مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر رابطه
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393
سلام.مدت دو ساله که بامردی ازدواج کردم که از ازدواج قبلیش دختر 12 ساله ای داره. من و دخترش با هم رابطه خوبی داریم ولی شوهرم از کیفیت رابطه ما اصلا راضی نیست و دائم به من گیر میده که تو باهاش خوب نیستی و باعث میشی اون عقده ای بشه. همین مسأله داره زندگیمو از هم میپاشونه. میگه دو ساله دارم رفتارای بدتو تحمل میکنم. توروخدا به من بگید آیا دو سال زندگی خیلی زیاده که یکی از طرفین کم آورده باشه؟؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : مشاوره خانواده، 
برچسب ها: دو سال زندگی، ازدواج، مشاوره ازدواج، مشاوره، رابطه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه چهاردهم تیر 1393

سلام من 22 سالمه مدت تقریبا 2 سال هستش که با یکی از خانومای دانشگاهمون دوستم هدفمونم ازدواجه.یه ارتباط ساده به دور از گناه میشه گفت چون نه من دنبال این کارام نه ایشون اهلش.اینم بگم واقعا دختر خوبی هستش.با حیا پاک صادق و...

نحوه شروع ارتباطمونم بعد از چند ماه صحبت کردن بود.ینی من به خاطر ظاهر نرفتم جلو.خانواده ها هم بهم میخورن اعتقاداتمون هم تو یه مسیره جفتمون اهل نماز و روزه و ... هستیم ولی آن چنان مذهبی هم نیستیم. از لحاظ ظاهری هم هر دومون خوبیم  تو هر دو جنس بدون اغراق.ارتباطمون هم تقریبا مسیج هست تا تلفن.تا چند وقت پیش مشکل اصلیه من با ایشون این بود که با وجود اینکه از احساسش مطمئن بودم ولی اصلا به رو نمیاورد و واقعا من احساس پوچی میکردم همه زندگیم فکر کردن بهش بود اما اون انقدر مغرور بود زیاد به رو نمیاورد.البته اینم بگم که اذیت شدنه من هم به خاطر غرورم بود که نمیخواستم از بین بره.من خیلی اذیت شدم تا این که یه قهر جدی بینمون پیش اومد تا نزدیکه یه هفته که بعد خودش برگشت و گفت تو این یه هفته فهمیدم که بدون تو نمیتونم.ازون به بعد رابطمون خیلی بهتر از قبل شد و منم به خاطر تلاشای زیادم انتظارم بالاتر رفته بود.

برای دیدن ادامه سوال و شرکت در بحث، اینجا کلیک کنید.




طبقه بندی: بحث و گفتگو : سایر موارد، 
برچسب ها: ازدواج، مشاوره ازدواج، اهل نماز و روزه، مذهبی، قهر، خواستگاری، رابطه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه نهم تیر 1393
سلام.چقدر خوشحالم که اینجا رو پیدا کردم.خواهش میکنم منو راهنمایی کند.دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم.

