مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر خواستگاری
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393
سلام خواهشا زودتر به سوالم پاسخ دهید و لطفا نام و مشخصات من رو اعلام نکنید
خواهرم در مرز طلاق قرار گرفته و محیط خونمون واقعا سنگین شده نمیتونم تحمل کنم بعد از این همه مدت و خواستگارهای فراوان حالا که ظاهرا همه چیز خوب شده بود بعد از چند ماه این اتفاق بیفته . فکر اینکه مامانم و بابام که این همه آرزوی عروسی و دیدن بچه ی خواهرم رو داشتن چی میشن. خود خواهرم زندگیش چی میشه و منم که کلا دارم تمام انگیزه هام رو ازدست میدم . واقعا روحیه خراب شده دلم می خواد یه مدت تنها باشم برم یه جایی که کسی نباشه . خیلی دعا می کنم خیلی گریه می کنم و از خدا می خوام همه چیز درسته شه ولی نمیدونم چرا مدتیه دعاهام مستجاب نمیشه . اگه خدای نکرده این اتفاق بیفته میترسم منم نتونم ازدواج کنم یا اینکه چجوری برم واسه خودم خوشبخت بشم بعد خواهرم این طور باشه ! چجوری تحمل کنم که خودم مثلا بچه داربشم و اون خدای نکرده تنها بشه . دلم خیلی گرفته واقعا نیاز به یه آرامش دارم ... قرآن میخونم تا آروم شم ولی شیطون همش میخواد ناامیدم کنه و انگار داره موفق میشه ... من از مشکلاتشون خیلی نمیدونم ولی میترسم حل نشه ... پیش مشاور هم میرن ولی من همش میترسم مخصوصا برای مامانم ماهمین دوبچه ایم . مامانم برای ازدواج خواهرم خیلی دعا میکرد ...دلم نمی خواد همه چی خراب شه
چیکار میتونم بکنم؟ حتی امروز یک نفر زنگ زد  برای خواستگاری مشخصات گرفت مامانم همیشه میگفت دختر بزرگم عقد کرده و لی الان نگفت :( جلوی من زیاد نشون نمیدن ولی میدونم همه چیز خرابه . امیدم به خداست ولی شیطون همش تو فکرم میاره خدا به فکرت نیست اگه بود همه چیز رو درست می کرد یا نمیذاشت این اتفاق بیفته
یا اینکه دیگه تو هم نمیتونی زندگی خوبی داشته باشی یا ازوداج کنی و کلی فکرای منفی دیگه ....... دلم می خواد فرار کنم از همه چی :(
التماس دعا

 برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: دلم می خواد از همه چی فرار کنم





برچسب ها: خواستگاری، مشکلات خواستگاری، نگرانی از ازدواج نکردن،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393
"لَا یَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ یَمِینُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ رَّقِیبًا"؛ "(ای رسول) بعد از این (زنان) دیگر نه عقد هیچ‌زن برتو حلال است و نه مبدّل‌کردن این زنان به دیگرزن، هرچند از حسنشان به شگفت آیی و بسیار در نظرت زیبا آیند مگر که کنیزی مالک شوی. و خدا بر هرچیز (و برحدودش) مراقب و نگهبان است." (سوره‌ی احزاب، آیه‌ی52)
جمعى از مفسران جمله‌ی "ولو اعجبك حسنهن" را دلیل بر حكم معروفى گرفته‌اند كه در روایات‌اسلامى نیز به آن اشاره‌شده، و آن اینكه: كسى‌كه مى‌خواهد با زنى ازدواج كند مى‌تواند قبلاً به او نگاه كند، نگاهى‌كه وضع قیافه و اندام او را براى وى مشخص كند.
فلسفه‌ی این‌حكم این است كه انسان با بصیرت كامل همسر خود را انتخاب كند، و از ندامت و پشیمانی‌هاى آینده كه پیمان زناشوئى را به‌خطر مى‌افكند جلوگیرى شود، چنانكه در حدیثى از پیامبراسلام آمده‌است كه به یكى از یاران خود كه مى‌خواست با زنى ازدواج كند فرمود: قبلاً به او نگاه كن كه این سبب مى‌شود مودت و الفت میان شما پایدار شود.
در حدیثى‌دیگر از امام صادق (علیه‌السّلام) مى‌خوانیم كه: در پاسخ این سؤال كه آیا مرد مى‌تواند به‌هنگام تصمیم بر ازدواج با زنى او را به‌دقت بنگرد، و به صورت و پشت‌سر او نگاه كند؟ فرمود: آرى مانعى ندارد هنگامى‌كه مردى بخواهد با زنى ازدواج كند به او نگاه كند و به صورت و پشت‌سر او بنگرد.
البته احادیث در این‌زمینه فراوان است، ولى در بعضى از آنها تصریح‌شده كه نباید در این‌هنگام نگاه از روى شهوت، و به قصد لذت‌بردن باشد. این نیز روشن است كه این‌حكم مخصوص مواردى است كه انسان به‌راستى مى‌خواهد درباره‌ی زنى تحقیق كند كه اگر شرایط در او جمع بود با او ازدواج كند، اما كسى‌كه هنوز تصمیم بر ازدواج نگرفته، تنها به احتمال ازدواج، یا به‌عنوان جستجوگرى، نمى‌تواند به زنان نگاه كند.
البته بعضى در آیه‌ی فوق این احتمال را داده‌اند كه اشاره به نگاه‌هایى باشد كه بى‌اختیار و تصادفاً به زنى مى‌افتد، در این‌صورت آیه دلالتى بر حكم مزبور ندارد و مدرک این حكم تنها روایات خواهد بود، ولى جمله‌ی "ولو اعجبك حسنهن": هرچند زیبائى آنها اعجاب تو را برانگیزد، با نگاه‌هاى تصادفى و زودگذر هماهنگ نیست، بنابراین دلالتش بر حكم فوق بعید به‌نظر نمى‌رسد.
منبع: تفسیر نمونه.
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  آیا قبل از ازدواج، می‌توان به همسرآینده نگاه کرد؟





برچسب ها: خواستگاری، حکم نگاه کردن به همسر آینده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393
22 ساله هستم.از ترم 1 که وارد دانشگاه شدم متوجه رفتارهای خاص و توجهات یکی از همکلاسی هام شدم،به طوری که بعد از یه مدت علاقه ای بین ما به وجود اومد.ولی همیشه رابطه ما با هم درسی بوده،و هیچ وقت هیچ کدومون درباره این موضوع اقدام نکردیم و مستقیما به هم چیزی نگفتیم...طوری شده که همه همکلاسی ها از علاقه بین ما خبر دار شدند.اما من به چند دلیل اقدام نکردم مثل اینکه هنوز نه سربازی نرفتم ن کار دارم و ن پس انداز و از طرفی ما از لحاظ فرهنگی و اقتصادی با هم فرق داریم...الان که تقریبا ترمای اخر هستیم موندم مه چیکار کنم ؟برم بهش بگم؟از طرفی خیلی به هم علاقه داریم و می ترسم تو آینده کسی به خوبی ایشون پیدا نکنم و خیلی از دوستام بهم میگن چرا اقدام نمیکنی چون بهتر از اون نمیتونی پیدا کنی هم از لحاظ حجاب،اخلاق،خانواده،سادگی و...از طرفی هم میترسم اگر بهشون نگم شاید تو آینده این احساس هم تو زندگی من و هم ایشون تاثیر داشته باشه؟؟؟؟؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  پیشنهاد ازدواج بدم یا نه؟؟







برچسب ها: خواستگاری، رابطه قبل از ازدواج، دوستی قبل از ازدواج، ملاکهای ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393
سلام,من یدختره ۲۲ساله ام ,توی دانشگاه یکی از همکلاسیام بهم پیشنهاد ازدواج داد,من تا یکسال پیشنهادش رو قبول نکردم ولی بعد قبول کردم ک باهم حرف بزنیم یمدت باهم بودیم و چندباریهم بیرون رفتیم,من کاملا راضی شدم برای ازدواج وراجبه همه چی باهم حرف زده بودیم و قرار شد بیان برای خواستگاری اما یدفعه من دچار تردید شدم و فکرای منفی اومد توسرم یه هفته با پیامک باهم بحث کردیم ولی به نتیجه نرسیدیم قرارشد یروز بریم بیرون و حرف بزنیم ولی قبل از اینکه اونروز برسه من عجله کردم و زد بسرم و رفتم بدون هیچ حرف و منطقی بهش گفتم ک نمیخوامت و اونم خیلی ناراحت و عصبانی شد و گفت باشه و خداحافظی کردیم تاچندروز خبری ازش نبود تااینکه نتو نستم تحمل کنم و بهش پیام دادم ک برگرد اما گفت نمیتونم و رفتم خواستگاری و دارم ازدواج میکنم علت اصلیه جواب رد دادن من این بود ک اون با نظام مشکل داشت البته بهم قول داده بود ک توهین نکنه منم راضی شدم ولی نمیدونم چم شد ک یهو عوض شدم و زدم زیرقول و قرارمون و گفتم نه,حالا از اینکه روی حرفم نموندم وشاید فکر کردم راهش غلطه عذاب وجدان دارمو از اینکه پیشم نیست خیلی دلم براش تنگ شده و افسرده شدم مخصوصا ک شرایط زندگیم خیلی خوب نیست و تو خونمون بین خانوادم همیشه دعواست و اینکه من بیماری ام اس دارم خیلی خواستگار ندارم واین تنهایی مخصوصا بعداز رفتن این خواستگارم خیلی برام سخته ونگران دنیا و اخرتم هستم حتی فکر خودکشی هم افتاده تو سرم لطفا بهم کمک کنید و برام دعاکنید ممنون

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  عذاب وجدان بعد از رد خواستگار






برچسب ها: خواستگاری، رابطه قبل از ازدواج، دوستی قبل از ازدواج، تفاوت عقیده در ازدواج، ازدواج با فرد ام اس دار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393
سلام.
حدودا 8-9 ماه پیش با پسری آشنا شدم.همون دفعه اول معلوم بود که دوستم داره چون کلی دست و پاشو گم کرده بود.منم قیافشو و غرورشو دوس دارم.شمارمو داشت.ارتباط از طریق چت شروع شد.بعد از مدتی متوجه شدم که عقایدش کلا با من فرق داره.سیگاریه.صراحتا میگه مشروب هم میخورم.خدا و پیغمبرو قبول نداره.میگه من یه خدای دیگه دارم.بعضی وقتها طوری حرف میزنه شک میکنم که عقل تو کلشه.میدونم به خاطر رابطه منو میخواد.ولی من گفتم که  بیا خواستگاریم.اگرم بیایی جوابم نه هستش چون کلا عقیدت باهام فرق میکنه و سیگاری و مشروبی هستی که کلا متنفرم ازینا.اینهارو میگم بعدش قطع رابطه میکنیم.ولی دوباره اس میده.میگه خوابتو دیدم.خب منم شد که یه بار خوابشو دیدم.با هم ضدیم ولی عاشق همیم.یه جور حس راحتی داریم کنار هم.انگار سالهاست همو میشناسیم.در ضمن هروقت منو ببینه دست و پاشو گم میکنه.این دلیلش چیه؟حالا لطفا نظرتونو بگین.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  خدای دیگری دارد!!





برچسب ها: خواستگاری، رابطه قبل از ازدواج، دوستی قبل از ازدواج، تفاوت عقیده در ازدواج، ازدواج با شرابخوار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
(تعداد کل صفحات:17)      [...]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [...]