مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر مخالفت مادر
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه سوم تیر 1395
سلام ۲۶سالمه دوسال پیش با پسری۲۷ساله دوست شدم قصدمون ازدواج بود همون اوایل به پیشنهاد من نظر مادرشو جویا شدیم و ایشون مخالفتی نداشتن.از دوشهر مختلف بودیم زیاد همو ندیدیم اما تلفنی مدام با هم بودیم.منتظر بودیم کارش جور شه و بیان خاستگاری حالا کارش جور شده اما در کمال ناباوری مادرش مخالفت میکنه هرروز یک بهانه میاره دوری،عدم آشنایی و... میگه دخترخالتو میخام برات بگیرم..واقعا کلافم نمیدونم چیکار کنم نمیخام ضربه روحی بخورم اگه همون اول میگفت نه فوری میکشیدم کنار اما الان دلبسته شدم از هرنظر هم کف همیم نقاط مثبت و منفی همو میدونیم .بهم ریختم و دوستم میگه صبور باش...
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: مخالفت مادر بهانه ای برای نیامدن به خواستگاری



برچسب ها: مخالفت مادر، مخالفت خانواده، نیامدن خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیستم اردیبهشت 1395
سلام .من قصد ازدواج دارم ومادرم به شدت مخالفت میکنه به این دلیل که سنت کمه و بزرگ‌ترهای دیگه هنوز زن نگرفتن‌ من ۱۹سالمه به نظرتون باید چیکار کنم؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: مادرم با ازدواجم مخالفت می کند.


برچسب ها: مخالفت خانواده، مخالفت مادر، مخالفت خانواده با ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه یازدهم خرداد 1394
سلام
یه مورد خیلی خاص برام اتفاق افتاده که ازتون میخوام در صورت امکان پاسخ سوالم رو در اولویت قرار دهید ممنون
شش ماه پیس خواستگاری داشتم که بعد از دوجلسه صحبت کردن باهم، تصمیم گرفته شد وپای بزرگترها به میون اومد
برای صحبت مهریه و ادامه ماجرا که چون بر سر مهریه توافق حاصل نشد همه چی تموم شد 
در این مدت من خواستگار های زیادی داشتم اما خب قسمت نشد تا اینکه این خانواده دوباره اقدام به خواستگاری کردند 
دوباره صحبت شد اما فقط بزرگترها صحبت کردن ما دوباره صحبت نکردیم و این بار یه خرده ما از خواسته ها مون کوتاه اومدیم
یه خرده اونا صورت در جمع اقوام نوشته شد
و قراره که برای آزمایش و عقد برنامه ریزی کنند
اما مشکل ...
برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید:  مادرم میگه تو خوشگلی خواهرام میگن تو...



برچسب ها: مخالفت مادر، راضی کردن مادر، بهم خوردن قضیه به خاطر مهریه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393
دختری 21 ساله هستم،تک دختر خانواده و فقط یک برادر دارم مادر و پدرم دختر عمه و پسر دایی هستند از بچگی رفت و آمد زیادی خونه خالم داشتم خالم زن مهربان و اعتقادی و منطقی هست رفتاراش به دلم میشست و بیشتر چیزهارو بجا اینکه از مادم یاد بگیرم از او می آموختم،بچه های خالم همه خوب بودن از بچگی حس خاصی به پسرخاله ام داشتم چون پسری آرام باخدا مهربان و بامعرفت و سالم بود،مادرم از بچگی تویی گوشم میخواند که حتی جنازه ی من هم روی دوش فامیل نمیگذارد
وقتی بیست ساله شدم سعی کردن برای پسرخاله ام زن بگیرند و من داغون شدم اما تلاشهای آنها بی نتیجه بود و هیچ کیسی را قبول نمیکرد تا آخر متوجه شدن که مرا میخواهد و خاله ام با من صحبت کرد و از من خواست برای مدتی صحبت کنیم تا مطمئن شویم معیارهای مشترک داریم و بی گدار به آب نزنیم تا بزودی به خواستگاری بیایند من قبول کردم ،با شروع رابطه روز به روز اطمینانم نسبت به قبل بیشتر میشد و مشتاق تر برای ازدواج با او،تا زمان خواستگاری فرا رسید اما برخورد مادرم همه ی مارو متعجب کرد او خواهرش را از خونه انداخت بیرون و فقط میگفت:من به فامیل دختر نمیدم من خودم کم سختی نکشیدم که تو بکشی ما وضع مالی متوسطی دارم اونا هم همینطور او کار درست حسابی ندارد حرمت خالم شکسته شد دلم شکسته شد مادرم اجازه نمیداد من حرف بزنم فقط داد و بیداد حتی به پدرم هم اجازه نداد که نظر خود را بیان کند چونک راضی بود میگفت چون من میگم نه همه باید دهنتون بسته شه،اما ما همدیگرو دوست داریم هم کف همیم اختلاف خاصی نداشتیم نمیگم اون کامل نه مثل همه ی آدما عیبهایی دارد اما برای من بهترین گزینه ست،دوبار دیگر خواستگاری اومدن بازم بی فایده ،پا در میانی بقیه اعضای فامیلم افاقه نکرد،الان یکسال با هم ارتباط داریم روز به روز سمت گناه میریم اما هروقت حرف ازدواج را میزنم مادرم میگوید که ما که ازذواج کردیم به کجا رسیدیم برو کار کن پول جمع کن آخ مگه من ماشینم مگه احساس ندارم نیاز ندارم روز به روز اوضاع بدتر میشه خسته شدم راهنماییم کنید ترو خدا....

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: مادرم، خاله را از خونه انداخت بیرون!



طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: مخالفت مادر، ازدواج فامیلی، پسردایی، خواستگاری،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد