مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر دوستی دختر و پسر
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393

سلام

منو محمد دوسالی میشه با هم آشناییم و تو این دو سال عاشق هم شدیم ما هردو به خدا معتقدیم و تا امروز کار گناهی انجام ندادیم یه هفته ای میشه که اقدام کرد واسه ازدواج ، اما متاسفانه یه نفر که با هردوی ما فامیل دور میشه درباره خونواده من حرفای نادرست و بدی زده که باعث شده پدر او مخالف ازدواج ما بشه محمد تلاششو کرد تا پدرشو راضی کنه از چندجادیگه هم تحقیقات انجام بدن اما پدرش راضی نمیشه و میگه حرفش راس بوده ، حالا ما موندیم که چیکار کنیم ، محمد از داداشش هم کمک خواست اما کمکش نکرد ....امیدمون کم شده ، من این یه هفته داغون شدم او هم همینطور .... میشه یه راه حل بگین  

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




برچسب ها: دوستی دختر و پسر، نظر طرف مقابل، فریب دادن دختر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392

سلام

از دوران دبستان از دختز عموم خوشم اومده بود وبه اش علاقمند بودم چون هم بازی بودیم تا اینکه درسن ۱۸سالگی علاقه ام به اش عوض شد وفهمیدم که دوسش دارم برام ازدواج .

خیلی دوسش داشتم حتی با ندیدنش حالم خراب میشد وآرزوم شده بود ازدواج با دختر عموم.ولی چون به اعتقاداتم پایبند بودم هیچ گاه نه به اش نزدیک شدم ونه چیزی به اش گفتم

تا اینکه چند سال گذشت و وارد دانشگاه شدم ودرسن ۲۰سالگی از خواب عشق بیدار شدم وفهمیدم که کسب وکارباباش حرام است(تمام حرام)

جلوتر میفهمیدم ولی زیاد برام مهم نبود

و تو دانشگاه ازیکی از همکلاسیهام خوشم اومد و باخودم گفتم من که از ۸سالگی شروع به نماز خوندن کردن و بابام لقمه ی حلال به ام داده

سر سفره ی حرام نمیروم

واز همکلاسیم خواستگاری کردم ولی باباش جواب رد داد(مشکلات متفرقه)

ومن ودختره هم به هم علاقمندیم

واما مشکل اصلی این است که :

برای دیدن ادامه سوال و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : عشق، 
برچسب ها: مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده، عشق و علاقه، عشق و دوستی، دوستی دختر و پسر، فراموش کردن عشق بی سرانجام، رابطه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه پنجم اسفند 1392

با سلام.میخواستم مسئله ای رو مطرح کنم که برایم پیش اومده

۲۵سالمه پسر خوش قیافه ای هستم.مدتی قبل به قصد ازدواج با دختری آشنا شدم.رابطمون باهم خیلی خوب بود تا اینکه گفت قبل ازدواج دگه نمیخوام رابطمون عاشقانه باشه و میتونه احساسش رو کنترل کنه! گفت اگه بهت نرسم هم داغون نمیشم!عاشقت نیستم ولی بهت علاقه دارم...

برای من سواله که یه دختر چجوری میتونه احساسش رو کنترل کنه؟؟؟مگه دوست داشتن دست خود آدمه؟


برای شرکت در بحث و ارسال نظر همین جا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : عشق، 
برچسب ها: مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده، مشاوره دینی ازدواج و خانواده، گفتگوی ازدواج و خانواده، رابطه قبل از ازدواج، دوستی دختر و پسر، دوست دختر و دوست پسر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه پنجم اسفند 1392

با سلام

من یک جوان 25 ساله و دانشجوی ارشد یکی از دانشگاه های خوب تهرانم.به عرضتون برسونم که از اونجایی که در یک خانواده مذهبی رشد کردم هیچ گاه در دنیای واقعی با دختر خانمی رابطه نداشتم و این 25 سال هم فقط درسم رو بدون وقفه ادامه دادم.فکر می کنم به سنی رسیده باشم که حق ارتباط با جنس مخالف و لذت بردن از تمامی ابعاد این رابطه رو داشته باشم.ولیکن جدا برای خودم سواله؟ منی که چند سالیه این نیاز رو در وجود خودم احساس می کنم آیا امکان برقراری یک رابطه عرفی و منطقی طی سالیان آتی برایم وجود خواهد داشت؟

منی که هیچ کم کاری نکردم تو زندگی چرا باید امروز این طور به این حال و روز در بیام.

من 18.6 وارد کارشناسی شدم،22.6 تموم شد.تا 23 امتحان ارشد رو دادم،5 ماه خدمتم رو رفتم وحدود 17 ماهش مونده،23.5 وارد ارشد شدم و الان در آستانه 25 سالگی ام.شواهد نشون می ده کوتاهی نکردم.26 سالگی ارشدم تموم می شه.اگر بخوام از استعدادی که خداوند در وجودم قرار داده بهره بگیرم و برای دکتری ادامه تحصیل بدم شده 31-32.اگر قید توانایی هام رو بزنم و در آینده حسرت بخورم باید 17 ماه خدمت برم که می شه 28 و شروع کنم به دنبال پیدا کردن کار.در حال حاضر هم که دانشجو ام تمامی جاهایی که مراجعه برای کار کردم نیاز به پایان خدمت دارند.کار دانشجویی ام فقط خرج دفتر و کتابم رو میده.از طرفی اگر منطقی نگاه کنیم به داستان من باید برای ازدواج دختری هم کفو و هم سطح خونواده و جایی که درش رشد کردم انتخاب کنم.هیچ خانواده ای حاضر نمی شه روی یک جوان دانشجوی بیکار خدمت نرفته هر چه قدرم که امام زاده باشه سرمایه گذاری کنه.من نمی دونم شما دوست عزیزی که قراره پاسخ این متن رو بدید چطور به مسئله نگاه می کنید ولی خواهشا یک جواب منطقی و قابل عملیاتی شدن رو ارائه بدید.برو قرآن بخون و برو مسجد راهکار نیست.بحث من بحث کنترلی نیست که فلان چیز رو نگاه نکن تا غریزه فروکش کند.تو عمرم هیچ بار خود ارضایی نکردم.از طرفی اون قدر عاقل بودم که هیچ گاه رابطه ای رو با جنس مخالف برقرار نکردم که بعدها درش بمونم.از دید من داستان من 3 راه داره:

1- ادامه وضعیت فعلی که موجب افسردگی، استرس ، کم خوابی، ریزش مو و هزار داستان دیگه شده........

2- منم مثل این همه جوون بدبخت دیگه به کثافت کاری بیافتم و عین خیالم نباشه

3-خارج از عرف عمل کنم و یکی رو به عقد موقت در بیارم.

حالا بدبختانه عرضه موردهای 2و3 رو هم ندارم.نمی دونم شما اگه دستتون به جایی بنده این سوال من رو به هر مسئولی ، مرجعی ،وکیلی،.... نشون بدید.نمی دونم واقعا روشون می شه راهکاری ارائه بدند.از فردای قیامتشون نمی ترسند که این طور جوونا رو بیچاره کردند.

و در آخر این نکته رو هم اضافه کنم ما یک زندگی معمولی داریم و 3 فرزند دم بختیم.27،25،22.جدا خوانوادم نمی تونند 3 بچه رو ساپورت کنند.پدر و مادر بازنشسته اند......

نمی دونم والا اگه پاسخ شما همون گزینه 1 خودمه خواهشا چیزی ننویسید، خودم متوجه می شم.چون اگه همون رو دوباره بنویسید عصبی می شم.

ممنون

برای شرکت در بحث و ارسال نظر همین جا کلیک کنید



طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده، دوستی دختر و پسر، رابطه عشقولانه، رابطه عشقی، عشق و ازدواج، عشق واقعی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
(تعداد کل صفحات:5)      [...]   [2]   [3]   [4]   [5]