مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393
سلام.مدت دو ساله که بامردی ازدواج کردم که از ازدواج قبلیش دختر 12 ساله ای داره. من و دخترش با هم رابطه خوبی داریم ولی شوهرم از کیفیت رابطه ما اصلا راضی نیست و دائم به من گیر میده که تو باهاش خوب نیستی و باعث میشی اون عقده ای بشه. همین مسأله داره زندگیمو از هم میپاشونه. میگه دو ساله دارم رفتارای بدتو تحمل میکنم. توروخدا به من بگید آیا دو سال زندگی خیلی زیاده که یکی از طرفین کم آورده باشه؟؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : مشاوره خانواده، 
برچسب ها: دو سال زندگی، ازدواج، مشاوره ازدواج، مشاوره، رابطه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393
سلام من نزدیک 2 ماه است که بخاطر اعتیاد همسرم طلاق گرفتم چون واقعا قابل برگشت نبود و کارهای پرخطر انجام میداد و مصرف اون به شیشه رسیده بود.و من ازطلاق گرفتن ناراضی نیستم اعصابم راحتتر شده روی پای خودم هستم کارهم دارم حال و روزم هم خیلی خوب شده ولی تنها نگرانی من برای شوهرم هست و بااینکه تمام تلاش خودمو کردم و هیچ عذاب وجدانی ندارم ولی دوستش دارم و اونم منو دوست داره با اینکه طلاق گرفتیم ولی من با طلاق کناراومدم و فرزندم را بخاطر عدم صلاحیت به من سپرد.اون همش واسطه میفرسته خودش میاد یا پیام میزنه و منو قسم میده گریه و التماس میکنه من خوب میشم ترک میکنم و یا ترک کردم من بدون تو میمرم خلاصه منو تحت عذاب وجدان میزاره و از لحاظ روحی منو اذیت میکنه این از همون اول ازدواج همش همینجوری بود همش پیش من التماس میکرد و گریه و زاری منو کمک کن من میخوام ترک کنم 7سال به این منوال گذشت و من شبانه روز براش تلاش کردم و خودشم تلاش کرد ولی ترک نتونست بکنه و مصرفشم بالا گرفت به طوری روزی30تومان مواد مصرف میکرد روزهای آخری تریاک و شیشه و گاهی متادون میخواستم بپرسم من الان تو این اوضاع چکارکنم و اونم واقعا بیکس هست هیچکس کمکش نمیکنه.بخاطر اعتیادش سر کارهم نمیره من برگردم میدونم باز همون آش وهمون کاسه.واینکه گاهی من خودم بهش امید میدم درسته ما جداشدیم ولی باید تلاش کنی خلاصه بهش امید میدم فقط زمانی که برای دیدن بچه میرم.ووقتی میرم همش التماس و گریه.و من از رفتن خودم پشیمان میشم.چون دوباره عصبی میشم کسی که داره از تشنگی میمیره و حتی خورد و خرواک وآب نمیره واسه خودش بگیره (آینجا آب شیرین باید خرید)چه جوری میگه من همه چی رو جبران میکنم فقط تو بیا با من زندگی کن.و گاهی میگم اصلا بچه رو هم نبرم ببینه و حتی میگه من امام جمعه چابهار رو میارم پیشت واسطه شه آخه این نمیتونه ترک کنه به فرض اینکه ترک هم کنه از لحاظ روحی و عقلی مشکل داره من نه احساس امنیت میکردم تو خونه اش نه منو تامین عاطفی میکرد نه جسمی نه خوراک و نه پوشک ولی آدم مهربان و با ایمانی بود من الان ممکنه برام شرایط ازدواج مجدد پیش بیاد تجربه دارم ولی نمیدونم چه برخوردی کنم و اینکه اگر ازدواج کنم اون میتونه بچه منو بگیره.و من با اون باید چه برخوردی کنم دلمم براش میسوزه ولی میدونم اگر بخوام باهاش زندگی کنم خودم نابود میشم چون همیشه باید ازخود گذشتگی کنم و یا بسوزم و بسازم.خسته شدم بخدا از بس تنهایی این بار زندگی رو به دوش کشیدم. میخوام دیگه راحت باشم.بفکر خودم باشم چقدر برای اون دل بسوزونم تا کی و کجا .الان هم جدا شدیم همش خواهش و التماس.خواهشمندم جواب سوال بنده رو کامل و واضح و سریعتر در صورت امکان مرحمت بفرمایید.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو: خانواده، 
