مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر رابطه قبل از ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و هشتم دی 1393
من یک دختر دانشجو هستم که جدیدا با پسری آشنا شدم که هردومون به هم علاقه پیدا کردیم ..  اول این علاقه یک طرفه بود ، از طرف ایشون ، بعد از مدتی که سعی کردن با من ارتباط برقرار کنن این موضوع رو صادقانه مطرح کردن که قصدشون از این ارتباط جدیه و بهم علاقه مندن ، این باعث شد که من راجع بهشون جدی فکر کنم ، اوایل هیچ احساسی نداشتم و صرفا بهشون منطقی فکر کردم و دیدم که از لحاظ شخصیتی و اون ویژگی هایی که من میدونم دارن ممکنه که به درد هم بخوریم برای همین قرار گذاشتیم که مدتی با هم در ارتباط باشیم و همدیگرو بهتر بشناسیم ، ارتباطمون محدود به همون دانشگاه و پرسیدن سوال از هم دیگه و آشنا شدن با زمینه های فکری و تربیتی و غیره بود ..
بعد از طی این مدت فهمیدیم که خودمون دوتا از لحاظ شخصیتی و فکری به هم نزدیکیم و باعث شد که به هم علاقه مند بشیم اما متوجه تفاوت هامون هم بودیم و یکیش فرهنگ خونواده هامون بود که باهم کمی متفاوته که هم میتونه مشکل ساز بشه و هم میتونه نشه ..
به هر حال الآن من و ایشون به هم علاقه داریم ، در عین اینکه داریم به هم وابسته میشیم سعی میکنیم حدو و حدود هارو رعایت کنیم و متعادل بریم جلو درصورتی که خیلی میترسیم چون این رابطه زیر نظر خونواده هامون نیست و الآن هم هردومون موقعیت نداریم که جدی توی خونه مطرحش کنیم که شاید من بیشتر مشکل داشته باشم چون خانوادم به شدت سخت گیر هستن و یک خواهر بزرگ تر هم دارم که هنوز ازدواج نکرده ..
پیشنهاد شما چیه ؟ چیکار کنیم حالا منو ایشون ؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: کم کم وابسته شدم





برچسب ها: دوستی قبل از ازدواج، رابطه قبل از ازدواج، دوستی برای ازدواج، دوستی دختر و پسر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393
22 ساله هستم.از ترم 1 که وارد دانشگاه شدم متوجه رفتارهای خاص و توجهات یکی از همکلاسی هام شدم،به طوری که بعد از یه مدت علاقه ای بین ما به وجود اومد.ولی همیشه رابطه ما با هم درسی بوده،و هیچ وقت هیچ کدومون درباره این موضوع اقدام نکردیم و مستقیما به هم چیزی نگفتیم...طوری شده که همه همکلاسی ها از علاقه بین ما خبر دار شدند.اما من به چند دلیل اقدام نکردم مثل اینکه هنوز نه سربازی نرفتم ن کار دارم و ن پس انداز و از طرفی ما از لحاظ فرهنگی و اقتصادی با هم فرق داریم...الان که تقریبا ترمای اخر هستیم موندم مه چیکار کنم ؟برم بهش بگم؟از طرفی خیلی به هم علاقه داریم و می ترسم تو آینده کسی به خوبی ایشون پیدا نکنم و خیلی از دوستام بهم میگن چرا اقدام نمیکنی چون بهتر از اون نمیتونی پیدا کنی هم از لحاظ حجاب،اخلاق،خانواده،سادگی و...از طرفی هم میترسم اگر بهشون نگم شاید تو آینده این احساس هم تو زندگی من و هم ایشون تاثیر داشته باشه؟؟؟؟؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  پیشنهاد ازدواج بدم یا نه؟؟







