مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر مخالفت خانواده
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه ششم مهر 1393
با سلام دوستان عزیز دارم نابود میشم .از طریق دانشگاه با یک اقای خوب  هم شرایط اشنا شدم و باهم قرار گذاشتیم زمانی که من موضوع را بعد از چند ماه با خانواده خود مطرح کردم ابتدا همه چیز خوب پیش رفت اما بعد از چند روز دلیل سربازی نرفتن و کار درست نداشتن را بهانه کردند و جواب رد دادند با این که ایشون 2شیفت رفتن سر کار اما خب فروشندگی فقط به خاطر از دست ندادن من .اما خانواده  من مخالف هستند که حتما بعدا به مشکل میخورید و خیلی با لحن بدی با اوشون و مادرشون صحبت کردند و گفنه اند دیگه تحت هیچ شرایطی راضی نمیشوند اما واقعا دل کندن سخته اما راضی شدنی هم نیستند و حتی به دیدن مشاور هم نمی ایند.شما چه راهی پیشنهاد می کنید؟
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: به خاطر من فروشندگی می کرد!



برچسب ها: مخالفت خانواده، اهمیت شغل در ازدواج، راضی کردن خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و دوم شهریور 1393

سلام

دختری 24 ساله هستم.حدود 4 سال با پسری دوست هستم.و یک رابطه کاملا ایده آل داریم.تا چند ماه پیش مشکلی برای ازدواج نداشتیم اما حالا اون میگه که پدرش مخالف سرسختیه و دلیل مخالفتش هم دوستی ماست.ازش پرسیدم که یعنی پدرت قید تورو میزنه با من ازدواج کنی؟ میگه نه فقط حوصله توهین ندارم و نمیخوام به تو توهین بشه.

هرچند میدونم که تا الان مستقیم در مورد ازدواج با پدرش صحبت نکرده و فقط چند بار سر دوستی ما بحثشون شده و هر چقد بهش میگم با پدرت دوستانه در این مورد صحبت کن میگه تو نمیشناسیش.اون حرف ، حرف خودشه و تو برو پی زندگیت.

هرچه اصرار میکنم پیش مشاور بریم گوش نمیده.لطفا راهنماییم کنید که چه کار کنم.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




برچسب ها: رابطه دختر و پسر، مخالفت خانواده، پدرم مخالفه، دوستی قبل از ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه بیستم شهریور 1393

با سلام

من دختری 25 ساله هستم فوق لیسانس یکی از رشته های ناب دانشگاهی و مدرس دانشگاه، که حدود 7 ساله پدرم خونوادمون رو ترک کردن و جدا زندگی میکنند. این موضوع باعث شده که من همیشه ترس از اینکه مورد سواستفاده قرار بگیرم رو داشته باشم. برای همین هم معمولا توی روابطم با دیگران خیلی محتاط و محافظه کار هستم و این باعث شده روابط اجتماعیم خیلی خوب نباشه. البته در زمینه کاری همیشه روابط خوبی داشتم و دارم ولی به محض اینکه بحث کمی از حیطه ی کاری خارج بشه من دیگه نمیتونم ادامه بدم و معمولا یا سکوت میکنم و یا اگر سوالی ازم پرسیده بشه از جوابش طفره میرم.

بزرگترین دلایلمم واسه این طرز برخوردم اینه که:

...

برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




برچسب ها: خانواده و ازدواج، نقش خانواده در ازدواج، مخالفت خانواده، راضی کردن خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه هفدهم شهریور 1393
سلام، دختری 23 ساله هستم که با پسری با قصد ازدواج آشنا شدم، از همه لحاظ به هم میخوریم، خانواده او در جریان هستن ولی من میترسم به خانوادم بگم و مخالفت کنن، چون پدرم خیلی سخت گیره، خیلی نحوه آشنایی براش مهمه، میشه راهنماییم کنین چطوری بهشون بگم که در مرحله اول و شنیدنش مخافت نکنن؟ ممنون میشم راهنماییم کنین



برچسب ها: مخالفت خانواده، راضی کردن خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه چهارم شهریور 1393

با سلام خدمت همه ی دوستان

من پسری 26 ساله هستم .دوسال پیش همزمان با پایان دانشگاه به همکلاسیم که بهش علاقمند شده بودم پیشنهاد آشنایی برای ازدواج دادم و اونم قبول کرد .من ساکن کرج هستم و از خانواده ای نسبتا سنتی و ایشون ساکن شمال شهر تهران هستن و خانوادشون نسبتا امروزی ترن .سربازی نرفته بودم و کارم نداشتم .بخاطر شرایط من رابطمون طولانی شد و تبدبل به دوستی شد .از سربازی معاف شدم و یه کاری پیدا کردم که چند ماه بعدش بخاطر تعطیل شدن پروژه بیکار شدم .بعد از حدود یک سال و سه ماه رفتم خواستگاری ولی جواب منفی دادن و گفتن باید یه کار خوب پیدا کنی و اینکه گفتن دخترمون کرج بیا نیس .منم گفتم الان شرایط تهران اومدن ندارم .پدرمم یه ساختمون دو واحدی تو کرج خریده برای اینکه من و داداشم مشکل مسکن نداشته باشیم اول زندگی .اینم بگم که پدرم از اولش که فهمید اونا شمال تهران زندگی میکنن مخالف بود و میگفت از نظر فرهنگی به هم نمیخوریم درصورتی که هنوز شناختی ازشون نداشت .ولی چه از نظر وضع مالی و چه از نظر فرهنگی تفاوت زیادی با هم نداریم.فقط کمی از نظر فرهنگی تفاوت داریم.پدرم ازینم نگران بود که اونا قصدشون اینه ک منو از خانوادم جدا کنن .خلاصه این که بعد از چند ماه راضی شدن که محل زندگیمون کرج باشه به شرطی که تو اولین فرصت که بتونیم بریم تهران زندگی کنیم .منم قبول کردم.دوباره رفتیم خواستگاری که اینبار گفتن حق مسکن باید با دختر ما باشه که با مخالفت شدید خونوادم همراه شد .خودمم با این شرط موافق نیستم البته.

پدرم راضی نیست و میگه اگه باهاش ازدواج کنی باید قید مارو بزنی .آیا زندگی ای که با مخالفت خانواده باشه میتونه موفق باشه؟؟؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




برچسب ها: مخالفت خانواده، راضی کردن خانواده، ازدواج با وجود مخالفت خانواده، راه راضی کردن پدرم برای ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
(تعداد کل صفحات:5)      [...]   [2]   [3]   [4]   [5]