مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر خواستگاری
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه نوزدهم فروردین 1394

باسلام

دختری 27ساله هستم که در حدود سه سال قبل با اقایی اشنا شدم یعنی ایشان ازهمان اول خواستگاری کردند ولی چون زیادشنیده بودم که نباید به پسرهااعتمادکرد حدودچهارماه بی محلی کردم بعدازچهارماه به خاطراصرارهای اقاپسر از ایشان خواستم اگر واقعا قصد ازدواج دارندباخانواده اقدام کنند همان شب مادرشان تماس گرفتند ولی من حرف نزدم دراین مدت باز بی اعتمادبودم وازخودایشان خواستم پدرم راببینند وجریان رابگویند ایشان همین کارکردند وتوضیح داده بودندکه مشکل دارند ودر حال حاضر نمیتوانند برای ازدواج اقدام کنند و زمان خواسته بودندتاشرایط مهیا شود پدرم بعددیدن ایشان اصلا اشاره ای به اینکه پسربدی هستند ووونکردند گفتند پسرکاری هست و بالباس کار امده بود وازایشان راضی بود گذشت  لازم به ذکراست که مادرشان بامادرم صحبت کردند وجریان اینکه پسرشان خواستگاری جدی من هست را گفتند

گذشت و نتوانست شرایط خودرابرای خواستگاری مهیا کند ولی ...

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ورود پسر ممنوع




برچسب ها: خواستگار نیمه کاره، نتونست شرایط ازدواج رو فراهم کنه، با پدر و مادرم صحبت کرد، خواستگاری،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه هشتم دی 1393

سلام.میخواستم من رو در این مورد راهنمایی کنین.پسری هستم متولد68 تقریبا خجالتی هستم .از لحاظ قیافه خوبم و به قول معروف تا این مدت سرم به درس خوندن گرم بوده. خواهر هم ندارم و با جنس مخالف تا حالا به صورت جدی صحبت نکردم واخیرا احساس کردم به همدم نیاز دارم و به نظرم وقتشه عشقم رو پیدا کنم! قراره یک ماه دگه به خواستگاری دخترخانمی 20ساله بروم که دانشجو هستن.از الان استرس دارم که چجوری باهاشون حرف بزنم که ازم خوششون بیاد.چون شنیدم دخترها بیشتر به شنیدن و حرف زدن طرف حساسن! نه به قیافه طرف... من خودم آدم شوخ طبعی هستم و همیشه خندون هستم.چجوری با اون دخترخانم حرف بزنم که ازمن خوششون بیاد؟ اولین باره قراره با یه دختر حضوری صحبت کنم!!! لطفا بگین چکار کنم ...با تشکر

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: وقتشه عشقمو پیدا کنم!






برچسب ها: خواستگاری، صحبت در جلسه خواستگاری،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه چهارم دی 1393

با سلام
من دختری هستم 24 ساله و مبتلا به بیماری ms از 2 سال پیش که به این بیماری مبتلا شدم( البته ناگفته نماند که پزشکم گفتن که به دلیل وابستگی که به پدرم داشتم بعد از فوت ایشان زمینه بروز این بیماری ایجاد شده البته نمی دونم باز هم ارثی هست  یا نه) هر روز خدارو شکر می کنم چون اوایل مقداری سختی کشیدم اما این بیماری اصلا جلوی پیشرفتمو نگرفت به صورتی که الان اصلا داروی شیمیایی مصرف نمی کنم البته از اول هم فقط داروی تقویتی مصرف می کردم چون به قول پزشک مغزو اعصابم اینقدر روحیه ام خوب هست که نیازی به دارو ندارم هر چند که MRI ها هم خیلی خوب نیستن اما من اصلا مشکلی ندارم البته ناگفته نماند که داروهای گیاهی مصرف می کنم که به گفته پزشک طب سنتی تا 5 سال دیگه خوب می شم البته درمان این بیماری ثابت شده نیست . چون من خیلی به خودم تلقین می کنم که عالی هستم و جمله معروفم هر وقت پیش دکتر میرم اینه که خدارو شکر مثل همیشه عالیم چون با وجود این همه نعمت نامردی که بخوام گلایه کنم خداروشکر
وقتتونو خیلی گرفتم ببخشید . تمام اینها برای امید به دوستانی بود که این بیماریو دارن و سوالی از خدمتون داشتم می خواستم بدونم من این مشکلو کی باید به خواستگارم بگم چون خانوادم می گن که در جلسه اول نگو و بهتره بعدا بگی چون من هیچ مشکلی ندارم شما چه صلاح می دونید.(البته مادرم کلا از ازدواج من ناا مید هستن اما من عاشق خدا هستم حتی اگر هیچ وقت هم ازدواج نکنم و آیه و عسی ان تکرهو .... با تمام وجودم قبول دارم)

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: خدارو شکر مثل همیشه عالیم





برچسب ها: خواستگاری، ازدواج با دختر ام اس، MS، گفتن بیماری ام اس به خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه چهارم دی 1393
سلام به همه شما عزیزان
بیست و شش سال و سه ماه سن دارم .
تا به امروز به دلیل سخت پسندی تو انتخاب دختر خانوما ، ازدواج نكردم ! ثروت –دارایی –مال و منال و ... همه ی این معیارها برام مهم نیس ! ولی اینكه دختری خیلی خوشكل باشه و به دلم بشینه خیلی برام مهم بوده و هست !
روی چند تا دختر ، طی سالهای اخیر اسم گذاشته بودم ، ولی نمیدونم چه سِّر و رازی هست كه بعد از مدتی شوهر كردن ! ( البته من خودمم پا پیش نزاشتم ؛ فقط در حد نظر داشتن برای ازدواج ) –كاری به این موضوع نداریم ! گذشته دیگه گذشته و ... !
سه ماه پیش از یه دختری كه تو یه اداره كار میكرد ، شدیداً بهش علاقه مند شدم ! تموم وقت و عمرمو واسش گذاشتم؛حتی براش از طرف یكی از دوستام نامه ای فرستادم كه دوسش دارم ! بعد اون خواهرمو به خواستگاریش فرستادمو ، دوستاش(همكاراش) گفتن كه اون دختر خانم چند ماهیه كه نامزد (عقد)  كرده !
خیلی دوسش داشتم، به طوری كه حاضر بودم واسش بمیرم ! ولی نشد كه نشد ! الآنم از ذهنم پاك نمیشه !
حالا خانوادم یه دخترِ خوب و خانواده دار و پاك و تحصیلكرده و بالاخره زندگی كُن رو بهم پیشنهاد دادن ، فعلاً باهم صحب نكردیم ، ولی قراره چهار شب دیگه بریم خونشون خواستگاری و صحبت كنیم !
اما بچه ها ، من خیلی می ترسم ! می ترسم از اینكه زیادی دختر خوشكل دوست دارم ، با این دختر خانم نتونم زندگی كنم ! یا خدای ناكرده بعدها ، به دیگری هم نظر داشته باشم !
آدم بوالهوسی نیستم ، و خدا میدونه كه : اگر هم دختری را بخوام ، بهش خدای ناكرده نگاه آلوده ندارم و هدف و نیت من ازدواج هستش !
اما چه كنم كه این دختره ، همه جور خوب و خانم و خانواده دار و تك دختر و خلاصه همه جوره خانم هست ، ولی این منم كه مشكل دارم ! سه بار بابا و مامانم رفتن خونشون ، و زمینه ی شب خواستگاری و صحبت كردن منو این دختر خانمو فراهم كردن ...
خواهش می كنم ازتون كه ، اگه راهنمایی و نظر مفیدی دارین برام بزارین ، چونكه سه-چهار شب بعد باید مهمترین تصمیم زندگیمو بگیرم .
با آرزوی خوشبختی برای همه ی جوونا

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: بچه ها دختر خوشگل دوست دارم!







برچسب ها: خواستگاری، ازدواج با دختر خوشگل،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393
سلام                         
دفعه ی اول که حدودی دیدمش تو جلسه خواستگاری به نظرم خوب اومد
بعد صحبت کردیم تو همون جلسه و یک جلسه دیگه!
تلفنی هم 2-3بار صحبت کردیم
یکبار هم با مادرامون کوتاه بیرون رفتیم!
بعد که من درخواست تلفنی صحبت کردن بیشتر کردم گفت دیگه به نظرم حرفا زده شده و حرف اساسی نمونده و نظرمو خواست و خب منم طفره رفتم الان چند روزه پیام تلفنی میدیم به هم و من گفتم مشاوره بریم و قبول کرده(کلا طول فرایند یکماهه شاید)

با معیارام تقریبا تطابق داره ظاهرش بد نیست، تو نگاه اولم بد نبود اونجور که بعضیارو میبینی اصلا به ازدواج باهاشون فکر نمیکنی نیست اما با این چندبار دیدن احساس خاصی پیدا نکردم مثه بعضیارو که تو دانشگاه یا فیلمی چیزی میدیدمو یه احساس دل دادن بهم دست میداد فقط وقتی تلفنی صحبت میکردم باهاش تردیدم کم میشد

حالا آیا این بخاطر ترس کلی از ازدواجه؟یا ترس اینکه نکنه بعدا دلمو بزنه خدای نکرده؟یا اینکه سنم بالاتر رفته نسبت به چند سال قبل(28) و تعقلم نسبت به احساسم بیشتر شده که اینجوریه؟!!
خدا شاهده دوست ندارم کوچکترین ناراحتی و آزاری رو ببینه دختره ولی خب صحبت یک عمر زندگیه و خوشبختیه هم اون هم خودم و همه و حتی جامعه!
لطفا راهنماییم کنید
ممنون
 برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: آیا احساس به وجود میاد؟!
 




برچسب ها: خواستگاری، انتخاب همسر، نگرانی از ازدواج، نداشتن احساس عشق به نامزد،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
(تعداد کل صفحات:17)      [...]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [...]