برچسب ها: خواستگاری، رابطه قبل از ازدواج، دوستی قبل از ازدواج، ملاکهای ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393
سلام,من یدختره ۲۲ساله ام ,توی دانشگاه یکی از همکلاسیام بهم پیشنهاد ازدواج داد,من تا یکسال پیشنهادش رو قبول نکردم ولی بعد قبول کردم ک باهم حرف بزنیم یمدت باهم بودیم و چندباریهم بیرون رفتیم,من کاملا راضی شدم برای ازدواج وراجبه همه چی باهم حرف زده بودیم و قرار شد بیان برای خواستگاری اما یدفعه من دچار تردید شدم و فکرای منفی اومد توسرم یه هفته با پیامک باهم بحث کردیم ولی به نتیجه نرسیدیم قرارشد یروز بریم بیرون و حرف بزنیم ولی قبل از اینکه اونروز برسه من عجله کردم و زد بسرم و رفتم بدون هیچ حرف و منطقی بهش گفتم ک نمیخوامت و اونم خیلی ناراحت و عصبانی شد و گفت باشه و خداحافظی کردیم تاچندروز خبری ازش نبود تااینکه نتو نستم تحمل کنم و بهش پیام دادم ک برگرد اما گفت نمیتونم و رفتم خواستگاری و دارم ازدواج میکنم علت اصلیه جواب رد دادن من این بود ک اون با نظام مشکل داشت البته بهم قول داده بود ک توهین نکنه منم راضی شدم ولی نمیدونم چم شد ک یهو عوض شدم و زدم زیرقول و قرارمون و گفتم نه,حالا از اینکه روی حرفم نموندم وشاید فکر کردم راهش غلطه عذاب وجدان دارمو از اینکه پیشم نیست خیلی دلم براش تنگ شده و افسرده شدم مخصوصا ک شرایط زندگیم خیلی خوب نیست و تو خونمون بین خانوادم همیشه دعواست و اینکه من بیماری ام اس دارم خیلی خواستگار ندارم واین تنهایی مخصوصا بعداز رفتن این خواستگارم خیلی برام سخته ونگران دنیا و اخرتم هستم حتی فکر خودکشی هم افتاده تو سرم لطفا بهم کمک کنید و برام دعاکنید ممنون

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  عذاب وجدان بعد از رد خواستگار






برچسب ها: خواستگاری، رابطه قبل از ازدواج، دوستی قبل از ازدواج، تفاوت عقیده در ازدواج، ازدواج با فرد ام اس دار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و سوم آذر 1393
سلام.
حدودا 8-9 ماه پیش با پسری آشنا شدم.همون دفعه اول معلوم بود که دوستم داره چون کلی دست و پاشو گم کرده بود.منم قیافشو و غرورشو دوس دارم.شمارمو داشت.ارتباط از طریق چت شروع شد.بعد از مدتی متوجه شدم که عقایدش کلا با من فرق داره.سیگاریه.صراحتا میگه مشروب هم میخورم.خدا و پیغمبرو قبول نداره.میگه من یه خدای دیگه دارم.بعضی وقتها طوری حرف میزنه شک میکنم که عقل تو کلشه.میدونم به خاطر رابطه منو میخواد.ولی من گفتم که  بیا خواستگاریم.اگرم بیایی جوابم نه هستش چون کلا عقیدت باهام فرق میکنه و سیگاری و مشروبی هستی که کلا متنفرم ازینا.اینهارو میگم بعدش قطع رابطه میکنیم.ولی دوباره اس میده.میگه خوابتو دیدم.خب منم شد که یه بار خوابشو دیدم.با هم ضدیم ولی عاشق همیم.یه جور حس راحتی داریم کنار هم.انگار سالهاست همو میشناسیم.در ضمن هروقت منو ببینه دست و پاشو گم میکنه.این دلیلش چیه؟حالا لطفا نظرتونو بگین.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  خدای دیگری دارد!!