برچسب ها: شوهر عاشق، معتاد، طلاق، مواد مخدر، ازدواج، ترک اعتیاد،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه دهم شهریور 1393
قبلا هم مطلب گذاشته بودم که یه دختر خانوم هست که بهش علاقمند شدم وهمونی هست که از خدا خواستم  یه بنده خدایی که واسطه شده بود بهم خبرداد  برا خواهرش خواستگار اومده ومن که داشتم کم کم فراموشش میکردم دوباره امیدوار شدم که خواهر اولش ازدواج کنه ومن برا خواهر دوم  اقدام کنم ولی  دو دل شدم احساس میکنم اقوامشون خیلی راضی نیستن با ازدواج ما اما من برام فقط خود دختره مهم هست ونظر پدر ومادرم که راضی هستن اگر تمام دنیا هم راضی به این ازدواج نباشن مهم نظر پدر ومادرمه که راضی هستن اگر نظر خاصی دارید خوشحال میشم  راهنماییم کنی.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: خواستگار، ازدواج، رضایت پدر و مادر، مشاوره ازدواج، مشاوره،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه هفتم شهریور 1393
سلام من یه دختر 14 ساله هستم و دو ماه که با یه پسری دوست شدم خیلی هم همدیگرو دوست داریم ولی من عذاب وجدان دارم هم از نظر خانواده و هم از نظر دینی میترسم خانواده بفهمه خواهرمم دو بار مچمو گرفت و گوشیمو گرفت دیگه هم اجازه نمیده تنها بیرون برم ولی ما هنوز از طریق اینترنت باهم حرف میزنیم از طرفی هم خب اون دستمو و معمولا میگرفت البته الان دیگه همدیگرو نمیبینیم ولی خب باهم خیلی حرف میزنیم خب از نظر دینی اشکال داره برامم خیلی سخته ازش جدا شم ولی چندبار بش گفتم ولی قبول نکرد خب منم دوسش دارم و اروم میشدم ولی ایندفه دوباره بش گفتم و سعی کردم قاطع باشم ولی اصلا قانع نمیشه و قبول نمیکه الانم جوابمو نمیده چیکار کنم؟ راستی اون16 سالشه یادم رفت بگم من و اون باهم قرار ازدواج گذاشتیم حتی راجب خونمون و عروسیمونو ماه عسل و بچه هامون و شغلامون و... صحبت کردیم ولی تا اون موقه خیلی سال منم نگرانم چون میدونم اگر خانوادم بفهمن آینده ی من نابود میشه

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : رابطه دختر و پسر، 
برچسب ها: دختر 14ساله، ازدواج، اینترنت، دوستی با پسر16ساله، رابطه دخترو پسری،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه هفتم شهریور 1393
با سلام. پسری 22 ساله هستم که عاشق دختر عمه خود هستم.البته  تا حالا این علاقه رو به هیچ کس نگفتم حتی به خود دختره. دو تا مشکل دارم...اول که ازدواج فامیلیه و میترسم که بچه (ها) مون ناقص به دنیا بیان...دوم اختلاف سنه.من 7 سال از اون بزرگترم .البته اون هم از لحاظ هیکلی بزرگ به نظر میاد. موندم چیکار کنم...این رو هم بگم من می خوام یه سال و اندی دیگه درس بخونم تا لیسانسمو بگیرم و میترسم تا اون موقع خواستگار براش بیاد .نمیتونم این مطلب رو به هیچ کس بگم...میترسم ...به نظر شما من چیکار کنم؟ آیا این ازدواج درسته یا نه؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : پیدا کردن همسر مناسب، 
برچسب ها: ازدواج، ازدواج فامیلی، دختر عمه، اختلاف سنی، خواستگار، عاشق دختر عمه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
(تعداد کل صفحات:18)      [...]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [11]   [...]