مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر رد کردن خواستگار
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه نوزدهم اسفند 1393

دختر 25 ساله هستم، و دانشجوی ارشد، و شاغل، مادرم زن به شدت عصبی و پرخاشگر و بدبین و ترسوییه، تو تمام دوران تحصیلم به طور دائم، گوشیمو چک میکرده، و مدام بهم تهمت میزده، وقتی با تلفن حرف میزنم گوش وامیستاده و این رفتار رو  تا به امروز ادامه داده، به خاطر رفتار مادرم به تمام پیشنهادایی که تو محل تحصیل یا کارم داشتم بلافاصله جواب رد دادم، چون مادرم اگه بفهمه با کسی حرف زدم بقیه داستان رو ذهن منفی بافش می بافه و بهم تهمت میزنه، با این که خودش بزرگترین مانع آشنایی و ازدواج من با کسیه به طور دائم به خاطر مجرد بودنم سرزنشم میکنه، و ناسزا میگه، مادر من سواد پایینی داره و شهرستانیه و از بچگی بی مادر بزرگ شده، نمیدونم چی فک میکنه، چطوری انتظار داره بدون دیدن کسی ازدواج کنم، فک کنم هنوز درگیر خیالات خودشه و انتظار داره یه نفر من و سر چشمه ببینه و دنبالم بیاد در خونه و من و خواستگاری کنه، بدون هیچ زمینه ای، خانواده ما روبط اجتماعی کمی دارن، این افرادی هم که تو اقوام ازم خواستگاری کردن، از هیچ جهت مناسب من نبودن، کلا تو فامیل ما هیچ آدم مناسبی با من وجود نداره، من تو یه دانشگاه و رشته ی تاپ درس میخونم ، تو فامیل ما هیچ پسری بالاتر از دیپلم سواد نداره، نمیتونم این و بپذیرم، ظاهر خوبی هم دارم، به قول دوستام کوه هنر و استعدادم، نمی تونم با کسی ازدواج کنم که احمق تر و ضعیف تر از منه، از یه طرف فشار درس و کار، از یه طرفم رفتار مادرم، دارم دیوونه میشم، از دست بددهنی هاش، اخیرا یکی از هم دانشگاهیام ازم خواسته تا در مورد ازدواج با هم حرف یزنیم، پسر خوبیه، شغل پردرامدی داره، ظاهر خوبی هم داره، و تا جایی که من میدونم خانواده ی تحصیل کرده و با اخلاقی داره، دوس ندارم مثل همه ی موردای قبلی فقط از ترس مادرم اینم از خودم دور کنم، طبیعتا قبل از دعوت کردن هر کسی به خونه باید شناخت مختصری از روحیات و ... اش داشته باشم تا ریسک های احتمالی رو تسکین بدم، که این شناختم با صحبت کردن به دست می یاد، ولی ازین کار می ترسم، اگه ازم شماره بخواد؟؟؟ کسی از یه دختر 25 ساله انتظار نداره که بگه از ترس مامانم نمی تونم بهت شماره بدم. اگه مامانم بفهمه با کسی چند دفعه حرف زدم، برام حکم زنا صادر میکنه، چی کار کنم آخه؟

اینم ناگفته نماند که من بابام و 6 سال پیش از دست دادم، فک میکنم مادرم به خاطر فشاری که رو خودشه بابت تنها بودن

این طور رفتار میکنه چون 90 در صد فحش ها و ناسزاهاش جنبه ی جنسی داره، یه جورایی همش داره فحش جنسی بهم میده.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: کوه استعداد و هنرم/ مادرم فحش جنسی میده!




