مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393
سلام.دختری هستم 26ساله.از یک خانواده با سطح مالی متوسط.دوتا خواهر دارم و خودم بچه دوم خانواده هستم.دانشجوی فوق لیسانسم و کار هم دارم.مشکل من با خانوادمه.پدر و مادرم دیدگاه های خاصی دارن که اذیتم میکنه.مثلا اصلا دوست ندارن که بچه هاشون با دوستاشون تلفنی حرف بزنن یا مثلا سر سفره دوست ندارن ما حرف بزنیم.یا پدرم که میاد ما بچه ها میریم تو اتاق خودمون.اصلا نمیتونم با پدر و مادرم ارتباط کلامی خوبی برقرار کنم چون هرکاری هم بکنم اخرش یک نکته پیدا میکنن که بهم گیر بدن.اون دوتا خواهرم کم حرف هستن و من از بین اونا برون گرا هستم.با فامبل سالی یکبار در ارتباط هستیم.با خواهر بزرگم دوساله که قهرم.وقتی با خواهر کوچیکم حرف میزنم مادرم فورا میزنه تو ذوق ادم.مثلا جلوی مادرم نمیتونم تو اینه حتی یک ارایش کوچیک بکنم چون اخم میکنه.تا قبل پایان تحصیلاتم چون همش دانشگاه و بادوستام بودم مشکلی نداشتم اما همه بدبختی من بعد از دانشگاهم شروع شد.همکلاسیام ازدواج کردن و بعد ازدواج رابطه هامون قطع شد.پدر و مادرم با رفتن به هرگونه کلاس ورزشی یا حتی زبان مخالفن.متاسفانه خواستگاری دارم که اونم خیلی درون گرا هست و سر این مساله مدام با هم اختلاف داریم.البته خیلی انگیزه ی ازدواج ندارم و ترجیح میدم تنهاییمو با دوست و اشنا باشم اما دیگه هیچ دوستی ندارم و همشون ازدواج کردن.تو محیط کارم بدلیل اینکه محیطش مردانه هست احساس میکنم بدلیل اختلاف سنی و طرز فکر هیچ وجه اشتراکی ندارم که بخوام باهاشون حرف غیرکاری بزنم.مثلا وقتی میام خونه باید تازه خودم غذا بپزم(درعین خستگی)و مادرم فکرمیکنه اگر برای من ناهار بذاره من مفت خور بار میام.مثلا یکبار گفتم مامان بتازگی این غذارو گذاشتی که.درجواب گفت برای شما نذاشتم که.احساس میکنم شدم مثل اونا و قلبم ازسنگ شده

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: وقتی آرایش می کنم مادرم اخم می کنه

 



طبقه بندی: رضایت نداشتن از صفات و شرایط همسر،  مشاوره خانواده، 
برچسب ها: ازدواج، مشکلات خانوادگی، روابط والدین با فرزندان،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و یکم مهر 1393
با سلام اگه پسر سفید ودخترخانم سبزه باشه ولی تمام شراطشون بهم بخوره وهم کفو باشن تو ازدواجشون مشکلی پیش میاد؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ازدواج با دختر سبزه اری یا نه؟



طبقه بندی: بحث و گفتگو : نقایص و عیوب، 
برچسب ها: ازدواج با دختر سبزه، ازدواج، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیستم مهر 1393
با سلام
من ۲۵سالمه مدرک تحصیلی ام کارشناسی ارشده کار هم میکنم تمام ایتم های ازدواج دارم که به زودی قراره برم سربازی از طرفی دختر خاله ای دارم که ۱۶ یا ۱۷سال داره که محصل هم هست که با تمام معیارهای من و خانوادم هماهنگی داره چند مشکل دارم اول از همه خواهر بزرگتر از خودش داره که ۱۸ سال داره و ازدواج نکرده که مشکل اساسی من هست و مسئله بعدی اینه که میترسم تا چند سال دیگه صبر کنم و درخواستم از خانوادش کنم که به هر دلیلی مخالفت کنم حال از محضر شما درخواست همکاری دارم که بهترین کار چیه چون تصمیم گرفتم خودم با خالم صحبت کنم هروقت اجازه بدن برم پا پیش بگذارم
تشکر

