى اش میزند و او از این وضعیت بیزار و در عذاب بوده, و عملا پدر خود را شخصى بى عرضه میداند!
با این توصیف و سابقه خانوادگى و ذهنى ما دونفر; میتوان با اطمینان گفت که این ازدواج به صلاح ما نیست و در ٱینده به مشکل میخوریم?!
 
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: من از پدرم و خواستگارم از نا مادری اش ناراحتیم





طبقه بندی: بحث و گفتگو : تناسب ها و تفاوت ها، 
برچسب ها: خواستگار، ازدواج، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه دهم آبان 1393
سلام
بنده 20 سالو خورده ای سن دارم. شغلم هم تضمینه(دانشجویه بورسیه ام)/الانم فقط ی کمک هزینه تحصیل دارم ...ایام سال ماهی200 هزار تومن ..تابستونم ماهی 400.وضع خانوادگی من هم در این حده که میتونن یک عروس بگیرن و هزینه خرید طلارو هم تقبل کنن..ولی خودم باید وسایل خونه که به عهده مرده ..منظورم وسایل سنگین خونست...رو اماده کنم.از نظر قدو قیافه و ظاهرم خداروشکر خوبم و کم ندارم
من شدیدا نیاز به ازدواج دارم مخصوصا عاطفی چون نیاز جنسیمو میتونم کنترل کنم اما عاطفی نمیشه......
حالا میخواستم بگم با اون شرایطی که بالا نوشتم من الان مد نظر ندارم که کیس مورد نظرمو خانواده پیدا کنن و 2 سالم عقد باشیم تا من دانشگاهم تموم بشه و بریم سر خونه زندگی...
به نظرتون با اون مقدار کمک خانوادم از نظر مالی خودم میتونم با حقوق یک کارمند رسمی دولت زندگیمو بچرخونم؟؟؟؟
و یه سوال دیگه اینکه به نظرتون با سن من برم سراغ دخترایی که توی چه سنین؟
یه نکته اینکه من خیلی واسه آینده شغلی و کاریم برنامه دارم و میخوام پیشرفت کنم..نکنه زن بگیرم دیگه همش بچسبم به خانم و دیگه بی خیال همه چی شم؟!!!!!

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: می ترسم زن بگیرم همه چی را بی خیال بشم




طبقه بندی: مشکلات مالی ،  سن مناسب ازدواج،  بحث و گفتگو : مسائل مالی ازدواج، 
برچسب ها: ازدواج، مسائل مالی ازدواج، سن مناسب ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه نهم آبان 1393
سلام خسته نباشید
اولین باره اومدم اینجا...امیدوارم بتونید کمکم کنید.
من دختری محجبه هستم . مشکلم شاید برای خیلی هاتون تکراری باشه چون قبل نوشتن پست ها رو خوندم و دیدم ماننده مشکل من هم بوده...از لحاظ قیافه بنظر خودم عیبی ندارم و خوبم و ظاهر معمولی و ساده ایی دارم ...
من اصلا خواستگار ندارم و تاحالا کسی از من خوشش نیومده ...مشکل من این نیست برام اصلا مهم نیست ک تاحالا خواستگار نداشتم شاید قسمت نبوده ولی اینکه کسی ازمن خوشش نمیاد یکم ذهنمو درگیر کرده و فکر میکنم شاید قیافم طوری نیست ک پسری ازمن خوشش بیاد و کم کم این موضوع انقد منو درگیر کرده ک حالا دیگه اصلا نمیتونم با پسری ارتباط بدم و یا حتی تو خیابون هم از کنار اقایون میخوام رد شم اعصابم خورد میشه و دوست ندارم از کنارشون رد بشم و یا باهاشون برخورد داشته باشم چون وقتی میبینم کسی تاحالا از من خوشش نیومده پس حتما ب طور معمولی هم ک منو میبینن از من بدشون میاد و یا شاید تو دلشون بگن این اون دختری ک بخوام نیست و قیافشو خوشم نمیاد...
اخه یکبار همین اتفاق افتاده بود برام ک یکنف عکسه منو برا انتخاب و اشنایی دیده بود و منصرف شد...
نمیدونم واقعا قیافم چ عیبی داره بنظره خودم بد نیستم نمیدونم شاید در حد پسند نیستم...
حالا همه اینا به کنار ...من نمیخوام شما عزیزلن بمن روحیه بدین و یا حرفای امیدوار کننده بمن بزنید فقطط ازتون بخصوص اقایون دوتا سوال دارم لطفا راستشو بگین خواهشاااااااااا .......
1) یک..شما برای انتخاب ازدواج از لحاظ ظاهر و قیافه چجور دختری به دلتون میشینه؟(اگه میشه دقیق بگین)
2) دو..ایا در مترو و یا هرجا دخترجوانی ک رد میشه دربارش تو دلتون نظر میدین ک این دختر قیافش خوبه یانه و یا اینکه مثلا وقتی دختری رو میبینین پیش خودتون بگین من اینجور قیافه رو میپسندم؟
کلا اقایون نظراتشون رو بگند ممنون میشم منتظرم.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: توی دل یک پسر چی می گذره؟




طبقه بندی: بحث و گفتگو : درد دل،  عدم رضایت از ظاهر طرف، 
برچسب ها: ازدواج، فرار خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
(تعداد کل صفحات:18)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]