مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر راضی کردن خانواده
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1395
سلام خسته نباشید پسری هستم 26 ساله لیسانس معماری تک پسر خانواده یک سالی هست با یه دختر اشنا شدم قراره باهاش ازدواج کنم . مشکل من نبود کار مناسب هست و خانواده ای سخت گیر هر چی به پدرم میگم دائم سرکوفتم میزنه مثلا به پدرم میگم برم کارگر ساده بشم حداقل تا بتونم ازدواج کنم اما اجازه نمیده میگه کاری باشه پیشرفت کنی توش یا کار ثابت باشه میگه وضع مالیمون انقدر بد نیست بری کارگری  خلاصه خیلی دنبال کار مناسب گشتم پیدا نکردم حتی پدرمم نتونست کاری انجام بده هنوزم دنبال کارم  دوستم میگفت پدر بهتر حال پسر درک میکنه چون خودشون هم یه زمانی جوون بودن بهتره به پدرت بگی نیاز به ازدواج داری ولی اینطور که من میبینم فقط به فکر خودشه اصلا نمیبینه....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: چگونه پدر و مادرم را راضی کنم برای خواستگاری؟



برچسب ها: راضی کردن خانواده، مخالفت خانواده، پدر و مادرم مخالفند،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه هفدهم فروردین 1395
سلام من ۱۸سال دارم و دانشجوی دانشگاه ازادم و با محیطی که دانشگاه دارد نمیتوانم ادامه بدهم مگر متاهل شوم باید چکار کنم و به هیچ وج نمیخوام طوری بشه که با جنس مخالف به صورت حرام اشنا بشم یا وابسته بشم باید چکار کنم و خانواده ام را چگونه راضی کنم.
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: مجردی در دانشگاه ممکن نیست



برچسب ها: ازدواج نوجوانی، ازدواج در نوجوانی، راضی کردن خانواده، راضی کردن خانواده برای ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه سیزدهم فروردین 1395
سلام.٢٧ سالمه فوق لیسانس عمران هستم. میخواستم سوالی در موردازدواج بپرسم،دوستان راهنماییم كنن.یه چندمدتی هست كه عاشق دخترخالم شدم اونم منو دوست داره،ولی مشكلی كه بین ماهست خونواده منه،كه با مخالفت شدیدی همراه شده.خانواده خالم خوب خستن و دختره خوب و پاكی دارن،فقط قبلنا پدرش بخاطر ناراحتی قلبی باتجویز پزشك كمی مواد مصرف میكرده و الانم كلا ترك كرده و عموهاشم بعضی هاشون معتاد هستن،حالا من موندم كه این دختر یعنی حق زندگی كردن نداره ،البته حق میدم اصل و ریشه خانواده هم ملاك هست نه كه نیست، ،حالا مادرم،همینطور از پدرشون كه پدربزرگم هستن(خوده پدر بزرگمم قبلنا بخاطر قلبشون مصرف میكرده)مشورت میگیره و میگه این دختر به درد ما نمیخوره.قبلنا خواهرم ٢٠سالهشه ازدواج كرده و الان دنبال طلاق هست،حالا مادرم میخواد...
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: چه کار کنم خانواده راضی شوند؟



برچسب ها: راضی کردن خانواده، روش راضی کردن خانواده، رضایت خانواده برای ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه پانزدهم آبان 1394
دختری ۲۵ ساله هستم دانشجوی ارشد معماری بیکار شرایط مالی خانوادم متوسط با پسری ۲۸ ساله ارشد عمران دارای شغل ۴ساله دوست هستیم چند ماه پیش برای آشنایی به خونمون میان نه برای خاسگاری چون پدرشون مخالفت میکنن که ازدواج فعلا برای پسرشون زوده و این آقا الان تصمیم گرفته ک به خرف اونها گوش نده و بیاد جلو.
درطول این ارتباط بارها موقع جروبحث ازم میخاسته که اگه میخای ازدواج کنی خوب برو و من از دلشون خبر داشتم این کارو نکردم
این اقا از نظر ظاهری خیلی در سطح من نیست طوری ک من همیشه باید بگم فلان لباسو نپوشی و کلا برای ظاهرش خرج نمیکنه
اگر با مخالفت خانوادش بیاد جلو ما زندگی سختی رو پیش رو خاهیم داشت و با این بی محبتیایی که این مدت ازش دیدم نمیدونم برام یاداوری بشه و زندگیم سختتر بشه من برای دوستی موقعیتهای خوبی دارم اما ازدواج فقط همین پسره
ملاکهای من خانواده خوب و بافرهنگی که داره شعور و شخصیت خودشه ک مهمترینش خانواده رو داره ازم میگیره
نمیدونم واقعا چیکار کنم با پسری که میدونم پشتکار داره و دوسم داره جواب مثبت بدم و چجوری از یاد ببرم کاراشو یا نه منتظر فرصتهای بهتر شم چون هرکسی منو میبینه میگه ختما همسر خوبی گیرت میااد
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: موقعیت برای دوستی زیاد دارم اما ازدواج نه



برچسب ها: ازدواج بدون رضایت خانواده، راضی کردن خانواده، اقدام خودسرانه پسر برای خواستگاری، خواستگاری آمدن پسر به تنهایی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه نهم خرداد 1394

قبلا در این انجمن هم سوالی رو مطرح کردم در زمینه علاقه به همکار و خجالت خود از گفتن.

اما با راهنمایی بسیار عالی دوستان در انجمن خجالتم رو کنار گذاشتم و برای اولین بار حرفم رو به خانوادم زدم.
به گونه ای که شخصیتی که ازم میشناختند رو تغییر داد.همین الانش هم خیلی ها درست منو نمیشناسند و چون از زبان و زبان بدنم کسی متوجه منظورم نمیشه.
اون موقع که بحث رو مطرح کردم،5 ماه میشد با اون خانم در اون شرکت همکار بودم.ولی الان 3 ماه دیگه بهش اضافه شده.
خلاصه،موضوع رو با خانواده در میون گذاشتم.از قضا با گفتن فامیلش و نام پدرش،فامیل دور هم از آب در اومدیم.نسبت فامیلی که با فوت خاله همکار خانم تا حدودی قطع شده بود.
اما مشکل تازه شروع شد و بنا به دلایل زیر خانواده مخالفت کردند:
- خانواده خانم همکار،شلوغ بودند(بیش از 5 برادر و 2 خواهر)
- از خانواده های معمولی بودند که در روستایی در 1 کیلومتری شهرمون زندگی میکردند
- به قول پدرم بعضی از برادرا آدم های کله شقی هستند(نه اینکه اوباش باشند)
- مادرشون پیر هستند و فاصله سنی دختر و مادر زیاد هست
- مادرم از خواهرش، زیاد خوشش نمیاد
- چون جمعیتشون زیاد هست،روی تربیت این دختر هم تاثیرگذار بود

به جز مورد آخر،بقیه موارد فکر نکنم زیاد مهم بوده باشند هر چند مورد آخر به بقیه ربط داره.
خلاصه مخالفت جدی خودشون رو اعلام کردند.از طرفی مادر من،تو زمینه انتخاب عروس بسیار حساسیت به خرج میده.به گونه ای که ...

برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: مانده ام چکار کنم




برچسب ها: مشکلات و موانع ازدواج، راضی کردن خانواده، ازدواج با فامیل دور،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]