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: باید با خاله صحبت کنم





طبقه بندی: بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: ازدواج، صحبت خواستگاری،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیستم مهر 1393
سلام . من دختری 18 ساله و دانشجوی عمران هستم . از نظر دیگران من چهره ای زیبا دارم . خواستگاران زیادی داشتم که اکثریت آنها موقعیت خوبی داشتند . مثلا تعداد زیادی از آنها خونه و ماشین داشتند . اما الآن تعداد خواستگارانم کمی کمتر شده . مادرم و خواهرم می گویند بگذار بیایند اگر خوب بود جواب مثبت بده . من نمی دانم چه کار کنم . آخه فکر می کنم اگر الآن ازدواج بکنم ، فامیل و دوستانم من را مسخره می کنن . از طرفی هم بعضی اوقات نیاز به ازدواج را در خودم احساس می کنم . و بعضی اوقات فکر می کنم اگر ازدواج کنم از درسم می مانم . به نظر شما چه کار کنم ؟؟ خیلی به حرف مردم اهمیت می دهم . لطفا کمکم کنید .
باتشکر

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: می ترسم ازدواج کنم مسخرم کنند!





طبقه بندی: سن مناسب ازدواج،  بحث و گفتگو : سن ازدواج، 
برچسب ها: ازدواج، سن ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه پانزدهم مهر 1393
سلام من دختری 25 ساله هستم که در یکی از دانشگاه های معتبر کشور در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیلم. به قول اطرافیان از نظر چهره و ظاهر الحمدالله خوب هستم. یه خواستگاری دارم که تو محل کار سابقم باهاش آشنا شدم. پسر واقعا خوبیه، خودم به عینه رفتار و کردارشو تو محل کارم دیدم و تموم همکارا هم ازش تعریف می کنن. اون خودش خیلی مایل به ازدواجمون هستش اما خانواده ش ناراضی هستن و از خانواده ما خوششون نمیاد. البته هیچ آشنایی بین خانواده هامون نیست و اینها تو تحقیقات به این نتیجه رسیدن که ما در حدشون نیستیم! متاسفانه خواهری دارم که طلاق گرفته و بعد از طلاق بخاطر کوچیک بودن شهرمون خیلی حرفا پشت سرمون زده شد و کاملا منزوی شدیم و آبرومون رفت البته همش تقصیر خواهرم بود که اصلا رعایت نمی کرد. از شهرمون مهاجرت کردیم!  به خاطر این موضوع خواستگار فامیل و آشنا ندارم و همه غریبه هستند. خونوادش میگن هرچقد هم من دختر خوبی باشم من به هر حال دختر این خانواده م! و خیلی سفت و سخت دارن مخالفت می کنن. نزدیک دو سال هستش که کوتاه نمیان. بخاطر خیلی از مشکلات خانوادگیمون اعتماد به نفسم پایین اومده. متاسفانه از نظر اقتصادی هم شرایط خوبی نداریم . سر و وضع زندگیمون خیلی بده تا جایی که حتی روم نمیشه خواستگار بیاد خونمون.
 این خواستگار خیلی با معیارهایی که داشتم میخونه. اون حتی از تمام شرایط خانودگیم خبر داره و من رو بخاطر اتفاقای تو خونواده م افتاده و دست من نبوده سرزنش نمیکنه واقعا ایمانش رو دوست دارم ناراحتم که خونوادش مخالفن. نمی دونم چکار کنم. افسرده شدم. دلم میخواد بمیرم نمیدونم باید چکار کنم. همش خودم رو با بقیه مقایسه می کنم می بیینم که یکی پول نداره و لی آبرو داره، یکی آبروش رفته اما سر و ضع زندگیشون خوبه. متاسفانه ما از همه نظر کمبود داریم. بابام آدم دیکتاتوریه، مامانم هم بخاطر مشکلات روحی قرص اعصاب مصرف می کنه و زمینگیر شده. به هرجنبه از زندگیمون که فکر می کنم می بینم یه کمبودی داریم. دلم گرفته از زندگی. حتی نمی تونم درسمو خوب بخونم. خسته م واقعا از زندگی نکبتی که داریم. خسته م خیلی خسته از نفس کشیدن...

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: نه پول داریم نه آبرو!





طبقه بندی: مشکلات مالی ،  راضی کردن خانواده،  بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: ازدواج، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
(تعداد کل صفحات:18)      [...]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [...]