مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر طلاق
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه هجدهم آبان 1393
من حدود۶ماه عقدکردم ازاونجایی که مارسم نداریم دخترعقدکرده نگه داریم مادرم باخانواده شوهرم تماس گرفت بیان خونه ماتادرموردتاریخ عروسی صحبت کنن اما شوهرم دعوت راردکردوگفت من معلوم نیست کی عروسی بگیرم.بعدشم که من بهش اعتراض کردم میگه تولیاقت منونداری بایدازهم جدابشیم فردابیامحضراگه نیای غیابی اقدام میکنم.این روهم بایداضافه کنم موقعه ای که ماقبل ازعقدصحبت کرده بودیم مهریه من ۴۰۰سکه بوداماروزمحضرجلوی همه مهمونازدزیرحرفشوگفت من فقط۱۲۵سکه مهرمیکنم یاعقدش نمیکنم.من ازترس ابروم جلوی فامیل مجبورشدم قبول کنم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:به جای عروسی دعوت به دفتر طلاق شدم!




طبقه بندی: کوتاه اومدن از شرایط،  مخالفت خانواده طرف،  بحث و گفتگو : انگیزه ازدواج، 
برچسب ها: مشکلات قبل از ازدواج، طلاق، اختلافات زناشویی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393
سلام...
متاسفانه یا خوشبختانه در حال متارکه هستم ...هم خوشبختانه چون دارم از یه رابطه ی خطرناک بیرون میام هم متاسفانه چون طلاق حواشی زیادی داره...
لطفا از دلایل طلاق نپرسید چون بازگو کردنش واقعا سخته برام.

مشکلاتی که الان دارم  و ازتون در موردشون راهنمایی و کمک میخوام:

1) برگشت به خونه ی پدریه و علی الرغم اینکه خانواده منو به خوبی پذیرفتن ولی تحمل امر و نهی های پدر و مادر برام خیلی سخته من استقلال رو تجربه کردم و حالا برگشت به این وضع برام سخته ... حتی مادر و پدرم  در مورد کثیفی اتاقم نظر میدن و با حالت دستور و طلب کاری تذکر میدن

2)اذیت های همسرم مبنی بر ندادن مهریه و در عین حال طلاق ندادن که آرامش منو به هم زده و اضطرابو وارد زندگیم کرده فکر به اینکه قراره چند سال طول بکشه تا ازش جدا بشم دیوونم میکنه سعی میکنم بهش فکر نکنم ولی بازم سخته

3)عذر میخوام بابت طرح این قسمتش ولی متاسفانه اینم یه بخش ماجراست: نگاه هرزه ی مردایی که یا از زندگیشون راضی نیستن یا با همسرشون صادق نیستن و این بدترین و سخت ترین و مشمئز کننده ترین بخش طلاقه

4)ترس از آینده ی مبهمی که تمام تلاشم برای روشن شدنش و پیشرفت شخصیمه ولی ازدواج بعدی برای من با کسی که قبلا ازدواج کرده اصلا یکی نیست من تمام راه هارو امتحان کردم رفتم و عاقبت ازدواجم شد این. از این میترسم که بازم دچار هچل بشم.

5)کنار اومدن با اصل واقعه یعنی طلاق که افسردگی اضطراب و سایر حالتای روحی منفی که برام ایجاد میکنه

 پیشاپیش مرسی


برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: با سختی های طلاق چطور کنار بیام؟




طبقه بندی: زنان و دختران طلاق گرفته،  احساس تنهایی بعد طلاق، 
برچسب ها: طلاق، متارکه، مشکلات پس از طلاق،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393
سلام من نزدیک 2 ماه است که بخاطر اعتیاد همسرم طلاق گرفتم چون واقعا قابل برگشت نبود و کارهای پرخطر انجام میداد و مصرف اون به شیشه رسیده بود.و من ازطلاق گرفتن ناراضی نیستم اعصابم راحتتر شده روی پای خودم هستم کارهم دارم حال و روزم هم خیلی خوب شده ولی تنها نگرانی من برای شوهرم هست و بااینکه تمام تلاش خودمو کردم و هیچ عذاب وجدانی ندارم ولی دوستش دارم و اونم منو دوست داره با اینکه طلاق گرفتیم ولی من با طلاق کناراومدم و فرزندم را بخاطر عدم صلاحیت به من سپرد.اون همش واسطه میفرسته خودش میاد یا پیام میزنه و منو قسم میده گریه و التماس میکنه من خوب میشم ترک میکنم و یا ترک کردم من بدون تو میمرم خلاصه منو تحت عذاب وجدان میزاره و از لحاظ روحی منو اذیت میکنه این از همون اول ازدواج همش همینجوری بود همش پیش من التماس میکرد و گریه و زاری منو کمک کن من میخوام ترک کنم 7سال به این منوال گذشت و من شبانه روز براش تلاش کردم و خودشم تلاش کرد ولی ترک نتونست بکنه و مصرفشم بالا گرفت به طوری روزی30تومان مواد مصرف میکرد روزهای آخری تریاک و شیشه و گاهی متادون میخواستم بپرسم من الان تو این اوضاع چکارکنم و اونم واقعا بیکس هست هیچکس کمکش نمیکنه.بخاطر اعتیادش سر کارهم نمیره من برگردم میدونم باز همون آش وهمون کاسه.واینکه گاهی من خودم بهش امید میدم درسته ما جداشدیم ولی باید تلاش کنی خلاصه بهش امید میدم فقط زمانی که برای دیدن بچه میرم.ووقتی میرم همش التماس و گریه.و من از رفتن خودم پشیمان میشم.چون دوباره عصبی میشم کسی که داره از تشنگی میمیره و حتی خورد و خرواک وآب نمیره واسه خودش بگیره (آینجا آب شیرین باید خرید)چه جوری میگه من همه چی رو جبران میکنم فقط تو بیا با من زندگی کن.و گاهی میگم اصلا بچه رو هم نبرم ببینه و حتی میگه من امام جمعه چابهار رو میارم پیشت واسطه شه آخه این نمیتونه ترک کنه به فرض اینکه ترک هم کنه از لحاظ روحی و عقلی مشکل داره من نه احساس امنیت میکردم تو خونه اش نه منو تامین عاطفی میکرد نه جسمی نه خوراک و نه پوشک ولی آدم مهربان و با ایمانی بود من الان ممکنه برام شرایط ازدواج مجدد پیش بیاد تجربه دارم ولی نمیدونم چه برخوردی کنم و اینکه اگر ازدواج کنم اون میتونه بچه منو بگیره.و من با اون باید چه برخوردی کنم دلمم براش میسوزه ولی میدونم اگر بخوام باهاش زندگی کنم خودم نابود میشم چون همیشه باید ازخود گذشتگی کنم و یا بسوزم و بسازم.خسته شدم بخدا از بس تنهایی این بار زندگی رو به دوش کشیدم. میخوام دیگه راحت باشم.بفکر خودم باشم چقدر برای اون دل بسوزونم تا کی و کجا .الان هم جدا شدیم همش خواهش و التماس.خواهشمندم جواب سوال بنده رو کامل و واضح و سریعتر در صورت امکان مرحمت بفرمایید.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو: خانواده، 
برچسب ها: شوهر عاشق، معتاد، طلاق، مواد مخدر، ازدواج، ترک اعتیاد،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393
سلام خسته نباشید من 21سالمه و نامزدم که 8ماهه عقدکردیم 25سالشه ایشون فوق العاده انسان پاک و نجیبیی هستن و از اقوام دور بودن تو یک پروسه ی 12 روزه مراحل ازدواج ما طی شد.درحال حاضر مساله ای که من رو حتی تاحد طلاق داره میکشونه این هستش که ایشون جثه کوچیکی دارند من درشت نیستم متوسطم اما این مساله رو دارم.نامزدم رو دوست دارم و براش احترام قائلم ولی این موضوع منو بیش از اندازه زجرمیده عذرمیخوام من نه ارضا میشم و نه احساس خوبی از بودن کنارایشون در رختخواب دارم چهرشون مطابق میلم هست اما این کوچکی جثه داغونم کرده باتوجه به اینکه شرایط خانوادگی من اصلا و به هیچ عنوان اجازه طلاق رو به من نمیده .ضمنا ما مشاوره هم رفتیم اما نتیجه نداده و هیچ کمکی در تصمیمگیری من نکرده این روهم بگم که نامزدم علاقه زیادی بهم دارهازشما راهنمایی میخوام بی صبرانه منتظرم.ایا این مشکل میتونه دلیلی برای طلاق باشه؟ارزش طلاق رو داره؟باتوجه به شرایطم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : تناسب ها و تفاوت ها، 
برچسب ها: جثه همسرم، طلاق، کوچکی جثه، علاقه، ارزش طلاق، مشاوره، مشاوره خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393
سلام دوستان عزیز

شوهرم همش پیام میده که باید از هم جدا بشیم چکار کنم به خدا خسته شدم با هر زبونی ازش معذرت خواهی کردم نمی دونم میخاد منو اذیت کنه یا واقعا قصد طلاق و داره کمکم کنید با چه روشی برم جلو تا راضی بشه که از هم جدا نشیم ارتباطشو با خانوادش هم قطع کرده به حرف اونا هم گوش نمیکنه برام هم شرط گذاشته به شرط اینکه بریم محضر و من امضا بدم که مهریمو ببخشم و هیچ وسیله ای تو خونش ندارم تا برگردم! همراهیم کنید که باید چکار کنم؟


برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.




طبقه بندی: بحث و گفتگو: خانواده، 
برچسب ها: طلاق، قصد طلاق، قطع ارتباط، مهریه، درخواست مهریه، بخشیدن مهریه، معذرت خواهی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]