من الان توی شهر خودم ارشد میخونم.بعد از کارشناسیم از طریق اس ام اس با یکی از هم کلاسی های کارشناسیم در ارتباط بودم و تقریبا آبان بود که بحث ازدواج بینمون پیش اومد.هم قبل از ایجاد این رابطه و هم بعد که بیشتر آشنا شدم احساس میکردم و میکنم که اخلاق و رفتار و اعتقاداتش رو قبول دارم و خیلی هم دوستش دارم..بخاطر بعضی خصوصیاتش.کم کم این قضیه بین خانواده هامون مطرح شد.خانواده من مخصوصا مادرم که در واقع اون توی خونه همه کارست شدیدا مخالفه.پدرمم که حرفی نداره ینی کلا توی خونه مامانم همه کارست!،یه جلسه هم پدرش تنها اومد خونمون و بحثو مطرح کردو وقتی هم که پدرپسره زنگ زد مامانم به شدت گفت نه!ولی من برادر بزرگم رو در جریان گذاشتم و اون با پسره یه قرار گذاشت و همو دیدن.اینو هم بگم ایشون ارشد شهر دیگه ای میخونن و معلوم نیست سربازیشونو معاف میشن یا نه،ما اصلیتمون مال روستا هست و پدرومادرم از وقتی ازدواج کردن اومدن اینجا که از تقریباشهرهای بزرگ هست  ولی ایشون مال روستای استان کناریمون هستند.از برادرم که پرسیدم گفت پسر خوبی به نظر میاد ولی شرایط زندگی باهاش سخته و اگه بتونه بیاد توی شهرستان کنارشون بعد خانواده ها همو ببینن و...ایشون کار ندارن ولی با توجه به رشتمون و بومی بودن ایشون به نظرم خیلی زود کار گیرشون بیاد ولی در کل جربزه کار داره و مطمئنم بیکار نمیمونه..اونم گفت اگه بتونم بابامو راضی کنم اکی.و الان باباش راضی شده.تو این مدت من خواستگاری نداشتم که مستقیم با خودم مطرح بشه و از طریق مامانم بوده که مامانم بدون نظر من خودش اگه میدیده مناسب نیست جوابشونو میداده.اما اخیرا یه مورد پیش اومد که از طریق دوستم به خودم گفتن و من سریعا گفتم نه.و برنامم این بود که خیلی نرم مخالفتم رو با خانوادم داشته باشن تا کوتاه بیان.مامانم دلیل اصلی مخالفتشو نمیگه ولی مهمترین دلیلش اینه که میگه زشته!!قضیه این خواستگاره و رد کردنشو به مامانم و خواهرم گفتم تا بدونن برنامه من چیه.اونا خیلی بد برخورد کردن و پسره رو اصلا حساب نمیکنن میگن داهاتین و بی فرهنگن و..ولی من اصلا اینجوری فکر نمیکنم.از طرفی پسره خیلی رو خانوادش حساسه.

برای دیدن ادامه سوال و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: هم کلاسی، اخلاق و رفتار، رابطه، همه کاره، خواستگاری، حساسیت، خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393

سلام

نظر دوستان رو میخواستم در مورد مشکلم بدونم:
با دختری یکسال دوست بودم و تو این مدت رابطه فیزیکی هم باهاش داشتم.تو یکسال هم گاهی قهر و آشتی پیش میومد که به نظرم به خاطر سن کمه اون دختر بودش (18سالشه)
بعد از یکسال آشنایی به خواستگاریش اومدم در حالی که خانوادش موافقت کرده بودن دختره زد زیر قولش و بهم رد داد!!! به خانوادش گفته ازش خوشم نمیاد!
در جواب اینکه چرا بامن رابطه فیزیکی داشتی میگه خب آدم ممکنه تو زندگیش اشتباه کنه عذاب وجدان هم بابت این کارم ندارم! بهم گفت نظرم تغییر کرده و دیگه حسی بهت ندارم

خلاصه بنده هم به نظرش احترام گذاشتم و قیدش رو زدم
میخواستم نظر دوستان رو در این مورد جویا بشم.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث، اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : سرگذشتهای عبرت آمیز، 
برچسب ها: رابطه، رابطه فیزیکی، خواستگاری، جواب رد، خواستگار، دختر18ساله، اشتباه در زندگی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393

سلام به همگی

من27سالمه و فوق لیسانس هستم از یه خانواده فرهنگی تک دخترم و از نظر قیافه میتونم بگم بالاتر از متوسط هستم حدود یک سال پیش با آقایی آشنا شدم که ایشون لیسانس و8سال از من بزرگترو سرپرست یکی از شعب بیمه هستند. از روز اول ایشون قصدشون ازدواج بود و خاستگاری کردن حتی منو در شعبه خودشون استخدام والان من کارمند ایشون هستم. چند ماه پیش ایشون برای خاستگاری به منزل ما اومدن و قضیه رو کاملا رسمی مطرح کردن خانوادم درمورد ایشون نسبتا راضی بودن اما مشکل اینجاس که خانواده ایشون از یک قشر روستایی و پر جمعیت هستند و به جز پسراشون و یکی از خواهراش 3 تا خواهر دیگه دارند که دیپلم و زیردیپلم هستند این در شرایطیه که ...

برای دیدن ادامه سوال و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




برچسب ها: مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده، رابطه، خواستگاری، عشق بی سرانجام، بله برون،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
(تعداد کل صفحات:6)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]