مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر شغل و ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1394
سلام و عرض ارادت به محضر مشاور عزیزم.ایمان هستم بیست و یک ساله دانشجو ترم شش در تربیت معلم .راستش من تو فکر ازدواج نبودم.دلیلشم بیشتر بر میگرده ب موج منفی قضیه ازدواج که از والدین و اطرافیانم شنیدم.منعم کردن گفتن فعلا زودته.من نیاز عاطفی در خودم میبینم ینی ب ی جنس مخالف نیاز دارم ارامشم بده.نیاز جنسی هم هست.من نیاز ب کسی دارم ک براش تلاش کنم و زندگی یی بسازم.شاد بودن باهاش و شاد کردنش .اینا احساسات منه.راستش فعلا حقوق بورسیه میگیرمو ی دو ترمی راه دارم تا برم سر کارم.کارمم تضمینه و مهر سال بعد میرم سر کارم الانم ک مجردم در بدر دنبال کارم و بعضا کارهایی پیدا کردم تو بعضیاشون موندم و بعضیاشون خوشم نیومد.راستش پول در اوردن دغدغم شده.تازگیام ی دختر خانم یسال کوچیکتر ینی بیست ساله دانشجو تربیت معلم پیدا کردم.با صحبتایی ک داشتم شخصا باهاش شباهتها و علایق شبیهی داشتیم.اما روابطمون بصورت مجازی بوده و در حد مسایل ازدواج حرفیدم عشق و عاشقی فعلا نداشتم.تصوری ک من دارم از ایشون این ک وجودش تو زندگیم موجب ارامشم و تکاملم میشه .اینو از تو عقاید و حرفاش فهمیدم.ی حاهایی مثلا تو عقاید مذهبیش از من ی سر گردن بالاتره و میفهمم ک میشه خودمو اوج بدم.اما بهش گفتم میخام تا اخر این هفته روابطمون قطع بشه تا بدور از احساسات تصمیم بگیرم ک بیام خواستگاری یا نه.اما مشکلم اینجاس نمیدونم ایا اماده تشکیل زندگی هستم یا نه.دلایلم برای ازدواج رو بالا عرض کردم.ممنونم ک راهنمایی میکنید

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: دوست دارم شاد باشم و کسی را شاد کنم






برچسب ها: مشاوره ازدواج، همسر مناسب، شغل و ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393
سلام به همه
دوستان از اینکه مشکل منو هم گوش میکنید ونسخه میپیچید ،ویژه ممنونم
یه دختر 25ساله محجبه،تحصیلکرده(فوق لیسانس)،وبه گفته اطرافیان ازنظر قیافه الحمدلله چیزی کم ندارم..اما توهفت آسمون یه ستاره هم ندارم.من عاشق کارکردن واستقلال مالی هستم.تا بحال هرجا بگی برای کار سر زدم ودرخواست دادم ولی نمیشه میگن رشته تو رو ایران نمیخواد شاید بگید مگه رشته ات چیه؟
عرض کنم بخاطر اینکه اینجا مملکت اسلامی بوده وهست من تاریخ اسلام خوندم وهمیشه هم توش ممتاز بودم.اما الان دریغ از یه کار کوچولو که من حداقل دلم به رزومه اش خوش باشه.خواهر کوچکترم بااینکه لیسانس است ولی سرکار میرود او معلم است بهمراه مادرم.روزها مادروپدروخواهر وبرادرم(که دانشجوست)برای کار وفعالیت وتولید ازخانه خارج میشوند ومن میمانم ویه خانه سوت وکور که گرچه خانه دار هم نیستم عینه یه مادر باید بشورم وبپزم.شاید بگویید به ازدواج فکر کن آخر مگر میشود در شهری که دختران شاغل را زودتر وافراد بهتری خواستگاری میکنند ازدواج خوب کرد.
پدرم در شهر به این مسئله مشهور است که هیچوقت به هیج وجه اجازه نمی دهد کسی حقش راغصب وتصاحب کند وهمه جوره پای گرفتن حقش می ایستد واین باعث این مسئله است که میگویند از فلان شخص میترسیم که باهاشون وصلت کنیم وترسشان مانع پا پیش گذاشتنشان شده.از آن شهر مهاجرت کردیم ولی تا بیاییم در محله ای آشنا بشویم وکسی را بشناسیم وکسی مارا موقع تمام شدن اجاره است والقصه به جای دیگری اسباب کشی کردن.پیش تر خواستگاری داشتم آن هم نه از شهر خودمان معرفی شده از شهر دیگری بود که متأسفانه در آخرین مراحل منتهی به عقد توزرد ودروغگو از آب در آمد ودید مرا نسبت به زندگی خراب تر کرد.
پیش از این آدم صبور وخود دار وخویشتن داری بودم که میتوانست خشمش را کنترل کند ظرفیت شوخی داشت وهمه جوره به فضای خانه هیجان میبخشید وهمیشه بر لبم لبخند داشتم اما این اواخر به سبب مسائل گفته شده 180درجه عوض شدم از این رو به اون رو طاقتم کم شده وسر مسائل کوچک اعصاب خوردی میکنم ووسر بقیه فریاد میکشم با اینکه اصلا دلم نمیخواد اینجور باشم.من از زندگیم راضی نیستم .نگید برو کلاسای ورزشی هنری و...زمانی اینجور کلاس رفتن به من می چسبد که هزینه آن را خودم بپردازم ورضایت درونیم را احساس کنم.
با اینکه هیچگاه پدرم در مسائل مادی برایمان کم نگذاشته ولی اصلا دلم نمی خواهد پول فلان کلاس وبهمان کلاس من را بپردازد برای همین گره تمام مشکلات وحتی ازدواج کردنم را درپیداکردن شغل دولتی مناسب میبینم،ولی الان اخیرا خیلی گزینشی ورانتی عمل میشه وبه کسی که پارتی ندارد براحتی شغل دولتی نمیدهند وتازه هرجا برای درخواست دادن هم میروی میگویند اولویت ما برای پسران است این چه عدالتی است.من نه آرامش دارم ونه رضایت با اینکه مرارت کشیدم وشش سال دور از خونواده درس خواندم الان برام نه شغل مناسب هست وبه تبع آن نه همسر مناسب..چطور میشه آرامش ورضایت رو به قلبم برگردونم؟چطور توی زندگیم گشایش ایجاد کنم؟
ارتباطم با خداوند خیلی قوی است ومدام دعا وثنا میکنم،پس کجاست معنی خواستن توانستن است وازتوحرکت از خدا برکت؟؟
ممنونم بابت سایت پرمحتواتون

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: تو هفت اسمون یه ستاره هم ندارم



طبقه بندی: اشتغال زن،  بحث و گفتگو: خانواده، 
برچسب ها: شغل و ازدواج، خانه داری یا شاغل بودن،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی