مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر رابطه
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه هشتم اسفند 1392
نفوذ بعضی از عقاید و تبلیغات جوامع غربی باعث شده است که زوجین مسلمان از همدیگر انتظارات نامناسبی داشته باشند و گاها تحت تاثیر فیلم‌های پورنو، خواستار رابطه‌های اورال یا انال و...

برای مطالعه مطلب و ارسال نظر همین جا کلیک کنید



طبقه بندی: مشاوره خانواده، 
برچسب ها: سکس، مرد، زندگی، رابطه، ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه دوم اسفند 1392
علی

سلام.مدت 5 ماه هست با دختری که یک سال از خودم بزرگتر هست آشنا شدم

این دختر یک رابطه بالای 5 ساله با یک پسر داشته و به دلایلی به هم نرسیدن.از روز اولی که با ایشون آشنا شدم شیفتشون شدم.چون هم ماه بنده هست و کاملا درک می کنیم همرو و تنها دختری هست که از فرط دوست داشتن براش گریه کردم بعضی از شبا.

تنها مشکل این هست که وضع مالی ما خوب هست و ایشون وضع مالی متوسطی و همچنین محله متوسطی زندگی می کنن(ما منطقه 1 ،و ایشون 8)

و این موضوع من رو تا حدی ازش دور می کنه واسه قصد ازدواج . همیشه می خواستم با یکی ازدواج کنم که سطح مالی پایاپایی با خودمون داشته باشه اما از لحاظ بعد احساسی و عاطفی کاملا ساپورتم می کنه و دختر کاملا صادقی هست

من 25 سالم هست.لیسانس

برای ارسال نظر و شرکت در بحث همین جا کلیک کنید



طبقه بندی: بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: مرد، ازدواج، رابطه، همسر، مشاوره، مشاوره ازدواج، مشاوره فوری،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه یکم اسفند 1392

سلام

مدتی هستش از دختری خوشم اومده و بهش ابراز علاقه کردم.ایشون18سالشه در جواب بهم گفت هرچی قسمت بشه همون میشه دست من و شما نیستش!

اگه خانوادم راضی باشن موافق هستن.من ازشون خواستم بهم قول ازدواج بدن تا از نظرمالی بتونم به وضع مطلوب برسم تا به خواستگاریشون بیام ولی ایشون همش میگن قول نمیدم.اگه قسمت هم نشیم منو ببخش!

به نظرتون ایشون منظورش از این حرف که همش بحث قسمت رو میاره چی میتونه باشه؟چرا بهم قول نمیده؟

درضمن بنده 26سالمه و کارمندم و خانوادم در جریان این موضوع هستن ولی بهم گفتن هروقت خودت بخوای میریم خواستگاری که من گفتم سال بعد میتونین برین خواستگاری...


برای شرکت در بحث و ارسال نظر همین جا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: مشاوره فوری، مشاوره ازدواج، مشاوره، رابطه، ازدواج، خواستگاری، زن،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سی ام بهمن 1392

سلام

دختر۲۵ ساله ای هستم دانشجوی ارشد و دبیر سه سال قبل عقد کردم اما به دلیل بی مهری و بی ثباتی همسرم قبل از اینکه زیر یه سقف بریم بعد۱۰ ماه جدا شدم.ده ماه قبل پسر داییم که دانشجوی مهندسی برق هستش و جوشکاره و۴ سال ازم بزرگتره بهم پیشنهاد ازدواج داد البته خودش رو از لحاظ مالی و تحصیلی وشغلی پایینتر ازمن میدونهو۴ ماه قبل برادر شوهر خواهرم که ارشدمکانیک داره و ۶ سال ازم بزرگتره اما فعلا به صورت ساعتی کار میکنه پیشنهاد ازدواج داده خانوادش همه تحصیبکرده هستن.حالا گیر کردم بین دو مورد.پسر داییم به صراحت علاقشو بیان میکنه البته با پیامک ولی وقتی میبینتم حتی نگاهمم نمیکنه وخیلی سر به زیره.لطفا کمکم کنید.


برای ارسال نظر و شرکت در بحث همین جا کلیک کنید



طبقه بندی: بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: زندگی، مرد، احترام، خانواده، عقد موقت، رابطه، سکس،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سی ام بهمن 1392

رابطه ها ادامه داشت تا اینکه عیدقربان وتعطیلی چندروزه اش فرارسیدمن دانشگاه بودم وتصمیم نداشتم این روزها را به خانه بروم.بامن تماس گرفت وخواست که به خانه بروم تا عیدبه خانه مان بیایدمن ابتدامخالفت کردم ولی اوگفت ازخانواده ام اجازه ام را میگیرد.خانواده ام به من اطلاع دادند که به خانه بیا،در راه با من تماس گرفت وگفت که در ترمینال میبینمت وخواهش واصرار داشت که به خانواده ام نگویم از این دیدار،وقتی هم را دیدیم به من گفت که اگرمن را می خواهی باید بایه شاخه گل بخواهی که مهریه ات باشدومن با اینکه جا خوردم وحتی گفتم که تو اگر مرا می خواهی ومرا شناخته ای که فردی نیستم که بخواهم اذیت کنم ومهریه بگیرم مهرعرف کن ولی سپس گفتم که من تورابا یک شاخه گل قبول میکنم چون گفته بود قبول من برای تو حتی با یک شاخه گل قابل ستایش است ومن هم مهریه عرف راقبول دارم ،تصورم این بود که بعد خانواده ام را راضی خواهد کرد،چندتا قسم بهم داد،ومن همه قسم ها را علیرغم میلم وبخاطرعلاقه خوردم چون بخودم مطمئن بودم که کسی نیستم که بخواهد کسی راآزار بدهد،من حتی گفتم که چرا قسم بخوریم وقتی مطمئنیم به خودمان،عالمی میگوید حرف راست که قسم ندارد،اونروزباصیغه عقدی که از طرف او جاری شد من با همان شاخه گل قبولش کردم زیراخودش گفته بود که تا۲هفته دیگربا خانواده ام خواهم آمد وهمه خواهند فهمید وکارمان را رسمی میکنیم،اما...


برای مطالعه مطلب و ارسال نظر کلیک کنید



طبقه بندی: بحث و گفتگو : خواستگاری، 
برچسب ها: زندگی، رابطه، همسر، ازدواج، خانواده، عقد موقت، مشاوره،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: حسین وجدانی «مشاور»
(تعداد کل صفحات:6)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]