برچسب ها: رد کردن خواستگار، رفتار بد مادر، بدبینی مادر، خواستگار هایی که بی دلیلی رد میشن، چطور یمادرم رو راضی کنم،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیستم آذر 1393
سلام
بنده و خانواده ام پس از تحقیقات و بررسی به خواستگاری که داشتم جواب مثبت دادم و قراره برای تعیین مهر و.. بعد از ماه صفر بیایند اما هم اکنون خواستگار دیگری تماس گرفته که شرایط بهتری دارد مادرم میگویند در این فاصله آنها هم بیایند تا صحبت کنیم ببینیم کدومشون بهتره
اما من از عمق قلبم ناراحتم و در برابر خدا احساس شرمساری میکنم اما مادرم معتقد است ما که هنوز سر مسائل اصلی به نتیجه نرسیدیم و بله نهایی مانده است پس اشکالی ندارد که یک خواستگار دیگر هم ببینیم و نتیجه گیری کنیم اما من احساس بدی دارم به نظرتون نظر مادرم درسته یا حرف دلم رو گوش کنم؟؟؟؟؟
متشکرم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  احساس شرمساری می کنم






برچسب ها: خواستگار، انتخاب خواستگارها، رد کردن خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه پانزدهم آبان 1393

سلام.متولد67هستم.دختری چادری.بااعتقادات مذهبی.وظاهری مناسب.چندین مورد خواستگار تو فامیل وغریبه داشتم.ازدواج فامیلی رو دوست نداشتم و همه رو رد کردم.غریبه ها هم هریک بدلایلی توسط خودم یاخانوادم رد شدند.سال گذشته با پسری آشناشدم که پلیس بود و این آشنایی به واسطه عموی من که همکار او بود انجام گرفت.

من یکسال و نیم از او بزرگتر بودم اما70درصد بقیه معیارهایم را داشت.اما با مخالفت خانواده ام روبرو شدم چون او هنوز استخدام نشده بود و مدرکش دیپلم بود.خلاصه بعد از مدتی قضیه بین خودمون هم تموم شد.به او علاقه داشتم اما بعد از چند ماه حس کردم احساساتی تصمیم گرفتم و با سنش نمیتونستم کنار بیام.

تا اینکه بطور اتفاقی با یه پلیس دیگه آشنا شدم بعد از مدتی فهمیدم عمومو میشناسه و دو سه سالی رو باهم بودن.ایشون کارشناسی دارن و ده سال خدمته و مشکل قبلی رو نداره.کمتر از 5 ماهه که ارتباط تلفنی باهم داریم اما ...

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: میترسم پشیمان شوم




برچسب ها: ازدواج با پلیس، رد کردن خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه هفتم آبان 1393
سلام به همگی مدتی پیش یکی از آشنایان من رو واسه پسر شون خواستگاری کردند من قبول نکردم اما مادرم همچنان اصرار داشتند تااینکه بنا شد عکس پسرشون رو بفرستند که اگه پسندشد بیاند خواستگاری خب از نظرظاهری مقبول بود اما بطورکلی شرایطشون با اون چیزی که همیشه مدنظر من بود تفاوت داره مثلن شغلشون تحصیلاتشون و حتی به نظرم خلقیاتی که با توجه به شناخت خانواده شون انتظار میره داشته باشند... حالا چندتا سوال... اول اینکه من ۲۲ سالمه ودانشجوی سال دومم آیا الان زمان مناسبیه واسه ازدواج؟ دوم اینکه با توجه به اینکه یکسری معیارهای مورد نظرمو نداره قبول کنم که بیاند برای صحبت و آشنایی بیشتر؟؟ سوم اینکه به نظرتون تحصیلات چقدر رو آدما و اخلاق و رفتارشون تاثیر گذاره؟ایشون دیپلمه هستن ویه چیز دیگه...اونم اینکه خودم فکر میکنم تا حالا خیلی دیده نشدم که یکی دوتا خواستگار بیشتر نداشتم شاید در مدارج بالاتر بتونم فردی رو پیدا کنم که مناسبتر باشه اما خب ممکنه دیگه هیچ خواستگاری نداشته باشم... لطفن راهنماییم کنید خیلی ذهنمو درگیر کرده...پیشاپیش سپاس
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: شاید در مدارج بالاتر خواستگار بهتری پیدا...



برچسب ها: زمان مناسب برای ازدواج، رد کردن خواستگار، رد کردن خواسگار به امید آمدن خواستگار بهتر،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین