مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر مخالفت با ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و نهم تیر 1395
سلام بنده مجرد هستم 24 سالمه و نابارور هستم که این ناباروری خدادادی است.بنده به ازدواج را به چشم یک تغییر و تحول در زندگی میبینم فکر میکنم .و متأهلان بهم میگن ازدواج هیچی توش نیست و فقط بشور بپز است و استقلال نداری.حالا واقعا طرز فکر ام در مورد ازدواج اشتباه است؟ بنده 4 ساله مادرم برحمت خدا رفته و پدرم زن دوم گرفته رابطه ام با نا مادری خوب است.2 برادر و یک خواهر دارم که متاهل هستند و داری فرزند میباشند.و خودم فرزند آخر خانواده هستم.متاهل ها بهم میگن ما بودیم ازدواج نمی کردیم و مجرد میماندیم.
برای دیدن نظرات و شرکن در بحث اینجا کلیک کنید: دیگران می گویند ازدواج نکن!



برچسب ها: ازدواج، اهمیت ازدواج، مخالفت با ازدواج، مخالف ازدواج کردن،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه هجدهم فروردین 1395
با سلام دختری ۲۸ ساله هستم که مدت ۵ سال با پسرعموی خودم در ارتباطتم ناگفته نماند که ۵ سال فقط رابطه ما از طریق پیام بوده حتی رودرو صحبت نکردیم وعاشق همدیگر هستیم .اوایل که شغل مناسبی نداشتند .ومنتظر موندم که شاعل شدن وی شغل رسمی نصیبشون شد .الان بعد ۵ شال باباش مخالفه میگه چرا داداش من دخترمو نگرفت من هم دخترشون واسه پسرم نمیگیرم همه خانوادش رازی هستند جز عمو .منی که ۵ سال جوونیمو بپای پسرعمو گذاشتم .لطفا بگید چکار کنم چکار کنیم عمو رازی بشه .ناگفته نماند که عمو من روستایی هست وطرز فکرش قدیمه.
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: مخالفت عمو با ازدواج پسرعمو



برچسب ها: مخالفت خانواده، مخالفت با ازدواج جوان، مخالفت خانواده با ازدواج، مخالفت با ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه نهم شهریور 1394
میشه کمکم کنین اعصابم آروم بشه ... باز این جنون ازدواج زده به سرم ازینور درگیر افکار نگران کننده ام_ که تو پستای قبلی گذاشتم_ ازینور خواستگار راه میدن ... بعد چون من حالم مث قدیم نیس بنده خداها از نگاهم میفهمنو میرنو کلا نابود.... حسسسم میگه بخاطر همینه... مییییییییدونم!!!!!!!!!!!!!!!

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: اعصابم خورده!




برچسب ها: رفتن خواستگار، فرار خواستگار، عدم علاقه به ازدواج، مخالفت با ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه دهم مرداد 1394
با سلام خدمت تمامی دوستان
حدود یک ماهی میشه که با این سایت اشنا شدم و هدف اصلیم هم استفاده از مشاوره و راهنمایی دوستان در جهت ازدواج بود. برای همین سعی کردم مشکلاتی که دارم رو مطرح کنم یا اگه مطرح شده بود مطالعه کنم تا در نهایت به هدفی که دارم " ازدواج " برسم. اما ...
به این نتیجه رسیدم که صحبت از ازدواج و عشق افسانه ای بیش نسیت و فقط مال فیلم هاست.
از مشکلات فاجعه بار اقتصادی گرفته تا عدم اعتماد به نفس و کلا تشکیل یه زندگی نا مشخصی که قراره چند تا بچه بی گناه تو اینده جورش رو بکشن. از باج دادن ها از بی عدالتی ها از ارزش قائل نشدن های پدر و مادرم از تمسخر ها از تحقیر ها از ...
اینا همه باعث شده که من کلا این موضوع رو مختومه اعلام کنم و بسپارمش به تقدیر.
واقعیتش من از بچگی تو شرایط بسیار سختی بزرگ شدم و تقریبا تو سنین نوجوانی بیرون کار میکردم تا بتونم یه پول تحصیل و تو جبیی رو فراهم کنم. بزرگ تر که شدم بسیار بسیار بسیار امیدوار بودم که بالاخره این سختی ها تموم میشه و روزهای خوبی تو راه هست و هر روز صبح فقط فقط به همین امید از خواب بلند میشدم. اما حالا شرایط نه تنها تغییر نکرد بلکه بدتر هم شده. از نظر اخلاقی سعی کردم خوب باشم . از نظر شخصیتی و ... هیچوقت مشکل نداشتم. اما حالا تو ذوقم خورده و بدجوری هم تو ذوقم خورده. زندگی داره اوج بی عدالتی و بی ارزش بودنش رو نشون بده.
" این حداقل اون چیزی که میخواستم هم نبود "
به چه دلیلی باید واسه ۵۰ متر جا زندگی این همه هزینه کرد. با این حقوق مزخرف چجوری باید زندگی رو چرخوند ؟( خواهشا تو جواب هاتون صحبت از برکت تو زندگی بعد ازدواج و نمیدونم خدا میرسونه و مشکلات اقتصادی هست و ... نکنید چون گوشم از این حرفا پره) مگه خدا  بیکاره که ببینه کی ازدواج میکنه و کی نمیکنه. وقتی مشکل اقتصادی هست و آدما دارن نسبت به هم ظلم میکنن دیگه خدا باید چیکار کنه ؟؟؟
خلاصه حرف زیاده و نمیخام سرتون رو درد بیارم " مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد اگر پنهان کنم ترسم که مغز و استخوان سوزد"
در پایان هم خدمت تمامی عزیزان بگم که ۹۹.۹ درصد مشکل ازدواج پوله پول پول $$$
یا علی

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: افسانه ای به نام عشق و ازدواج




برچسب ها: عشق، ازدواج، مشکلات اقتصادی در ازدواج، مخالفت با ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393
سلام پسری هستم تقریبا 20ساله متاسفانه حدود 3 سال پیش دختر داییم که از من 2سال کوچک تر است به من ابراز علاقه کرد ومن هم دیدم که به او واقعا علاقه دارم و قبول کردم داییم (پدرش)چون تنها برادر تنی مادرم است خیلی به خانواده ما نزدیک است ومادرم حتی از ما هم بیش تر او را دوست دارد و آن ها بسیار زیاد به خانه ما رفت وآمد دارند همین باعث شد که من ودختر داییم از بچگی با هم بزرگ شویم به همین خاطر کاملا نسبت به او شناخت دارم ماتقریبا 1 سال مداوم با یکدیگر ارتباط مخفیانه داشتیم دراین مدت هر چه میگذشت وابستگی من به او شدیدتر میشد در آن مدت ارتباط ما فقط از طریق اس ام اس و تماس تلفنی بود بنده وایشان نه با یکدیگر ارتباط فیزیکی و جنسی داشتیم و حتی در حرف زدن هایمان هم هیچوقت در مورد این جور مسایل حرف نمیزدیم.وفقط به یکدیگر ابراز علاقه میکردیم(البته بعضی وقت ها جروبحث هم میکردیم) اما بعدازمدتی اوارتباطش را با من قطع کرد.اوازاین ارتباط احساس گناه میکرد. اما هنوز دوستم داشت (ازرفتارش متوجه شدم یکبار وقتی به خانه ما آمدند در کفشم یک گل گذاشته بود)میخواستم از محضر شما اینسوال را بکنم الان تقریبا دوسال است که دیگرنه به من زنگ میزندونه اس ام اس میدهدمن به شدت به اووابسته ام واین وابستگی دارد مرا به ورطه افسردگی و هلاکت میکشد.من واقعااورا دوست دارم و قصد ازدواج بااورا دارم.اما موانع خیلی بزرگی جلوی پای من هستند.او دختر داییم است ومیدانم که مادرم و زن داییم به شدت با ازدواج فامیلی مخالف اند دوم اینکه او باوجود اینکه دختر خوبی است امادر نازونعمت بزرگ شده وآن ها خانواده ثروتمندی هستند واو در زندگی همه چی برایش فراهم بوده چگونه میتواند با منی زندگی کند که پدرم کارگر است واز سال چهارم دبستان خرج تحصیلم را خودم دادم.میدانم که دختر خیلی خوبی است.این دارد آزارم میدهدکه نمیتوانم با اوازدواج کنم.برای همین از خیلی وقت پیش تصمیم گرفتم فراموشش کنم اما به خدا نمیتوانم .نسبت به او احساس مالکیت شدید دارم.وآن ها زیاد به خانه ما رفت وآمددارند واو همش جلوی چشمم است. چه کنم .کمکم کنید .اهل خودکشی نیستم اما از درون دارم پیر میشوم.کمکم کنید وبرایم دعا کنید.والسلام

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: تو کفشم گل گذاشته بود!




طبقه بندی: عشق قبل ازدواج،  تفاوت سطح مالی،  ازدواح فامیلی، 
برچسب ها: ازدواج فامیلی، تفاوت مالی در ازدواج، مخالفت با ازدواج، عشق دختر دایی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]