برچسب ها: خواستگاری، رابطه قبل از ازدواج، دوستی قبل از ازدواج، تفاوت عقیده در ازدواج، ازدواج با شرابخوار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و دوم آذر 1393
سلام.
من دختر 21 ساله ای هستم.سال قبل با یکی از پسرهای دانشگاه اشنا شدم ایشون 23 سالشونه...از اول قصد اشنایی و ازدواج داشتیم و کم و بیش مادرهامون در جریان بودن.گفتن چون نامحرم هستیم با هم بیرون نریم ولی ما خیلی رعایت نکردیم واسه همین یه سری اتفاقهایی که نباید میفتاد بینمون افتاد.هردومون خصوصا ایشون مذهبی هستیم ولی اصلا نمیدونم چرا اینجوری شد!!!!
متاسفانه الان شرایط مالیشون خیلی خیلی بد شده هیچ کاری هم پیدا نمیکنه که اوضاعش بهتر شه.واسه همین یه جورایی از ازدواج منصرف شده.همش میگه الاف من نشو!من نمیتونم تورو بدبخت کنم! اگه خونه و ماشین و شغل ثابت نداشته باشم هیچوقت ازدواج نمیکنم(حالا  پدر و مادر خودشم هنوز خونه ندارن)...در صورتی که اعتقادش اینه که ادم باید زود ازدواج کنه و میدونم که خیلی نیاز به ازدواج داره.ولی واسه مشکلات اقتصادی دوست نداره منم موارد ازدواجم رو از دست بدم.خودشم میدونه که مسائل مالی هم واسم مهم نیست ولی خب متاسفانه با شرایط فعلیش نه خودش نه  خانواده هیچکدوممون راضی به ازدواج نمیشن.
منم گفتم اصلا شاید کلا نظرش راجب من عوض شده و خواستم بر خلاف میلم رابطه رو تموم کنم ولی چندبار که مطرح کردم هیچ استقبالی نکرد و حتی ناراحت شد ولی چیزی نگفت.کسایی که در جریان رابطمون هستن همش بهم میگن حیفه!! ولی خب راهی ندارم نه میگه بمون،نه میگه برو.
الان دیگه خانوادشم خیلی گرفتار شدن و حتی اگه پولی هم در بیاره باید به اونا کمک کنه،منم نمیخوام تو گیر و دار مشکلاتش فقط واسش یه درگیری ذهنی باشم.
یه مشکل دیگه هم که هست ممکنه نتونه بچه دار شه و اینکه الان چقدر درصد باروری داره رو من نمیدونم بچه دار شدن دست خداست.هرچند واسه من مهم نیست،همین واسم کافیه که همدیگه رو دوست داریم.واسه تمام این مسایل خیلی داغون شده و همش میگه امیدی به اینده من نیست تو برو دنبال اینده ات...ولی من خیلی دوستش دارم نمیتونم ازش دل بکنم تصورشم واسم سخته که با کسه دیگه ای باشم,حتی اگه بخوامم نمیشه چون توقع دارم طرف مقابلم مثل اون رفتار کنه.من واقعا اخلاقشو دوست دارم اخه :( دیگه کسی به چشمم نمیاد.
من حجابمو کامل کامل کردم چند ماهه و الان خیلی خیلی کم همدیگه رو میبینیم اونم به اصرار من.قبلا همش میگفت همدیگه رو نبینیم که به گناه نکشه ولی من همش میگفتم دلم تنک شده و ندونم کاری من باعث اون اتفاقات شد.حالا احساس میکنه به خاطر اون اتفاقات دیگه خدا ما رو به هم نمیرسونه و همه اونا باعث بدتر شدن مشکلاتش شده...ولی هردومون پشیمونیم چرا خدا نباید ببخشه؟؟!! با تمام این مشکلات و اینکه میگه پاش نمونم خودشم دلش نمیاد رابطه تموم شه چون واقعا همدیگه رو دوست داریم ولی به خاطر مشکلات اقتصادی نمیتونیم ازدواج کنیم.
میدونم ممکنه هزارتا مورد بهتر واسم بیاد ولی من دیگه نمیتونم با کسی باشم پارسالم خواستگار داشتم ولی از هم خوشمون نمیومد.الانم نمیخوام تنهاش بذارم.واقعا دارم دیوونه میشم از شرایط سخت زندگی اون و تحلیل رفتن رابطه خودمون...
من امسال کنکور ارشد دارم و کلی از درسم عقب افتادم جوری که مجبورم به کنکور امسال فکر نکنم و بذارمش واسه سال بعد،همین که درسهای این ترمم رو پاس کنم از سرم زیاده.
نه میتونم بمونم نه میتونم برم!!چکار کنم؟؟؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  فرد مذهبی یا دزد عفت؟!






برچسب ها: خواستگاری، رابطه قبل از ازدواج، دوستی قبل از ازدواج، مشکلات اقتصادی در ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]