مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر رابطه برای ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه سیزدهم خرداد 1395
با سلام  خدمت مشاورین محترم و دوستان بزرگوار. یه موضوعی برای من پیش اومده که نیاز به راهنمایی فوری دارم. چند وقت پیش سوار تاکسی بودم و عقب نشسته بودم. بعد از من آقایی عقب تاکسی سوار شد در حالی که جلو خالی بود. موقع سوار شدن مسیری رو گفت که بعد از مقصد من بود. در طول مسیر من هر چقدر سعی میکردم مواطبت کنم تا فاصله ی نشستنم باهاش رو رعایت کنم و هر چقدر جمع تر میشستم این پیشتر پیشروی میکرد. اول فکر میکردم سهوی است ولی در طول مسیر اصرارش به نزدیک شدن رو که دیدم و حتی عمدا سر هر پیچ جزیی بیشتر به طرف من میومد مطمئن شدم....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: مسافری که خواستگار شد



برچسب ها: رابطه دختر و پسر، رابطه برای ازدواج، آشنایی در تاکسی، آشنایی در بیرون از خانه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1394
سلام من دختری ٢۶ساله هستم, و حدود ۴سال بایه پسری به نام امید دوست بودم, که از من ١سال بزرگتر هستش.خیلی هم دوسش دارم,اما خیلی ها به من میگن که اون به دردت نمیخوره,از این لحاظ میگن چون که برای رسیدن به من تلاش نمیکنه,اما منو دوست داره, ولی یک بار به توسط یه نفر امتحانش کردم, و اون طرف با اسم دختر به امید پیام داد و امید با اون قرار گذاشت. زیاد هم باهم قهر میکنیم,اما بیشتر من به سمتش میرم و زنگ میزنم و آشتی میکنم,حالا به نظر شما این شخص میتونه برای من مرد زندگی باشه؟؟؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: به سمت من نیومد که هیچ, با یکی دیگه هم دوست شد



برچسب ها: طالب شدن دختر، طالب بودن پسر، رابطه قبل ازدواج، رابطه دختر و پسر، رابطه برای ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه هجدهم دی 1394
سلام دختری ۲۴ ساله هستم. با پسری دوست شدم كه یك سال از خودم كوچكتر است. از اول رابطه، مرا برای ازدواج می‌خواست و خودش می‌گوید؛ از چند سال قبل مرا زیر نظر داشته است. پدر و مادر من از این دوستی خبر ندارند؛ ولی خانواده او خیلی روشن فكر هستند و در جریان تمام ارتباطهایمان هستند و خیلی دوست دارند من عروسشان شوم؛ ولی چند تا مسئله هست كه مرا نگران كرده است: اول اینكه؛ او سربازی نرفته است و می‌گوید؛ به سربازی نمی‌روم و هر چه قرار باشد به نام كنم، به نام زنم می‌زنم و برای عقد هم در محضر آشنا دارم. دوم اینكه؛ خانواده من خیلی پایین تر از آنها هستند و خیلی قدیمی و سنتی فكر می كنند؛ ولی طرز فكر من اصلاً مثل خانواده‌ام نیست....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: می ترسم بگوید پاک نبودی



برچسب ها: رابطه، رابطه دختر و پسر، رابطه برای ازدواج، رابطه قبل ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1394
سلام،من قبلا مشکلم رو تو پست خسته است توصیح داده بودم، چند روز بعد از اون ماجرا ها اوضاع خیلی بدتر شد! خواستم غیرمستقیم متوجهش کنم که حالم خوب نیست و این رفتارش منو اذیت میکنه،یهو دیوونه شد!گفت دیگه حسی بهت ندارم!!میفهمی؟؟!دست از سرم بردار!در صورتی که روز قبلش میگفت صدات بهم آرامش میده،دوست دارمو...!!!منم گفتم باشه،پس اگه اینجوری دوست داری رابطمون رو تموم میکنیم،اگه تا حالا کاری کردم که باعث شد فک کنی گدای محبتتم بذارش رو حساب این که عشق و مردونگیت رو باور داشتم....تا این حرفا رو زدم ازین رو به اون رو شد!!!!!!!!ازم قول گرفت بهش فرصت بدم، گفت بیا یه مدت از هم دور باشیم،بذار یکم دور بودنت رو احساس کنم شاید دوباره اون آدم قبلی شم،مدتش هم خودت بگو!گفتم یه ماه ،گفت باشه !بعد گفت دوسم داره!!گفت براش دعا کنم و اون هم برام دعا میکنه!
من موضوع رو اینجوری برداشت کردم که به دلیل دو تا قول که بهم داد(مرتب باشگاه رفتن و ماشین خریدن)و نتونست بهشون عمل کنه رفت تو خودش،و من هی سین جیمش کردم در حالی که نیاز به تنهایی داشت! اونم بخاطر این که منو از خودش دور کنه و بتونه تنها باشه گفت حسی بهم نداره...
خلاصه یه هفته از هم دور بودیم وسره یه هفته خیییلی اتفاقی با هم صحبت کردیم، من وسط حرفمون گریم گرفت، اونم با دیدن گریه من گریه کرد! گفت بسه دیگه، دلم برات تنگ شده، بیا بی خیال این یه ماه شیم! منم قبول کردم، ازون موقع خدا رو شکر همه چی خوبه
ولی من همش فکرم منفیه، هی به خودم تلقین میکنم که مثل قبلا نیست، همش یاد اون جملش که گفت دیگه حسی نداره میفتم، در حالی که دقیقا دلیل گفتنش رو متوجه شدم،گیجم، نگرانم، هی میگم اگه واقعا دیگه دوستم نداشته باشه چی؟ هر کاری میکنه باز این حس بد همرامه! میخوام عادی و مثل قبل باشم ولی این فکرهای منفی نمیذاره
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: فکر نکن گدای محبتم!



برچسب ها: میگه دیگه دوست ندارم، دوباره برگشت، دیگه مثل قبل نیست، رابطه برای ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه هفدهم دی 1393
دختری هستم که 22 سال سن دارم چند سال پیش یکی از همکلاسی های دانشجوم بهم پیشنهاد داد که با هم ارتباط داشته باشیم که من قبول نکردم و الان بعد از 3 سال اومده خواستگاریم ولی هنوز سربازی نرفته و ایشون خانواده خیلی محجبه ای دارن در صورتی که من به نظر خودم معمولی هستم و این مورد رو با ایشون در میون گذاشتم و ایشون می خوان که همسرشون چادری باشه یعنی ترجیح میدن که چادری باشه ولی من بهشون گفتم که نمی تونم چادر سر کنم ایشون قبول کردن ، ولی نمی دونم در آینده به مشکل می خوریم یا نه ؟
و همچنین در مورد سرکار رفتن هم ایشون مشکل دارن و می گن که می خوان همسرشون خانه دار باشه که به زندگیشون لطمه ای نخوره در حالی که من به مدت 2 سال هست که مشغول به کار هستم و کار کردن رو هم خیلی دوس دارم در این مورد هم اختلاف نظر داریم
الان هم به دلیل اینکه ایشون باید برن سربازی نمی تونیم زیاد با هم صحبت کنیم و همدیگه رو بهتر بشناسیم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ازدواج با پسری که هنوز سربازی نرفته
    




برچسب ها: ازدواج، ازدواج و سربازی، رابطه برای ازدواج، ازدواج با دختر مانتویی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی